🌺🌿اصلاً اینطور نیست که هرکسی در رنجِ بیشتری زندگی کرد به خدا مقربتر باشد و هرکسی دنبال آسودگی بود، دنیاطلب محسوب شود! اینکه ما دنبال آسودگی باشیم، دنیاطلبی نیست!
🌼🍃این سوءتفاهم بزرگ را باید برطرف کرد که «اگر مردم سراغ دین بروند، چیزهایی مثل آسودگی، راحتتر بودن، شکوفاییِ استعداد و خلاقیت، گیرشان نمیآید!»
متاسفانه تلقیِ عمومی این است که دین میگوید: «من با زندگیات کاری ندارم! تو با هر بدبختیای بود، خودت را به بهشت برسان و به خدا مقرّب شو!»
💗دین برای اینکه ما به یک زندگیِ آسوده برسیم، نهتنها برنامه دارد بلکه اصرار دارد! این آسودگی هم در همۀ ابعاد است؛ جسمی و روحی، شخصی و اجتماعی، شغلی و غیرشغلی.
👌 اسلام برای رسیدن به یک زندگی شیک و پر از شادی، تکنیکهای بسیاری به ما یاد میدهد؛ از برنامۀ غذاخوردن، لباسپوشیدن، خوابیدن، تا ارتباط با همسایه و رفقا.
🪴آسودهتر زندگیکردن، شاخص معنویت است و آسوده نبودن، علامت دوری از خداست.
💫اگر میخواهی بدانی که آیا به خدا مقرب شدهای یا نه؟ میزان آسودگی خودت را بسنج!
اگر دیدی آسودگیات کم شده و بههمریخته هستی، بدان که الان از خدا دور هستی! آدمِ نزدیک به خدا که اینقدر بههم ریخته نمیشود!
🌸🌿امام صادق(ع) میفرماید: انسانِ دیندار فکر میکند و به آرامش میرسد (امالیمفید/52) این روایت «فکر» را به عنوان یک راه کلی برای رسیدن به آرامش معرفی میکند. انسان مؤمن و دیندار، همۀ کارهایش را با فکر جلو میبرد؛ او با فکرکردن بسیاری از مسائل و مشکلات را حل میکند.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #شهین #پارت46 هر چی من میگفتم سیاوش محکم تر مخالفت میکرد ...نزدیک به ۳۰ سال
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#شهین
#پارت47
میدونستم داره در حقم ناحقی میکنه ولی زورم نمیرسید ،اون اواخر از هر ترفندی جلو رفته بودم ،دعوا کردم ،با زبون خوش گفتم، قهر کردم ،حتی تهدید به جدا شدن کردم ...ولی هیچکدوم روی سیاوش تاثیری نداشت مرغش فقط یه پا داشت اونم میگفت :
نه !!!
دیگه خودم هم کم کم داشتم سرد میشدم... میرفتم به سمت ۳۵ سالگی و با حرفهایی که از سیاوش می شنیدم در مورد بچه ،خودم هم داشتم به این نتیجه میرسیدم که واقعا بچه جز دردسر چیزی نداره ...کم و بیش کنار اومده بودم با قضیه ولی وقتهایی که مامان روی اعصابم میرفت باز فیلم یاد هندوستان میکرد و جنگ اعصابی با سیاوش راه می انداختم
سیاوش گه گاهی با ماریا در تماس بود اعصابم خرد میشد و یه بار وقتی از پای تلفن بلند شد عصبانی گفتم :
همه چی برای خودت خوبه برای من بد ؟!
سیاوش هاج و واج نگاهم کرد وگفت:
چی ؟
_میگم هرکاری خودت بخوای بکنی آزادی به من که میرسه نباید کاری کنم
_چیکار میخواستی بکنی که من نگذاشتم شهین خانم ؟!یا من چیکار کردم ؟
_یعنی چی که مدام با زن سابقت در تماسی ؟!
_شهین مدام میشه هر روز !!!من دو سه ماهی یه سراغ ازش میگیرم تنهاس !
_به ما چه ؟
_باشه به ما چه !!!دلیل این عصبانیت چیه ؟!
_خسته شدم
_میدونستم یه روزی به این جا میرسی
_سیاوش هرچی میگم هی نگو میدونستم، میدونستم!! هیچ کمکی به من و زندگیمون نمیکنی.
_چیکار باید بکنم که نکردم !؟
بعد دستهاش رو بالا آورد و گفت:
لطفا بحث بچه پیش نکش خب!!!
_کی خواست اسم بچه بیاره؟! مدام توی خونه ایم حوصله ام سر رفته
_کجا بریم !تو بگو
_نمیدونم
_نشد دیگه یا باید بدونی چیکار میخوای بکنی یا نه ؟!اگه میدونی که بگو اگه نمیدونی هم غر الکی نزن !
پام رو زمین کوبیدم و گفتم:
ته همه چی من میشم آدم بده !!!
_عجب!!! کی گفت تو آدم بده ای عزیز من؟! هر کاری دوست داری و حالت رو خوب میکنه رو انجام بده... من نه مخالفم نه جلوت رو میگیرم
_ولی کمکی هم نمیکنی !
_تو بگو من کمک کنم !
به سیاوش حق میدادم، توی اون موارد واقعا کاری به کار من نداشت و اگه چیزی برای سرگرمی پیدا میکردم قطعا پایه ام میشد و ازم حمایت میکرد ...مشکل این بود که خودم کاری برای سرگرمی پیدا نمیکردم
ته ارتباطم با دیگرون هم ارتباط با زری بود و خونه مامان ،که اونها هم از هر ده تا کلمه ای که میگفتن ۵ تاش از بچه بود و من ترجیح میدادم ارتباط رو کم کنم
مامان واقعا داشت به این نتیجه میرسید که من بچه دار نمیشم و مدام توی گوشم میخوند :
شهین یه وقت چیزی نگی یا ناراحتی درست نکنی، سیاوش به خاطر بچه حرفی بهت بزنه ها !!!مردا رو بچه خیلی تعصب دارن و مخصوصا زنشون که بچه دار نشه دیگه واویلا.... والا مرد خوبیع حرفی نمیزنه از بچه
خوشخیال بود مامان من !!!گذاشتم توی فکر و خیال خودش بمونه و من رو مقصر بدونه چون اگه میفهمید سیاوش بچه نمیخواد قیامت میکرد !!!
۵ سالی بود که از خارح از کشور برگشته بودیم... توی اون مدت شاید یه بار رفته بودیم خونه باغ ،خودم هم تمایلی برای رفت و آمد به اونجا نداشتم یه جورایی حس آدمی رو داشتم که تجاوز به حریم خصوصیش شده و دیگه رغبتی برای دیدن اون حریم نداره ...
زری گاهی حرفی از کریم و رضا میزد با اینکه تمایلی به شنیدن نداشتم یه بار گفتم :
الان واقعا دارن زندگی میکنن ؟!
_در ظاهر که اره
_چرا در ظاهر ؟
_اخه کسی از داخل زندگی کسی خبر نداره که !!!
_بالاخره ناراحتی بود ،رو میشد
_مریم صداش در میاد به نظرت ؟+
_همین مریم خانم یادت نره چیکار کرده ...بخواد صداش در بیاد خوبم در میاد
_چمیدونم فعلا که ساختن
عید سال ۷۸ رو که گذروندیم سیاوش پیشنهاد داد :
میای بریم شیراز ؟
پریدم بالا و دستهام رو بهم کوبیدم وگفتم :
توی همون خونه قبلی ؟!
خندید و گفت :
اره همونجا !!!گاهی یادت میره یه خانم ۳۵ ساله ای چنان ذوق میکنی عین بچه ها ،اصلا من لبه خاطر وجود تو بچه نمیخوام... ایناها بچه دارم دیگه
_واقعا که ذوق آدم رو کور میکنی
_ببخشید شوخی کردم پس بپیچ بریم روی چند ماه هم حساب کن بریم بمونیم
💙
💠کودکت اگر رفتار خوب تو با همسرت را ببیند احترام به زن را می آموزد.
💠کودکت اگر با انتقاد زندگی کند، سرزنش کردن را می اموزد.
💠کودکت اگر با خصومت زندگی کند، جنگیدن را می آموزد.
💠کودکت اگر با تمسخر زندگی کند، کمرویی را می آموزد.
💠کودکت اگر با ترس زندگی کند، نگران بودن را می آموزد.
💠کودکت اگربا پذیرش زندگی کند، عشق ورزیدن را می آموزد.
💠کودکت اگر با تایید زندگی کند،می اموزد که خودش را دوست بدارد.
💠کودکت اگربا صداقت زندگی کند، می اموزد حقیقت چیست.
💠کودکت اگر با انصاف زندگی کند، عدالت را می اموزد و به مردم بدی نمیکند.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.
یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم
میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً.
شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت
توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش
نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت اما
داماد از جایش تکان نخورد او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از
دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟
همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بی ام و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود
که روی شیشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق براش افتاده…!!!
یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی ، می رسونمت
حالا خدای من
من مسیر زندگیم رو با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه نگاه می کنم ، می بینم هیچی ندارم، خالیه خالی ام
فقط یک آه و افسوس که مفت عمرم از دست رفت
خدایا ما رو می رسونی؟
یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مون میکنی؟
الهی و ربی من لی غیرک
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
🌸🍃 #قشنگه_بخونید 🍃
🦋 وقتی خداوند دستور دهد که فرمانی (نعمتی) به سمت شما بیاید هیچ نیرویی جلودار او نیست حتی در موضوعی کارشناسان و بقیه افراد به شما گفته اند این غیر ممکن است و این کار شدنی نیست و همه شرایط بر علیه شماست اما وقتی خداوند بخواهد فرمان به سمت شما می آید و خداوند کاری ندارد که شما درکجا زندگی می کنی یا چقدر درآمد دارید فقط و فقط نعمتی که به سمت شما می آید مهم است.
🌺🌿 موهبتی که خداوند دستور داده است که به سمت شما بیاید با خیر و خوشی این اتفاق می افتد مثل قراردادها و موقعیت ها و موفقیت ها و غیره . شما هیچ گاه نباید ناامید بشوید و بگویید من نمیتوانم اون کار را به دست بیاورم چون هیچکس آنجا من را قبول ندارد چون این مهم نیست فقط مهم این هست که خداوند شما را همیشه به سمت بهترین ها راهنمایی میکند.