﷽
🐐خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی میکردند.
🐓 روزی روباهی، خروسشان را خورد و آنها محزون شدند.
🐕 پس از چند روز، سگ آنها مُرد، باز آنها ناراحت شدند.
🐄طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را هم درید.
😱روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه چادر نشین های اطراف، اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان، تنها آنها سالم مانده اند.
👌مرد دنیا دیده ای گفت: راز این اتفاق، این است که چادرنشینانِ دیگر، بخاطر سر و صدای سگ و خروس و الاغهایشان در سیاهیِ شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند. پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود.
در تمام رویدادها و حوادث زندگی صبر پيشه كن و به خدا اعتماد کن!👌
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت60 سلمان پوزخندی زد و گفت: اوهووو تو رو خدا نگو ترسیدم. چیه واسه م
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت61
من از ترس سر جام خشکم زده بود. زری خیلی زن زبون داری بود و سر کوچکترین چیزی همیشه داد و بیداد راه مینداخت. میدونستم اگر درو باز کنم ممکنه حالم بدتر بشه. وقتی دید درو باز نمیکنم داد زد: همین الان دیدم در اتاقت بسته شد. فکر کردی بقیه هم مثل خودت نمیفهمن؟ رفتی بی ابرویی راه انداختی حالا فکر میکنی اینجا هم میتونی کارای کثیفتو ادامه بدی و جوون مردمو از راه به در کنی؟
از شنیدن حرفاش دستامو رو صورتم گذاشتم و گفتم: خدایا چرا این بلا باید هی سر من بیاد؟ منی که هیچوقت خطا نکردم چرا هربار بی ابرو میشم جلوی همه و هیچکس باورم نمیکنه! پاهامو بغل کرده بودم و گوشه ی اتاق کز کرده بودم که یدفه صدای فائزه رو شنیدم.
_ زری خانم باز چته معرکه گرفتی؟ این چرتو پرتا چیه میگی؟
+ تو یکی بیا برو نخود آش.
_ من نخود آشم یا تو که همه جا سرک میکشی و به کار همه کار داری؟ خجالت نمیکشی به مردم اینجوری تهمت میزنی؟ به جای این کارا کلاتو بذار بالاتر و حواست به کارای پسر خودت باشه که از کنار گربه ی ماده هم که رد میشه چشماش میزنه بیرون.
+ خفه شو. تو خودت از همه کثیف تری. اسم پسر منو به دهنت نیار.
وقتی دیدم فائزه به خاطر من داره از زری بد و بیراه میشنوه بلند شدم درو باز کردم و گفتم: زری خانم تمومش کن. شما از هیچی خبر نداری الکی قضاوت نکن.
زری گفت: پس بالاخره از سوراخ موشت بیرون اومدی! کدوم قضاوت؟ دیگه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. معلوم نیست چکاره ای که خانوادتم دورت انداختن حالا نشستی زیر پای پسر من که چی؟ فکر کردی میزارم
اینو که گفت فائزه یه دفعه زد زیر خنده و گفت: زری بیا برو تو خونت خندمون ننداز. پسر دیلاقت گور داره که کفن داشته باشه؟ هرچیم گفته زر مفت زده خودش چند مدته مزاحم این دختر میشه وقتی فهمیده سوری وا نمیده خواسته آبروشو ببره.
_ آرهه به خدا. امروزم دنبال سرم راه افتاد اومد تو خیابون یه مشت حرف نامربوط که شرمم میشه تکرارشون کنم بهم زد منم عصبانی شدم زدم تو گوشش واسه همین میخواد انتقام بگیره.
زری انگار اصلا حرفای ما رو نمیشنید، فقط حرف خودشو میزد و چرت و پرت به هم میبافت.
تقویم نجومی اسلامی
✴️ دوشنبه 👈22 بهمن/ دلو 1403
👈11 شعبان 1446👈10 فوریه 2025
🕌 مناسبت های دینی و اسلامی.
❤️میلاد شبیه رسولِ خدا صلی الله علیه و اله حضرت علی اکبر علیه السلام (روز جوان)
❤️این روز را به همه جوانان این مرز و بوم تبریک عرض میکنیم و از خداوند می طلبیم جوانان ما را به علی اکبر امام حسین علیهما السلام بر ما ببخشاید و آنان را از شر فتنه های آخر الزمان مصون و محفوظ بدارد. آمین.
🇮🇷22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷
🌙⭐️ امور دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر خوب است:
✅خرید و فروش.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅نوشیدن دوا و دارو.
✅دیدار با روسا و مسولین.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅و آغاز به کسب و کار خوب است.
🚘مسافرت مکروه و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🤕 مریض مراقبت بیشتری نیاز دارد.(منظوری مریضی است که امروز مریضیش شروع شود).
👶زایمان مناسب و نوزاد در زندگی همیشه روزی دار است.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج سرطان و از نظر نجومی مناسب برای امور زیر است:
✳️بذر پاشی و کاشت.
✳️کندن چاه و کانال.
✳️خرید و فروش.
✳️سفارش جنس از فروشنده.
✳️معامله املاک و مستغلات.
✳️درختکاری.
✳️استحمام.
✳️و خط نوشتن نیک است.
✳️شما میتوانید باجستجوی کلمه" تقویمی همسران"در تلگرام و ایتا به ما بپیوندید و تقویم هر روز را دریافت نمایید.
🟣 امور مربوط به نوشتن ادعیه و حرز و نماز و بستن آن خوب است.
👩❤️👨 مباشرت و مجامعت:
مباشرت امشب : فرزند چنین شبی راستگو و سعادتمند و عاقبت به خیر شود.ان شاءالله.
💇♂ اصلاح سر و صورت:
طبق روایات، #اصلاح_مو (سر و صورت) در این روز باعث غم و اندوه می شود.
🔴 حجامت:
#خون_دادن یا #حجامت در این روز از ماه قمری ،باعث خبط دماغ می شود.
🔵ناخن گرفتن:
دوشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی است و برکات خوبی از جمله قاری و حافظ قران گردد.
👕دوخت و دوز لباس:
دوشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و آن لباس موجب برکت میشود.
✴️️ استخاره:
وقت #استخاره در روز دوشنبه: از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و بعداز ساعت ۱۰ تا ساعت ۱۲ ظهر و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن).
✳️ ذکر روز دوشنبه : یا قاضی الحاجات ۱۰۰ مرتبه.
✳️ ذکر بعد از نماز صبح ۱۲۹ مرتبه #یا_لطیف که موجب یافتن مال کثیر میگردد.
💠 ️روز دوشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_حسن_علیه_السلام و #امام_حسین_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
😴😴 تعبیر خواب.
تعبیر خوابی که امشب شبِ سه شنبه دیده شود طبق ایه ی 12 سوره مبارکه "یوسف " است.
ارسله معنا غدا یرتع و یلعب...
و از معنای آن استفاده می شود که عزیزی از خواب بیننده دور افتد و عاقبت آن دور افتاده خیر و نیک باشد. شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
🌸زندگیتون مهدوی🌸
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☕️سـلامی به زیبایی
🌷 نگاه مهربونتون
🌸امروزتان پراز
☕️مهربانی و آرامش
🌷و حس قشنگ زندگی
🌸امیـدوارم در این
☕️روز زیبا غرق در
🌷باران خوشبختی باشید
صبحتون دلچسب و زیبا🌸🍃
🌸🍃﷽🍃🌸
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
💠 عنوان داستان :اصالت و شخصیت....
در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد.
در روز اول ازدواج ،جمع شدند جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر...
و مرد سهم بیشتری از غذا با احترام خاص به همسرش داد ، و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا را داد ؛بدون هیچ احترامی...
در این لحظه عروس که شخصیت اصیل و با حکمتی داشت، وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد.
و گفت شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم
متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند،فکر می کنند، بر مادر شوهر پیروز شدند.
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت.
و با همسری که به مادر خودش احترام می گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد
و در یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند، و مادر را بسیار احترام می گذاشتند،
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت، و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد. مادر به فرزندانش گفت آن پیرمرد را بیاورید وقتی او را آوردند.
مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت: چرا هیچ کس اعتنایی و کمکت نمی کند؟
آنها کی هستند؟
گفت: فرزندانم هستند
گفت : من رامی شناسی؟ پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست.
همانگونه که می کاری درو خواهی کرد
به فرزندان من نگاه کن چقدر به من احترام می گذارند و حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی،
و این جزای کارهای خودت هست،
و زن با تدبیر به فرزندانش گفت:
کمکش کنید برای خدا
✨ هر مرد و زنی خوب بیاد داشته باشد، فرزندان شما همانگونه با شما رفتار خواهند کرد ، که شما با پدر و مادر خود رفتارمی کنید.
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️علت مهم فاصله زن و شوهر ⁉️
🎙#دکتر_سعید_عزیزی
🍃🍃🍃🍃💕💕
نشانه های رفتاری:
۱ - فردی که قصد ازدواج دارد در دوره آشنایی، تقاضاهای نامشروع نمی کند.
۲ - فردی که قصد ازدواج دارد، این ارتباط را از خانواده اش پنهان نمی کند.
۳ - فردی که قصد ازدواج دارد، زمان آشنایی را بیش از اندازه طولانی نمی کند.
۴ - فردی که قصد ازدواج دارد علاوه بر معرفی شخصیت خود، سعی می کند از طرف مقابل و خانواده اش شناخت پیدا کند و تنها به تبادل احساسات و بیان جملات عاشقانه و عاطفی بسنده نمی کند.
✅توجه به همین ۴ اصل ساده که تشخیص آنها خیلی هم سخت نیست میتون جلوی بسیاری از مشکلات را گرفت
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت61 من از ترس سر جام خشکم زده بود. زری خیلی زن زبون داری بود و سر ک
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت62
از سر و صداهامون همه همسایه ها ریخته بودن تو راه رو و کم مونده بود بشینن تخمه بشکنن.
خلاصه به هر طریقی بود فائزه با داد و بیداد ردش کرد رفت. هرچند که دیگه دیر شده بود چون زری همه چیزو جلو همه گفت و همه درمورد حاملگیم شنیدن. درسته که فائزه انکارش کرد ولی همون حرفشم بس بود تا همه به چشم یه زن خراب بهم نگاه کنن.
وقتی برگشتیم داخل فائزه گفت: سوری تو حرص منو درمیاری. جلوی این آدما باید مثل خودشون باشی. اگه بخوای اینجوری رفتار کنی کلاهت پس معرکس.
_ من نمیتونم داد و بیداد کنم. هیچوقت اجازه ی اینجوری رفتار کردنو نداشتیم وگرنه کتک میخوردیم. حالا اینارو ول کن. چکار کنم الان؟ دیگه نمیتونم پامو از این در بیرون بذارم.
+ نگران نباش امروز دوباره با صاحب خونه حرف زدم گفت مشتری پیدا شده تا آخر هفته پولتونو میدم، میتونید برید.
_ آخر همین هفته؟ ما که هنوز جایی رو پیدا نکردیم.
+ اونش با من، پیدا میکنم. تو نمیخواد الکی حرص بخوری. برای بچه خوب نیست سعی کن آروم باشی.
_ خدا تو رو برای من حفظ کنه. نمیدونم به خاطر همه ی کارایی که داری برام میکنی چجوری ازت تشکر کنم.
_ این حرفا رو نزن، من که کاری نکردم. تو هم با خواهرم فرقی نداری.
از اون روز هربار که از در خونه بیرون میرفتم تا برم سر کار اگه به همسایه ها برمیخوردم یه جوری نگام میکردن که انگار وبا دارم. فقط خدا رو شکر میکردم که به زودی از اونجا میرم.
به لطف پیگیری های فائزه خیلی زود یه خونه پیدا کردیم که طبقه ی همکف یه خونه ی دو طبقه بود. چون طبقه ی بالاش نوساز بود صاحب خونه خودش رفته بود بالا و پایینو میخواست اجاره بده.
خونه دو تا اتاق و یه سالن کوچیک داشت و یه حیاط نقلی ولی باصفا هم داشت. طبقه ی پایین یکم قدیمی بود ولی وقتی دیدمش خیلی به دلم نشست و از اون مهمتر صاحب خونه که خیلی خانواده ی خوبی به نظر میومدن.
خلاصه پول رو که از صاحب خونه ی قبلی پس گرفتیم خیلی زود قرارداد این خونه رو بستیم و اسباب کشی کردیم.
موقعی که داشتیم وسایلامونو بار ماشین میکردیم زری و شوهرش اومدن بیرون و وقتی داشتن از کنارمون رد میشدن گفت: خداروشکر که شر شیطان از سرمون کم شد و دیگه آدمای خراب تو این خونه زندگی نمیکنن