هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
💥کرم کراتینه گامنو 🌱
🔸افزایش آبرسانی به ساقه مو
🔸کاهش موخوره
🔸درمان موهای آسیب دیده و سوخته
🔸مناسب برای انواع مو
🔸رفع وزی و خشکی مو
🔸صافی موهای مجعد
کاملا گیاهی و طبیعی ☘
حجم: ۲۵۰ میل
👇👇
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
رضایت دوست عزیزاز کرم کراتینه گامنو که فقط دوبار استفاده کردن وموهاشون نرم وابریشمی شده ومثل قبل دیگه زبر نیست 👏👏🤩🤩وو
کرم رفع اگزما که بهتراز قبل شدن خداروشکر🙏.... درمان هنوز ادامه دارد..
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
مناسب پوست های حساس و آسیب دیده
محافظت بالا از پوست آسیب دیده در برابر اشعه آفتاب با +SPF 50
دارای فرمولاسیون غیرکمدوژنیک
دارای خاصیت مرطوب کنندگی بواسطه دارا بودن اسید هیالورونیک
دارای بافت غیر چرب و غیر چسبناک
بازساز و ترمیم لایه اپیدرم پوست بواسطه دارا بودن رسوراترول و مس
دارای خاصیت آنتی باکتریال بواسطه دارا بودن مس و روی
تسکین دهنده پوست
مقاوم در برابر آب
ضد حساسیت
فاقد رنگ
❌
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
💎کرم ضدآفتاب بایودرما سری cicabio
Spf50
💜مناسب پوست های حساس حتی کودکان
💜استفاده به عنوان زیرساز آرایش ( پرایمر )
💜ساخت فرانسه
💜تغذیه کننده پوست
💜ضد آفتاب قوی
💜مرطوب کننده و آبرسان
@Mj_Rz1378
@hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_هفتادوپنج "هانا" محمدحسین با همون لحن مُوَجَّه و گیرای همیشگیش از مامان اجازه گرفت ما ر
#پارت_هفتادوشش
سوالی برگشتم و نگاهش کردم.
به عقب برگشت و پشتی صندلی رو تکیهگاه دستش کرد.
بسته ای از داشبورد بیرون آورد و جلوم گرفت:
+این تلفن همراهته که توی جنگل افتاده بود، دست پلیس ندادم چون حدس زدم تاثیری توی پیدا شدنت نداشته باشه.
با تعجب بسته رو گرفتم و توی جیبم گذاشتم.
_ممنون.
دوباره برگشتم پیاده بشم که گفت:
+یه لحظه صبر کن..هنوز حرفم تموم نشده.
منتظر نگاهش کردم.
همونطور که سرش پایین بود، نگاهش رو به نقطهی نامعلومی دوخت و گفت:
+هانا خانوم، من آدمی نیستم که توی زندگی دیگران دخالت کنم یا حتی نظر بدم. شما اشتباه متوجه شدی...
وسط حرفش پریدم:
_پس این کارا چه معنی میده؟
برای اولین بار توی چشمهام خیره شد:
+درسته من گفتم به زندگی بقیه کاری ندارم ولی وقتی اون آدم برام مهم باشه اگه لازم باشه دخالتم میکنم...
چشمهام رو ریز کردم و به مغزم فشار آوردم تا معنی حرفش رو درک کنم.
_یعنی چی؟
مکثی کرد و دوباره سرش رو پایین انداخت:
+یعنی اینکه برام مهمی...
از حرفی که زد سرم داغ شد و با صدای کنترل شده ای گفتم:
_من نمیخوام هرکسی از راه رسید بگه براش مهمم...
+اجازهشم ندارن...
_ولی تو داری میگی!
+من هرکسی نیستم...
_پس کی هستی؟
+بستگی به خودت داره که کی باشم ولی مطمئنم هرکسی نیستم...
_از کجا میدونی؟
نگاهش بین چشمهام به گردش دراومد:
+از اینکه الان صبر نمیکردی تا حرفای منو بشنوی....
_باشه پس الان میرم تا بفهمی دیگه صبر نمیکنم که به حرفای تو گوش بدم.
از ماشین پیاده شدم و در رو جوری به هم کوبیدم که خودم هم از صدای بلندش یکّه خوردم.
با حرص وارد خونه شدم و بدون توجه به صدا زدنهای مامان و رعنا خودم رو توی اتاق حبس کردم.
گوشیم رو از جیب مانتوم بیرون آوردم و روشنش کردم.
اینطور وقتها که پر از حرص و عصبانیت بودم عاطفه به دادم میرسید.
روی اسم عاطفه نگه داشتم و تماس رو برقرار کردم...
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_هفتادوشش سوالی برگشتم و نگاهش کردم. به عقب برگشت و پشتی صندلی رو تکیهگاه دستش کرد. بست
#پارت_هفتادوهفت
بخاطر اتفاقاتی که پیش اومد هممون به کلی خبر دادن به عاطفه رو فراموش کرده بودیم و هنوز از برگشتنم خبر نداشت.
روی اسم عاطفه نگه داشتم و تماس رو برقرار کردم.
دیگه داشتم از جواب دادنش ناامید میشدم که صدای شوکه شده و پر از تردیدش توی گوشی پیچید.
+بله؟!!
_سلام عاطفه...
+.....
_الووو؟؟
+.....
_عاطی خوبی؟!
اونقدر سکوتش طولانی شد که ترسیدم اتفاقی براش افتاده باشه.
بعد از چند دقیقه بلاخره صدای ضعیف و لرزونش رو شنیدم:
+شما؟!
_دیوونه منم دیگه هانا...صدامو که میشناسی؟! خودمم....
+برو خودتو مسخره کن...
و بعد صدای بوق توی گوشم پیچید که نشون از قطع شدن تماس میداد.
از خنگ بودنش حرصم گرفته بود ، دوباره روی اسمش ضربه زدم که این بار زودتر جواب داد:
+بخدا یبار دیگه مزاحم بشی ازت شکایت میکنم ...
_خره شکایتِ چی؟! منم هانا...بخدا خودمم. برگشتم، بیا خونمون برات همه چی رو توضیح میدم.
بهت زده "باشه ای" گفت و تماس رو قطع کرد.
چند دقیقه ای نگذشته بود که صدای زنگ در بلند شد.
به سرعت خودم رو دم در رسوندم و در رو باز کردم.
صورت بهت زدهی عاطفه با چشمهای گرد شدهاش خنده رو به لبم آورد.
با دیدن من شوکه شده بهم زل زد و بعد از چند دقیقه جیغ بنفشی کشید که از صدای گوش خراشش همسایهها با تعجب سرشونو از پنجره بیرون میاوردن تا منبع صدا رو ببینن.
خودش رو توی بغلم انداخت و با تمام قدرتش توی آغوشش فشرد.
چیزی به له شدنم نمونده بود که بلاخره رضایت داد ولم کنه.
دستش رو گرفتم و داخل حیاط کشیدمش.
با صدایی که بخاطر جیغ بنفشش گرفته بود داد زد:
+هانااااا؟؟؟!! تو کجا بودی نامرد؟؟؟؟
و تازه قطره های اشک روی صورتش راهشونو پیدا کردن.
دستش رو گرفتم و داخل خونه کشوندم:
_بیا همه چی رو برات تعریف میکنم...
بعد از احوالپرسی با مامان و رعنا خودمون رو داخل اتاق پرت کردیم و پر از دلتنگی دوباره هم رو در آغوش گرفتیم.
+خب بدو تعریف کن منتظرم....
دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت:
+فقط میخوام ببینم کجا بودی که این همه وقت ما رو دق دادی!!!
خندیدم و روی تخت ولو شدم.
از لحظه اول تا قبل از اومدنش رو مو به مو برای عاطفه تعریف کردم.
بدون اینکه کلمه ای حرف بزنه به همهی حرفام گوش داد.
_خب همین بود.... تموم شد...
عاطفه زل زده بود به من و سکوت کرده بود.
_یه چیزی بگو دیگه...
+هییییسسس هیچی نگو...دارم فکر میکنم...
#ادامه_دارد
𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan
🍃همیشه جوان بمانید🌸
922.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸دعا میکنم امشب
💫زیر این سقف بلند
🌸روی دامان زمین
💫هرکجا
🌸خسته و پرغصه شدی
💫دستی از غیب
🌸به دادت برسد،
💫وچه زیباست،
🌸که آن
💫دست خدا باشد و بس
🌸شبتون بخیر
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
صبح شد خیر است....💓
به توکل نام اعظمت🕊️بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ💫
@hameshejavan
هدایت شده از 🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام✋
صبح تون بخیر و شادی ☕️❄️
سلام به قلب پاک تون🤍
سلام به محبت بین تون
سلام دوستان خوبم
امروزتون پراز مهربانی
الهی آبادبشه
دنیا و آخرتتون
الهی زنده باشید
تندرست و لبتون خندون باشه
@hameshejavan
#شکرگزاری
#جذب_انرژی_مثبت
شکرگزاری و جذب انرژی مثبت امروز💗🤩
۱۴۰۲/۴/۱۹
برای همه بفرست و انرژی بده 🤩
@hameshejavan