💠در محضر #صحیفه_سجادیه
🔹دعای 6 بخش اول
👈 از دعاهای امام علیه السلام است هنگام بامداد و شامگاه
(1) سپاس خدای را که شب و روز را به توانایی خود آفرید.
(2) و به قدرت خویش بین آن دو فرق گذاشت.
(3) و برای هر یک پایانی معین و زمانی معلوم مقرر فرمود.
(4) بنا به تقدیرش هر یک از شب و روز را جای یکدیگر قرار می دهد تا برای بندگان روزی داده، آنها را پرورش دهد.
(5) و شب را برای آنان آفرید تا از حرکت های خسته کننده و جنبش های سخت بیاسایند و آن را پوشش ساخت تا جامه راحتی و خواب را دربر کنند، که خواب برای آنان نشاط و نیروآور است، تا به سبب آن خوشی و کام دل یابند.
(6) و روز را برای ایشان روشن گر آفرید تا در آن فضل او را طلب کنند و جهت دست یابی به روزی، وسیله جویی کنند و در زمین به تکاپو افتند، برای رسیدن به سود کنونی از دنیا و یافتن سود آینده در آخرت.
(7) بدین گونه حالِ ایشان را اصلاح می نماید، و اخبار آنها را می آزماید، و می نگرد آنها در اوقات طاعت و جاهای واجبات و موارد احکامش چگونه اند. تا بدکاران را بر وفق کار و کردارشان جزا دهد و نیکوکاران را پاداش نیکو عنایت کند.
(8) خداوندا حمد و سپاس برای توست که صبح را برای ما شکافتی و با آن ما را از روشنی روز بهره مند گرداندی، و ما را از جایی که بتوان روزی به دست آورد بینا نمودی، و در آن ما را از پیشامدها و بلاها نگهداشتی.
(9) صبح کردیم و صبح کردند همه چیز از آسمان و زمینش، و آنچه در این دو پراکنده ساختی، از آرام و جنبنده، ثابت و رونده و آنچه در هوا بالا رفته و آنچه در زیر زمین پنهان است و همه از آنِ تو هستیم.
(10) ما در تحت قدرت تو صبح کردیم. سلطه و فرمانروایی توست که ما را فرامی گیرد و اراده توست که ما را جمع می کند، و از روی فرمان توست که دست به کاری می زنیم و به تدبیر توست که در کارها تصرّف می کنیم.
(11) برای ما از اراده و خواسته، چیزی جز آنچه تو حکم کردی و از خیر، چیزی جز آنچه تو بخشیدی نیست.
(12) و این روزی نو و تازه و گواهی حاضر بر ماست. اگر نیکی کردیم، با سپاس ما را بدرود گوید و اگر بدی کردیم، با نکوهش از ما جدا شود.
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
#داستان
✅✅🔅عابد مغرور
🔅روزی حضرت عیسی علیه السلام از صحرایی می گذشت.
در راہ به عبادتگاهی رسید که عابدی در آن جا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود از آن جا گذشت.
وقتی چشمش به حضرت عیسی علیه السلام و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمندہ ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند چه کنم
خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر!
🔅مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناہ کار محشور نکن.
در این هنگام خداوند به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم،
چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ.
📚به نقل از:محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج ۱
🆔 @hal_khosh
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گنبد آهنین
#طنز
😃 @hal_khosh
یه جایی جشن بوده،
طرف همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور.
یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟
میگه: من از خونواده عروسم.
یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!!!
#طنز
😃 @hal_khosh
در گذشته که وسیله نقلیه الاغ و اسب و... بود شخصی به در خانه ی دوستش میاد و می گه :« رفیق الاغتون رو بدید من مقداری بار بیارم ممنون می شم.»
رفیقش که نمی خواسته الاغش رو بده ؛ می گه :« الاغم خوانه نیست دادمش به یک نفر دیگه قبل از شما !»
در همین گفت وشنود صدای عرعر الاغ از داخل طویله به گوش می رسه !!
طرف می گه :« رفیق الاغت که داخل طویله است صداش میاد!»
می گه ای با با !! رفیق هم رفیقای قدیم ! آخه تو هم رفیقی ؟
حرف منو که دوست قدیمی ات هستم قبول نمی کنی ؛ حرف خر رو قبول می کنی ؟!!!
#طنز
😃 @hal_khosh
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حل مشکل قطع برق فقط با یک تماس😄
@hal_khosh
💠#داستان
👈غرور
🌸امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
لَا یَدْخُلُ الْجَنَّهَ مَنْ فِی قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ مِنْ کِبْرٍ.
داخل بهشت نمی شود ، کسی که در قلبش ذره ای از کبر و غرور باشد
📚وسائل الشیعه ؛ جلد ۱۵ ، صفحه ۳۷۵]
✅ما نباید خود را از دیگران بهتر ببینیم ؛ چه بسا آن شخص گنه کار بعدا توبه کند و عاقبت به خیر شود و ما – خدای ناکرده- عاقبت به شر شویم
🔴در شب هفدهم ماه مبارک رمضان که پیغمبر صلى الله علیه و آله به معراج تشریف برد و همه جا را دید و در همان شب مراجعت فرمود.
صبح آن شب ، شیطان خدمت آن سرور مشرف شد و عرض کرد: یا رسول الله ! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم طرف چپ ((بیت المعمور)) منبرى بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده آیا شناختى آن منبر را و متوجه شدید که از کیست ؟
آن حضرت فرمودند: خیر؛ آن منبر از کیست ؟
شیطان عرض کرد: آن منبر از من است و صاحب آن بودم ! بالاى آن مى نشستم و ملائکه پاى منبر من حاضر مى شدند، از براى آنها راه بندگى حضرت منان را مى گفتم . ملائکه از عبادت و بندگى من تعجب مى کردند! هر وقت که تسبیح از دستم مى افتاد، چندین هزار ملک بر مى خاستند، تسبیح را مى بوسیدند و به دست من مى دادند. اعتقاد من این بود که خداوند از من بهتر چیزى را خلق نفرموده ؛ ولى یک بار دیدم امر به عکس شد و رانده درگاه او شدم . و الان کسى از من بدتر و ملعون تر در درگاه احدیت نیست . اى محمد صلى الله علیه و آله وسلم ! مبادا مغرور شوى و تکبر نمایى ، چون هیچ کس از کارهاى الهى آگاه نیست .
🔴در ملاقات خود با حضرت یحیى عرض کرد: من جزو ملائکه بودم و چهار هزار سال سرم را از یک سجده بر نداشتم ؛ ولى عاقبتم این شد که از صفوف ملائکه بیرون شدم و مطرود و مردود و ملعون درگاه حق تعالى گردیدم
📚داستانهایی از ابلیس صفحه ۴۰ به نقل از خزینه الجواهر ۶۴۶
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥خاطره ای خنده دار از استاد حاج شیخ حسین انصاریان
#خندیدنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
💠#لیله_الرغائب به معنای شب #آرزوها نمیباشد .
🔶لیله الرغائب یعنی شبی که به خاطر پاداشها و فضیلتهای فراوانی که دارد مورد میل و رغبت فراوان است و یا به معنای شب پاداشهای #فراوان است .
✍️زیرا «رغائب» جمع «رغیبه» است که هم به معنای «کار مورد رغبت» آمده و هم به معنای «پاداش و عطای فراوان» .
🟢امشب از از خدا بخواهیم رغبتهای یک سال ما را هدایت و اصلاح کند.
🌸فَاستبقوا الخیرات شویم،
بالاترین خیرات زمینه سازی ظهور مولاست، که باید به سمتش سبقت بگیریم.
کانال #داستان و #طنز حال خوش
💠#لیله_الرغائب به معنای شب #آرزوها نمیباشد . 🔶لیله الرغائب یعنی شبی که به خاطر پاداشها و فضیلتها
همراهان گرامی ! امشب اینجانب راهم از دعاهای خیرتان فراموش نفرمایید.
پسری که پدرش را مجبور کرد ماشین قراضهاش را دو خیابان پایینتر پارک کند، اما نامهای که بعد از مرگ پدر در داشبورد پیدا کرد، او را نابود کرد... 🚗🏚️😭
«فرهاد» دانشجوی پزشکی بود و همیشه از وضعیت ظاهری پدرش و بهخصوص ماشین پیکان قدیمی و پر سروصدای او خجالت میکشید.
هر روز صبح که پدرش او را به دانشگاه میرساند، فرهاد با لحنی تند میگفت:
«بابا! تو رو خدا جلوی در دانشگاه نرو! همینجا توی کوچه پشتی نگهدار. آبرویم میرود اگر بچهها ببینند من با این لگن میآیم! دود ماشینت همه را خفه کرد!»
پدر هر بار با لبخندی مهربان و چشمانی که کمی غمگین میشد، میگفت: «چشم پسرم... هرطور تو راحت باشی.» و او را دور از چشم همه پیاده میکرد.
سالها گذشت. فرهاد پزشک شد، پولدار شد و برای خودش ماشین شاسیبلند خرید و دیگر سوار ماشین پدر نشد. پدر پیر شد و از دنیا رفت.
بعد از مراسم خاکسپاری، فرهاد تصمیم گرفت آن ماشین قراضه را که گوشه حیاط خاک میخورد، به اسقاطی بفروشد تا از شرش خلاص شود.
وقتی داشت مدارک ماشین را از داشبورد خالی میکرد، چشمش به یک عکس قدیمی و سیاه و سفید افتاد.
عکسِ پدرش بود در جوانی، که با کت و شلواری شیک به یک ماشین «بنـز» آخرین مدل تکیه داده بود و میخندید.
فرهاد تعجب کرد. پدرش هیچوقت نگفته بود که چنین ماشینی داشته است.
پشت عکس را نگاه کرد. دستخط پدرش بود، با جوهری که کمی پخش شده بود:
«امروز این عروسک (ماشین بنز) را فروختم. دلم سوخت، چون خیلی دوستش داشتم... اما دکترها گفتند هزینه عمل قلبِ پسر کوچکم "فرهاد" خیلی سنگین است و فقط با پول این ماشین جور میشود.
ماشینم رفت، اما فدای یک تپشِ قلبِ پسرم. با باقیمانده پول، این پیکان را خریدم تا مسافرکشی کنم و خرج داروهایش را در بیاورم. خدایا شکرت که پسرم زنده ماند...»
فرهاد روی فرمان ماشین قراضه افتاد. بوی عرق تن پدرش هنوز توی ماشین بود.
او سالها از ماشینی خجالت میکشید که «قیمتِ زنده ماندنِ خودش» بود. او سوار بر وسیلهای شده بود که پدرش غرورش را با آن معامله کرده بود تا قلب پسرش از حرکت نایستد.
فرهاد آن ماشین قراضه را نفروخت؛ آن را در حیاط خانهاش نگه داشت تا هر روز یادش نرود که ضربان قلبش را مدیون چه کسی است.
نتیجه اخلاقی:
پدرها قهرمانان خاموش تاریخاند. آنها از آرزوهایشان، از جوانیشان و از غرورشان میگذرند تا ما قد بکشیم.
اگر پدرت ماشین مدل پایین دارد، اگر لباسش کهنه است، اگر دستانش میلرزد... خجالت نکش! اینها جای زخمهایی است که برای سپر شدن جلوی مشکلات تو برداشته است.
یک چالش مردانه:
همین الان اگر پدرت زنده است، برو و بر دستانش بوسه بزن. اگر ماشینش مدل پایین است، با افتخار کنارش بنشین و شیشه را پایین بده تا همه ببینند تو پسرِ این شیرمرد هستی👌🩷🩷
پیشاپیش روز پدر را خدمت دوستان تبریک عرض میکنم
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 سختترین ساعت زندگی انسان چه زمانی است؟!