eitaa logo
❤️هم دلی❤️
13.4هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️هم دلی❤️
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃🍃 لیست عادت های خوبی که اگر به زندگی اضافه کنیم آدم شادتری هستیم : 🌸🍃🍃🍃
🌿🌺﷽🌿🌺 لیست عادت های خوبی که اگر به زندگی اضافه کنیم آدم شادتری هستیم : ۱- هر هفته یک کتاب بخونیم. ۲- هر روز نیم ساعت ورزش کنیم. ۳- هر شب لیست کارهای فردامون رو بنویسیم. ۴- هر شب چند دقیقه روزانه نویسی کنیم. ۵- هر روز چند دقیقه برای یاد گیری یک زبان غیر زبان اصلی مون زمان بذاریم. ۶- هر روز ده دقیقه دعاو شکرگزاری کنیم. ۷- هر روز غذای خونگی و سالم بخوریم. ۸- هر روز صبح زودتر بیدار شیم. ۹- هر روز حداقل به یک نفر کمک کنیم یا حالش رو خوبتر کنیم. ۱۰- تیکه کلام های نامناسبمون رو از صحبت هامون حذف کنیم. صادقانه با خودت حساب کن ببین چند تا از اين كارها رو انجام ميدی؟
بگذار" عادت "ها خودشان از سرت بیفتند تو آن ها را کنار نگذار بگذار "فعالیت" خود به خود محو شود تو به زور آن را محو نکن زیرا همان تلاش تو برای محو اجباری آن ، خودش فعالیتی است به شکل دیگر مراقب باش حواست را جمع کن گوش به زنگ باش تا شاهد پدیده ی معجزه آسايی باشی وقتی چیزی به میل و رضای خودش رفت از خود هیچ ردپایی به جا نخواهد گذاشت . اگر به زور آن را کنار بگذاری ، ردپای آن باقی می ماند مثل یک زخم اگر بتوانی سیگار کشیدن خود را زیر نظر بگيری ، ناگهان روزی سیگار از دستت می افتد زیرا بطالت و پوچی آن به تمامی بر تو آشکار می شود وقتی این را تشخیص دادی خود به خود سیگار از لابه لای انگشتانت سقوط می کند تو نمی توانی آن را دور بیاندازی چون دور انداختن خود یک عکس العمل و فعالیت است این است که می گویم خودش می افتد مانند برگی مرده از درخت زانک نفس آشفته‌تر گردد از آن که کنی بندش به سوگند گران مولانا
°• همسرانه❤️ گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد. این کار هم همسرتان را به شما دلگرم می‌کند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر می‌کند ◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیت‌تان بردارند. ▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد. ▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد. •~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• یکی از بزرگ‌ترین مشکل زوج‌ها در روابط ‌شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یک‌دیگر است. هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمی‌دهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکوم‌کردن و خاموش‌کردنِ طرف مقابل دارند. باید بدانید که بی‌اهمیتی به این موضوع باعث می‌شود زندگی‌تان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکل‌گیری کند.
♥️🍃 زندگی بی‌هدف درست مثل قطاری است که بدون تعیین مقصد درحرکت باشد. این قطار یا به ناکجاآباد میرسد یا واژگون می شود. اگر هدف نهایی‌تان مشخص نکرده باشید به مقصدی که آرزویش را در سردارید نخواهید رسید! هر فرد موفقی برای خود اهداف مشخص و معینی دارد که به‌صورت پیوسته و هدفمند به سمت آن‌ها پیش می‌رود. همسرانه ❤️
🌸🍃🌸🌸🍃🍃🍃🍃 قشنگه بخونید
✍ ‏اگر تیغ عالم بجنبد ز جای نبرّد رگی تا نخواهد خدای 🔹بعضی چکﻫﺎ ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ؛ ﺗﺎ ﺍﻣﻀﺎی ﺩﻭﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ نقد نمی‌ﺷﻮﻧﺪ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ‌ﺟﺎی ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻭﻡ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﺯﺍﺭ هم ﺍﻣﻀﺎ ﻛﻨﻨﺪ، ﻫﻴﭻ ﻓﺎﻳﺪﻩﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ! ﺑﺎنک ﻓﻘﻂ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻣﻀﺎ ﺭﺍ می‌ﺷﻨﺎﺳﺪ. 🔸ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﺑﺮﺍی ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻔﺘﺪ، ﻣﺜﻞ چک دﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ! 🔹یک ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺍﻣﻀﺎﯼ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺧﻮﺍﺳﺖ خدﺍﺳﺖ. 🔸ﺗﺎ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻫﻴﭻ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ. 🔹ﭘﺲ ﺍﮔﺮ کسی ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺁﺑﺮﻭﻳﺖ ﺭﺍ می‌ﺭﻳﺰﻡ، سکه یک ﭘﻮﻟﺖ میﻛﻨﻢ، ﻛﺎﺭﯼ میﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﻭی ﻳﺦ ﺷﻮﯼ، ﺑﻼﻳﯽ ﺳﺮﺕ میﺁﻭﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﺮﻍﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻨﻨﺪ؛ ﻫﻴﭻ ﻧﺘﺮﺱ! 🔸ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ چک ﺩﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﻣﻀﺎی ﺩﻭﻡ ﻣﺎﻝ ﺧﺪﺍﺳﺖ. 🔹ﻳﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﺗﻮ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺍﻭ ﻳﺎ نمیﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻳﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﺗﻮﺳﺖ. 🔸امضای خدا پای تمام آرزوهایتان.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت68 زندگی رنگ آرامش بهم داده بود عاشق دختر کوچولوم بودم که برام ما
📜 🩷 نمی‌دونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و به کسی حرفی نمیزنه بعد از اونم برگشتم به خونه ولی ذهنم درگیر شناسنامه بود شب که فائزه آمد قضیه رو براش گفتم بهم گفت که باید حواسمو جمع کنم روزها می‌گذشت و من و فائزه با هم زندگی میکردیم و با پولی که پس انداز کردم تونستم یه چرخ خیاطی بگیرم و تو‌خونه کار کنم میرفتم از آقای کلاهی پا چه میگرفتم و میاوردم تو خونه و کار میکردم یک سال از همه چی گذشته بود تا یک روز که رفتم دوخت ها رو تحویل بدم و پارچه بگیرم آقای کلاهی بهم گفت که باهام میخواد حرف بزنه و از این گفت که چند سالی میشه زنش رو طلاق داده و وضعیت مالیش هم خوبه و خونه هم داره و قول داد که برای سرور پدری کنه و مراقب هر دوتامون باشه خیلی ذهنم درگیر بود و دلم میخواست با یکی مشورت کنم به آقای کلاهی گفتم که باید فکر کنم و بعد از اونم جواب بدم و پارچه ها رو برداشت و رفتم خونه
"زندگی، مثلِ نخ کردن سوزن است. گاهی بلد نیستی چیزی را بدوزی، اما چشم هایت آن قدر خوب کار می کند که همان بار اول سوزن را نخ می‌کنی. اما هرچقدر پخته تر می شوی، هرچقدر با تجربه تر می‌شوی، هرچقدر بیشتر یاد می گیری که چگونه بدوزی، چگونه پینه بزنی، چگونه زندگی کنی؛ تازه آن وقت چشمانت دیگر سو ندارد!... زندگی همیشه یک چیزی اش کم است... مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی هم چشم هایت سو دارند؛ تازه آن موقع می فهمی، نه نخ داری، نه سوزن." ‎‌‌‌‌
تو، چون باغی است که در آن👇 یا یا ، یا ،، میتواند رشد کند. ✅و این بستگی به تو دارد که کدام دانه را در آن می کاری ❀✾••┈┈•❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•❀ 🦋
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت69 نمی‌دونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و ب
📜 🩷 بعد از ظهر وقتی فائزه اومد خونه طبق معمول اولین کاری که کرد رفت سرور رو بغل کرد و ناز و نوازشش کرد و بعد درمورد کارگاه و کلاهی ازم پرسید. هرچی کلاهی بهم گفته بود رو بهش گفتم. هرچی من جلوتر میرفتم قیافه ی فائزه بیشتر در هم میرفت. وقتی صحبتام تموم شد گفت خب تو جوابت چیه؟ _ همونطور که داشتم سفارش مشتری رو زیر چرخ میدوختم گفتم چی بگم فائزه!؟ من که تو زندگیم هیچوقت حق انتخاب نداشتم. الانم مسلما علاقه ای بهش ندارم ولی عاقلانه بخوام بهش فکر کنم موقعیت از این بهتر دیگه گیرم نمیاد. هم وضعش خوبه و خیالم راحته آینده ی سرور تامینه هم مرد خوبیه. من یک سال باهاش کار کردم هیچ چیز بدی ازش ندیدم و نشنیدم. فائزه با ناراحتی بچه رو گذاشت تو گهوارش و رفت تو اتاق. پشت سرش منم کارمو ول کردم و رفتم و گفتم خوبی فائزه؟ چرا ناراحت شدی؟ + اگه اینقدر آدم خوبیه چرا زنش طلاق گرفته؟ تو خیلی ساده ای سوری. _ مگه هرکی طلاق میگیره آدم بدیه؟ منو تو هم جدا شدیم ولی شرایط اینجوری پیش رفت. + موضوع ما فرق میکنه. من به این قضیه خوشبین نیستم. به چهارچوب در تکیه دادم و گفتم والا چی بگم؟ فکر میکنی من خیلی دوس دارم اینجوری ازدواج کنم؟ منم مثل بقیه همسن و سالام دلم میخواد یه شوهر جوون و خوشتیپ داشته باشم که عاشقش باشم ولی اینم زندگی منه دیگه. الان باید به فکر سرور هم باشم. فردا بزرگتر میشه بابا میخواد، پول میخواد. + بابا میخواد چکار؟ منو تو که بابا داشتیم چه خیری دیدیم؟ پولم که خودمون سالمیم کار میکنیم در میاریم. اصلا کی گفته آدم باید حتما ازدواج کنه. هیچ به این فکر کردی که اگه بلایی که سر من اومد خدای نکرده سر سرور هم بیاد چی میشه؟ این کارو نکن. داریم با هم زندگیمونو میکنیم دیگه. _ ولی کلاهی اصلا اینجوری نیست. آدم خیلی خوبیه. + ناپدری منم از دید همه آدم خوبی بود ولی دیدی که با زندگی من چکار کرد! حرفای فائزه حسابی منو ترسوند و گفتم باشه بذار یکم فکر کنم ببینم چکار باید بکنم. + هیچی فکر نمیخواد که. سفارشا رو که خواستی ببری میری بهش میگی نه والسلام. سری که درد نمیکنه رو که دستمال نمیبندن. اون روز خیلی فکر کردم و دیدم فائزه همیشه خوبی منو خواسته و اگر واقعا حرفاش درست از آب دربیاد هیچوقت نمیتونم خودمو ببخشم.