eitaa logo
❤️هم دلی❤️
15.9هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
💐🌼☘🌸 🌼🌺🍃 ☘🍃 🌸 🔸اون وقتا با نوکِ پنجه بابا ،از خواب بیدار میشدیم که بلند شو برو نون بخر . الان با نوک پنجه از خونه بیرون میریم که نون بخریم تا بچه ها و جوونامون بیدار نشن . 🔸اون وقتا اختیار تلویزیون با دوتا کانال دست بابا بود الان کنترل تلویزیون با دهها کانال دست بچه‌ها ست . 🔸 اون وقتا سر سفره باید چهار زانو میشستیم تا بابا بیاد و شروع کنیم به غذا خوردن . الان میشینیم سر سفره و اونقدر بچه ها را صدا میکنیم تا راضی بشن بیان سر سفره . 🔸اون وقتا مادر با مواد موجود تو خونه غذا می پخت و ماهم بی چون وچرا غذا را میخوردیم . الان بچه ها به مادرا منوی غذایی میدن اما بازم سر سفره از غذا ایراد میگیرن . 🔸اون وقتا موقع عروسی پدر داماد یه اتاق خونه رو خالی میکرد و عروس هم کل جهیزیه اش رو توی همون اتاق میچید و یک عمر با هم زندگی میکردند. الان یک دستگاه آپارتمان که خودش یه پا فروشگاه وسایل برقی و یه نمایشگاه مبل و فرش و تیر و تخته است برای عروس و داماد فراهم میشه اما چند ماه بیشتر باهم زندگی نمیکنند . 🔸اون وقتا خونه ها خالی از مبل و وسایل تزیینی بود ولی پر از مهمان . الان خونه‌ها پر از مبل و وسایل تزیینیه ولی خالی از مهمون . 🔸اون وقتا با یه پیکان جوانان ده پونزده نفر می‌رفتیم خونه فامیل و کلی بهمون خوش می‌گذشت. الان هر خونواده اگه دوسه تا ماشین نداشته باشه حتماً یه دونه رو داره و هیچ کس خونه کسی نمیره . 🔸اون وقتا هیچ‌کس اطلاعات پزشکی نداشت اما همه سالم بودند. الان همه اطلاعات پزشکی دارند (از تلویزیون و تلگرام و ....‌‌) ولی خیلی ها مریضند. اون وقتا.....‌‌‌ الان ...... راستی چرا...؟! 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌷🌷🌷 داستان کوتاه شخصی تنها کفشی را که داشت برای تعمیر نزد پینه دوز برد... از آنجا که پینه دوز در صدد تعطیل کردن دکانش بود، به او گفت: فردا برای تحویل کفش‌هایت بیا... با ناراحتی گفت: اما من کفش دیگری ندارم که تا فردا بپوشم.! پینه دوز شانه بالا انداخت و گفت: به من ربطی ندارد، اما می توانم یک جفت کفش مستعمل تا فردا به تو قرض بدهم. فریاد کشید: چی؟! تو از من می خواهی کفشی را بپوشم که قبلا پای کس دیگری بوده؟! پینه دوز با خونسردی جواب داد: حمل افکار و باورهای دیگران تو را ناراحت نمی‌کند، ولی پوشیدن یک جفت کفش دیگری تو را می‌آزارد؟!! "داشتن ذهن پاک، نعمتی است بس بزرگ..." 📚 📚 🌷🌷🌷 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
📔 مردی خانه ای زیبا با حیاطی پر از درختان میوه داشت. در همسایگی او مردی حسود منزل داشت و همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و بنحوی او را آزار دهد. همسایه خوب یک روز صبح که خواست از در خانه خارج شود دید یک سطل پر از زباله کنار در است. فهمید که مال مرد حسود همسایه است , پس سطل را تمیز کرد و آن را از میوه های حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد. وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است. وقتی در را باز کرد مرد میوه های تازه را به او داد و گفت: هرکس آن چیزی رابا دیگری قسمت میکند که از آن بیشتر دارد 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است توله سگ تازی نگردد چونکه بنیادش سگست مایه اصل و نسب در گردش دوران زر است دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است گر که بینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است کره اسب از نجابت باتقابت میرود کره خر از خریت پیش پیش مادر است شه اگر مسکین شود چون مرغ بی بال و پر است جملگی دیوانه خوانندش اگر اسکندر است آهن و فولاد هردو از یک کوره می آیند برون آن یکی شمشیر بران، دیگری نعل خر است شصت و شاهد هردو دعوای بزرگی می کنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است دود گر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد هرچه او بالاتر است ای رفیق عیب خودت را هم بگو هر که عیب خویش گوید از همه بالاتر است من لباس فقر میپوشم چون بی دردسر است آستین هرچه کوته باشد خیسش کمتر است ‌📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🌸🍃🌸🍃 به بهلول گفتن: ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺁﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﭽﺮﺧﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ، ﮐﻢ ﻭ ﺑﯿﺶ ﻣﯿﺴﺎﺯﯾﻢ. ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺩﺵ میرﺳﻮﻧﻪ. گفتند: ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﻟﻮ ﻧﻤﯿﺪﯼ؟ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻫﻢ کاﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﻮﺭ ﺑﺸﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻡ، ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻤﻮﻧﻢ. گفتند: ﻧﻪ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ. ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ، ﺧﺪﺍ ﺭﺯّﺍﻗﻪ، ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ. گفتند: ﻣﺎ ﻧﺎﻣﺤﺮﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﺑﮕﻮ دﯾﮕﻪ. ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺗﺎﺟﺮ یهودی ﺗﻮﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﮐﻤﮏ ﺧﺮﺟﻢ ﺑﺎﺷﻪ. گفتند: ﺁﻫﺎﻥ، ﺩﯾﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ. ﺣﺎﻻ ﺷﺪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ. ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻧﻤﯿﮕﯽ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﻮنه ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻪ تاجر یهودی ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﺑﺎﻭﺭﮐﺮﺩﯼ. ﯾﻌﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ تاجر یهودی ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟ ﻫﯽ ﺳﺠﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿم ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯﺧﻮﺏ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﺳﺖ. تا اﯾﻦ ﺷﮏ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﻧﺮﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﺧﺪﺍﺕ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻻ خدا... 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج 🌱 روزی که خبر فوت آفاجانم رو آوردن یادم نمیره که چه قیامتی ت
🌱 مادرم یه گوشه نشسته بود و گر. یه میکرد هرچی بهش میگفتیم چیشد  و چی گفت جواب نمیداد به گلی گفتم بره یه لیوان اب بیاره زیور هم صدا کنه شاید اون فهمید چیشده گلی که رفت در با شتاب باز شد و زنعمو پرید داخل چهره قرمز شده و عصبانیشو که دیدم روح از تنم رفت فک کردم من کاری کردم اومده سراغم ولی رفت طرف مادرم و گرفتش زیر مشتو لگد کاری از دستم بر نمیومد هیکلش درشت بود و من ریزه ولی از پشت میزدم بهش التماس میکردم مادرمو ول کنه سیمین و سوسن که جلو در وایساده بودن تماشا میکردن تا دیدن من دارم زنعمورو میزنم مادرمو ول کنه افتادن سر من و شروع کردن زدن اونا دوتا بودن و من یه نفر احساس میکردم دارم زیر دست و پاشون له میشم نمیدونم این همه حرص از کجا اومده بود یه دفعه دوتاشون ولم کردن سر بلند کردم دیدم خ. یس آب شدن گلی اومده بود اوضاع رو دیده بود آب تو پارچ رو خالی کرده بود رو سیمین و سوسن با پارچ هم محکم زده بود رو کمر زنعمو تا مادرمو ول کنه الحق که از صدتا مرد زرنگ تر بود عمو و خان بابا خونه نبودن سکینه بانو و مراد اومدن زنعمو رو که دستش به کمرش بود و از د‌رد ناله میکرد بردن موندیم منو و گلی و زیور و مامانم که یه گوشه افتاده بود از بس کتک خورده بود نای حرف زدن نداشت زیورکه پیشش نشست زد زیر گ ریه زیرلب از بخت بد ش گله میکرد وقتی واسه زیور تعریف میکرد ماهم فهمیدیم چیشده رسم بود وقتی زنی شوهرشو از دست میده به عقد بر ادر شوهرش در بیاد مادرم باید هو وی زن. عمو میشد و این واسه مادرم که عاشق آقاجانم بود از مرگ هم سخت تر بود مادرم مخالفت کرد یه روز میگفت با هم میریم شهر یه خونه میگیریم سه تایی زندگی میکنیم تو خونه های مردم کار میکنم خرجمونو در میارم یه روز میگفت به خان بابا میگم بزاره بمونیم همینجا یه گوشه زندگی میکنیم کاری به کسی نداریم ولی به این راحتیانبود خان بابام براش افت داشت ناموس پسرش بی سر و صاحاب بمونه شرط کرد یا تا آخر هفته قبول میکنه به عقد عموم در بیاد یا باید مارو بزاره و بره مادرم نه دل داشت از ما جدا بشه نه دل اینکه زن کسی دیگه بشه اونم هووی زنعمو که رفتارش از بد به بد و بدتر تبدیل شده بود هم ش زیر لب فحش و نفرینمون میکرد سوسن و سیمین هم ارث باباشونو از ما میخواستن انگار همش دنبال بهانه واسه دعوا بودن خلاصه که اوضاع بدی بود..
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ خدایا در این شب زیبا آنچه را که بیصدا از قلب عزیزانم گذر کرده در تقدیرشان قرارده تا لذتی دو چندان را برایشان به ارمغان بیاورد 🌹شبـ🌙ـتون درپناه خدای مهربان🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌙 تقویم نجومی و اسلامی چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ 📅 چهارشنبه ۳ دی / جدی ۱۴۰۴ 📅 ۳ رجب ۱۴۴۷ هجری قمری 📅 ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی 🕋 مناسبت‌های دینی و اسلامی 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🏴 شهادت امام علی النقی، حضرت امام هادی علیه‌السلام (۲۵۴ هجری قمری) 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 🔸 شرکت در مراسم عزاداری و بزرگداشت امام هادی علیه‌السلام، موجب تسلی خاطر حضرت ولی‌عصر (عج) و بهره‌مندی از ثواب عظیم معنوی خواهد بود. 🎆 احکام و امور دینی 📛 تقارن نحسین 🔹 صدقه دادن در ابتدای روز، برای دفع نحوست و بلا بسیار سفارش شده است. ان‌شاءالله. 📛 امور ازدواجی، وصلت و دیدارهای مهم مناسب نیست. 👶 زایمان و نوزاد ✅ امروز برای زایمان مناسب است 👶 نوزاد امروز، روزیِ گشاده و بخت نیک خواهد داشت. ان‌شاءالله 🚘 سفر ⚠️ مسافرت در این روز مکروه است 🔹 در صورت ضرورت، حتماً با صدقه همراه باشد. 🔭 احکام و اختیارات نجومی 🌖 قمر در برج دلو (بهمن) ⛔ از نظر نجومی، امروز برای امور زیر مناسب نیست: 📛 ازدواج و نامزدی 📛 جابجایی، اسباب‌کشی و نقل‌وانتقال 🟣 نوشتن ادعیه، حرز، حکاکی و بستن حرز نیز مناسب نمی‌باشد. 💑 احکام مباشرت و انعقاد نطفه 🌙 شب پنجشنبه ✅ مباشرت مستحب است 👶 فرزند حاصل، یا عالم خواهد شد یا صاحب مقام و ریاست ❤️ برای سلامتی جسم و روح نیز مفید است. ان‌شاءالله 💉 حجامت و خون دادن ⛔ حجامت، فصد و خون دادن مناسب نیست ⚠️ موجب ضعف مغز می‌گردد. 💇‍♂️ اصلاح سر و صورت ✅ اصلاح مو در این روز از نظر روایات خوب و موجب طول عمر است ⚠️ اما با توجه به روز شهادت، بهتر است از خودآرایی پرهیز شود. 😴 تعبیر خواب 🔹 خوابی که شب پنجشنبه دیده شود، تعبیر آن از آیه ۴ سوره مبارکه نساء است: «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً…» 📌 مفهوم تعبیر خواب: ✔️ ازدواج ✔️ رسیدن مال و نعمت بزرگ ✔️ دریافت هدیه یا خیر از اهل خانه ان‌شاءالله. خواب خود را در این معانی قیاس نمایید. ✂️ گرفتن ناخن 🔵 چهارشنبه برای گرفتن ناخن مناسب نیست ⚠️ موجب خارش بدن می‌شود. 👕✂️ دوخت و دوز لباس ✅ چهارشنبه برای بریدن و دوختن لباس نو بسیار مناسب است ✨ باعث آسانی کار و رسیدن وسیله یا اموال ارزشمند می‌گردد. ان‌شاءالله ✴️ وقت استخاره در روز چهارشنبه 🕰 از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر 🕰 و از ساعت ۱۶ عصر تا عشای آخر (وقت خواب) ❇️ اذکار روز 🔹 ذکر روز چهارشنبه: 🕊 یا حیّ یا قیّوم — ۱۰۰ مرتبه 🔹 ذکر بعد از نماز صبح: ✨ یا متعال — ۵۴۱ مرتبه 📌 موجب عزّت و رفعت در دین می‌گردد. 💠 امامان منتسب به روز چهارشنبه 📿 این روز متعلق است به: علیه‌السلام علیه‌السلام علیه‌السلام علیه‌السلام 🔸 سفارش شده اعمال نیک و خیر خود را به پیشگاه ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیب گردد.
•• 🌲🪵 یک روز همان زندگی را خواهی کرد که برایش دعا کرده‌ای تسلیم نشو...🍂 ✨ 🌩 | •
❤️ حکایت شاهزادۀ عاشق 🔹 دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان، شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. 🔸 وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. 🔹 روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت. 🔸 سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد. روز ملاقات فرارسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود فرا رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود. 🔹 همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است. شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند: گل صداقت... همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود! 🔺 پائولو کوئیلو ♥️ 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
⚡️ مردها مگر دل ندارند؟! مردها مگر احساس ندارند؟! همیشه که نمی شود تمام ناز کردن ها و بغض کردن ها برای زن ها باشد! می شود گاهی هم مردها را تصور کرد که زیر سنگینیِ بار زندگی ،بغضشان را روی پشت بام ، میان دودهای سیگارشان می ترکانند... می شود گاهی هم تصور کرد مردهایی را که از بی توجهی همسرانشان عمداً شب ها دیر به خانه بر می گردند تا خیلی شیک و مردانه مثلاً ناز کرده باشند..که دلی برایشان تنگ شود و ذهنی برایشان نگران...! زن ها لطیفند.. اما مردها هم حق دارند گاهی دلشان بگیرد... و حق دارند گاهی باتمام زُمُختی ،وقار و استحکام، در خلوت دونفره شان بچه شوند و دلشان نوازش بخواهد... ما توقعمان از این جنسِ خلقت خیلی زیاد شده... قبول دارم! مردها باید تکیه گاه باشند،، مردها باید مرد باشند،، اصلاًغیر از این باشد، یک جای کار می لنگد... اما همیشه که نمیشود محکم بود!! برای شنا کردنِ درست ، باید به موقع از زیر آب بیرون آمد و نفس گرفت.. مردها هم گاهی فرصتِ تنفس می خواهند... زندگی ها سخت شده! باید کمی بیشتر حواسمان به خستگی ها و کم آوردن هایِشان باشد.. من این روزها .... دلم برای تمامِ آدم هایِ خوبی که نادیده گرفته می شوند میگیرد... خوب بودن؛ زن و مرد نمی شناسد..! 📚 📚 ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli