eitaa logo
❤️هم دلی❤️
16.1هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷🌷🌷 مادر که باشی... نباید سرما بخوری یا اگه هم سرما خوردی باید زودتر خوب شی... مادر که باشی... نمیتونی تب کنی دیگه چه برسه به اینکه لرز هم بکنی یا اگر هم تب و لرز کردی باید سعی کنی تب و لرزت رو بچت نبینه؛ آخه ممکنه بترسه و نگران شه اینطوری بیشتر بهت ميچسبه و ممكنه اون هم سرما بخوره... مادر که باشی... خیلی وقت نداری بشینی و بری تو هپروت و واسه خودت باشی.. مادر که باشی... وقتی هم عصبانی میشی و داد و بیداد راه ميندازی بعد که بچه ت میخوابه می شینی به صورتش نگاه میکنی غصه می خوری که چرا نتونستی جلوی خودت رو بگیری...! مادر که باشی... گاهی لحظه شماری میکنی که بچت بخوابه، بعد که میخوابه و خوابش طولانی میشه دلت براش تنگ میشه...! مادر بودن سخت و شیرین ترین کار دنیاست... 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #سرگذشت_دیبا #قسمت_صد برعکسِ جمشید که اغلب خــشن و خودرأی بود جمال آروم
سرگذشت سرمو چرخواندم سمتش و نگاهش کردم نیم رخ زیبایی داشت.پوستی سفید با موها و ریش هایی مشکی قدی بلند و هیـکلی درشت و زیبا.دلم براش میسوخت.برای اون همه عشقی که بهم میداد و من از دریافتش امتناع میکردم.چندقیقه ای نگاهش کردم.میدونستم هنوز بیداره و متوجه نگاهم شده اما نمیخواد چشماشو باز کنه تا نگاهمو‌ازش بر ندارم.من هم چشمامو بستم تا کمی استراحت کنم.وقتی بیدار شدم تا جمالو از خواب بیدار کنم روی تخت نبود.بیدار شده بود و بیرون رفته بود اما من متوجه رفتنش نشده بودم ناخواسته حسِ بدی گرفتم.نمیدونستم اسمِ این حس چیه.ازاینکه رفته بود و قبل از رفتن ندیدمش حس خوبی نداشتم من عشق رو کنارِ جمشید یاد گرفته بودم.اما حسی که داشتم کنارِ جمال تجربه میکردم شبیه اون حس نبود.خیلی باهم فرق داشتن و‌اصلا نمیشد باهم مقایسشون کرد.جمال باعث شده بود کمتر به جمشید فکرکنم.گاهی روزها میگذشت و یکبارهم به یادِ جمشید نمی افتادم.شاید خودش کمکم کرد که بتونم خاطره هامونو فراموش کنم.اگر هم به یادش می افتادم مثل قبل قلبم به تپش نمی افتاد.لحظه ای زود‌گذر بود که بدون اینکه تغییری در حس و‌حالم ایجاد کنه میگذشت.اونروز تصمیم گرفتم قبل از برگشتن جمال به عمارت حمام کنم و به خودم برسم.نمیخواستم وقتی شب موهامو توی دستش میگیره موهام چرب و کـثیف باشه.جهان رو سپردم به جواهر لباسمو جمع کردم و به سمت حمام راه افتادم‌سریع دوش گرفتم که تا قبل از اومدن جمال برگردم به اتاق.حس میکردم دلم میخواد هرچه زودتر ببینمش.چندوقتی بود که برای دیدنش شوروشوق داشتم و وقتی مدت زمان طولانی نمیدیدمش حالم بدمیشد و احساس کمبودمیکردم.برگشتم به اتاق و موهامو که هنوز کمی نم داشت بافتم و پشتم انداختم.پیراهنی رو که ظهر تـنم کرده بودم پوشیدم و منتظر اومدن جمال شدم.هوا تاریک شده بود و جمال کمی دیر کرده بود.هرروز قبل از تاریک شدن هوا به عمارت برمیگشت.بی قرار شده بودم و احساس خفگـی میکردم.نمیدونم حسِ عادت بود یا وابستگی یا چیزِ دیگه ای.اما این بی خبری و دیر رسیدن قلبمو بی قرار کرده بودو حالمو حیرون.جهان خوابش میومد و نق نق میکرد.توی بغـلم گرفتمش و کمی توی اتاق دورش دادم تا شاید خوابش ببره.هرچنددقیقه میرفتم جلوی پنجره و پرده روکنار میزدم تا شاید جمال رو توی حیاط عمارت ببینم.اما خبری ازش نبودازاین دیر رسیدن ها و بی خبرها خاطره ی خوبی نداشتم.ازاینکه منتظر کسی بمونم استرس وجودمو میگرفت.فکرهای بدی به سمت ذهنم سرازیر میشد یادِ ظهر افتادم.یادِ لحظه ای که جمال میخواست نگاهم کنه اما سرمو ازش برگردوندم و بهش اجازه ندادم.ته دلم احساس پشیمونی کردم.کاش اونطور احساسشو نادیده نمیگرفتم.اگر اتفاقی براش بیفته چی چطور خودمو ببخشم.احساس عذاب وجدان داشت خفه ام میکرد که در اتاق باز شد و جمال توی چهارچوب در ایستاده بود.با دیدنش انگار دنیارو بهم دادن.حسابی ذوق زده شدم و این خوشحالی توی چهره ام و رفتارم مشخص بود دویدم سمت جمال و گفتم کجا بودی جمال؟چرا اینقدر دیر کردی؟جمال که از رفتارم تعجب کرده بود وارد شد و پیشونی جهان رو بوسید و رفت سمت کمد لباسش و گفت:کارم طول کشید.متوجه شدی که بلاخره اسممو صدا زدی؟خجالت زده نگاهش کردم و گفتم:ما نگرانت شدیم.تو به فکرِ اسمی؟جمال ابروهاشو بالا انداخت و گفت:ما؟!وقتی میگی ما دقیقا منظورت کیان؟سرمو پایین انداختم وگفتم:من و جهان.... جمال قهقه ای زد وگفت:آخ دختر تو چقدر مغروری.چقدر غدی که نمیخوای بگی من نگرانت شدم و خودتو بااون بچه چندماهه جمع میبندی.پوزخندی زدم و گفتم؛فقط من مغرورم؟!اگر من مغرورم پس تو چی هستی؟جمال از تعجب چشماش گرد شد و شونه اش رو بالا انداخت و پرسید:غرور؟توی کدوم رفتار من در قبال خودت غرور دیدی که منو مغرور خطاب میکنی؟لبامو بر_چیدم و گفتم:وقتی از در وارد میشی و میبینی چقدر منتظر اومدنت بودم.اما فقط پیشونی جهان رو میبوسی و ساده از کنار من میگذری.این اگر اسمش غرور نیست پس چیه؟جمال لبخند تلخی زد وگفت:تو اسم اینو میزاری غرور؟این اسمش سرکوب کردنِ.اسمش خورد کردن احساسِ وقتی له له میزنم برای اینکه یکبار درست نگاش کنم اما بخاطر تو جلوی خودمو میگیرم اسمش دوست داشتنه کاش اینو بفهمی.سرمو پایین انداختم و گفتم:دیگه لازم نیست جلوی خودتو بگیری.جمال دستشو گذاشت زیر چونه ام و سرمو بالا اورد و با ناباوری گفت:چی؟درست شنیدم؟لبخندی زدم و تندتند به نشونه ی تایید سرمو تکون دادم.حس خوشحالی و سرزندگی رو توی چشمای جمال میدیدم و با حالِ خوبش حالِ منم دگرگون شد..سرشو جلو اورد و نگاهم کرد.حسِ وصف ناپذیری به قلبم تزریق شد.اونقدر قشنگ که دلم میخواست بارها وبارها اون نگاه رو تکرار کنه.جهانو گذاشتم توی بغـلشو گفتم من یکم کار دارم میشه تو بخوابونیش؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عطر رو باید بدون واسطه بخری✅ بزن رو عطری که میخوای👇 اونتوس - ساواج - یاس مای وی - گودگرل - میدنایت رز کوکوشنل - بلک اپیوم - ساسپیرو ▫️تنوع بالای ۸۰۰ مدل عطر💎 ▫️تضمین کیفیت و ماندگاری عطرها ▫️با هر خرید یک هدیه رایگان 🎁 ▫️ارسال رایگان به سراسر ایران 📦 ▫️اینجا حتی هم داریم💯 👇🏻👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2196571158C7cbf3acccd
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
🌸🍃🌸🍃 فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانه‌ی ضعف نیست. فرهنگ یعنی: کینه‌ها وبال گردن خودمان هستند. فرهنگ یعنی: لباس گران‌قیمت نشانه‌ی برتر بودن نیست. فرهنگ یعنی: به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم فرهنگ یعنی: القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست فرهنگ یعنی: هر کتاب یک تجربه است، تجربه‌هایمان را به اشتراک بگذاریم فرهنگ یعنی: وجدان کاری داشته باشیم. فرهنگ یعنی: چشم و هم‌چشمی را کنار بگذاریم. فرهنگ یعنی: تفاوت نسل‌ها را درک کنیم فرهنگ یعنی: آزادی ما نباید مانع آزادی دیگران شود. فرهنگ یعنی: به دیگران زُل نزنیم! فرهنگ یعنی: برای دیگران دعا کنیم فرهنگ یعنی: به اندازه از دیگران سوال بپرسیم تا دروغ نشنویم فرهنگ یعنی: در دورهمی‌ها کسی را سوژه‌ی غیبت کردنمان قرار ندهیم فرهنگ یعنی: در جمع از کسی سوال شخصی نپرسیم فرهنگ یعنی: کتاب بخوانیم.. سواد ربطي ب شعور نداره 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
::: 🔥آموزش خیاطی 🔥 برای خودت و خانوادت و بدوز، آموزش ۰ تا ۱۰۰ دوختهارو برات گذاشتم اینجا👇 https://eitaa.com/joinchat/3047948515Cde460605e9 آموزش نازک‌دوزی شد👆 :::
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
. برای خودت رایگان بدوز ، همین الان سنجاق کانال رو ببین👇 https://eitaa.com/joinchat/3047948515Cde460605e9 با برای خودت دوخت‌و‌دوز کن👆🏻
در نقطه ای که خیال میکنی همه چیز به آخر رسیده و جهان در تاریکی غرق شده ست.ناگهان خورشید طلوع می‌کند . در نقطه ای که تصور میکنی سردترین لحظه ی زندگی توست،خانه ات شروع می‌کند به گرم شدن در آن آخرین گام امید که هرچه داشتی از سرمایه ی امید و انتظار به باد رفته ست ناگهان یک امید نو سر راهت می نشیند میدانی نفس کلامم چیست ؟ نفس کلامم این ست که رفیق حتی تا آخرین لحظه ی سیاهی و سرما از نور و گرما نا امید نشو چون تو نمیدانی طلوع کی رخ خواهد داد! عادله زمانی 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️خانوما با ۵۰۰ تومن عبای مجلسی شیک بخر😍👆 کلی کارهای خوشکل سنگدوزی شده و عباهای اماراتی شیک و مجلسی کارشده از دبی اوردم📣 ✅ ازسایز ۳۸ تا ۶۰ ✅ اگر میخای خاص باشی بزن روی لینک👇 https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41 خیالتون راحت معتبره✅
هدایت شده از تبلیغات گالری هنرمندان🎻
⭕️ به شدددددددت توصیه میکنم عضو بشید همه کارهاشون وارداتین 💯 اقساطی و سبد خریدم دارن✅ و همچنین پرداخت درب منزل👇 https://eitaa.com/joinchat/973930763Cece0aa4b41
💎 پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد… مدرسه، خانواده، دوستان و… مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم. روغن چطور؟نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد. بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می‌داند که وقتی همه اینسختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه اینپیشامدها با هم به یک نتیجه فوق‌العاده می‌رسند. 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli