eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.5هزار دنبال‌کننده
10.7هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
💫دائم نگویید که می روم 👈 هر مردی احتیاج دارد که بداند تنها و تنها به خاطر خودش دوست داشته می شود و از پس راضی کردن همسرش بر می آید. 👈 این تصور به آنها احساس غرور و قدرت می دهد، پس این حس را از همسرتان نگیرید. 👈 زنانی که مدام همسرشان را از نبودشان می ترسانند، همان کسانی هستند که شریک زندگی شان را به نبود خود عادت می دهند. همسرانه جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت36 .عمه جلو رفت و رو به رضا گفت: دستم به دامنت برش گردون! _باشه
📜 🩷 سفره عقد مختصری پهن کردن و مصیب و زهره هم نشستن پای سفره عقد رضا هم تونست غلام رو بیاره تا پای سفره عقد باشم عقدشون خیلی ساده برگزار شد و آقا بزرگ گفت بدون مراسم عروسی برن سر خونه زندگیشون اون سالها تو شلوغی و همه سر و صداها من و زری و مریم کنار هم تو خونه باغ بودیم هیچ‌کس تو خونه حق اینو نداشت که اسمی از مصیب و زهره بیاره مصیب هم مهریه زنش رو داده بود و طلاقش داده بود زنعمو همیشه بهمون میگفته که درسامون رو مرور کنیم اون سال هم تمام شد با همه اتفاقها بعد از پیروزی انقلاب مدرسه ها باز شدن و جنگ که شروع شد همه دعا میکردیم هر چه زودتر جنگ هم تمام بشه دو سال گذشت که آقا بزرگ بازم حالش بد شد و سکته ای که کرد باعث شد فوت کنه تو مراسم همه نگران خانم بزرگ بودیم خیلی ناراحت بود و بیتابی میکرد بعد از سال آقا بزرگ عمو کمال خانم بزرگ رو راضی کرد تا بره خونشون با حامله شدن زهره همه رفتارشون با اونا خوب شده بود 👇👇.
‌ این رابطه ها بیمارت میکنند - رابطه ای که برای دریافت عشق و توجه باید همه جوره سرویس بدی و هر لحظه تلاش کنی - رابطه ای که همیشه تو مقصر شناخته میشی و فقط تو مجبوری و باید عذرخواهی کنی - رابطه ای که راحت نمیتونی از اشتباهاتت بگی یا درددل کنی، چون بعدا توسط حرف های خودت کلی سرزنش و مسخره میشی - رابطه ای که تو و احساساتت فهمیده نمیشید و مجبوری همه چی رو درون خودت بریزی - رابطه ای که براحتی خط قرمزهای تورو زیر پا میذاره و تورو به حساسیت بیش از حد هم متهم میکنه - رابطه ای که برای اینکه ناراحتش نکنی هیچوقت نتونستی درست از خواسته هات و نیاز هات بگی. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
آهای خانم آهای آقا 🔹🔸 اگر همسرتان بعد از دعوا می گوید: «منظورم این نبود»، جواب بدهید: «درست است که چنین منظوری نداشتی، اما طوری رفتار کردی که من این طور احساس کنم. پس، از این به بعد این کار را انجام نده.» بازگشت به گذشته و تاکید بر گفته های خود و طرف مقابلتان باعث می شود به جای راه حل، بر آنچه گذشته است تمرکز کنید.
بانوی گل بخون👇 چگونه يك زن خوب باشيم؟!! 1. هر وقت غذا مى پزيد حداقل دوتا تكه گوشت خوب يا يه تيكه از مرغو كه دوست دارين بخورين. 2. به محض اينكه ميوه امد توى خونه دوتا از بهترينشو بخورين، هرگز ميوه هاى پلاسيده رو نخوريد بلكه پوستشو بكنيد وتوى يه ظرف خرد كنيد بيارين سر ميز بزاريد مطمئن باشين سر دوثانيه نا پديد ميشه! 3. در هفته حتما براى خودتون يه چيزى بخرين، از يه دونه رژ گرفته تا كفش و... 4. در هر سال براى خودتون يه قطعه ارزشمند طلا بخرين. 5. هر وقت يه مهمونى خوب دادين مخصوصاً به قوم شوهر حتماً بعدش براى خودتون يه جايزه بخرين. 6. در ماه حتماً يكبار رو با دوستاتون بگذرونيد هرگز از شوهر يا بچه توقع تشكر نداشته باشين!! چون نمى كنن ! پس خودتون از خودتون تشكر كنيد !! ( از چيزهاى كم شروع كنيد) 7. رابطه تون را با خدا روز به روز قوى تر كنيد. چون تنها كسى كه هميشه صبورانه به حرفاتون گوش ميكنه وكمكتون ميكنه اونه 8. حتماً رانندگى رو باد بگيريد تا هرجا خواستين بدون منت كشى بريد. 9. در سال يكى دو بار رنگ موهاتون رو عوض كنيد. 10. حتما به كلاس بريد حالا هر كلاسى كه دوست داريد واینكار رو جدى انجام دهيد يعنى به خاطر هيچ كسى يا هيچ اتفاقى كلاستون را تعطيل نكنيد. تا بقيه هم موضوع رو جدى بگيرن؟! 11. رازهاى خصوصى تون رو با همه در ميان نذارين سعى كنيدمشكلاتتون را خودتون حل كنيد. واگر به كمك احتياج داشتين فقط با ادمى كه تجربه اون مورد روداره مشورت كنيد نه با همه اهل شهر! 12.يواش يواش بچه هارو آزاد بذارين تا خودشون مشكلاتشون رو حل كنند! 13. هميشه يه عطر خوب داشته باشين 14. خلاصه دلتون براى خودتون بسوزه به خودتون برسيد و كارى كنيد تا ازخودتون خوشتون بياد انوقت می تونيد ديگران رو دوست داشته باشين ❤️
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت37 سفره عقد مختصری پهن کردن و مصیب و زهره هم نشستن پای سفره عقد رض
📜 🩷 بچه اول زهره و مصیب پسر شد مریم سخت درس میخوندن دوست داشت معلم بشه و درسش هم عالی بود زری اون سال کنکور داد و قبول شد میخواست بره دانشگاه دوسال از همه چی گذشته بود خانم بزرگ هم فوت کرده بود چند سال گذشته بود که زری ازدواج کرد و مریم هم به زور عمو با یکی ازدواج کرد مریم خیلی تلاش کرد که مانع ازدواج کردن بشه ولی نتونست یه روز که داشتم از دانشگاه برمیگشتم رضا رو بعد چند سال دیدم‌که ازم خواست تا باهام حرف بزنه ولی من تمایلی نداشتم و چند بار که اصرارش رو‌دیدم مجبور شدم قبول کنم
🌸🍃🍃🍃🍃🍃 قشنگه بخونید
🌸🍃 زِندگی، قبل از هرچيز زندگیست. گل می خواهد، موسيقی می خواهد، زيبايی می خواهد. زندگی حتی اگر يكسره جَنگيدن هم باشد، خَستگی در كردن می خواهد. عطر شمعدانی ها را بوييدن می خواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، اصل كه نيست، زايِده است، انگل است، مَرَض است. ما بايد به اصلِمان بَرگرديم. زَخم را كه مَظهر خشونَت است با زَخم نمی بندند؛ با نوارِ نرم و پنبه پاک می بندند، با مُحبت، با عِشق . . .
*🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌼🍃 📖داستان کوتاه ❤️ روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشـــق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود. وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی باشکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:« آیا می توانم با تو همسفر شوم؟» ثروت گفت:« نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد.» پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود، کمک خواست. غرور گفت:« نه، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد.» غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت:« اجازه بده تا من باتو بیایم.» غم با صدای حزن آلود گفت:« آه، عشق، من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم.» عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید. آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت:« بیا عشق، من تو را خواهم برد.» عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد. عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود، رفت و از او پرسید: « آن پیرمرد که بود؟» علم پاسخ داد: « زمان» عشق با تعجب گفت:« زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟» علم لبخندی خردمندانه زد و گفت: « زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و... با جون و دل میشنوم🥺👇 🧚‍♀🕊 ♥️ @Delviinam ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・
❗️خط فاصله برخی از مردها گمان می کنند زن ها، نیازی به آراستگی شوهر خود در محیط خانه ندارند. به گمان آنها تنها این زن است که موظف به آراستن خود در مقابل همسرش است در صورتی که آراستگی مرد برای همسرش، از چیزهایی است که عفت زن را افزون می کند🍀 آقایانی که شغلشان به گونه ای است که وقتی به خانه می آیند، ظاهر جذابی برای همسرشان ندارند لطف کنند کمی به خودشان برسند. هم مرد و هم زن برای حفاظت از سلامت اخلاقی همسر خود، باید به نیازهای جسمی و روحی یکدیگر، توجه داشته باشند