eitaa logo
حکاکی اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام
506 دنبال‌کننده
172 عکس
12 ویدیو
34 فایل
در حکاکی اشک، به تحلیل زوایای ناگفته تاریخ ائمه اطهار و ارائه نکات نوین در مقاتل می‌پردازیم. آماده دریافت نظرات و نکات شما هستم. @seyedahmadabotorabi sa.aboutorabi@ut.ac.ir برای مطالعه در حوزه تاریخ ایران اسلامی به #ایرانیات تشریف بیاورید. @iraniat
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 پا بر زمین مکش این آخرین لحظات عمر شریف قاسم است. امام بالای سر قاسم ایستاده است. فَإِذا بِالحُسَينِ عليه السلام قائِمٌ عَلى رَأسِ الغُلامِ و قاسم دارد پا بر زمین می کشد. وهُوَ يَفحَصُ بِرِجلَيهِ مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي :ج 2 ص 27 این یفحص یعنی چه؟ یعنی با پای خود خاک را جا به جا کرد در برخی از توضیحات آورده اند که یعنی در حال جان کندن بود گویا دیگر رمقی در قاسم نمانده بود که دست و پایی بزند و فقط پا بر زمین می کشید و چقدر سخت بود برای اباعبدالله که این صحنه را ببیند.. 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚 تنها کسی که درد دل امام را شنید قاسم عمویش را صدا زد و عمو با شتاب آمد فَوَقَعَ الغُلامُ لِوَجهِهِ، فَقالَ: يا عَمّاه!. قاتل بالای سر قاسم بود و امام با شمشیر بر او ضربه زد فَضَرَبَ عَمراً بِالسَّيفِ، او دستش را سپر کرد و دستش قطع شد کمک خواست فَاتَّقاهُ بِالسّاعِدِ، فَأَطَنَّها مِن لَدُنِ المِرفَقِ، ثُمَّ تَنَحّى عَنهُ خواستند به سرعت کمکش کنند وحَمَلَت خَيلٌ لِأَهلِ الكوفَةِ لِيَستَنقِذوا عَمراً مِن حُسَينٍ عليه السلام ، فَاستَقبَلَت عَمراً بِصُدورِها، فَحَرَّكَت حَوافِرَها وجالَتِ الخَيلُ بِفُرسانِها عَلَيهِ فَوَطِئَتهُ حَتّى ماتَ. با اسبان آمدند و تن نحسش زیر سم اسب رفت و به درک واصل شد. قاسم چه شد؟ قاسم دیگر رمقی در تن نداشت. داشت جان می داد. پا بر زمین می کشید. یفحص برجله امام نگاه می کرد وانجَلَتِ الغَبرَةُ، فَإِذا أنَا بِالحُسَينِ عليه السلام قائِمٌ عَلى رَأسِ الغُلامِ امام دلش شکست درد دل گفت عَزَّ وَاللّه ِ عَلى عَمِّكَ أن تَدعُوَهُ فَلا يُجيبَكَ ، أو يُجيبَكَ ثُمَّ لا يَنفَعَكَ! صَوتٌ به خدا برای عمویت سخت است این اولین باری است که از عمو چیزی می خواهد و عمو قادر به برآورده ساختن خواسته او نیست حسین علت این امر را گفت قاسم تنها شهیدی بود که امام با او درد دل کرد و از تنهایی اش گفت وَاللّه ِكَثُرَ واتِرُهُ وقَلَّ ناصِرُهُ. امروز دشمنانم زیادند و یارانم کمند. قاسم غصه های امام را شنید. و با قلبی شکسته جان داد تاريخ الطبري: ج 5 ص 447 🔺 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
🔰: بیان نکاتی از مقتل جناب علیهما السلام آمادگی قبلی قاسم برای نبرد 📚 مطالعه تنها کسی که درد دل امام را شنید 📚 مطالعه پا بر زمین مکش 📚 مطالعه 🔻صورت خاکی 📚 مطالعه 🔸 اشک غیرت 📚 مطالعه 🔸 زخم سطحی 📚 مطالعه 🔻 دو قمر بنی‌هاشم 📚 مطالعه 🔸 شبیه_مادر 📚 مطالعه 🔻 نکاتی از شهادت قاسم بن الحسن علیه‌السلام 📚 مطالعه 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk
📚 🔻تا حالا به فلسفه سنگ لحد فکر کردین؟ 🔻شاید یکی‌از علل لحد چیدن این باشه که بازماندگان دلشون‌نمیاد روی عزیزشون خاک بریزن لذا روی سنگا خاک میرزن و برا همین لحد میچینند. 🔸اما ابا عبدالله علیه السلام خودش بادست خودش روی علی اصغر خاک ریخت. 🔸 فَنَزَلَ الحُسَينُ عليه السلام عَن فَرسِهِ ، وحَفَرَ لِلصَّبِيِّ بِجَفنِ سَيفِهِ، ورَمَّلَهُ بِدَمِهِ ودَفَنَهُ. 🔹 حسين عليه السلام ، از اسبش فرود آمد و با قبضه شمشيرش ، گودالى كَنْد و كودك را با خون آغشته اش ، در آن ، دفن كرد . 📎الاحتجاج: ج 2 ص 101 ح 168 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
📚 بدتر از فرعون 🔻 در ماجرای فرعون و حضرت موسی، فرعون پس از خوابی که دید دستور داد پسران بنی‌اسراییل را کنند و دختران را به اسارت بگیرند. 🔸 إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ 🔹فرعون در سرزمین مصر برتری‌جویی کرد و بین مردم آنجا تفرقه انداخت و نژاد بنی‌اسرائیل را در فقر و فشار شدید قرار داد: پسرانشان را به بدترین وضع سر می‌برید و بانوانشان را برای بهره‌کشی نگه می‌داشت! او واقعاً اهل فساد بود. 📎 قصص ۴ 🔻اما همین فرعون یک جا کوتاه آمد. 🔹 وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ 🔸 آسیه، همسر فرعون، گفت: «این بچه مایۀ چشم‌روشنیِ من و توست. نکشیدش! امیدوارم برایمان سودمند باشد یا اینکه او را به فرزندی بگیریم.» آن‌ها نمی‌دانستند فرداها چه پیش می‌آید! قصص - ۹ 🔻 اما این قوم با دل تنها نوه پیامبرشان چه کردند. 🔺 حتی فرصت بوسیدن فرزند را به پدر ندادند. 🔸فَأَخَذَهُ وأومَأَ إلَيهِ لِيُقَبِّلَهُ، فَرَماهُ حَرمَلَةُ بنُ الكاهِلِ بِسَهمٍ فَوَقَعَ في نَحرِهِ فَذَبَحَهُ. 🔹او [کودک] را گرفت و مى خواست او را ببوسد كه حَرمَلة بن كاهِل ، تيرى به سوى او انداخت كه در گلويش نشست و او را ذبح كرد . 📎 الملهوف: ص 168 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام @hakakiashk
❁﷽❁ 🔰: بیان نکاتی از مقتل جناب حضرت علی اکبر علیه السلام 🔻 زیارتی با طعم مصیبت 📚 مطالعه 🔸رد امان نامه 📚 مطالعه 🔻اربا اربا(1402) 📚 مطالعه 🔸خورشید تابان 📚 مطالعه 🔻نجات جان امام 📚 مطالعه 🔸داغ علی اکبر 📚 مطالعه 🔻تشییع پیکر 📚 مطالعه 🔸مقام حضرت علی اکبر علیه السلام 📚 مطالعه 🔻اذن شهادت 📚 مطالعه 🔸اربااربا(1401) 📚 مطالعه 🔻 وداع 📚 مطالعه 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
قتل سر حوصله 📍 شما می دانید معنای ((تعاوروا)) چیست؟ 🔻 احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌ از تاریخ نگاران قرن سوم در کتاب انساب الاشراف درباره نحوه شهادت حضرت ابالفضل العباس علیه‌السلام اینگونه می‌نویسد: 🔸 قَتَلَ حَرمَلَةُ بنُ كاهِلٍ الأَسَدِيُّ ثُمَّ الوالِبِيُّ العَبّاسَ بنَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام مَعَ جَماعَةٍ و ، وسَلَبَ ثِيابَهُ حَكيمُ بنُ طُفَيلٍ الطّائِيُّ‌ 🔹 برخى مى گويند : حرملة بن كاهِل اسدى والِبى با گروهى، هر كدام ، ضربه اى زدند و عبّاس بن على بن ابى طالب عليه السلام را كُشتند . و حُكَيم بن طُفَيل طايى ، لباسش را بُرد. 📎 أنساب الأشراف : ج 3 ص 406 🔺در ترجمه فارسی می‌گویند هر یک ضربه ای زدند اما معنای این فعل در فرهنگ لغات عربی چیست؟ 🔺 تَعَاوَرُوه : تَدَاوَلُوه‌ فيما بَيْنَهُم 🔗 تاج العروس من جواهر القاموس / المرتضى الزبيدي / ج 7 ص 276 🔸 تَعَاوَرَ القومُ فُلَانًا إِذَا تَعاونُوا عَلَيْهِ بالضِّرب واحِداً بَعْدَ وَاحِد. 🔗 النهايه في غريب الحديث والاثر / ابن الأثير، مجدالدين ج 3 ص 320 🔻یعنی هر یک به نوبت ضربه‌ای زدند، سر حوصله عقده دلشان را خالی کردند (لعنهم الله جمیعا) 📍این روایت از شهادت حضرت ابالفضل با کلیات جنگ در روز عاشورا هم سازگار است، چطور؟ 🔻هر رزمنده ای که به زمین می‌افتاد و امام خود را به او می‌رساند، شتابان می‌رفت، چرا؟ 🔸چون خیالش از خیمه‌هایش آسوده بود که ابالفضل هست. 🔻اما پس از شهادت حضرت ابالفضل، امام شتابان به سمت علقمه نرفت، آنگونه که سید جعفر حلی در شعرش وصف این رفتن را گفته، امام به آرامی رفت. راه رفت. 🔺یک چشمش سوی حرم بود و یک چشمش به سمت علقمه و می‌دید که این قوم چگونه بدن مبارک برادرش را سر حوصله آماج ضربه‌های خودشان می کنند. 🔸 چقدر بعد ابالفضل نگرانی امام برای حرم رسول الله بیشتر شد... 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّه‏ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ؛
📚 دلم را آتش مزن امام برای وداع آمد. سكينه ، شيون مى كرد . امام عليه السلام ، او را به سينه اش چسباند و فرمود : { اى سَكينه ! بدان كه پس از من ، گريه ات طولانى خواهد بود ، هنگامى كه مرگ ، مرا در يابد .} { با اشك حسرتت ، دلم را آتش مزن تا آن گاه كه روح در بدن دارم } { و چون كشته شدم ، تو سزامند گريستنى اى بهترينِ زنان ! } 📎 المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 109 . 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk
آنچه از امام حسین علیه‌السلام به تاراج رفت. پیشاپیش از محضر امام زمان عذر می‌خواهم. بعد از شهادت آقا، آن قوم لعین و پست به سمت بدن بی‌جان امام حمله کردند تا او را غارت کنند. عمامه را ملعونی برد. جابر بن يزيد الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج 1 ص 479 کلاه خز را ملعونی برد. مالک بن بشیر کندی الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج 1 ص 479 پیراهن زیرین امام را یکی برد. جَعوَنة بن حَويّه حضرمى المناقب لابن شهرآشوب : ج 4 ص 111 جامه اش را دیگری برد. اسحاق بن حَيوه حَضْرَمى الإرشاد : ج 2 ص 112 ملعونی شلوار حضرت را برد. بحر بن كعب تاریخ طبری ج۴، ص ۳۴۶ ملعون دیگری کلاه خزدار یا قطیفه حضرت را برد. قيس بن اشعث تاریخ طبری ج۴، ص۳۴۶ آن دیگری شمشیرش را برد. قلانس نهشلی الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج 1 ص 479 ملعونی کفش‌هایش را برد. اَسوَد بن خالد اَوْدى الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج 1 ص 479 ملعونی قصد انگشترش را داشت که انگشت حضرت را هم... بَجدَلُ بنُ سُلَيمٍ الكَلبِيُّ مثير الأحزان : ص 76 زره اش را عمر بن سعد ملعون گرفت. الملهوف : ص 177 الا لعنت الله علی القوم الظالمین 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk
📚 زخم های کاری بر بدن امام پیشاپیش از امام زمان معذرت می خواهم 1- فَوَقَفَ [الحُسَينُ عليه السلام ] وقَد ضَعُفَ عَنِ القِتالِ ، أتاهُ حَجَرٌ عَلى جَبهَتِه هَشَمَها ، ثُمَّ أتاهُ سَهمٌ لَهُ ثَلاثُ شُعَبٍ مَسمومٌ ، فَوَقَعَ عَلى قَلبِهِ . فَقالَ : بِسمِ اللّه ِ ، وعَلى مِلَّةِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله . ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ وقالَ : إلهي ، تَعلَمُ أنَّهُم يَقتُلونَ ابنَ بِنتِ نَبِيِّهِم . ثُمَّ ضَعُفَ مِن كَثرَةِ انبِعاثِ الدَّمِ بَعدَ إخراجِ السَّهمِ مِن وَراءِ ظَهرِهِ ، وهُوَ مُلقىً فِي الأَرضِ . حسين عليه السلام كه بر اثر نبرد ، كم توان شده بود ، ايستاد . سنگى به پيشانى اش خورد و آن را شكست . سپس ، تير سه شاخه مسمومى آمد و بر قلبش نشست . امام عليه السلام گفت : «به نام خدا و بر دين پيامبر خدا !» . سپس ، سرش را به سوى آسمان گرفت و گفت : «خداى من ! مى دانى كه آنان ، فرزند دختر پيامبرشان را مى كُشند» . آن گاه ، پس از بيرون كشيدن تير از پشت خود ، بر اثر خونريزى فراوان ، ناتوان شد و بر زمين افتاد . مثير الأحزان : ص 73 . 2- لَمّا اُثخِنَ الحُسَينُ عليه السلام بِالجِراحِ وبَقِيَ كَالقُنفُذِ ، طَعَنَهُ صالِحُ بنُ وَهبٍ المُزَنِيُّ لَعَنَهُ اللّه ُ عَلى خاصِرَتِهِ طَعنَةً ، فَسَقَطَ الحُسَينُ عليه السلام عَن فَرَسِهِ إلَى الأَرضِ عَلى خَدِّهِ الأَيمَنِ هنگامى كه حسين عليه السلام از [شدّت] زخم ها ، سنگين و [ از بسيارىِ اصابت تيرها ]مانند خارپشت شد ، صالح بن وَهْب مُزَنى ـ كه خدا ، لعنتش كند ـ ، نيزه اى به پهلوى امام عليه السلام زد . حسين عليه السلام ، با گونه راست ، از اسب بر زمين افتاد الملهوف : ص 174 3 و 4 و 5 و ... 1950 زخم... 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk