در روستایی در ماه رمضان سیلی آمد و گندمزار پیرمرد کشاورزی را برد.
پیرمرد ناراحت شده و یک کوزه آب برداشت و با یک کلنگ به پشتبام مسجدِ روستا رفت. آب را از کوزه خورد و با کلنگ بخشی از سقف مسجد را ویران کرد و گفت: «خدایا برای تو روزه بودم، روزهات را خوردم و خانهی تو را خراب کردم تا تو خانهی مرا دیگر خراب نکنی و بدانی خانهخرابی چه اندازه سخت است.»
یک سال سقف مسجد سوراخ بود. سال بعد٬ گندمزار آن مرد دو برابر محصول داد.
پسر پیرمرد گفت: «پدرم یاد دارم سال گذشته سیل گندمهایمان را برد، رفتی و سریع سقف مسجد را سوراخ کردی، حالا که محصول را همان خدا دو برابر داده و جبران سال گذشته شده است، چرا یادت نمیافتد که بروی از خدا تشکر کنی و سقفی را که پارسال سوراخ کردی، مرمت و درست کنی؟؟؟
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
دو برادر بودند كه يكي از آنها معتاد و ديگري مردي متشخص و موفق بود. براي همه معما بود كه چرا اين دو برادر كه هر دو در يك خانواده و با يك شرایط بزرگ شده اند، سرنوشتي متفاوت داشته اند؟ از برادرِ معتاد، علت را پرسيدند. پاسخ داد: علت اصلي شكست من، پدرم بوده است. او هم يك معتاد بود. خانواده اش را كتك مي زد و زندگي بدي داشت. چه توقعي از من داريد؟ من هم مانند او شده ام. از برادر موفق دليل موفقيتش را پرسيدند. در كمال ناباوري او گفت: علت موفقيت من پدرم است. من رفتار زشت و ناپسند پدرم با خانواده و زندگي اش را مي ديدم و سعي كردم كه از آن رفتارها درس بگيرم و كارهاي شايسته اي جايگزين آن ها كنم. طرز نگاه هر کس به زندگی، دنیای او را می سازد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
❇️خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام قبل از جنگ صفین
🔹«بدانيد که دشمنان هرگز از جاى خود برکنده نمىشوند تا اين که نيزه داران، با نيزههاى پى درپى بدنشان را سوراخ کنند طوری که نسيم از آن بگذرد.
🔸و شمشير زنان، ضربه هايى بر آنان وارد سازند که سر آنها را بشکافد و استخوانهای آنها را خُرد کند و دستها و پاهای آنها را جدا سازد.
🔹آنها بايد پيوسته مورد تهاجم قرار گيرند و گروهها پشت سر هم آنان را تيرباران کنند و گروهى از لشکر به يارى گروه ديگر بشتابد و آنها را آماج حملات خود سازند.
🔸و لشکرهاى سواره نظام نیز يکى پس از ديگرى آنان را تا شهرهايشان تعقيب کنند، تا زمانى که سُمّ اسبهاى شما آخرين نقطه سرزمين آنها را بکوبد و مسير رفت و آمد، جادّهها و چراگاههاى آنها را از هر سو اشغال کند».
[خطبه ۱۲۴]
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
💠#داستان
👈زن رزمنده
✍️ستارخان وقتی وارد بیمارستان شد دید که پرستاران و پزشک بیمارستان تبریز دور یک تخت ایستادند و سر و صدا میکنند.
چشمش به پسر جوانی افتاد که روی تخت خوابیده بود و خون شلوارش را سرخ کرده بود.
سردار دید که جوان مجروح اجازه نمیدهد کسی به او دست بزند.
پرستارها دور او جمع شدند و گفتند که باید برای نجات دادن جانش لباسش را از تنش بیرون بیاورد. اما او قبول نمیکرد و از درد هم به خود میپیچید.
🔹خون از جای زخم بیشتر بیرون میآمد و هر لحظه او بیحال تر میشد.
ستارخان به سمتشان رفت و گفت: چه خبر شده؟
و رو به جوان کرد و پرسید: « چرا نمیگذاری نجاتت بدهند. »
جوان که کم کم داشت بیحال میشد گفت فقط به شما میگویم.
بعد که همه رفتند سرش را نزدیک آورد و گفت: « ستارخان من زن هستم و حاضرم بمیرم تا اینکه چشم نامحرم به بدنم بیفتد و بفهمند که من با لباس مردانه میجنگم.»
🔹اشک در چشمان ستارخان جمع شد و به ترکی گفت: « قیزیم من دیری اولا اولاسن نیه دعوایه گئتدون.»
یعنی دخترم مگر من مُردَه ام که تو لباس مردانه بپوشی و بجنگی.
جوان نفسی کشید و گفت: ستارخان مگر نجات وطن و جنگ برای آزادی ، زن و مرد میشناسد؟
ما زنان پشت شما را خالی نخواهیم کرد.
🔹در کتاب زنان در تاریخ مشروطه آمده است که بعد از این ستارخان دستور داد تا پردهای به دور این تخت بکشند و دختر که نامش تلی بود نجات پیدا کند. اما تلی تنها زنی نبود که پشت ستارخان را خالی نکرد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
sinavaa.com032016tanderomohkambegir128.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
#نماهنگ_تنگه_را_محکم_بگیر
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شتر آزمایشگاه فوقپیشرفتهی خداوند جلجلاله در دل بیابان
تبارک الله احسن الخالقین
دعای امام سجاد در حق فرزندان
اى خداوند، بر من احسان كن و فرزندانم را برايم باقى گذار و شايستگيشان بخش و مرا از ايشان بهره مند گردان
اى خداوند، براى من، عمرشان دراز نماى و بر زندگانيشان بيفزاى. خردسالشان را پرورش ده. ناتوانشان توانا گردان
تنشان و دينشان و اخلاقشان به سلامت دار.
در جانشان و جسمشان و در هر كار از كارهايشان كه روى در من دارد، عافيت بخش و وظيفه روزى ايشان، براى من و بر دست من پيوسته گردان.
اى خداوند، فرزندان مرا همه نيكان و پرهيزگاران و بينايان قرار ده. و چنان كن كه فرمانهاى تو را بشنوند و اطاعت كنند، ياران تو را محبان و نيكخواهان
و با دشمنان تو دشمنان و كينه توزان باشند. آمين.
بار خدايا، بازوى من به نيروى فرزندانم توانا گردان و به آنان، نابسامانيهاى من به سامان آور و به ايشان، شمار ياران من فزونى ده و مجلس من به وجود ايشان بياراى
و نام من به ايشان زنده دار و در غياب من ايشان را كارساز من گردان و به ايشان ياريم ده كه بر حاجت خود دست يابم. اى خداوند، چنان كن كه فرزندان من دوستدار من باشند و بر من مهر ورزند.
روى دلشان با من باشد و در يارى من پايدار باشند. فرمانبرداران من باشند نه عصيانگران و نه نافرمانان و نه مخالفان و نه خطاكاران.
بار خدايا، مرا به تربيت ايشان و تأديب ايشان و نيكى و مهربانى در حق ايشان يارى فرماى. و افزون بر ايشان مرا فرزندانى ذکور عطا كن
و خير مرا در آن قرار ده و آنان را ياوران من بر هر چه از تو مى طلبم.
اى خداوند، مرا و نسل مرا از شيطان رجيم در پناه خود دار. تو ما را آفريده اى و به نيكى امر كرده اى و از بدى نهى و به ثواب آنچه ما را بدان امر كرده اى مشتاق و از عقاب آن بیمناک
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸🔹📹 شهید حاج قاسم سلیمانی: با وحدت باید دست همدیگر را بگیریم
🔹ما امروز بیش از هر زمانی نیازمند وحدتنظر هستیم؛ ما در این پیچ خطرناک انقلاب، و در نزدیک این قلۀ بلندی که میخواهیم به آن دسترسی پیدا بکنیم که پرتگاههای عظیمی دارد، نیازمند این هستیم که دست همدیگر را بگیریم؛ نه اینکه در ستونهای پراکنده حرکت بکنیم.
@markazi_iribnews
🔸پدرش یک باغ کوچک انگور داشت. یک روز، قبل از برداشت میوه به پدر گفت: چند لحظه دست نگه دارید. در حالی که همه شگفتزده شده بودند، وضو گرفت و دو رکعت نماز شکر به جا آورد. بعد بهآرامی خوشه را چید و در سبد گذاشت و گفت: نگاه کنید! خداوند چه قدر زیبا و دیدنی دانههای انگور را در کنار هم قرارداده است! بوتهي انگوری که در زمستان خشک به نظر میرسد، در فصل بهار چهرهای سبز و شاداب به خود میگیرد و میوهی آن به این زیبایی رنگآمیزی میشود. اینجاست که باید به عظمت و قدرت خداوند بیهمتا پی برد.
شهید عباس بابایی
📚پرواز تا بینهایت، ص ۲۹
#امام_باقر(ع):
افزایش نعمت از سوی خداوند قطع نمیگردد، مگر آنگاه كه شكرگزاری بندگان فرو ایستد.
میزانالحكمه؛ ج ۶، ص ۱۲، ح ۹۷۶۱
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
♻️ @hamkalam
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فک کن عربی بلد نباشی و تو اربعین با همچین صحنه هایی روبرو شی😂
بعضی اوقات از شدت محبت عراقی ها❤️ آدم از خجالت آب میشه😥
حالا اگه عربی رو در حد تشکر کردن هم بلد نباشی دیگه هیچی😑
.کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam