😇من یه صندوق صدقه تو اتاقم دارم
هر روز یه مبلغی میندازم توش
تا آخر ماه یکجا که شد برمیدارم میزارم تو جیبم!
اینطوری هم هفتاد نوع بلا رو دفع کردم؛ هم به یه بدبخت کمک کردم!!!!!😂😂
🌸✨وقتی کاری انجام نمی شه، شاید خیری توش هست، صبر کن
🌸✨وقتی مشکل پیش بیاد، شایدحکمتی داره
🌸✨وقتی تو زندگیت، زمین بخوری حتما ًدرسی است که باید یاد بگیری
🌸✨وقتی بهت بدی می کنند، شاید وقتشه که تو خوب بودن رو یادشون بدی
🌸✨وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، شاید با صبر و بردباری در دیگری به روت باز بشه و خدا بخواد پاداش بزرگی بهت بده
🌸✨وقتی سختی پشت سختی میاد،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه
🌸✨وقتی دلت تنگ می شه،حتماً وقتشه با خداي خودت تنها باشی...
🔴بسیار جالب و آموزنده
▫️نام: انسان
▫️نام خانوادگی: آدمی زاد
▫️نام پدر: آدم
▫️نام مادر: حوا
▫️لقب: اشرف مخلوقات
▫️نژاد: خاکی
▫️صادره: دنیا
▫️مقصد: آخرت
▫️ساکن: کهکشان را شیری، منظومه شمسی زمین
▫️منزل: استیجاری
▫️ساعت حرکت پرواز: هر وقت خداوند صلاح بداند
▪️مکان: بهشت اگر نشد جهنم
🔵وسایل مورد نیاز :
1️⃣ دو متر پارچه (کفن)
2️⃣عمل نیک
3️⃣ انجام واجبات
4️⃣ امر به معروف و نهی از منکر
5️⃣دعای والدین و مومنین
6️⃣ نماز اول وقت
7️⃣ ولایت ائمه اطهار
⚠️از آوردن بار اضافه از قبیل: #حق الناس، #غیبت و #تهمت و غیره خودداری نمایید. جهت یادگاری قبل از پرواز از اموال خود بین فرزندانتان به #عدالت تقسیم کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر به #قرآن و #سنت محمد و آل محمد مراجعه فرمایید.
🔻 با شماره های زیر تماس حاصل فرمایید :
( سوره بقره/186 ) (سوره نسا/45) (سوره توبه/12 9) (سوره اعراب/55)
🔸سرپرست کاروان: حضرت عزراییل
🔳تهیه و تنظیم: سرنوشت الهی
@hal_khosh
مردی گفت:
وقتی همسرم را انتخاب کردم در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده،
وقتی نامزدشدیم،
بسیاری را دیدم که مثل او بودند،
وقتی ازدواج کردیم،
خیلی ها را از او زیباتر یافتم،
چند سالی را که را با هم زندگی کردیم،
دریافتم که همه زن ها از همسرم بهتراند.
شیخ گفت:
آیا دوست داری بدانی از همه این ها تلخ تر و ناگوارتر چیست؟
گفت: آری
گفت:
اگر با تمام زن های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد
که سگ های ولگرد محله ی شما از آن ها زیبا تراند،
لبخندی زد و گفت:
چرا این حرف را زدی؟
گفت:
چون مشکل در همسر تو نیست،
مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع کار
و چشمانی هیز داشته باشد
و از شرم خداوند خالی باشد،
محال است که چشمانش را بجز خاک گور،
چیزی دیگر پر کند،
آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟
مردگفت:بله،
گفت: چشمانت را حفاظت کن . . . . .
https://eitaa.com/parvaanehaayevesaal💕
مورد داشتیم ﻃﺮﻑ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺒﯿﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ؛
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺷﯿﻄﻮﻥ 😁😐
ﺑﻌﺪ ﯾﻬﻮ ﺷﯿﻄﻮﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﻪ :
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺕ 😐
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩﺕ 😐
🔷ﻣﻦ ﻋﻤﺮﺍً ﺍﮔﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺮﺳﻪ 😁😁😂😂
✅متن #سخنرانی_دو_دقیقه_ای بین نماز مغرب و عشا در #مسجد_شاه_اسدالله_اصفهان
شام چهارشنبه 30 / 7 / 1404
🌸قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم
«لاضَرَرَ وَ لاضِرارَ فى الاسلام
🌺نه برای خود ضرر بخواهید و نه برای دیگران
✅«ضرر» شامل کلیه خسارتها و زیانهاى وارد بر دیگرى است،
ولى «ضرار» مربوط به مواردى است که شخص با استفاده از یک حق یا جواز شرعى به دیگرى زیان وارد سازد که در اصطلاح امروزى از چنین مواردى به «سوء استفاده از حق» تعبیر میشود
🟢#داستان
در زمان رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سمرة بن جندب در کنار خانه مردى از انصار، درخت خرمایى داشت که راه رسیدن به آن از داخل خانه آن مرد میگذشت.
سمره براى سرکشى به آن درخت و انجام امور آن، بارها سرزده وارد منزل مرد انصارى شده و بدین ترتیب باعث مزاحمت خانواده او میگردید تا اینکه عرصه بر صاحبخانه تنگ شد و به سمره گفت: تو بدون اطلاع قبلی وارد منزلم میشوى و ممکن است اعضاى خانوادهام در وضعیتى باشند که تو نباید آنها را ببینى! پس هنگام عبور، اجازه بخواه تا اهل خانهام مطلع باشند!
سمره گفت: من از میان خانه تو به باغ خودم میروم و چون حق عبور دارم لزومى به اعلام و اخذ اجازه نمیبینم!
مرد انصارى مجبور شد به رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم شکایت کند.
آنحضرت به سمره فرمود: بعد از این هنگام عبور، حضورت را اعلام کن.
سمره گفت: این کار را نخواهم کرد.
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود: از این درخت دست بردار و به ازاى آن، درخت دیگرى با همین ویژگی به تو میدهم.
سمره قبول نکرد.
آنگاه پیامبر فرمود: در مقابل آن درخت، ده درخت بگیر و دست از آن بردار و سمره بازهم قبول نکرد.
پس پیامبر فرمود: دست از درخت بردار و به جایش در بهشت یک درخت خرما به تو خواهم داد؛ اما او این بار هم نپذیرفت
تا اینکه رسول الله(ص) فرمود: تو مرد ضرر زنندهاى هستى، و کسى نباید به مؤمن ضرر بزند.
بعد از آن دستور داد آن درخت را کندند و نزد سمره انداختند
📚الکافی، ج ۵، ص ۲۹۲
🟡نکات:
1️⃣جلوگیری از ایجاد هر گونه ضرر به خویش و دیگری و حرام بودن آن
2️⃣هر کس موجب وارد شدن ضرر و زیانی به دیگری باشد باید تاوان آن را پرداخته و ضرر وارد شده را جبران کند.
گروه مسجد شاه اسدالله اصفهان 👇
https://eitaa.com/joinchat/4078568184C7f5b71d3d1
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راز میدان طوقچی ☺️ شهر اصفهان🌹
💠#داستان
👈احترام على بن جعفر به #امام_جواد عليه السّلام
شيخ كلينى (ره) از محمّد بن حسن بن عماد روايت مىكند كه گفت: من در حضور على بن جعفر (عموى امام رضا عليه السّلام) در مدينه نشسته بودم، دو سال بود كه در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، نزد او مىرفتم و احاديثى را كه از برادرش امام كاظم عليه السّلام شنيده بود، مىفرمود و من مىنوشتم، (و شاگرد او بودم) در اين هنگام ناگاه ديدم ابو جعفر (حضرت جواد عليه السّلام در سنين كودكى) در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او وارد شد، على بن جعفر [با آن سنّ و سال]تا حضرت جواد عليه السّلام را ديد، شتابان برخاست با پاى برهنه و بدون رداء، به سوى حضرت جواد عليه السّلام رفت و دست او را بوسيد، و احترام شايان به او نمود، حضرت جواد عليه السّلام به او فرمود: «اى عمو بنشين، خدا تو را رحمت كند» .
على بن جعفر گفت: «اى آقاى من، چگونه بنشينم، با اينكه تو ايستادهاى؟» .
هنگامى كه على بن جعفر (ع) به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش، او را سرزنش كردند و به او گفتند: «تو عموى پدر او (حضرت جواد عليه السّلام) هستى، در عين حال اين گونه در برابر او كوچكى مىكنى (و دستش را مىبوسى) و. . . ؟» .
على بن جعفر گفت: ساكت باشيد، آنگاه ريش خود را به دست گرفت و گفت:
اذا كان اللّه عزّ و جلّ لم يؤهّل هذا الشّيبة، و اهّل هذا الفتى، و وضعه حيث وضعه، انكر فضله، نعوذ باللّٰه ممّا تقولون، بل انا له عبد
: «اگر خداوند اين ريش سفيد را شايستۀ(امامت) ندانست، و اين كودك را شايسته دانست و به او چنان مقامى داد، من فضيلت او را انكار كنم، پناه به خدا از سخن شما، من بندۀ او هستم».
1) اصول كافى، ج 1، ص 322
ما باید علاوه بر محب اهل بیت بودن غرق در ولایت نیز باشیم
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
💠#داستان
👈امین در امانت داری
🔸شیخ مرتضی انصاری، مرجع تقلید شیعیان بود.
وی روزی که از دنیا رفت با آن ساعتی که به صورت یک طلبه فقیر دزفولی، وارد نجف شد، فرقی نکرد.
وقتی مردم خانه او را دیدند، متوجه شدند که او مانند فقیرترین مردم زندگی می کند.
روزی شخصی به ایشان گفت: آقا! خیلی هنر می کنید که این همه وجوهات به دست شما می آید و از آنها هیچ گونه استفاده شخصی نمی کنید.
شیخ مرتضی گفت: چه هنری کرده ام!
مرد سؤال کننده گفت: چه هنری از این بالاتر!
شیخ مرتضی گفت: حداکثر، کار من، مثل کار خرک چی های کاشان است که می روند اصفهان و بر می گردند. خرک چی های کاشان پول می گیرند که بروند از اصفهان کالا بخرند و بیاورند. آیا شما دیده اید که اینها به مال مردم خیانت کنند! این مسئله، مسئله مهمی نیست که به نظر شما مهم آمده است
💠داستان های معنوی، ص 265 - 264
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕