eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.7هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
3.3هزار ویدیو
106 فایل
#خواندنی ، #دیدنی و #خندیدنی ، 🔴🔴نظر، انتقاد ، پیشنهاد @abasalialmasi 🔵کپی پستها با ذکر #صلوات آزاد 👈در این کانال ❌ تبادل ❌ تبلیغ ⛔️ نداریم ✅کانالهای دیگرما👇 🆔 @Basirat_E 🆔 @hzrt_mahdi 🆔 @tavasolnameh 🆔 @Imam_zamani 🆔 @menbar_kotah
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا می دانید :انسان هایی که بیشتر عمر می کنند دیرتر می میرند؟ @hal_khosh ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
برای داشتن زندگی ایده آل : زنی داشته باش که کدبانو باشه زنی داشته باش که شاد باشه زنی داشته باش که مورد اعتماد باشه زنی داشته باش که از بودنش لذت ببری در ضمن خیلی مهمه که این چهار زن از هم بی خبر باشند! @hal_khosh
چرا وقتی یه نفرو "هلو" خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه اما بهش میگی "گلابی" بهش بر میخوره!؟ بابا میوه میوه است دیگه! تا کی تبعیضه نژادی!؟ تا کی فرق گذاشتن بینه میوه ها @hal_khosh ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
نصف النهار چیست؟ شامی که ما هر شب میخوریم @hal_khosh
به حیف نون میگن امتحان رانندگی قبول شدی ؟ میگه معلوم نیست ماشینو زدم تو دیوار ، سروان رفته تو کما منتظرم برگرده ببینم چی میشه ! @hal_khosh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅بخاطر ✍️ 1 🔸ابوالحسن بوشنجی عارف نامداری بود. در بازار راه می رفت که مردی از پشت سر بر گردن او نواخت. آن مرد وقتی متوجه شد که ابوالحسن است ، بسیار ناراحت شد و دست و پای او افتاد. ابوالحسن گفت: من همان لحظه که زدی حلالت کردم. آنچه تو زدی تو نبودی، من ساعتی پیش او را ( خدا) ندیدم و معصیت او کردم و تونیز مرا ندیدی و معصیت بر من کردی. اگر من ساعتی پیش او را (خدا) دیده و معصیت اش نکرده بودم، تو نیز مرا می دیدی و به اشتباه بر گردن من نمی زدی. ✍️ 2 اهل دلی گفته :یک شب با یکی از دوستان اهل معرفت، سوار ماشین او در جاده در حرکت بودیم. به ناگاه سگی به جلوی ماشین پرید و نتوانست ماشین را کنترل کند و به سگ خورد. سپر ماشین از بین رفت. مدتی درنگ کردیم و بعد ادامه مسیر دادیم، گفتم: ناراحت نباش اتفاقی است که افتاده است و حیوان است و سگ، تقصیر تو چیست؟ آه سردی کشید و حقیقت زیبایی گفت: گفت: هیچ تصادفی ، تصادف و شانسی نیست. گیریم قبول کنیم اجل آن سگ رسیده بود و باید می مرد، و سرنوشت او زیر چرخ ماشینی ماندن ، امشب در جاده بود. حال سوالی که برای من باید پاسخ داده شود این است که، چرا من برای این امر شر و مصیبت انتخاب شدم؟ تو نمی دانی ولی خودم بهتر می دانم، اتفاق امشب ناشی از گناهی بود که من امروز انجام دادم و خودم می دانم چه بود!!! ✅این داستان داستان زندگی ماست که غافلیم . 🌸 : حضرت امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه می فرمایند: 🔸توَقُّوا الذُّنُوبَ فَمَا مِنْ بَلِيَّةٍ وَ لَا نَقْصِ رِزْقٍ إِلَّا بِذَنْبٍ حَتَّى الْخَدْشَ وَ الْكَبْوَةَ وَ الْمُصِيبَةَ . ▫️از گناهان بپرهيزيد كه هيچ بلايي و كم شدن رزق و روزي نيست مگر به واسطه گناه، ▫️حتي خراش ها و زخم هاي بدن و سقوط و افتادن و پيش آمدن هر مصيبتي نتيجه گناه است. 📚بحار الانوار، ج 10، ص 94. @hal_khosh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍️ ♦️ مرحوم حاج شیخ عباس تهرانی (متوفی ۱۳۸۵ ه ق) شاگرد عارف بالله میرزا جواد ملکی تبریزی رحمه الله گفت: ما جوان بودیم و در افراط و تفریط به ریاضت شخصی مشغول و رنگ و رویم عوض شده بود، رفتم به منزل استاد، دیدم روی سکوی منزل نشسته است. چون نظرش به من افتاد، فرمود: «این کارها چیست که تو می نمایی؟ اینها خلاف شرع است.» گفتم: «آخر نفس اماره چنین و چنان می کند!» فرمود: «نفس اماره فقط با این کارها درست نمی شود. من و پسرم رفتیم توی این باغ، سگی به ما حمله کرد؛ هر کاری کردم، دیدم نمی شود، چه آن که سگ، درنده خوی است و نمی شود از دست او خلاص شد. صدا زدم : ای صاحب باغ! بیا جلوی سگت را بگیر! صاحب سگ آمد و اشاره ای کرد و سگ رفت. خدا صاحب نفس است. به او التماس کن تا تو را از شر نفس آزاد کند.» 📖 دو عارف سالک؛ ص140 @hal_khosh