eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
3.7هزار ویدیو
82 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
1403 🌎کانالی متنوع با منتخبی از مهمترین و های روز 👈لطفا باما همراه شوید 🔻 https://eitaa.com/joinchat/2661744651C3f9979c9c7
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 دوازدهم ماه مبارک رمضان ✅در فراز نخست از دعای روز دوازدهم، دست نیاز به سوی درگاه ایزدی دراز می کنیم که: اللَّهُمَّ زَینِّی فِیهِ بِالسِّتْرِ وَ الْعَفَافِ ▪️خدایا! در این روز مرا به زیور عفت بیارای عیب پوشی و پاکدامنی، دو زینت بزرگ محسوب می شوند؛ زیرا اگر پرده ها کنار روند و چشم بصیرتی در میان باشد، عیب ها، آشکار و اسرار باطن افراد بر ملا می شود. 🌸در حدیثی آمده است که : خداوند برای هر بنده از بندگانش چهل پرده قرار داده است که هرگاه معصیت کبیره ای مرتکب شود، یک پرده پاره می شود. اگر توبه کرد، دو مرتبه به حال اول بر می گردد و هرگاه گناه کبیره ای بعد از گناه اوّل مرتکب شد، یک پرده ی دیگر پاره می شود. هرگاه بنده بر گناه اصرار ورزید و سبب پاره شدن این پرده ها گردید، ملایکه می گویند: خداوندا! بنده ی تو تمام پرده های خود را پاره کرد. خطاب می رسد: او را با بال های خود بپوشانید امّا چنان چه در معصیت خود طغیان کرد، خطاب می رسد که: بال های خود را از او بردارید. و این جاست که وی مفتضح و رسوا می شود. 📚اصول کافی، ج 3، ص 381 👈شاید یکی از معانی این دعا این باشد که خدایا مرا طوری قرار بده که دنبال عیب مردم نباشم؛ در حدیث آمده است: خوشا بحال کسی که عیوبش او را از پرداختن به عیب های دیگران باز داشته است. مستدرك ‏الوسائل ج : 1 ص : 116 ✅بند دوم از دعای روز دوازدهم چنین درخواست می نماییم: وَ اسْتُرْنِی فِیهِ بِلِبَاسِ الْقُنُوعِ وَ الْکفَافِ ▪️خدایا! در این روز جامه ی قناعت و کفاف به من بپوشان «قناعت» سرمایه ای است بی پایان، و بی نیاز، کسی است که قانع باشد. احساس نیاز، مساوی است با خواری و ذلّت. ▫️زیاده خواهی، حرص، طمع، دنیاپرستی و قدرت طلبی صفاتی هستند که با حریّت و آزادگی انسان تضاد دارند. ▫️ما در میان مردم تا هنگامی عزیز هستیم که از آنان چیزی درخواست نکنیم. با کم ترین درخواست از دیگران، از اوج عزّت به حضیض ذلت سقوط خواهیم کرد. خداوند متعال همیشه بنده ی قانع را دوست دارد. ▫️قناعت در زندگی، بزرگ ترین ثروت است. امروزه، خانواده ها در دام اسراف و تبذیر و خرج های بیهوده گرفتار شده اند و رقابت و حسادت خانوادگی سبب ترویج فرهنگ غلطِ «مصرف گرایی» گشته است. 🌸امام صادق علیه السلام می فرمایند: هرکه به معاشِ کم، از خدا راضی شود، خدا هم در روز قیامت به عمل اندک او راضی می شود. 📚اصول کافی، ج 3، ص 207. «کفاف» صفت دیگری است که در فراز دوم به آن توجه شده است. «کفاف» حد ضروری نیاز است و بیشتر از آن موجب زراندوزی، حرص و طمع می شود. همان گونه که فقر، موجب آلودگی و فساد می شود، ثروت بیش از حد نیز جنون آور است و مایه ی عذاب دنیا و آخرت می گردد ✅در قسمت سوم از دعای این روز می گوییم: وَ احْمِلْنِی فِیهِ عَلَی الْعَدْلِ وَ الْإِنْصَافِ ▪️خدایا! در این روز مرا به کار عدل و انصاف وا دار. امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره «عدل» می فرمایند: عدل آن است که حق مردم را به آن ها برسانی و احسان آن است که بر آنان تفضل کنی 🍀نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 231. در این فراز از دعای روز دوازدهم به «عدالت» و «انصاف» اشاره شد. 🔴مواردی چون گران فروشی، احتکار و تضییع حقوق دیگران از اموری است که با انصاف منافات دارد. کسانی که به این بی انصافی ها دست می زنند، باید بدانند که خداوند در روزِ قیامت، به سادگی از ایشان نخواهد گذشت و اگر عده ای از عفو و گذشت برخوردار شوند این افراد مشمول آن نخواهند شد. ✅در قسمت آخر از دعای روز دوازدهم، درخواست ما این است: وَ آمِنِّی فِیهِ مِنْ کلِّ مَا أَخَافُ ▪️خدایا! در این روز مرا از هرچه می ترسم، ایمن ساز، 🌸قرآن کریم با یک جمله ی کوتاه و پرمعنا، مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان می دهد و می فرماید: اَلا بِذِکْرِ اللّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب یعنی بدانید که یاد خدا آرامش بخش دل هاست 🍀سوره مبارکه رعد، آیه 28. ✅بعِصْمَتِک یا عِصْمَةَ الْخَائِفِین به عصمتت ای عصمت خداترسان! 🔵دعای امروز ما را به این نکته رهنمون می سازد که باید امنیت قلبی و آسودگی خاطر را از خداوند خواست؛ زیرا ذکر و یاد او به دل ها آرامش می بخشد، امنیت روحی و جسمی پدید می آورد و به مؤمن قدرت می دهد که در راه طاعت الهی بدون تردید گام بر دارد. 👈 کانال داستان و طنز حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ڪلیپ 📎تصاویر دیده نشده از شوخی و نکته‌سنجی شهید حاج قاسم سلیمانی با یکی از رزمندگان، پیش از آزادسازی شهر در استان نینوا... دلتنگ خنده‌های قشنگتم فرمانده💔 کانال شادی و نکات مومنانه ┄┅┅❅🇵🇸 ✌️🇵🇸✌️ 🇵🇸 ❅┅┅┄                        @khandehpak
💠 👈نتیجه ترس از خدا 🌸حضرت امام سجاد علیه‌السلام فرمود : مردى با خانواده خود سوار كشتى شد، و در دریا به حركت درآمد، كشتى شكست، و از سرنشینان آن جز همسر آن مرد كسى نجات نیافت. زن بر تخته پاره‌اى قرار گرفت و موج دریا او را به یكى از جزیره‌هاى میان آب برد. در آن جزیره مرد راهزنى زندگى مى‌كرد كه هر عمل حرامى را مرتكب شده بود، و به هر فعل قبیحى دامن آلوده داشت ناگهان آن زن را بالاى سر خود دید به او گفت:آدمى زادى یا پرى؟ زن گفت: آدمم دیگر سخنى نگفت، برخاست و قصد كرد که عمل حرامی را با زن انجام دهد. زن به خود لرزید. راهزن سبب را پرسید. زن با دست اشاره كرد از خدا مى‌ترسم. راهزن گفت: تاكنون چنین عملى مرتكب شده‌اى؟ زن پاسخ داد به عزّتش سوگند نه مرد راهزن گفت: با اینكه تو مرتكب چنین خلافى نشده‌اى از خدا مى‌ترسى درحالیكه من این كار را به زور به تو تحمیل مى‌كنم، به خدا قسم من براى ترس از حقّ سزاوارتر از توام! راهزن پس از این جرقّه بیدار كننده برخاست و در حالیكه همّتى به جز توبه نداشت به نزد خاندان خود روان شد. در راه به عابدی برخورد و به عنوان رفیق راه با او همراه گشت، آفتاب هر دوى آنان را آزار داد، عابد به راهزن جوان گفت: دعا كن تا خدا به وسیله ابرى بر ما سایه افكند، وگرنه آفتاب هر دوى ما را از پاى خواهد انداخت! جوان گفت: من در پیشگاه خدا براى خود حسنه‌اى نمى‌بینم، تا جرات كرده از حضرتش طلب عنایت كنیم. عابد گفت: پس من دعا مى‌كنم تو آمین بگو جوان پذیرفت، عابد دعا كرد، جوان آمین گفت. ابرى بر آنان سایه انداخت، در سایه آن بسیارى از راه را رفتند، تا به جایى رسیدند كه باید از هم جدا مى‌شدند، به ناگاه ابر بالاى سر جوان به حركت آمد. عابد گفت: تو از من بهترى، زیرا دعا به خاطر تو به اجابت رسید. داستانت را به من بگو جوان برخورد خود را با آن زن تعریف کرد. عابد به او گفت: بخاطر ترسى كه از خدا به دل راه دادى تمام گناهانت بخشیده شد، باید بنگرى كه در آینده نسبت به خداوند چگونه خواهى بود. 📚عرفان اسلامي شرح جامع مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
😄بسته امروز 😄 سه نفر دوست به حج رفتند. دو نفر از آنان بسیار توانگر بودند ولی نفر سوم از مال دنیا بی‌بهره بود. نفر اوّل چون به کنار کعبه رسید با صدای بلند و ریاکارانه گفت: خداوندا به شکرانه‌ی آنکه مرا به خانه‌ات راه دادی دو غلام خود عنبر و بنفشه را آزاد کردم. دومی برای اینکه از اوّلی عقب نماند گفت: و من به شکرانه‌ی این نعمت مبارک و سنقر را که از غلامانم هستند آزاد کردم. نفر سوم هر چه فکر کرد چیزی نیافت که آزاد کند، به یکباره گفت: و من نیز به شکرانه‌ی این نعمت، مادر فاطمه را به سه طلاق از بند خودآزاد کردم. 🔸🟢🔸🟢🔸🟢 معاویه خلیفه اموی با عقیل، برادر امام علی علیه السلام نشسته بودند. معاویه رو به حاضران کرد و گفت: ای اهل شام! این کلام خداوند متعال را شنیده اید که می فرماید: «تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَبٍ» (بریده باد دو دست ابی لهب) گفتند: آری. معاویه گفت: «ابولهب» عموی عقیل است. عقیل هم بلافاصله گفت: ای اهالی شام این کلام خداوند متعال را شنیده اید که می فرماید: «وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ» (و زن او که حمل کننده هیزم است.) گفتند: آری. عقیل گفت: «حمّالة الحطب» عمه معاویه است. 🔸🟢🔸🟢🔸🟢 روزی علی علیه السلام ‌در دوران نوجوانی با عمر و ابوبکر به راهی می‌رفت و علی علیه السلام در میان آن‌دو بود. چون علی علیه السلام از نظر سنی از آنها کم‌ سن‌تر بود، کوچک جثّه‌تر و کوتاه‌تر به‌نظر می‌رسید، عمر از باب مزّه پَرانی گفت: تو در میان ما، مانند نون کلمه‌ی لنا می‌مانی( یعنی از لام اول کلمه و الف آخر آن کوچکتری) کاتب وحی در جواب او گفت: شاید این چنین به‌نظر بیاید و لاکن همان حرف نون در کلمه‌ی ‌لنا اگر نباشد آن‌دو به کلمه‌ی لا( به معنای عدم و نیستی ) تبدیل می‌شوندو حقیقتاًمن در میان شما دو تن همین نقش را دارم 🔸🟢🔸🟢🔸🟢 درخت خربزه!! شخصی اعرابی به مسجد رفت و در نماز جماعت شرکت کرد. امام جماعت سوره بقره را خواند. اعرابی بر اثر ایستان زیاد، بسیار خسته شد. بدین جهت نمازش را رها کرد و رفت. بعد از چند روز ،در مسجدی به نماز جماعت اقتدا کرد. امام قرائت سوره فیل را شروع کرد، اعرابی فورا نمازش را شکست و پا به فرار گذاشت. گفتند:چرا چنین می کنی؟ گفت:آن امام سوره بقره را خواند،ما از پا افتادیم؛ وای به حال ما که این امام می خواهد سوره فیل را بخواند. درخت گِردکان با این بزرگی درخت خربزه الله اکبر 🔸🟢🔸🟢🔸🟢 قاف ، قوف ، قیف دو نفر با یک دیگر رفیق بودند؛ یکی از آن دو ، فضل و کمالش بیشتر بود و دیگری بهره چندانی از کمال نداشت. از بس که رفیق بی کمال درجلسات سخنان غلط می گفت،روزی رفیق با کمال گفت: هر وقت جایی سخن بی قاعده و غلط گفتی ، من سرفه می کنم تا سخنت را اصلاح کنی. تا اینکه روزی رفیق بی کمال در جلسه ای شروع به تفسیر سوره قاف کرد ؛ لذا گفت: “قاف” از قضا رفیقش بی اختیار سرفه کرد . رفیق سخنران به خیال آنکه آیه را غلط تلفظ نموده ،گفت:”قوف”. این بار رفیقش عمدا سرفه کرد تا اشتباهش را به او بفهماند رفیق سخنران گفت:”قیف”. دوستش بار دیگر سرفه کرد. رفیق سخنران گفت:سرفه و مرگ ،خلاصه یا “قاف” یا “قوف” یا “قیف” کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕