eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
مردی خواست دزدکی زن دوم بگیرد. می ره صحبتهایش رو میکنه میگه روز جمعه میام برا عقد. زن اول میفهمه.مرد شب جمعه شامش رو میخوره و میگیره میخوابه، صبح پا میشه بهترین لباسش رو می‌پوشه.بهترین عطرش رو میزنه. تا می خواد بره بیرون، زنش بهش میگه کجا؟ میگه من میخوام برم نماز جمعه،ضمنا دیر میام خـونه!! زنش بهش میگه بیا بشین امروز دوشنبه است. من قرص خواب بهت دادم چهار روزه خوابیدی!!!!! اگه دوباره هوس کنی.قرصی بهت میدم که وقتی پا شدی روز قیامت باشه😂😂😂😂 @hal_khosh
‌اومدم سر یه مسأله ای با خانمم بحث کنم دیدم شام قورمه سبزی یه، فلذا بحث و به فردا شب موکول کردم "ایمان ملکوتی" @twiita @hal_khosh
🌹 دعای خیر الکثیر🌹* 🌷مرحوم علامه فرمودند : شب جمعه مشغول مطالعه بودم ، به این دعا رسیدم ، *بسم الله الرحمن الرحیم ، اَلْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها . اَلْحَمْدُاللهِ عَلی کُلِّ نِعْمَه ، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه ، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ*   👈🏻بعد یک هفته مجدد خواستم ، آنرا بخوانم ، ک در حالت مکاشفه ندایی شنیدم ، از ملائکه ک ما هنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشده ایم... 📚قصص العلماء، 802 🌹🤲🏻🌹🤲🏻🌹🤲🏻🌹🤲🏻
👈حکایت👉 شخص ثروتمندی خواست بهلول را در بین جمعی به مسخره بگیرد. به بهلول گفت: هیچ شباهتی بین من و تو هست؟ بهلول گفت:البته که هست. مرد ثروتمند گفت: چه چیز ما به هم دیگر شبیه است؟ بهلول جواب داد: دو چیز ما شبیه یک دیگر است. یکی جیب من و کله ي تو که هردو خالی است و دیگری جیب تو و کله من که هردو پر است. @hal_khosh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی میگن چجوری خبر بد رو به مریضت میگی🤣🤣🤣🤣 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 👈اخلاص 🔸حضرت موسى عليه السلام عرض كرد: خداوندا مى خواهم آن مخلوق را كه خود را خالص براى ياد تو كرده باشد و در طاعتت بى آلايش باشد را ببينم . خطاب رسيد: اى موسى عليه السلام برو در كنار فلان دريا تا به تو نشان بدهم آنكه را مى خواهى . حضرت رفت تا رسيد به كنار دريا ديد درختى در كنار درياست و مرغى بر شاخه اى از آن درخت كه كج شده به طرف دريا نشسته است و مشغول به ذكر خداست . موسى از حال آن مرغ سؤ ال كرد. در جواب گفت : از وقتى كه خدا مرا خلق كرده است در اين شاخه درخت مشغول عبادت و ذكر او هستم و از هر ذكر من هزار ذكر منشعب مى شود. غذاى من لذت ذكر خداست . موسى سؤال نمود: آيا از آنچه در دنيا يافت مى شود آرزو دارى ؟ عرض كرد: آرى ، آرزويم اين است كه يك قطره از آب اين دريا را بياشامم . حضرت موسى تعجب كرد و گفت : اى مرغ ميان منقار تو و آب اين دريا چندان فاصله اى نيست ، چرا منقار را به آب نمى رسانى ؟ عرض كرد: مى ترسم لذت آن آب مرا از لذت ياد خدايم باز دارد. پس موسى از روى تعجب دو دست خود را بر سر زد. 📙کتاب داستان دوستان جلد۵ 🌸قال الامام علي عليه السّلام اخلاص، نهايت و هدف دين است. 📚غررالحکم،ح۱۳۴۰ ‌ ‌ 🟢ريشة اخلاص نااميد شدن از چيزهايي است كه در دست مردمان است 📚غررالحکم،ح۳۹۸ کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فرمانده از تک تیرانداز پرسید: آیا تک تیرانداز دشمن در کارش مهارت دارد؟￸ افسر پاسخ داد: خیر قربان￸، در کارش خیلی ناشی است! -پس چرا تا حالا موفق به کشتن او نشده ای؟ -قربان میترسم او را بزنم بعد یکی بهتر از او را بیاورند و همه ما را بکشد.بنظرم زنده بماند به نفع ماست قربان! 🆔 @hal_khosh🤣
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 👈توبه کار دوست خدا مرد فاسقي در بني اسرائيل بود كه اهل شهر از معصيت او ناراحت شدند و تضرع به خداي كردند! خداوند به حضرت موسي وحي كرد: كه آن فاسق را از شهر اخراج كن، تا آنكه به آتش او اهل شهر را صدمه اي نرسد. حضرت موسي آن جوان گناهكار را از شهر تبعيد نمود؛ او به شهر ديگري رفت، امر شد از آنجا هم او را بيرون كنند، پس به غاري پناهنده شد و مريض گشت كسي نبود كه از او پرستاري نمايد. پس روي در خاك و بدرگاه حق از گناه و غريبي ناله كرد كه اي خدا مرا بيامرز، اگر عيالم بچه ام حاضر بودند بر بيچارگي من گريه مي كردند، اي خدا كه ميان من و پدر و مادر و زوجه ام جدائي انداختي مرا به آتش خود به واسطه گناه مسوزان . خداوند پس از اين مناجات ملائكه اي را به صورت پدر و مادر و زن و اولادش خلق كرده نزد وي فرستاد. چون گناهكار اقوام خود را درون غار ديد، شاد شد و از دنيا رفت . خداوند به حضرت موسي وحي كرد، دوست ما در فلان جا فوت كرده او را غسل ده و دفن نما. چون موسي به آن موضع رسيد خوب نگاه كرد ديد همان جوان است كه او را تبعيد كرد؛ عرض كرد خدايا آيا او همان جوان گناهكار است كه امر كردي او را از شهر اخراج كنم ؟! فرمود: اي موسي من به او رحم كردم و او به سبب ناله و مرضش و دوري از وطن و اقوام و اعتراف بگناه و طلب عفو او را آمرزيدم. يکصد موضوع 500 داستان کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
💠 آسیابان پیری بود که هر کس گندمی را نزد او برای آرد کردن می برد، علاوه بر دستمزد پیمانه ای از آن را برای خود برمی داشت. مردم ده با وجود دزدی آشکارش، چاره ای نداشتند و فقط نفرینش می کردند. پس از چندسال آسیابان پیر مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم! پسران هر یک راه کاری ارائه دادند.‌ پسر کوچک گفت: مردم منصفانه رفتار کنیم و تنها دستمزد بگیریم؛ پسر بزرگتر گفت: اگر چنین کنیم مردم چون انصاف ما را ببینند، پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. بهتر است هر کسی گندم برای آسیاب آورد؛ دو پیمانه از او برداریم. با اینکار مردم به پدر درود می فرستند و می گویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد؛ او با انصاف تر از پسرانش بود! پس چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود! مردم همواره پدرشان را دعا می‌کردند و . . . نکته : چه داستان آشنایی داستانها و مطالب طنز بیشتردر 🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92 لطفا تشریف بیاورید 👆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا