eitaa logo
حکاکی اشک | پژوهشی در تاریخ اسلام
508 دنبال‌کننده
172 عکس
12 ویدیو
34 فایل
در حکاکی اشک، به تحلیل زوایای ناگفته تاریخ ائمه اطهار و ارائه نکات نوین در مقاتل می‌پردازیم. آماده دریافت نظرات و نکات شما هستم. @seyedahmadabotorabi sa.aboutorabi@ut.ac.ir برای مطالعه در حوزه تاریخ ایران اسلامی به #ایرانیات تشریف بیاورید. @iraniat
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 نکاتی از گزارش نحوه شهادت عبدالله بن حسن علیهماالسلام 1-لحظات پایانی امام لحظات نبرد تن به تن با پیاده نظام سپاه یزید بود. 🔻إنَّ شِمرَ بنَ ذِي الجَوشَنِ أقبَلَ فِي الرَّجّالَةِ نَحوَ الحُسَينِ عليه السلام ؛ 🔺فَأَخَذَ الحُسَينُ عليه السلام يَشُدُّ عَلَيهِم فَيَنكَشِفونَ عَنهُ 2- با نتیجه نگرفتن در نبرد تن به تن محاصره همه جانبه حضرت آغاز شد. 🔻ثُمَّ إنَّهُم أحاطوا بِهِ إحاطَةً 3- گویا این مرحله از جنگ در نزدیکی خیام رخ داده است که این پسر بچه توانسته خود را از خیمه به امام برساند و حضرت زینب سلام الله علیها هم به دنبالش آمده است. و نکته اصلی این است که تا حدی به امام نزدیک شده‌اند که صدای ایشان را شنیده‌اند که جلوی او را بگیر. 🔺فَأَخَذَتهُ اُختُهُ زَينَبُ ابنَةُ عَلِيٍّ لِتَحبِسَهُ، 🔻 فَقالَ لَهَا الحُسَينُ عليه السلام : اِحبِسيهِ 4- عبدالله از میان محاصره خود را به امام رساند و در کنار امام ایستاد. 🔻ثُمَّ إنَّهُم أحاطوا بِهِ إحاطَةً 🔸فَأَبَى الغُلامُ وجاءَ يَشتَدُّ إلَى الحُسَينِ عليه السلام ، 🔺 فَقامَ إلى جَنبِهِ . 5-با توجه به سن عبدالله که هنوز به بلوغ نرسیده بود و حمله بَحرُ بنُ كَعبِ به امام که می خواست با شمشیر به امام بزند و دفاع عبدالله از امام با دستش و سپس در آغوش کشیدن عبدالله و چسباندنش به سینه امام؛ یک حقیقت مشخص می شود و آن اینکه حضرت در این مرحله از جنگ نشسته است و قدرت برخاستن ندارند. این مطلب را مرحوم مقرم هم در مقتل الحسینش اشاره کرده است. 🔺فَقامَ إلى جَنبِهِ . 🔸قالَ: وقَد أهوى بَحرُ بنُ كَعبِ بنِ عُبَيدِ اللّه ِ ـ مِن بَني تَيمِ اللّه ِ بنِ ثَعلَبَةَ بنِ عُكابَةَ ـ إلَى الحُسَينِ عليه السلام بِالسَّيفِ 🔹وهو جالس على الأرض لا يستطيع النّهوض (مقتل الحسین مقرم, ص 280) فَأَخَذَهُ الحُسَينُ عليه السلام فَضَمَّهُ إلى صَدرِهِ، 6- از نوع گفتگوی حضرت با عبدالله اینطور بر می آید که همین یک ضربه، کار او را خواهد ساخت و عبدالله در لحظات احتضار قرار خواهد گرفت. چرا که نه کسی هست که او را به خیمه ببرد و نه توان و فرصتی برای امام هست که جلوی خونریزی او را بگیرد. پس حضرت او را به دیدار پیامبر وعده می دهد. 🔺وقالَ: يَا بنَ أخي، اِصبِر عَلى ما نَزَلَ بِكَ ، وَاحتَسِب في ذلِكَ الخَيرَ، فَإِنَّ اللّه َ يُلحِقُكَ بِآبائِكَ الصّالِحينَ؛ بِرَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ، وحَمزَةَ وجَعفَرٍ ، وَالحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ صَلَّى اللّه ُ عَلَيهِم أجمَعينَ . 🖇تاريخ الطبري: ج 5 ص 450 7- با همه این توضیحات به نظر می‌رسد که دیگر نیاز نبود که کسی به عبدالله در حال جان دادن تیری پرتاب کند. آن هم به گلوی او! آن هم تیری که این پسربچه را ذبح کند. آن هم توسط حرمله!!! 🔺قالَ: فَرَماهُ حَرمَلَةُ بنُ الكاهِلِ ـ لَعَنَهُ اللّه ُ ـ بِسَهمٍ، فَذَبَحَهُ وهُوَ في حِجرِ عَمِّهِ الحُسَينِ عليه السلام . 8- دو کودک در آغوش امام توسط حرمله ذبح شدند یکی فرزند امام و دیگری عبدالله بن حسن علیهما السلام 🖇الملهوف: ص 173 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚 زینب کبری چه دید و شنید؟ 📌شهادت عبدالله بن حسن علیهماالسلام از نگاه زینب کبری علیها السلام 🔺 در ماجرای شهادت حضرت عبدالله بن حسن علیهما السلام وضعیت حضرت زینب سلام الله علیها را نگاه کنید: 1️⃣ برای سومین بار از خیمه بیرون آمدند و شاهد داغ دیگری بودند (اولین بار شهادت علی اکبر، دومین بار شهادت علی اصغر و این سومین بار) 2️⃣ ببینیم چشمان زینب کبری چه صحنه ای را می بیند: ▪️الف: محاصره امام 🔺 ثُمَّ إنَّهُم أحاطوا بِهِ إحاطَةً ▪️ب: حملات به امام 🔺إنَّ شِمرَ بنَ ذِي الجَوشَنِ أقبَلَ فِي الرَّجّالَةِ نَحوَ الحُسَينِ عليه السلام 🔻وقَد أهوى بَحرُ بنُ كَعبِ بنِ عُبَيدِ اللّه ِ ـ مِن بَني تَيمِ اللّه ِ بنِ ثَعلَبَةَ بنِ عُكابَةَ ـ إلَى الحُسَينِ عليه السلام بِالسَّيفِ ▪️ج: خود امام که گویا کم کم ضعف بر ایشان غلبه پیدا می کند 🔺وهو جالس على الأرض لا يستطيع النّهوض 🖇 مقتل الحسین مقرم, ص 280 3️⃣ اگر فرض را بر این بگیریم که زینب کبری به خیام بازگشته باشند در این لحظات باید این صداها را شنیده باشند( اگر نگوییم که آن حضرت آنجا بوده و می دیده است!): ▪️الف: صدای ناله وااماه (وای مادرم) عبدالله پس از ضربه به دست و آویزان شدن به پوست. 🔻ونادَى الغُلامُ: يا اُمَّتاه! 📎الإرشاد: ج 2 ص 110 ▪️ب: صدای دلداری امام به عبدالله در لحظات آخر عمر شریفش 🔺وقالَ: يَا بنَ أخي، اِصبِر عَلى ما نَزَلَ بِكَ ، وَاحتَسِب في ذلِكَ الخَيرَ، فَإِنَّ اللّه يُلحِقُكَ بِآبائِكَ الصّالِحينَ؛ بِرَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله وعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ، وحَمزَةَ وجَعفَرٍ ، وَالحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ صَلَّى اللّه عَلَيهِم أجمَعينَ . 🖇تاريخ الطبري: ج 5 ص 450 ▪️ج: نمیدانم ایا لشکر عمربن سعد پس از آنکه تیر حرمله بر گلوی عبدالله نشست خوشحالی کردند یا خیر؟؟؟ همه این ها را زینب دید و شنید و صبر کرد. سلام علی قلب زینب الصبور 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
📚چرا حرمله عبدالله بن حسن علیهماالسلام را کشت؟ 🔺هنوز هم برای من این سوال هست که با وجود اینکه سپاهیان یزید می دیدند که عبدالله در حال جان دادن است. و با دست قطع شده و خونریزی که دارد و دلداری امام که می شنیدند علی القاده تا دقائقی دیگر باید جان می داد 🔻پس چرا حرمله به سمت او تیر زد؟ 🔺چرا او را ذبح کرد؟ 🔸می دانید ذبح برای بریدن سر زمانی که جان در بدن هست استفاده می شود. 🔹آیا یزیدیان می خواستند دل امام را بسوزانند؟ 🔹آیا از جنگ خسته شده بودند و می خواستند زودتر جنگ را تمام کنند و به سمت غارت و غنیمت بروند؟ 🔹آیا قصد حرمله این بار خود امام بود که گلوی عبدالله سپر شد؟ ❓واقعا چرا این کار را کرد؟؟؟ 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حکاکی اشکحجت الاسلام ترابی نسب - روایت سیره شهدا- شب چهارم محرم 1405.mp3
زمان: حجم: 6.3M
در این فایل صوتی حجت الاسلام ترابی نسب به مناسبت محرم و جهت استفاده محبان اباعبدالله از شهیدی می گوید که از گذشته ای خاص توبه کرد و خدا نیز توبه اش را پذیرفت. شبیه حر که گذشته ای خاص داشت. گذشته ای که باعث تمامی اتفاقات روز عاشورا شد. اما در یک لحظه و یک آن، حر بازگشت. و چه چیز زیباتر از اینکه او حقیقتا بازگشت و ولی خدا او را با آغوش باز پذیرفت. شادی روح همه شهدا و قائد شهیدمان صلوات. 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk
🔰 : بیان نکاتی از مقتل جناب علیهما السلام محرم ۱۴۰۵ 🔻📚 نکاتی از گزارش نحوه شهادت عبدالله بن حسن علیهماالسلام 📚 مطالعه 🔻زینب کبری چه دید و چه شنید؟ 📚 مطالعه چرا حرمله عبدالله بن الحسن علیهماالسلام را کشت؟ 📚 مطالعه 🔸 حفظ جان امام واجب است 📚 مطالعه 🔹 ضعف شدید 📚 مطالعه 🔺 قاتلان عبدالله با امام چه کردند؟ 📚 مطالعه 🔹 بدن پايمال سُم ستوران 📚 مطالعه 🔺 چشمان نیمه باز 📚 مطالعه 🔹 کوچکترین مدافع حرم 📚 مطالعه 🔺 غیرت حسنی 📚 مطالعه 🔹برایشان پدر باش! 📚 مطالعه 🔺 حروف مقطعه! 📚 مطالعه 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
از عبدالله بن حسن تا آوین امیرکاشانی مکتب امام حسین علیه‌السلام اینگونه است که در آن کودکانش هم همچون پیران خردمند می‌اندیشند. برخی گمان می‌کنند مثل عبدالله دیگر نیست. امام شهیدمان فرمودند ملت ما دریسهای عاشورایی‌اش را خوب یاد گرفته است. درسی که عبدالله بن حسن به کودکان و نوجوانان ما داده است این است که مهم نیست چند سالت باشد. مهم این است که امامت را رها نکنی. والله لاافارق عمی... مثل آوین ۸ ساله که آرزویش این بود که به رهبر شهیدش بپیوندد. این خاصیت مکتب عاشوراست. پینوشت: در تصویر پیوست دست نوشته این شهیده ۸ ساله را می بینید که چند روز پس از شهادت رهبرش نوشته و خودش به امام شهیدش پیوست... خدایا ما را حسینی زنده بدار و مانند حسین و در مکتب حسین با شهادت از این دنیا ببر. 🔻 پژوهشی در تاریخ اسلام🔻 @hakakiashk
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 قاسم امام تنهاست! 🔻تنها شدن امام حسین علیه السلام را در واقعه شهادت قاسم بن الحسن علیهماالسلام می توان دید. قاسم در رجزش به این مورد اشاره می کند. هذا حسين كالأسير المرتهن 🖇مقتل الحسین خوارزمی ج2 ص32 اين حسين ، همانند اسيرِ به گروگان گرفته شده در ميان مردم است قاسم به شهادت رسید و باز هم امام در نزد او از تنهایی و بی یاوری‌ ‌اش می‌گوید: وَاللّه ِ كَثُرَ واتِرُهُ وقَلَّ ناصِرُهُ. جنايتكاران و تجاوزگران بر آن ، فراوان و ياورانش اندك اند 🖇تاريخ الطبري: ج 5 ص 447 شاید یکی از علل گریه قاسم هنگام به میدان آمدن همین بوده باشد. فخرج و دموعه على خديه 🖇مقتل الحسین خوارزمی ج2 ص31 لحظه به لحظه امام تنها و تنهاتر می شود... 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 https://eitaa.com/hakakiashk
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚 راهش اشک است! 🔸شهید امام خامنه‌ای: همسر او [علی چیت‌سازیان] میگویدنیمه‌شب همین‌طور نشسته بود و اشک میریخت و گریه میکرد. گفتم چرا این‌قدر گریه می‌کنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را... که قبل از او شهید شده بود. میگوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ...راهکار این قضیه چیست؟ این قضیه‌ی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمیشوم؟ میگوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک. ۹۵/۱۲/۴ 🔻در کربلا به میدان رفتن یک رزمنده برابر بود با شهادت! 🔸پس کسی که دنبال اذن میدان رفتن بود در حقیقت می خواست جان خود را فدای امام کند. 🔻اما امام به همین سادگی اذن شهادت نمی دادند. 🔹حالا ببینید قاسم برای تقدیم کردن جانش به امام چقدر تلاش کرد. 🔻چقدر تلاش کرد تا امام راضی شود. 🔸ثمّ استأذن الغلام للحرب فأبى عمّه الحسين أن يأذن له 🔹قاسم دست و پای امام را می بوسید. 🔻لَم يَزَلِ الغُلامُ يُقَبِّلُ يَدَيهِ ورِجلَيهِ ويَسأَلُهُ الإِذنَ 🖇مقتل الحسين عليه السلام للخوارزمي ج 2 ص 27 🔻امام اذن میدان دادند. 🔻قاسم را در آغوش گرفتند. 🔸انقدر در آغوش یکدیگر گریه کردند که دشمن تصور کرد که از حال رفتند. 🔻جعلا يبكيان حتى غشي عليهما 🔻در حقیقت قاسم نمی خواست فقط به میدان برود 🔸او می خواست امام اذن شهادتش را امضا کند 🔺او دیده بود که علی اکبر چگونه وقتی به میدان رفت و برگشت اذن شهادت گرفت 🔸پس باید از همین ابتدا اذن شهادتش را بگیرد 🔻اینگونه قاسم اذن شهادتش را گرفت. با اشک، با اشک، با اشک... 🔻 | پژوهشی در تاریخ اسلام 🔻 @hakakiashk