شخصی گفته :
من تو زندگیم فقط یه بار تو قرعه کشی برنده شدم
اونم سال دوم دبستان بود که معلممون میخواست از یه نفر درس بپرسه و قرعه به اسم من افتاد😂
🆔 @hal_khosh
تو داروخونه حیف نون اومد درجه تب میخواست
فروشنده گفت : دیجیتالیشو دارم که در صورت تب بالا زنگ میزنه
حیف نون برگشت گفت : به گوشیم زنگ میزنه یا به تلفن خونمون
🆔 @hal_khosh
دانش آموزی برگه امتحانی را سفید داد و روی آن نوشت :
سکوتم نشانه ی نداشتن معلومات نیست...
آنچه در ذهن من است قابل بیان نیست.
به او مدرکی دادند که در آن نوشته شده بود :
رد شدنت نشانه ی شکستت نیست...
بلکه شوخ طبعی ات ارزش دیدنت در سال آینده را دارد...😂😂
🆔 @hal_khosh
معلم به دانش آموزانش گفت:وقتی که من می گویم؛
شاگردان با میل تکلیف خود را انجام می دهند
کلمه میل در جمله چیست؟
تمام دانش آموزان یک صدا گفتند: «یک دروغ»😂😂😂😂
🆔 @hal_khosh
یارو رفته عطاری. گفته : آقا زرد چوبه دارید
عطاره هم آورده
یارو گفته. میشه رنگای دیگش هم بیارید …😂😂
🆔 @hal_khosh
هدایت شده از کانال #داستان و #طنز حال خوش
43.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فیلم
✅عوامل شادی در خانواده
🔹عباسعلی الماسی
#پندیات
رفته بودم سوی قبرستان شهر
هر که را دیدم سوا خوابیده بود
در کنار یکدگر ریز و درشت
هر کسی در زیر پا خوابیده بود
خاک بر سر بود در گل هر کسی
بی غذا و بی هوا خوابیده بود
دلبر از عاشق جدا خوابیده و
عاشق از دلبر جدا خوابیده بود
پهلوانی با همه کوپال و یال
بی توان و ادعا خوابیده بود
آنکه دورش بود ده ها پاچه خوار
زیر گل در انزوا خوابیده بود
قلدری که حق ما را خورده بود
مرده با نفرین ما خوابیده بود
آنکه جر می داد خود را با صداش
زیر سنگی بی صدا خوابیده بود
یا فقیری مرده بود از گشنگی
در کنار اغنیا خوابیده بود
آنکه می چربید نازش در جهان
بی لحاف و متکا خوابیده بود
سوختم وقتی که دیدم تاجری
در کنار یک گدا خوابیده بود
با همه مال و منالش طفلکی
مثل آن یک لا قبا خوابیده بود
ظالم و مظلوم هم در یک ردیف
رعیتی با کدخدا خوابیده بود
زور می زد آنکه عمری در معاش
ساکت و بی اشتها خوابیده بود
دوست با دشمن همه در زیر خاک
با غریبی آشنا خوابیده بود
حاکمی که امر دایم می نمود
زیر گل بی اعتنا خوابیده بود
دختری که از همه دل می ربود
در کنار مورها خوابیده بود
آنکه عمری حق و ناحق می گرفت
رشوه و مال ربا خوابیده بود
سارقی که مال مردم می ربود
دست خالی در عزا خوابیده بود
پس دو دستی بر سر خود کوفتم
چونکه دیدم هر که را خوابیده بود
گوشه ای دیدم فهندژ هم غریب
توی قبری بی نوا خوابیده بود
اسداله فهندژ سعدی (بلبل شیرازی )
@hal_khosh
#داستان
لطفا با دقت بخوانید
شخصی گفته
ماشین جلویی خیلی آهسته پیش میرفت و با اینکه مدام بوق میزدم، به من راه نمیداد....
داشتم خونسردیم را از دست میدادم که ناگهان چشمم به نوشته کوچکی روی شیشه عقبش افتاد:
راننده ناشنواست، لطفا صبور باشید...
مشاهده این نوشته همه چیز را تغییر داد...
بلافاصله آرام گرفتم، سرعتم را کم کرده و چند دقیقه با تأخیر به خانه رسیدم اما مشکلی نبود....
ناگهان با خودم زمزمه کردم: آیا اگر
آن نوشته پشت شیشه نبود، من صبوری به خرج میدادم؟
راستی چرا برای بردباری در برابر مردم به یک نوشته نیاز داریم!؟
اگر مردم، نوشتههایی به پیشانی خود بچسبانند، با آنها صبورتر و مهربان خواهیم بود؟ نوشتههایی همچون:
"کارم را از دست دادهام"
"در حال مبارزه با سرطان هستم"
"در مراحل طلاق، گیر افتادهام"
"عزیزی را از دست دادهام"
"احساس بی ارزشی و حقارت میکنم"
"در شرایط بد مالی و ورشکستگی قرار دارم"
“بعد از سالها درس خواندن، هنوز بیکارم”
“مریضی در خانه دارم”
و صدها نوشته دیگر شبیه اینها......
همه درگیر مشکلاتی هستند که ما از آن چیزی نمیدانیم....
بیائیم نوشتههای نامرئی همدیگر را خوب درک کرده و با مهربانی به یکدیگر احترام بگذاریم چون همه چیز را نمیشود فریاد زد ...
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
💠#داستان
👈قوی ترین انسانها
پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه از محلى عبور مىكرد.
گروهى از جوانان مشغول زور آزمايى بودند، به اين ترتيب كه سنگ بزرگى را بلند مىكردند تا ببينند چه كسى بهتر مىتواند آن را بلند كند.
هنگامى كه جوانان پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند، گفتند: يا رسول اللَّه! شما اينجا بايستيد و ميان ما داورى كنيد كه كدام يك از ما بهتر وزنه را بلند مىكند.
پيامبر صلى الله عليه و آله قبول كرد و آنها به كار خود ادامه دادند. در آخر كار، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: مىخواهيد بگويم از همه شما قوىتر و نيرومندتر كيست؟
گفتند: بلى يا رسول اللَّه!
حضرت فرمود: از همه قوىتر و نيرومندتر كسى است كه وقتى به خشم مىآيد، خشم بر او غلبه نكند؛
بلكه او بر خشمش غلبه كند. و خشم او را در راهى كه رضاى خدا نيست نيندازد.
همچنين آن گاه كه از چيزى خوشش مىآيد، آن خوش آمدن، او را به غير رضاى خدا نيندازد و بتواند بر ميل و رغبت خودش مسلّط شود.
📕گفتارهاى معنوى، استاد مطهرى، ص 233.
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕