🌿🌺﷽🌿🌺
خداوند بینهایت دست دارد؛
💌بزرگترین نعمتی که هر انسانی در هر مرتبه و شرایطی در زندگی دارد خداوندی است که بی همتا و یکتاست و اوست منبع بی کران محبت ، ثروت و عشق، اوست که در مشکلات رهایمان نمیکند و دستهای پرمهرش را به سمت ما دراز میکند و بی توقع عشق می ورزد، خداوند هزاران دست پر مهر دارد که به شکلهای مختلف در زندگی مان وارد میشود،
🔹به شکل انسانها
🔹به شکل موقعیت ها
🔹به شکل یک کلام آرامش بخش
🔹به شکل پول و ثروت
🔹به شکل سلامتی
🔹به شکل ایده های ثروت آفرین
و حتی
گاهی با رنج ها و سختی هایی که باعث میشود ما بزرگ شویم و رشد کنیم.
و روح ما احساسش میکند اما ذهن ناشکر و ناسپاس است، لحظه ای از خود نمی پرسد که آن کسی که در بدترین شرایط با حرفهایش دلگرممان کرد، آن پزشکی که بیماریمان را درمان کرد، آن مقدار پولی که توسط شخصی وارد حسابمان شد همه و همه را چه کسی فرستاد؟ و ما باید دوباره به یاد بیاوریم تنها اوست که بودنش به ما امید زندگی میبخشد که اگر ثانیه ای از ما روی برگرداند ما هیچ میشویم ، پس قدردان باشیم بابت نعمت زندگی، بابت تمام داشته هایی که روزی آرزو بودند و امروز فراموش کردیم چه کسی آنها را برآورده کرد، وجودش برای تمام عمرمان کافیست.
خدایا شکرت که هستی 💚
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت67 +عزیزم بزار بازم کنار هم کار میکنیم و پولهامون رو جمع میکنیم تا
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت68
زندگی رنگ آرامش بهم داده بود
عاشق دختر کوچولوم بودم که برام مایع آرامش بود
فائزه واقعا برام حکم خواهر رو داشت
زندگی کنار هم برامون خیلی خوب بود
خدا رو شکر میکردم که زندگی خوبی داشتم
فردای اون روز که رفتم سرکار آقای کلاهی بهم گفت که بعد از کار صبر کنم
دلم خیلی شور میزد و نگران بودم که مشکلی پیش آمده باشه
ساعت کاری که تمام شد رفتم دفترش
و شناسنامه سرور رو بهم داد
برای اسم پدر که نگاه کردم دیدم بجای اسم پدر اسم خودش رو زدم و با تعجب بهش نگاه کردم که بهم گفت بدون اسم پدر نمیشد ومجبور بوده این کار رو انجام بده
❤️هم دلی❤️
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 لیست عادت های خوبی که اگر به زندگی اضافه کنیم آدم شادتری هستیم : 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺
لیست عادت های خوبی که اگر به زندگی اضافه کنیم آدم شادتری هستیم :
۱- هر هفته یک کتاب بخونیم.
۲- هر روز نیم ساعت ورزش کنیم.
۳- هر شب لیست کارهای فردامون رو بنویسیم.
۴- هر شب چند دقیقه روزانه نویسی کنیم.
۵- هر روز چند دقیقه برای یاد گیری یک زبان غیر زبان اصلی مون زمان بذاریم.
۶- هر روز ده دقیقه دعاو شکرگزاری کنیم.
۷- هر روز غذای خونگی و سالم بخوریم.
۸- هر روز صبح زودتر بیدار شیم.
۹- هر روز حداقل به یک نفر کمک کنیم یا حالش رو خوبتر کنیم.
۱۰- تیکه کلام های نامناسبمون رو از صحبت هامون حذف کنیم.
صادقانه با خودت حساب کن ببین چند تا از اين كارها رو انجام ميدی؟
بگذار" عادت "ها خودشان از سرت بیفتند
تو آن ها را کنار نگذار
بگذار "فعالیت" خود به خود محو شود
تو به زور آن را محو نکن زیرا همان تلاش تو برای محو اجباری آن ، خودش فعالیتی است به شکل دیگر
مراقب باش
حواست را جمع کن
گوش به زنگ باش
تا شاهد پدیده ی معجزه آسايی باشی
وقتی چیزی به میل و رضای خودش رفت
از خود هیچ ردپایی به جا نخواهد گذاشت .
اگر به زور آن را کنار بگذاری ، ردپای آن باقی می ماند مثل یک زخم
اگر بتوانی سیگار کشیدن خود را زیر نظر بگيری ،
ناگهان روزی سیگار از دستت
می افتد
زیرا بطالت و پوچی آن به تمامی بر تو آشکار می شود
وقتی این را تشخیص دادی خود به خود سیگار از لابه لای انگشتانت سقوط می کند
تو نمی توانی آن را دور بیاندازی چون دور انداختن خود یک عکس العمل و فعالیت است
این است که می گویم خودش می افتد
مانند برگی مرده از درخت
زانک نفس آشفتهتر گردد از آن
که کنی بندش به سوگند گران
مولانا
°• همسرانه❤️
گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد.
این کار هم همسرتان را به شما دلگرم میکند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر میکند
◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیتتان بردارند.
▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد.
▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد.
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
یکی از بزرگترین مشکل زوجها در روابط شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یکدیگر است.
هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمیدهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکومکردن و خاموشکردنِ طرف مقابل دارند.
باید بدانید که بیاهمیتی به این موضوع باعث میشود زندگیتان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکلگیری کند.
♥️🍃
زندگی بیهدف درست مثل قطاری است که بدون تعیین مقصد درحرکت باشد. این قطار یا به ناکجاآباد میرسد یا واژگون می شود.
اگر هدف نهاییتان مشخص نکرده باشید به مقصدی که آرزویش را در سردارید نخواهید رسید! هر فرد موفقی برای خود اهداف مشخص و معینی دارد که بهصورت پیوسته و هدفمند به سمت آنها پیش میرود.
همسرانه
❤️
✍ اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبرّد رگی تا نخواهد خدای
🔹بعضی چکﻫﺎ ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺗﺎ ﺍﻣﻀﺎی ﺩﻭﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ نقد نمیﺷﻮﻧﺪ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪﺟﺎی ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻭﻡ،
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﺯﺍﺭ هم ﺍﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪ، ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﺑﺎنک ﻓﻘﻂ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻣﻀﺎ ﺭﺍ میﺷﻨﺎﺳﺪ.
🔸ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻔﺘﺪ، ﻣﺜﻞ چک دﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ!
🔹یک ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ خدﺍﺳﺖ.
🔸ﺗﺎ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ.
🔹ﭘﺲ ﺍﮔﺮ کسی ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺁﺑﺮﻭﻳﺖ ﺭﺍ میﺭﻳﺰﻡ، سکه یک ﭘﻮﻟﺖ میﻛﻨﻢ،
ﻛﺎﺭﯼ میﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﻭی ﻳﺦ ﺷﻮﯼ، ﺑﻼﻳﯽ ﺳﺮﺕ میﺁﻭﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﺮﻍﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻨﻨﺪ؛
ﻫﻴﭻ ﻧﺘﺮﺱ!
🔸ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ چک ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﻣﻀﺎی ﺩﻭﻡ ﻣﺎﻝ ﺧﺪﺍﺳﺖ.
🔹ﻳﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﺗﻮ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺷﻮﺩ،
ﻭ ﺍﻭ ﻳﺎ نمیﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻳﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﺗﻮﺳﺖ.
🔸امضای خدا پای تمام آرزوهایتان.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت68 زندگی رنگ آرامش بهم داده بود عاشق دختر کوچولوم بودم که برام ما
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت69
نمیدونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و به کسی حرفی نمیزنه
بعد از اونم برگشتم به خونه ولی ذهنم درگیر شناسنامه بود
شب که فائزه آمد قضیه رو براش گفتم
بهم گفت که باید حواسمو جمع کنم
روزها میگذشت و من و فائزه با هم زندگی میکردیم و با پولی که پس انداز کردم تونستم یه چرخ خیاطی بگیرم و توخونه کار کنم میرفتم از آقای کلاهی پا چه میگرفتم و میاوردم تو خونه و کار میکردم
یک سال از همه چی گذشته بود
تا یک روز که رفتم دوخت ها رو تحویل بدم و پارچه بگیرم آقای کلاهی بهم گفت که باهام میخواد حرف بزنه
و از این گفت که چند سالی میشه زنش رو طلاق داده و وضعیت مالیش هم خوبه و خونه هم داره و قول داد که برای سرور پدری کنه و مراقب هر دوتامون باشه خیلی ذهنم درگیر بود و دلم میخواست با یکی مشورت کنم
به آقای کلاهی گفتم که باید فکر کنم و بعد از اونم جواب بدم
و پارچه ها رو برداشت و رفتم خونه