❤️هم دلی❤️
🌸🍃 #قشنگه_بخونید 🍃
🍃🍃🍃🍃🌸
مرد خسیسی، خربزهای خرید تا به خانه برای زنِ خود بِبَرد. در راه به وسوسه افتاد که قدری از آن بخورد، ولی شرم داشت که دست خالی به خانه رود ...
عاقبت فریب نَفس، بر وی چیره شد و با خود گفت، قاچی از خربزه را به رسم خانزادهها میخورم و باقی را در راه میگذارم، تا عابران گمان کنند که خانی از اینجا گذشته است و چنین کرد ...
البته به این اندک، آتش آزِ او فرو ننشست و گفت گوشت خربزه را نیز میخورم تا گویند خان را چاکرانی نیز در مُلازِمت بوده است و باقی خربزه را چاکران خوردهاند ...
سپس آهنگ خوردن پوست آن را کرد و گفت : این نیز میخورم تا گویند خان اسبی نیز داشته است ...
و در آخر تُخم خربزه و هر آن چیز که مانده بود را یکجا بلعید و گفت : " اکنون نَه خانی آمده و نَه خانی رفت است! "
استاد علی اکبر دهخدا
امثال و حکم
#دلخوری
مجادله ممنوع❌
✋️ مجادله ممنوع حتی اگر حق با شما باشد✋️
📝 بدلیل اینکه
😡 در هنگام عصبانیت و خشم، موضوعی حل نمی شود
😁 حریم بین شما شکسته می شود
👧فرزندان آسیب می بینند👶
🔥آتش کنیه و انتقام شعله ور می شود🔥
🦂عیبهای شما آشکار می شود 🦂
💞 هر وقت از رفتار همسرتان ناراحت شدید در اولین قدم خودتان را آرام کنید
و هیچ اقدام عجولانه ای نکنید
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💟هر پادشاهی ابتدا یک نوزاد بوده...
هر ساختمانی ابتدا فقط یک طرح روی کاغذ بوده...
مهم نیست امروز کجایی...!؟
مهم اینه که فردا کجا خواهی بود...!؟
هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد
که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند...!!!
زمین خوردی!؟
عیبی ندارد...برخیز...!!!
نگذار زمین به جاذبه اش ببالد...
سر به دو زانوی غم فرو مبر،
سرت را بالا بگیر...
قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای!!؟؟
کوله بارت ریخت!؟
عیبی ندارد...
سبک باشی راحت تر اوج میگیری...
زندگی عالیست پس عاشق زندگیت باش
#ایده_های_زنونه🦩🌿*-*
✿.•.❀.•.❁.•. ✿.•.❀.•.❁.•. ✿
لطافت زنانه ، عشوه و ادای خیلی خیلی خاصی نیست. همون زنانه و با سیاست و کاملا لطیف و زیبا رفتار کردن و حرف زدن و لبخند زدن و حتی ناراحت شدنه... نه مردونه و زمخت.
ⁱᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
بعضی ها فک میکنن که برای اینکه خیلی خانومیت! خودشون رو ثابت کنن باید دائما و همیشه در حال عشوه و ادا امدن باشن! نه، اتفاقا.ادا و عشوه همیشگی تکراریتون میکنه.
اجازه بدین اداهاتون و عشوه هاتون ماله یه وقت های خاص با همسرتون باشه ولی همیشه همیشه آراستگی و تمیزی و با ظرافت رفتار کردن رو فراموش نکنین.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
ﻗـَﻠﺒــــــــــــــــ "❤️
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﭼﻴﺴﺖ ..
ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺟﺎﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻱ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ..
" ﻗـَﻠﺒـــــــــــــــ "❤️
ﭼﺎﻩ ﺩﻟﺨﻮﺭﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺑﺪﺧﻠﻘﻲ،
ﺳﻨﮕﺮﻳﺰﻩ ﺍﻱ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﻱ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﻱ !..
" ﻗـَﻠﺒـــــــــــــــ "❤️
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﺍﻱ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺮ ﺷﮑﺴﺘﻦ،
ﭼﻨﺪ ﺗﮑﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﻳﮑﭙﺎﺭﭼﮕﻲ ﺍﺵ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﻲ ﭘﺎﺷﺪ ..
" ﻗـَﻠﺒـــــــــــــــ "❤️
ﻗﺎﺻﺪﮐﻲ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺮﻫﺎﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﭽﻴﻨﻲ،
ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻭﺝ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﺩ ..
" ﻗـَﻠﺒــــــــــــــــ "❤️
ﺑﺮﮐﻪ ﺍﻱ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﺩ ..
" ﻗـَﻠﺒــــــــــــــــ "❤️
ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﮐﺴﻲ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﺩ،
ﺧﻮﺑﻲ ﻫﺎ .. ﺣﺘﻲ ﺯﺧﻢ ﺯﺑﺎﻧﻬﺎﻳﺶ ﺭﺍ
ﻧﻘﺶ ﺩﻳﻮﺍﺭﺵ ﻣﻴﮑﻨﺪ ..
ﺣﺎﻝ،
ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻗﻠﺐ ﭼﻴﺴﺖ، ﺑﻤﺎﻧﺪ !..
ﻓﻘﻂ ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ..
" ﻗـَﻠﺒــــــــــــــــ "❤️
ﻭﺳﻌﺘﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻱ ﺣﻀﻮﺭﺧﺪﺍ ..
ﻣﻦ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮ ﺍﺯﻗﻠﺐ، ﺳﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. تنها عبادتم عشق تو بود که گرفتی ازم
ﻗـَﻠﺒــــــــ ـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﭘﺮ ﻋﺸﻖ
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #جوانه #قسمت_دوم کسی رو جز من نداره..جزو سیل زده های ده پایینه..از نزد
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#جوانه
#قسمت_سوم
بعد با صدای آرومی گفت:تو که نمیدونی اینها یعنی چه....دوبار ارباب به روت خندید فکر کردی فراموش میشه کی ارباب تو این خونه کی رعیت؟
در مطبخ به شدت باز شد ...ارباب با قد بلندش تو درگاه ایستاده بود و با نفرت نگاهم میکرد ...از ترس کمی پشت خاله بتول قائم شدم ...
_کی تو را اینجا راه داده؟
هیچ وقت انقدر عصبانی ندیده بودمش...بغضم گرفته بود..
ارباب جان..شما آقایی کن،ببخشش...این بچس...ناعقلی کرد... -
با همون صدای بلند داد زد:بچس؟وقت شوهرش گذشته.الان باید بچه تو بغل باشه..
باخجالت سرمو پایین انداختم و بادست اشکمو پاک کردم..
از جلو چشمام برو.. -
_جایی را نداره ارباب...رحم کنین.. -
اگه یه بار دیگه صدات دربیاد تو هم باید باهاش بری پیرزن ...
قلبم آتیش گرفته بود...طاقت نداشتم بخاطر بی فکری من سر خاله داد بزنه..
با صدایی که از بغض میلرزید گفتم:
ارباب اشتباه کردم..من جایی را ندارم برم...
_آخرین بار با زبون خوش میگم..از خونه من برو بیرون ...
اشک تمام صورتم روپوشونده بود..با صدای لرزونی گفتم:پس..پس اجازه بدین برم وسایلم را بردارم..
همون طور که با نفرت نگام میکرد گفت: هر کاری میکنی زود...
*
خاله بتول همون طور که با گوشه چارقدش اشک هاشو پاک میکرد بهم گفت این جا نمون برو روستاهای بالا، اونجا حتما یه جایی برات پیدا میشه ..
سرمو بالا پایین کردم و سریع از در بیرون رفتم، ارباب نباید میدی. خاله برا راهی کردنم اومد...
این روستا رو زیاد نمیشناختم ..چند روزی بیشتر نبود که اومده بودم تو خونه ارباب، با بقچه زیر بقلم به خونه ها چشم مینداختم، چشمم به یه عمارت بزرگ افتاد درش باز بود و برو بیایی داشت، با خودم گفتم اینجا حتما قبولم میکنن
****
_یعنی توی خونه به این بزرگی برا من کار پیدا نمیشه؟
زن منو کنار زد و در حالی که از دیگ بزرگی برنج میکشید گفت:لا اله الا ا... گفتم نه ...
_آخه آخه من باید کار کنم ...
دختر تو چقدر سمجی.این جا خودمم اضافیم. د برو دیگه...
بقچه به دست گوشه ای ایستادم فقط نگاهش میکردم..همه فضای مطبخ رو بخار و بوی خوش غذاهای مختلف گرفته بود...هرکسی مشغول کاری و همه با عجله میخواستن سریعتر سینی های عذا رو را آماده کنند و سر سفره ببرند...
آهی کشیدم و با حسرت بهشون نمیکردم......
خوبه....خوبه....اون جوری نگام نکن..برو خونت.به سلامت.
از اینکه باید برمیگشتم خونه ملیحه خجالت میکشیدم ،سرم پایین انداختم چند قدمی برنداشته بودم که صدای مردونه ای متوقفم کرد:تو کارگر جدیدی؟ برگشتم عقب...پسر جوونی جلوم ایستاده بود ...از لباس هاش معلوم بود که باید ارباب زاده باشه..
تا اومدم حرفی بزنم همون زن از دم مطبخ با صدای بلند گفت:نه آقا جان.اومده بود پی کار ولی من گفتم بره...لازمش نداریم....
پسر در حالی که هنوز نگاهش روی من بود با لحن تمسخر آلودی گفت:از کی تا حالا تو برای این خونه تصمیم میگیری سمیه؟این دختر از الان کارگر این خونه اس..
سمیه سرش رو پایین انداخت و با ترس گفت: بهرام خان آخه چیزی که زیاده تو این خونه کارگر..
بهرام خان لبخندی زد:باشه...
آخه آقا ...
دادی سر سمیه زد که منم از ترس قدمی به عقب رفتم...
_وقتی من حرفی میزنم فقط بگو چشم... سمیه با صدای لرزون چشمی گفت و سریع به داخل مطبخ پناه برد..
بهرام خان دوباره به سمت من برگشت...به بقچه دستم اشاره ای کرد و گفت:قبلا کجا کار میکردی؟قیافت برام آشنا نیست ..
سرمو انداختم پایین و با صدای آرومی جواب دادم:خونه ارباب کار میکردم آقا...
_پس اینجا چیکار میکنی
با خجالت و صدای آرومتری جواب دادم:
بیرونم کردن...
با لحن محکمی گفت:چرا؟
جوابی ندادم..چی باید میگفتم؟
فریاد کشید: وقتی بهرام خان ازت سوال میپرسه زود جواب بده...
با من من گفتم: ازم راضی نبودن..
با همون صدای بلندش ادامه داد:این جواب من نیست...
سرمو بالا آوردم و با چشمهای غمگین نگاهی بهش انداختمو گفتم:پسر ارباب اومد ییلاق...همه کارگرا را بیرون کرد غیر من و دو نفر دیگه....منم..منم گفتم که خونه مثل ..مثل.مثل
_مثل چی؟
آب دهنمو به زور قورت دادمو گفتم:
مثل قبرستون شده...ارباب هم شنید و بیرونم کرد ...
نگاهمو به زمین دوختم و منتظربودم که برام تصمیمی بگیره...
صدای خنده اش بلند شد ،با تهجب نگاهش کردن....وسط خنده هاش بریده بریده گفت:چه حرفی زدی دختر..شجاعی...بهت نمیاد زبونت تند باشه ...
چند دقیقه همینطور میخندید و بعد گفت: پس مهران اومده ییلاق..باید ببینمش...
با تعجب نگاهش کردم...به ارباب میگفت مهران؟یعنی باهاش صمیمیه ؟
وقتی سکوتش طولانی شدگفتم:پس آقا با اجازه من از فردا برای کار میایم...
_کجا؟کارگرهای ما حق خونه رفتن ندارن...همشون اینجا زندگی میکنن...تو این همه اتاق برای تو هم جا پیدا میشه...
ادامه دارد ...
🌙 تقویم نجومی اسلامی دوشنبه – ۲۶ آبان ۱۴۰۴
۲۶ جمادیالأول ۱۴۴۷ – ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵
امروز دوشنبه است؛ روزی که در منابع دینی و نجومی، ویژگیهای خاصی برای انجام برخی امور یا پرهیز از آنها ذکر شده است. در ادامه، جزئیات کامل و دستهبندیشده این احکام را میخوانید.
🕌 مناسبتها و احکام دینی دوشنبه
🌙 امروز از نظر روایات اسلامی برای بسیاری از امور مبارک و همراه با خیر است. مهمترین موارد عبارتند از:
✨ امور مناسب امروز
✅ جابجایی، اسبابکشی و نقلوانتقال
✅ خرید و فروش
✅ بردن جهاز عروس به خانه بخت
✅ درختکاری
✅ آغاز ساختوساز، بنا نهادن و کارهای عمرانی
✅ امور کشاورزی و زراعت
✅ دادن صدقه که ثواب چندبرابر دارد
✅ انجام دیدارها و ملاقاتها
🚫 امور نامناسب امروز
📛 انجام ازدواج مناسب نیست و ممکن است به اختلاف و جدایی منجر شود.
🤕 بیماریهایی که از امروز آغاز شوند نیاز به مراقبت بیشتری خواهند داشت.
🚘 مسافرت در روز دوشنبه
مسافرت در این روز مکروه شمرده شده و امکان حادثه وجود دارد.
در صورت ضرورت، سفر باید با صدقه و احتیاط کامل انجام شود.
🔭 احکام و اختیارات نجومی دوشنبه
امروز قمر در برج میزان قرار دارد و از نظر نجومی موارد زیر مناسباند:
✳️ فروش طلا و جواهرات
✳️ آغاز درمان و معالجه
✳️ مباشرت و روابط زناشویی
✳️ پوشیدن لباس نو
✳️ نوشیدن داروها و دمنوشهای درمانی
🟣 موارد معنوی مناسب امروز
نوشتن ادعیه، حرز و نمازهای مخصوص و همچنین بستن حرز، برای امروز نیکوست.
💑 مباشرت در شب سهشنبه
مباشرت در این شب بسیار مفید دانسته شده و در روایات آمده نتیجهی آن ممکن است فرزندی عاقبتبهخیر و شهید باشد.
💇♂ اصلاح مو
کوتاه کردن مو یا اصلاح صورت در این روز قمری، طبق احادیث، سبب رفع بلا و دور شدن مشکلات میشود.
🔴 حجامت و خون دادن
انجام موارد زیر در این روز، موجب خلاصی از بیماری و بهبود حال جسمی میگردد:
حجامت
فصد
خون دادن
زالو درمانی
🔵 گرفتن ناخن
دوشنبه یکی از بهترین روزها برای گرفتن ناخن است و طبق روایات، باعث برکت و نورانیت شده و حتی فرزند شخص، حافظ قرآن خواهد شد.
👚👕 دوخت و دوز لباس
امروز برای بریدن و دوختن لباس نو بسیار مناسب است و این لباس برای فرد باعث خیر و برکت میشود.
✴️ استخاره دوشنبه
⏰ زمانهای مناسب برای استخاره:
از طلوع فجر تا طلوع آفتاب
از ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر
از ساعت ۱۶ عصر تا قبل از خواب شبانه
📿 اذکار مخصوص دوشنبه
✳️ ذکر روز دوشنبه: «یا قاضی الحاجات» – ۱۰۰ مرتبه
✳️ ذکر بعد از نماز صبح: «یا لطیف» – ۱۲۹ مرتبه
این ذکر باعث یافتن مال فراوان و گشایش رزق میشود.
💠 نسبت معنوی دوشنبه
در روایات آمده که دوشنبه متعلق است به:
حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
حضرت امام حسین علیهالسلام
پیشنهاد شده اعمال خیر امروز را به این دو بزرگوار هدیه کنید تا ثواب شما چندین برابر گردد.
😴 تعبیر خواب شب سهشنبه
خواب شب سهشنبه بر اساس آیه ۲۷ سوره نحل تعبیر میشود:
«قال سننظر أصدقت أم کنت من الکاذبین…»
مفهوم آیه نشان میدهد که خبری مهم از سوی فردی به خواببیننده میرسد. او به دنبال بررسی حقیقت آن میرود و در نهایت حق برایش آشکار میشود.
خواب خود را بر اساس این مفهوم تفسیر کنید.
🌸 انشاءالله زندگیتان مهدوی، پرنور و پربرکت باشد. 🌸
📚