eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
3.7هزار ویدیو
82 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی خواستگار میاد خونمون 🤣 کانال شادی و نکات مومنانه ┄┅┅❅🇵🇸 ✌️🇵🇸✌️ 🇵🇸 ❅┅┅┄                        @khandehpak
💠 👈طلاهای مرد خسیس مردی خسیس تمام دارایی‌اش را فروخت و طلا خرید. او طلاها را در گودالی در حیاط خانه‌اش پنهان کرد. مدت زیادی گذشت و او هر روز به طلاها سر می‌زد و آنها را زیر و رو می‌کرد. تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد. همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت. روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت. او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش می‌زد. رهگذری او را دید و پرسید: «چه اتفاقی افتاده است؟» مرد حکایت طلاها را بازگو کرد. رهگذر گفت: «این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست. تو که از آن استفاده نمی‌کنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟» ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است. چه بسیار افرادی هستند که پولدارند اما ثروتمند نیستند و چه بسیار افرادی که ثروتمندند ولی پولدار نیستند. فکر می‌کنید ثروت واقعی چیست؟ پول و دارایی، اعتماد به نفس، تندرستی، شجاعت، خلاقیت، داشتن هدف و برنامه، استفاده مؤثر از زمان، خوب بودن و مثبت بودن، عدم وابستگی به پول، بخشندگی، آرامش خاطر، خودشناسی و خداشناسی، ادب، قلب و زبان شاکر؟ اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده است و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید. بخشش مال همچون هرس کردن درخت است. پول با بخشش زیادتر و زیادتر می‌شود. دارایی شما حساب بانکی‌تان نیست. دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته‌هایی است که برای یاری رساندن دیگران به گردش درمی‌آورید. کانال و حال خوش 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بفرست برای اون رفیقت که جواب تلفن تو نداده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 کانال و حال خوش 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟢منتخبی از آیات نورانی قرآن کریم 🟢 🌸 تبارک و تعالی 🌸 💠بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 🌸 وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا ﴿۵﴾ 🌺 و اموال خود را كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لى] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد (۵) 👈 آیه ﴿5﴾سوره مبارکه @hal_khosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌴✨👈 حکمت 113👉✨ 🌴 ✅ ارزش های والای اخلاقی 🔸قال امیر المومنین علیه السلام : 🟢 لا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا وَحْدَةَ أَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ وَ لَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى وَ لَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ وَ لَا تِجَارَةَ كَالْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ لَا رِبْحَ كَالثَّوَابِ وَ لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ وَ لَا زُهْدَ كَالزُّهْدِ فِى الْحَرَامِ وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ وَ لَا عِبَادَةَ كَأَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ لَا إِيمَانَ كَالْحَيَاءِ وَ الصَّبْرِ وَ لَا حَسَبَ كَالتَّوَاضُعِ وَ لَا شَرَفَ كَالْعِلْمِ وَ لَا عِزَّ كَالْحِلْمِ وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ . 🟡 سرمايه اى از عقل سودمندتر نيست ، 🟩و هيچ تنهايى ترسناك تر از خودبينى ، 🟩و عقلى چون دورانديشى ، 🟩و هيچ بزرگوارى چون تقوى ، 🟩و همنشينى چون اخلاقى خوش ، 🟩و ميراثى چون ادب ، 🟩و رهبرى چون توفيق الهى ، 🟩و تجارتى چون عمل صالح ، 🟩و سودى چون پاداش الهى ، 🟩و هيچ پارسايى چون پرهيز از شُبهات ، 🟩و زُهدى همچون بى اعتنايى به دنياى حرام ، 🟩و دانشى چون انديشيدن ، 🟩و عبادتى چون انجام واجبات ، 🟩و ايمانى چون حياء و صبر . 🟩و خويشاوندى چون فروتنى ، 🟩و شرافتى چون دانش ، 🟩و عزّتى چون بردبارى ، 🟩و پشتيبانى مطمئن تر از مشورت كردن نيست. @hal_khosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دنباله دار 🚩 یک دختر؛ یک لشکر: 🔴 زهرا قبیسی؛ دختر لبنانی که یک تنه مقابل تانک اسرائیلی ایستاد ✅هرچند طولانی است اما ارزش خواندن دارد 👇👇👇
💠 🚩 یک دختر؛ یک لشکر: 🔴 زهرا قبیسی؛ دختر لبنانی که یک تنه مقابل تانک اسرائیلی ایستاد 🔹قسمت اول 🔸بین هیاهو‌های فضای مجازی؛ تصویر یک زن لبنانی با چادر مشکی که چشم در چشم تانک مرکاوای اسرائیلی ایستاده و برایش خط و نشان می‌کشد، دنیا را فتح کرده است. تصویر واضح نیست و از دور ثبت شده، اما از صفحات انگلیسی زبان تا فارسی، عبری، عربی و... هزاران هزاران بار چرخیده و میلیون‌ها بازدید داشته است. میان نظراتِ این پست‌ها که بچرخی همه مات و مبهوت شجاعت زنی هستند که در یک قدمی مرگ ایستاده و رجز می‌خواند. ✅ صاحب آن تصویر را می‌شناسم، زهراست؛ زهرا قُبیسی. همیشه همینطور بوده، خودش یک تنه؛ کار یک لشکر را می‌کند. در تمام روز‌های بمباران لبنان؛ او زیر آتش جنگ، امدادرسانی می‌کرد. با ماشینِ به قول خودش «از زوار در رفته‌اش» خانواده‌های آواره را جا به جا می‌کرد و هر موقع نقطه قرمز و شوم اسرائیل روی مختصاتی از لبنان می‌نشست؛ زهرا چند دقیقه بعد آنجا بود تا ساکنان آن منطقه را به مکان امنی برساند. برایش پیام می‌گذارم: ▪️«زهرا نمی‌خوای از حماسه جدیدت برام بگی؟» مثل همیشه دیر جوابم را می‌دهد: ▫️«فعلا توی بیمارستانم ۸ تا ترکش توی بدنم هست که یکی از آنها درست نشسته کنار قلبم. صبور باش خواهر! همه‌ٔ ماجرا رو برات میگم.» 🔺انتظارم زیاد طولانی نمی‌شود چند ساعت بعد صدای گرم زهرا قبیسی می‌نشیند روی تلفنم و ناگفته‌هایی از آن روز برایم می‌گوید که در آن ویدئوی چندثانیه‌ای از چشم‌مان دور ماند. صبح آن روز وقتی به گوشش رسید مردم جنوب لبنان خودشان دست به کار شده‌اند و مناطق تحت اشغال را آزاد می‌کنند، آرام و قرار نداشت. آن طور که شنیده بود مردم بدون هیچ ترسی وارد روستا‌های اشغالی‌شان می‌شدند و به هشدار‌های اسرائیلی‌ها گوش نمی‌دادند، در نهایت هم به جرم قدم گذاشتن در سرزمین خودشان؛ یا مجروح می‌شدند یا شهید، اما یکی یکی روستا‌ها را پس می‌گرفتند. خبر که به گوشش رسید بی‌معطلی شماره یکی از دوستانش را گرفت: ▪️«می‌دانی کدوم روستا‌های جنوب هنوز آزاد نشده؟» خودش آن مناطق را خوب نمی‌شناخت برای همین هم سوال می‌کرد. ▫️شنیدم مارون الراس هنوز تحت اشغاله! 🔺مقصد را که پیدا کرد، پایش را روی گاز گذاشت و فرمان ماشینش را از بیروت به سمت مارون الراس کج کرد. یاد قصه‌های شب بابایش افتاد یاد داستان‌هایی که از امام خمینی و شجاعت مردم در انقلاب و دفاع مقدس برایش گفته بود. زهرا حالا شاید در یکی از همان داستان‌ها زندگی می‌کرد، چقدر خوشحال بود که می‌توانست رو در رو مقابل شر مطلق بایستد و مچش را به زمین بخواباند. چقدر خوشحال بود می‌توانست در این تجارت شاهانه؛ جان بدهد و خاک بخرد با اینکه مطمئن بود جان سالم از آن معرکه به در نمی‌برد یک لحظه هم تردید نکرد اتفاقا هر وقت که آرزوهایش پاپیش می‌شدند که جوانی! هزار کار نکرده داری، مادرت و پدرت چی؟! و... پدال گاز را محکم‌تر فشار می‌داد و به فکر و خیال‌هایش می‌گفت: ▪️«جان و جوانی‌ام فدای این سرزمین و اسلام!» ... ↔️...ضبط ماشینش از عشق عمار، ابوذر و میثم تمار به علی علیه‌السلام می‌خواند بعد هم زنجیره این عشق را به مدافعان حرم وصل می‌کرد تا می‌رسید به حزب‌الله و شهید سیدحسن نصرالله. زهرا در تمام طول مسیر فقط و فقط همان نوار را گوش داد و دل توی دلش نبود تا زودتر به آن صف السابقون سابقون برسد. ادامه دارد.👇