❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت68 زندگی رنگ آرامش بهم داده بود عاشق دختر کوچولوم بودم که برام ما
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت69
نمیدونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و به کسی حرفی نمیزنه
بعد از اونم برگشتم به خونه ولی ذهنم درگیر شناسنامه بود
شب که فائزه آمد قضیه رو براش گفتم
بهم گفت که باید حواسمو جمع کنم
روزها میگذشت و من و فائزه با هم زندگی میکردیم و با پولی که پس انداز کردم تونستم یه چرخ خیاطی بگیرم و توخونه کار کنم میرفتم از آقای کلاهی پا چه میگرفتم و میاوردم تو خونه و کار میکردم
یک سال از همه چی گذشته بود
تا یک روز که رفتم دوخت ها رو تحویل بدم و پارچه بگیرم آقای کلاهی بهم گفت که باهام میخواد حرف بزنه
و از این گفت که چند سالی میشه زنش رو طلاق داده و وضعیت مالیش هم خوبه و خونه هم داره و قول داد که برای سرور پدری کنه و مراقب هر دوتامون باشه خیلی ذهنم درگیر بود و دلم میخواست با یکی مشورت کنم
به آقای کلاهی گفتم که باید فکر کنم و بعد از اونم جواب بدم
و پارچه ها رو برداشت و رفتم خونه
"زندگی،
مثلِ نخ کردن سوزن است.
گاهی بلد نیستی چیزی را بدوزی،
اما چشم هایت آن قدر
خوب کار می کند که همان بار اول سوزن را نخ میکنی.
اما هرچقدر پخته تر می شوی،
هرچقدر با تجربه تر میشوی،
هرچقدر بیشتر یاد می گیری
که چگونه بدوزی،
چگونه پینه بزنی،
چگونه زندگی کنی؛
تازه آن وقت چشمانت دیگر سو ندارد!...
زندگی همیشه یک چیزی اش کم است...
مشکل اینجاست،
وقتی که هم بلدی بدوزی
هم چشم هایت سو دارند؛
تازه آن موقع می فهمی،
نه نخ داری،
نه سوزن."
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت69 نمیدونستم چی بگم که خودش بهم گفت این کار پیش خودمون میمونه و ب
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت70
بعد از ظهر وقتی فائزه اومد خونه طبق معمول اولین کاری که کرد رفت سرور رو بغل کرد و ناز و نوازشش کرد و بعد درمورد کارگاه و کلاهی ازم پرسید.
هرچی کلاهی بهم گفته بود رو بهش گفتم. هرچی من جلوتر میرفتم قیافه ی فائزه بیشتر در هم میرفت. وقتی صحبتام تموم شد گفت خب تو جوابت چیه؟
_ همونطور که داشتم سفارش مشتری رو زیر چرخ میدوختم گفتم چی بگم فائزه!؟ من که تو زندگیم هیچوقت حق انتخاب نداشتم. الانم مسلما علاقه ای بهش ندارم ولی عاقلانه بخوام بهش فکر کنم موقعیت از این بهتر دیگه گیرم نمیاد. هم وضعش خوبه و خیالم راحته آینده ی سرور تامینه هم مرد خوبیه. من یک سال باهاش کار کردم هیچ چیز بدی ازش ندیدم و نشنیدم.
فائزه با ناراحتی بچه رو گذاشت تو گهوارش و رفت تو اتاق.
پشت سرش منم کارمو ول کردم و رفتم و گفتم خوبی فائزه؟ چرا ناراحت شدی؟
+ اگه اینقدر آدم خوبیه چرا زنش طلاق گرفته؟ تو خیلی ساده ای سوری.
_ مگه هرکی طلاق میگیره آدم بدیه؟ منو تو هم جدا شدیم ولی شرایط اینجوری پیش رفت.
+ موضوع ما فرق میکنه. من به این قضیه خوشبین نیستم.
به چهارچوب در تکیه دادم و گفتم والا چی بگم؟ فکر میکنی من خیلی دوس دارم اینجوری ازدواج کنم؟ منم مثل بقیه همسن و سالام دلم میخواد یه شوهر جوون و خوشتیپ داشته باشم که عاشقش باشم ولی اینم زندگی منه دیگه. الان باید به فکر سرور هم باشم. فردا بزرگتر میشه بابا میخواد، پول میخواد.
+ بابا میخواد چکار؟ منو تو که بابا داشتیم چه خیری دیدیم؟ پولم که خودمون سالمیم کار میکنیم در میاریم. اصلا کی گفته آدم باید حتما ازدواج کنه. هیچ به این فکر کردی که اگه بلایی که سر من اومد خدای نکرده سر سرور هم بیاد چی میشه؟ این کارو نکن. داریم با هم زندگیمونو میکنیم دیگه.
_ ولی کلاهی اصلا اینجوری نیست. آدم خیلی خوبیه.
+ ناپدری منم از دید همه آدم خوبی بود ولی دیدی که با زندگی من چکار کرد!
حرفای فائزه حسابی منو ترسوند و گفتم باشه بذار یکم فکر کنم ببینم چکار باید بکنم.
+ هیچی فکر نمیخواد که. سفارشا رو که خواستی ببری میری بهش میگی نه والسلام. سری که درد نمیکنه رو که دستمال نمیبندن.
اون روز خیلی فکر کردم و دیدم فائزه همیشه خوبی منو خواسته و اگر واقعا حرفاش درست از آب دربیاد هیچوقت نمیتونم خودمو ببخشم.
لطفا" با ارزش باشید....
باخودتان جوری برخورد نکنید که انگار مانده اید روی دست خودتان،
مانند جنس های باد کرده مغازه ها،
آنگاه حتما" با اکراه قیمت ارزانی،
رویتان می گذارند......
وبا منت شما را قبول می کنند،
لطفا" با ارزش باشید
وقدر آنچه که هستید را بدانید....
@daneshanushe✍️
تقویم نجومی اسلامی
✴️ چهارشنبه 👈24 بهمن / دلو 1403
👈13 شعبان 1446👈12 فوریه 2025
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
📛 تقارن نحسین ، صدقه صبحگاهی رفع نحوست کند.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
👶 مناسب زایمان نیست.
🚘مسافرت: مسافرت خوب نیست و در صورت ضرورت حتما همراه صدقه و قرائت آیه الکرسی باشد.
🔭 احکام و اختیارات نجومی.
🌓 امروز قمر در برج اسد و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️خرید احشام و حیوانات.
✳️کندن چاه و آبراه.
✳️آغاز درمان و معالجات.
✳️و عهد و پیمان گرفتن از رقیب نیک است.
📛 نگارش ادعیه و برای نماز حرز و بستن آن خوب نیست.
✳️ برای مطالب بیشتر و دریافت تقویم نجومی هر روز باجستجوی کلمه" تقویم همسران" به کانال ما در تلگرام و ایتا بپیوندید.
👩❤️👨 حکم مباشرت امشب.
( شب پنج شنبه ) فرزند یا دانشمند شود یا حکمران.
💉حجامت
خون دادن و فصد سلامت آفرین است.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت خوب نیست.
😴🙄 تعبیر خواب:
خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 14 سوره مبارکه "ابراهیم "علیه السلام است.
و لنسکننکم الارض من بعد ذالک لمن...
و از مفهوم این آیه چنین استفاده می شود که کسی دوست یا دشمن خواب بیننده باشد به او برسد . شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود. ان شاالله.
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر.( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد.
💠 ️چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد.
🌸زندگیتون مهدوی ان شاالله🌸
#سیاستهای_زنانه
روبروی همسر خود هرگز باحالت افسرده، ژولیده و نامرتب ظاهر نشوید! بلکه تا میتوانید بسیار تمیز، آرایش کرده، معطر و شاد و خندان باشید و همیشه در همه حال لبخند بزنید.
❤️هم دلی❤️
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷 #سوری #پارت70 بعد از ظهر وقتی فائزه اومد خونه طبق معمول اولین کاری که کرد رفت
📜 #برشی_از_یک_زندگی🩷
#سوری
#پارت71
برای همین چند روز بعد که قرار بود کارا رو تحویل بدم رفتم پیش کلاهی و بهش جواب رد دادم.
از چهرش معلوم بود که چقدر توی ذوقش خورده و ناراحت شده ولی گفت اشکال نداره فعلا همینجوری مثل قبل پیش میریم ولی یادتون باشه که پیشنهاد من سر جاشه و هنوزم میتونید بهش فکر کنید. درضمن یه صحبت دیگه هم باهاتون داشتم.
گفتم بفرمایید میشنوم.
+ میدونید که من به واسطه ی دوستی با آقا اسماعیل از زندگی شما خبر دارم و میدونم که الان دخترتون شناسنامه نداره. میخواستم پیشنهاد بدم که اگر شما هم موافق باشید یه صیغه نامه ی سوری تهیه کنیم که تاریخش برای قبل از تولد بچه باشه و اسم سرور بره تو شناسنامه ی من البته میدونم که احتمالا خودتونم میتونید به نام خودتون براش شناسنامه بگیرید ولی اینجوری بهتره و دردسرش هم کمتره و هیچوقت کسی نمیتونه تهمتی به شما بزنه. این پیشنهادمم اصلا به این معنی نیست که شما رو مجبور به ازدواج با خودم کنم.
از چیزایی که میشنیدم خیلی تعجب کرده بودم. کدوم آدمی حاضر میشد اسم بچه ی یکی دیگه رو تو شناسنامش بزنه؟ اینجوری حتی بچه ازش ارث میبرد.
_ آقای کلاهی خودتون متوجهید دارید چی میگید؟ من اصلا وجدانم اجازه ی همچین کاری بهم نمیده.
+ من مدتهاس دارم روی این قضیه فکر میکنم. اگر این کارو کنیم حتی شاید یه روزی شما بتونید با خانوادتون ارتباط برقرار کنید و دیگه گناهی هم گردنتون نیست. اگر راضی به ازدواج میشدید که دیگه همه چیز خیلی بهتر هم میشد. من واقعا به شما علاقه دارم دخترتونم مثل دختر خودمه.
_ ولی این به معنی خوردن حق دختر خودتونه.
+ دخترم منو نمیخواد. به اندازه ی کافی هم دارم براش خرج میکنم و دوسش دارم و مطمئن باشید نمیذارم در حقش اجحاف بشه ولی به هرحال همسر سابقم از زندگی من بیرون رفته و دخترمم ترجیح داده بیشتر سمت مادرش باشه. ازتون خواهش میکنم بازم به پیشنهاد من فکر کنید. باور کنید همه چیز خیلی بهتر میشه. دیگه حتی نیازی نیست کار کنید و اذیت بشید.
حرفای آقای کلاهی واقعا منو مردد کرده بود. پیشنهادش چیزی نبود که بتونم راحت از کنارش رد بشم. ضمن اینکه تا حالا تو کل زندگیم هیچکس منو اینجوری نخواسته بود.