🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃
قشنگه بخونید
🍃🍃
وقتی از آستانه پنجاه سالگیم گذشت فهمیدم هر چه زیستم اشتباه بود!
هر چه برایم با ارزش بود کم ارزش شد .
حالا می فهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظه حال ، با اهمیتتر از شادی نیست .
حالا می فهمم دستاوردهایم معادل چیزهایی که در مسیر به دست آوردن همان دست آوردها از دست دادم ، نیستند .
حالا می فهمم استرس، تشویش ، دلهره، ترس از آزمون کنکور و استخدام، اضطراب سربازی، ترس از آینده ، وحشت از عقب ماندن ، دلهره تنهایی ، نگرانی از غربت، غصه های عصر جمعه ، اول مهر ، ۱۴ فروردین ، بیکاری و . . . .
هرگز نه ماندگار بودند و نه ارزش لحظه های هدر رفته ام را داشتند .
حالا می فهمم یک کبد سالم چند برابر لیسانسم ارزشمند است .
کلیه هایم از تمامی کارهایم ، دیسک کمرم از متراژ خانه ، تراکم استخوانم از غروب های جمعه ، روحم از تمام نگرانیهایم ، زمانم از همه ناشناختههای آینده های نیامده ام ،
شادیم از تمام لحظه های عبوسم ،
امیدم از همه یاس هایم ، با ارزش تر بودند .
حالا می فهمم چقدر موهایم قیمتی بودند
و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار فرزندم زنده بمانم ارزش تمام شغل های دنیا را دارد .
هیچگاه به دنبال خبرهای بد و حرفهای اعصاب خُردی نباشید . چون تمامی ندارد .
دنبال شادی باشید.
بگذارید ذهنتان نفس بکشد.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت59 سریع به صاحب خونه خبر دادیم که هر دومون میخوایم بلند بشیم و او
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت60
سلمان پوزخندی زد و گفت: اوهووو تو رو خدا نگو ترسیدم. چیه واسه ما شدی مریم مقدس ولی برای بقیه خوب مهربونی.
با اخم گفتم: راهتو بکش برو.
+ اینقدر ناز نکن. با من راه بیا مطمئن باش به خودتم خوش میگذره.
دیگه لحن صحبتش داشت یه جوری میشد. احساس کردم نیتای بدی داره. قدم هامو تندتر کردم تا ازش فاصله بگیرم ولی اومد کنارم و گفت: من از راز کوچولوت خبر دارم سوری خانم.
از حرفش سر جام یه لحظه خشکم زد ولی حتی نگاهشم نکردم و به راهم ادامه دادم.
+ تو راهیت چطوره؟ حالا کی به دنیا میاد؟
داشتم سکته میکردم. برگشتم سمتشو گفتم: چرا چرت و پرت میگی؟
+ والا چند روز پیش که با دوست جون جونیت داشتی حرف میزدی صدات میومد تو راه رو. یادت باشه از این به بعد یواش تر حرف بزنی.
داد زدم: برو گمشو.
+ حرفهای بدی زد...
اینقدر از حرفش عصبانی شدم که محکم زدم تو گوشش و داد زدم: برو گمشو کثافت.
سلمان که باورش نمیشد همچین کاری کنم چند لحظه مات نگام کرد و بعد اونم شروع کرد به بدو بیراه گفتن.
از صدای ما چند تا مرد و زن دورمون جمع شدن و وقتی فهمیدن مزاحمم شده با تشر ازم دورش کردن. همونطور که سلمان چند قدم ازم دور شد انگشتشو به نشونه ی تهدید بالا آورد و گفت: از این کارت پشیمونت میکنم.
از شدت فشار عصبی ای که بهم وارد شده بود تپش قلبم بالا رفته بود و دستام میلرزیدن. با کمک یه خانمی نشستم کنار جدول خیابون تا یکم به خودم مسلط بشم. دیگه واقعا جای من تو اون ساختمون نبود. میدونستم همین که پاش برسه خونه همه جارو از خبر بارداری من پر میکنه.
اون روز از شدت ناراحتی نفهمیدم چجوری زمان گذشت و همش حواسم پرت بود و چند بارم کارو خراب کردم که باعث شد مواخذه بشم و اعصابم بیشتر خورد بشه.
وقتی برگشتم خونه کسی تو راهرو نبود. بی سر و صدا قدم برمیداشتم که کسی بیرون نیاد. دلم نمیخواست با هیچکدومشون رو به رو بشم و بیشتر از این ناراحت بشم. یواش در اتاقمو باز کردم و رفتم داخل. همین که درو بستم یکی محکم درو کوبید و پشت سرش صدای زری خانم اومد که با حالت داد و بیداد گفت: باز کن ببینم دختره ی آشغال
🍃🍃🍃💕🍃🍃🍃
🌹 #مجردها_بدانند
💢چهار اصل ساده که باعث می شود در زمان آشنایی متوجه شوید فرد مقابل واقعا قصد ازدواج دارد یا خیر‼️
1 - فردی که قصد ازدواج دارد در دوره آشنایی، تقاضاهای نامشروع نمی کند.
2 - فردی که قصد ازدواج دارد، این ارتباط را از خانواده اش پنهان نمی کند.
3 - فردی که قصد ازدواج دارد، زمان آشنایی را بیش از اندازه طولانی نمی کند.
4 - فردی که قصد ازدواج دارد علاوه بر معرفی شخصیت خود، سعی می کند از طرف مقابل و خانواده اش شناخت پیدا کند و تنها به تبادل احساسات و بیان جملات عاشقانه و عاطفی بسنده نمی کند.
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
﷽
🐐خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی میکردند.
🐓 روزی روباهی، خروسشان را خورد و آنها محزون شدند.
🐕 پس از چند روز، سگ آنها مُرد، باز آنها ناراحت شدند.
🐄طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را هم درید.
😱روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه چادر نشین های اطراف، اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان، تنها آنها سالم مانده اند.
👌مرد دنیا دیده ای گفت: راز این اتفاق، این است که چادرنشینانِ دیگر، بخاطر سر و صدای سگ و خروس و الاغهایشان در سیاهیِ شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند. پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود.
در تمام رویدادها و حوادث زندگی صبر پيشه كن و به خدا اعتماد کن!👌
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت60 سلمان پوزخندی زد و گفت: اوهووو تو رو خدا نگو ترسیدم. چیه واسه م
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت61
من از ترس سر جام خشکم زده بود. زری خیلی زن زبون داری بود و سر کوچکترین چیزی همیشه داد و بیداد راه مینداخت. میدونستم اگر درو باز کنم ممکنه حالم بدتر بشه. وقتی دید درو باز نمیکنم داد زد: همین الان دیدم در اتاقت بسته شد. فکر کردی بقیه هم مثل خودت نمیفهمن؟ رفتی بی ابرویی راه انداختی حالا فکر میکنی اینجا هم میتونی کارای کثیفتو ادامه بدی و جوون مردمو از راه به در کنی؟
از شنیدن حرفاش دستامو رو صورتم گذاشتم و گفتم: خدایا چرا این بلا باید هی سر من بیاد؟ منی که هیچوقت خطا نکردم چرا هربار بی ابرو میشم جلوی همه و هیچکس باورم نمیکنه! پاهامو بغل کرده بودم و گوشه ی اتاق کز کرده بودم که یدفه صدای فائزه رو شنیدم.
_ زری خانم باز چته معرکه گرفتی؟ این چرتو پرتا چیه میگی؟
+ تو یکی بیا برو نخود آش.
_ من نخود آشم یا تو که همه جا سرک میکشی و به کار همه کار داری؟ خجالت نمیکشی به مردم اینجوری تهمت میزنی؟ به جای این کارا کلاتو بذار بالاتر و حواست به کارای پسر خودت باشه که از کنار گربه ی ماده هم که رد میشه چشماش میزنه بیرون.
+ خفه شو. تو خودت از همه کثیف تری. اسم پسر منو به دهنت نیار.
وقتی دیدم فائزه به خاطر من داره از زری بد و بیراه میشنوه بلند شدم درو باز کردم و گفتم: زری خانم تمومش کن. شما از هیچی خبر نداری الکی قضاوت نکن.
زری گفت: پس بالاخره از سوراخ موشت بیرون اومدی! کدوم قضاوت؟ دیگه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. معلوم نیست چکاره ای که خانوادتم دورت انداختن حالا نشستی زیر پای پسر من که چی؟ فکر کردی میزارم
اینو که گفت فائزه یه دفعه زد زیر خنده و گفت: زری بیا برو تو خونت خندمون ننداز. پسر دیلاقت گور داره که کفن داشته باشه؟ هرچیم گفته زر مفت زده خودش چند مدته مزاحم این دختر میشه وقتی فهمیده سوری وا نمیده خواسته آبروشو ببره.
_ آرهه به خدا. امروزم دنبال سرم راه افتاد اومد تو خیابون یه مشت حرف نامربوط که شرمم میشه تکرارشون کنم بهم زد منم عصبانی شدم زدم تو گوشش واسه همین میخواد انتقام بگیره.
زری انگار اصلا حرفای ما رو نمیشنید، فقط حرف خودشو میزد و چرت و پرت به هم میبافت.
تقویم نجومی اسلامی
✴️ دوشنبه 👈22 بهمن/ دلو 1403
👈11 شعبان 1446👈10 فوریه 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
❤️میلاد شبیه رسولِ خدا صلی الله علیه و اله حضرت علی اکبر علیه السلام (روز جوان)
❤️این روز را به همه جوانان این مرز و بوم تبریک عرض میکنیم و از خداوند می طلبیم جوانان ما را به علی اکبر امام حسین علیهما السلام بر ما ببخشاید و آنان را از شر فتنه های آخر الزمان مصون و محفوظ بدارد. آمین.
🇮🇷22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷
🌙⭐️ امور دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر خوب است:
✅خرید و فروش.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅نوشیدن دوا و دارو.
✅دیدار با روسا و مسولین.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅و آغاز به کسب و کار خوب است.
🚘مسافرت مکروه و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود).
👶زایمان مناسب و نوزاد در زندگی همیشه روزی دار است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج سرطان و از نظر نجومی مناسب برای امور زیر است:
✳️بذر پاشی و کاشت.
✳️کندن چاه و کانال.
✳️خرید و فروش.
✳️سفارش جنس از فروشنده.
✳️معامله املاک و مستغلات.
✳️درختکاری.
✳️استحمام.
✳️و خط نوشتن نیک است.
✳️شما میتوانید باجستجوی کلمه" تقویمی همسران"در تلگرام و ایتا به ما بپیوندید و تقویم هر روز را دریافت نمایید.
🟣 امور مربوط به نوشتن ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب است.
👩❤️👨 مباشرت و مجامعت:
مباشرت امشب : فرزند چنین شبی راستگو و سعادتمند و عاقبت به خیر شود.ان شاءالله.
💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز باعث غم و اندوه می شود.
🔴 حجامت:
#خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،باعث خبط دماغ می شود.
🔵ناخن گرفتن:
دوشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد.
👕دوخت و دوز لباس:
دوشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود.
✴️️ استخاره:
وقت #استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن).
✳️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه.
✳️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه #یا_لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_حسن_علیه_السلام و #امام_حسین_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
😴😴 تعبیر خواب.
تعبیر خوابی که امشب شبِ سه شنبه دیده شود طبق ایه ی 12 سوره مبارکه "یوسف " است.
ارسله معنا غدا یرتع و یلعب...
و از معنای آن استفاده می شود که عزیزی از خواب بیننده دور افتد و عاقبت آن دور افتاده خیر و نیک باشد. شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
🌸زندگیتون مهدوی🌸
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☕️سـلامی به زیبایی
🌷 نگاه مهربونتون
🌸امروزتان پراز
☕️مهربانی و آرامش
🌷و حس قشنگ زندگی
🌸امیـدوارم در این
☕️روز زیبا غرق در
🌷باران خوشبختی باشید
صبحتون دلچسب و زیبا🌸🍃
🌸🍃﷽🍃🌸
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
💠 عنوان داستان :اصالت و شخصیت....
در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد.
در روز اول ازدواج ،جمع شدند جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر...
و مرد سهم بیشتری از غذا با احترام خاص به همسرش داد ، و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا را داد ؛بدون هیچ احترامی...
در این لحظه عروس که شخصیت اصیل و با حکمتی داشت، وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد.
و گفت شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم
متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند،فکر می کنند، بر مادر شوهر پیروز شدند.
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت.
و با همسری که به مادر خودش احترام می گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد
و در یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند، و مادر را بسیار احترام می گذاشتند،
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت، و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد. مادر به فرزندانش گفت آن پیرمرد را بیاورید وقتی او را آوردند.
مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت: چرا هیچ کس اعتنایی و کمکت نمی کند؟
آنها کی هستند؟
گفت: فرزندانم هستند
گفت : من رامی شناسی؟ پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست.
همانگونه که می کاری درو خواهی کرد
به فرزندان من نگاه کن چقدر به من احترام می گذارند و حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی،
و این جزای کارهای خودت هست،
و زن با تدبیر به فرزندانش گفت:
کمکش کنید برای خدا
✨ هر مرد و زنی خوب بیاد داشته باشد، فرزندان شما همانگونه با شما رفتار خواهند کرد ، که شما با پدر و مادر خود رفتارمی کنید.