eitaa logo
بــیـ رحـمـ🥀
187 دنبال‌کننده
62 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سلامم زیبا~✨️ شروع بی پایان:1404/11/22❤️‍🩹 چنل اصلیمون~ @hamim149 نویسنده:~Zeynab🫀 کاری داشتی؟ @Zeynab_hami رمان~بی رحم🥀 رمانی از عشق و نفرت❤️‍🔥 لف؟ممبر های من لف نمیدن😌 بمونین برامون🥰
مشاهده در ایتا
دانلود
کفش حانا🤍
لباس حامی(عروسی نفس)
بچه هااااا🙂 فردا میخوام زیاد پارت بدم😉 البته اگه بخواین🙄 وگرنه اگه نخواین مثل امروز فقط ۵ پارت😑 ولی اگه میخوای فردا بیشتر بزارم بیا بگو🤔 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_tqef0t&btn=جانم.عزیزم🎀 منتظرم🫀
هدایت شده از پِسَرِ خُدا✨🖤
471.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلاممم قشنگامم🙃 خیلی وقته ناشناس نداشتیم یه ناشناسمون نشه😉 مشترک با محیا جونم🫀 کویر؟از ممبر های من بعیده😌 منتظر پیام هاتون هستم😅 https://daigo.ir/secret/81801416336
فردا کلی پارت داریم❤️‍🩹
صبحتون بخیرررر❤️‍🩹
بچه ها یه کی دلم میگه امروز ۱۰ تا پارت بدم🤣
پارت؟
به نام خدا❤️‍🩹 پارت۶~🤍🙃 بی رحم🥀 حانا:میگم داماد کیه نفس به من نگفت حامی:علیرضا حانا:واقعا فرید:بعله دیگه حانا:به من نگفت🥲 فرید:راستی خبری از ندا نیس حانا:حرفشو نزن فرید فرید:خب اخه حانا:خب اخه چی اون منو ول کرد و.رفت(با بغض) فرید:باشه آروم باش🥲 حانا:اوفففف اومدن . بعد عروسی حانا رفتم سوار ماشین شدم که یه پیام برام اومده نفس بود پیام:سلام حانا ببین ما میام باغ بعد اینجا تو هم بیا الان و یه آدرس که آدرس یه باغ بود رفتم باغ خیلی قشنگی بود ولی نمیدونم چرا توی راه شمع بود خیلی رمانتیک بود خوش به حال نفس که همچین شوهری داره داشتم با خودم حرف میزدم که یه دفعه یه صدای از پشتم اومد برگشتم و دیدم حامی بودد😳زانو زده بود🙂یه جبعه انگشتر هم دستش بود😭 حامی:حانا من از وقتی که دیدم عاشقت شدم میشه تا آخر عمر با من باشی؟ حانا:اره ارههههه😭 حامی:🫂. حانا که برگشتم و دیدم بقیه دارن دست میزنن حانا:نفس چی کار کردیییی نفس:دیگه وقتی اقا حامی گفتن که دلباخته شما شده ما هم برنامه ریزی کردیم حانا:قربون دوستم برمممم حامی:ولی خیلی کمک کردن حانا:دستشون درد نکنه🙂 حامی:خب دیگه منو حانا بریم حانا:کجا حامی:بیا خودت میفهمی حانا حامی دستم رو گرفت و رفتیم خونه من که وقتی در رو باز کردم همه اونجا ها گل بود بعد هم نشستم و با حامی حرف زدم حانا:تو که گفتی من رو به عنوان خواهرت میبینی حامی:تو هم گفتی از من بدت میاد حانا:سوال منو با سوال جواب نده😐 حامی:خب من اون موقع حسی نداشتم حانا:خب منم اون موقعه حسی نداشتم ولی کم کم عاشقت شدم حامی:لباست خیلی نازه🥺 حانا:تو هم خیلی خوشتیپی😌 ادامه دارد🙃🤍 کپی❌
به نام خدا❤️‍🩹 پارت ۷~🙃🤍 بی رحم🥀 حانا اون شب یکی از بهترین شب های زندگیم بود حامی رفت خونه‌ی خودش منم خونه ی خودم خوابیدم صبح که بیدار شدم با حامی هماهنگ کردم بریم کافه رفتیم کافه و اونموقعه یه پیام برام اومده پیام:سلام حانا ببین من ندا هستم وقت ندارم منو محمد دزدیده بهت از گوشیم پیام داد رفتم ولی منو دزدیده تورو خدا به این آدرسی که میگم بیا بیا منو نجات بده لطفااااا حانا قلبم وایساد حامی:حانا چی شد حانا:سریع باید بریم به این آدرس حامی:برا چی حانا:تو راه میگم حانا تو راه برای حامی توضیح دادم و رسیدیم حانا:من اینو میکشم حامی:آروم باش حانا:نمیشه حامی:این جا یه متروکه اس حانا:یا صدایی میاد از اینور حامی:اونجاس اونه ندا حانا:ندا قربونت برم بیا دست و پاهاتو باز کنم ندا:حاناااا😭کجا بودییییی حانا:قربونت برم آروم باش(بغلش کرد) ندا:الان میاد بیاید سریع بریم حانا:بیا قربونت برم . حامی:من میرم ماشین رو بیارم ندا:خیلی دوره حامی:نه یه ۵ دقیقه دیگه میام حانا:باشه برو ندا:ح...ا....نا.. حانا:چیه گلم ندا:اون...ور.....نگا حانا:کیه......چی......تو اینجا چی کار میکنی محمد:به به عروس آینده حانا:ببین کثا.فت محمد:(اسلحه رو در اوردم)هیس اگه میخوای آسیبی بهت نرسه حانا:بیا بزن بزن وسط قلبم محمد:نکن حانا ول کن اسلحه رو حانا:نه دیگه بیا بزن محمد:باشه بیا(شلیک کرد) ندا:حانااااااااااااااااا😱😱😱😱 محمد:به اقا حامی سلام برسون ندا:حانا حانا جونم پاشو قربونت برم کمکککککککککک حامی:چی شده........حا.....نا.....حانا چش شده ندا:ببریمش بیمارستان حامی:بیا ببریمش تو ماشین ندا:(توماشین)بدو حامی بدو حامی:دارم تند میرم دیگه بیمارستان دکتر:همراهان حانا خانم ندا و حامی:ما هستیم دکتر:متاسفانه............. حامی:چی متاسفانهههه💔 دکتر:متاسفانه........ ادامه دارد🤍🙃 کپی❌