👈🏻 زنان به خود سرزنشی گرایش دارند
و مردان به سرزنش اطرافیانشان.
👈🏻 زنان احساس غم، بی تفاوتی و بی ارزشی میکنند
و مردان احساس خشم و تحریک پذیری دارند.
👈🏻 زنان حالت دلواپسی و ترس دارند
و مردان بدبین و گارد گرفته میشوند.
👈🏻 زنان از هر درگیری فاصله میگیرند
و مردان درگیری و کشمکش درست میکنند.
👈🏻 زنان در این دوران دوست دارند درباره مسائلشان صحبت کنند در حالی که اکثر مردان صحبت درباره افسردگی شان را ضعف میدانند.
👈🏻 اکثر زنان در این دوران برای درمان خود به غذا، روابط دوستانه و روابط عاشقانه روی می آورند، در حالی که عموم مردان با تلویزیون، ورزش و رابطه فیزیکی سعی در فراموش کردن مسئله خود میکنند.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
دفعه آخری که فرهادو دیدم گفت همین روزا میان واسه خاستگاری دیگه رسما خودمو زن فرهاد میدونستم و رو ابر
اون شب رو خوب یادمه میخواستن برن واسه مراسم بله برون لیلا قرار بود مراسم خونه بابای زن عمو انجام بشه و اهالی عمارت ماهم برن خان بابا گفته بود باید مادر منم باشه با اینکه مادرم راضی به رفتن نبود و زنعمو هم مشتاق اومدنش نبود ولی زیور میگفت اگه نره زنعمو پیش همه میگه داره حسودی میکنه یه بار عموم بعد از سفری که به تهران داشت واسه مادرم یه دست لباس خیلی خوشگل آورده بود ولی مادرم هیچوقت نپوشیده بودش اونشب به اصرار ما مادرم اون لباسو تنش کرد زیور هم دستی به سر و صورتش کشید تا اونم با بقیه راهی عمارت پدر زنعمو بشه الحق که مادرم خیلی تو اون لباس زیبا شده بود آخه بعد از فوت آقاجانم مادرم دیگه دست به صورت و ابروهاشم نزده بود
چنتا از کارگرا طبق های هدایای لیلا رو برداشتن و همگی به راه افتادن فقط من و گلی و دو سه تا از کارگرا با زیور تو عمارت بودیم قرار بود من و گلی هم وقتی کارای زیور تموم شد بریم اتاقش تا تنها نباشیم
با گلی نشسته بودیم و قیافه لیلارو تجسم میکردیم و میخندیدیم درو زدن و یکی از کارگرا که خیلی وقت نبود به عمارت اومده بود گفت زیور باهام کار داره گلی موند تو اتاق و من به سمت اتاق زیور راه افتادم که دختره گفت زیور تو انبار پشت مطبخ منتظرمه تعجب کردم این وقت شب زیور تو انبار چیکار میکرد ؟
ولی شک نکردم و گفتم شاید کار واجبی داره که فرستاده دنبالم به تنهایی سمت انبار راه افتادم درو باز کردم تاریک بود همه جا زیور و صدا کردم جوابی نشنیدم رفتم جلوتر صدای نفس های یکی رو شنیدم یکم ترسی دم البته همیشه از این انبار سرد و تاریکمیترسیدم
چش مام که به سیاهی عادت کرد مازیارو شناختم جیغ آرومی کشیدم و با ترس گفتم:
_ اینجا چیکار میکنی مازیار؟ پس زیور کو ؟مگه الان نباید تو مراسم باشی؟
مازیار اومد سمتم گفت:
_ بهت گفته بودم تورو میخوام نه لیلا
مازیار حالت خوش نیس تو
همینطور که به سمتم میومد من عقبتر میرفتم با یه حرکت رسید به من و گرفتم خواستم جیغ بزنم در دهنمو گرفت دم گوشم گفت: گفته بودم مال خودمی گفته بودم لیلارو نمیخوام حالیت نشد
از ترس قلبم دوبرابر قبل میزد و اشک از چشمام راه افتاده بود هرچی التماس میکرد چون دهنمو گرفته بود فقط صدای ناله ازم در میومد حس میکردم الانه که بمیرم ...
در دوران #نامزدی و آشنایی نقش ناجی را بازی نکنید‼️
⚠️ وظیفه و نقش شما در پیش از ازدواج ، تنها مشاهده گری و شناخت خود واقعی طرف مقابل است و بس.
نقش درمانگر، ناجی و نجات دهنده را رها کنید !
مثلا طرف مقابل شما آقايی است كه در خيابان چشم از خانم هاي ديگر برنمي دارد .
نگاه خيره اي دارد.
چند بار هم صحبت كرده ايد اما فايده اي ندارد ...
طرف مقابل شما خانمي است كه بصورت افراطي نياز به جلب توجه دارد
و توجه كافي از سوي شما هم اين ظرف را پر نمي كند.
براي ديده شدن هر كاري مي كند از نحوه صحبت اغواگرانه گرفته تا پوشيدن لباس هاي خيره كننده ...
⚠️در دوران آشنايي چندين بار متوجه خيانت همراهتان شده ايد
اما هر بار با توجيه و زبان بازي ماجرا را فيصله مي دهد .
دو روز نيست كه با يكديگر قهر هستيد با فرد ديگري قرار ملاقات مي گذارد و ...
تمام اين اتفاقات نشانه اين است كه اين آقا ، خانم در حال حاضر آمادگي شروع يک رابطه بالغانه و متعهدانه را ندارد
و با صحبت ، خواهش و دعوا هم اين امادگي بدست نمي آيد
و بعد از ازدواج در آن زمینه ها و اشکالات بدتر هم می شود !
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
من یک خواستگار داشتم که خانواده محترم و پولداری بودن
اما فوق العاده سنتی با افکار و عقاید عهد قجر
گل پسرشون هم خدا بعد از پنج تا دختر بهشون داده بود
و اینا فکر میکردن درستش اینه که ما شرفیاب میشدیم برای خواستگاری شازده ،
اینا خیلی لطف کردن اومدن
شب خواستگاری هی مامان پسره میگفت
من پسرم و از سر راه پیدا نکردم ...
شاید بیشتر از صد بار این جمله رو گفت ،
پدر منم لجش گرفت گفت اما من دخترم و تو همین باغچه حیاط زیر بوته کَلَم پیدا کردم 🤦♀
دختر ما به درد شما نمیخوره بیرونشون کرد😂😂😂
اونا هم رفتن که رفتن اما هنوزم که هنوزه یاد قیافه و لحن پدرم اونشب میافتیم حسابی میخندیم 😂
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
اون شب رو خوب یادمه میخواستن برن واسه مراسم بله برون لیلا قرار بود مراسم خونه بابای زن عمو انجام بشه
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
مازیار بهم حم له کرد انگار واقعا حالیش نبود چیکار میکنه حرکاتش دست خودش نبود خش. می که داشت رو کامل حس میکردم زورش دو برابر شده بود ولی انقدر که تقلا میکردم نمیتونست
من در مقابل مازیار خیلی کوچیک بودم نمیتونستم از خودم جدلش کنم انقدر جیغ کش یده بودم و صدام در نیومده بود گلوم میسوخت با التماس زل زده بودم به چشماش تا ولم کنه ولی انگار نه انگار
صدای فریاد گلی که اسممو صدا میزد از تو حیاط میومد مازیار دست از تلاش برداشت تا صدا بیرون نره دستش هنوز جلوی دهن من بود این بار صدای زیور هم به گلی اضافه شده بود و دوتایی منو صدا میزدن مشخص بود مازیار ترسیده و من انگار جون تازه ای گرفتم با پام زدم به قوزک پاش دستش شل شد و از حصار دس تشاش خودمو آزاد کردم مازیار پاشو گرفته بود ولی بلند شد و تا خواستم در برم با مشت زد زیر دلم از درد افتادم زمین زیر دلم تیر میکشید مازیار چشماش نگران شد و گفت:
_ بهار من نفهمیدم چیشد
تا دوباره به خودش بیاد به سختی بلند شدم و پا به. فرار گزاشتم به سمت حیاط فقط میدوییدم نفسم به شماره افتاده بود تا رسیدم به گلی افتادم زمین زیور یا ابلفضلی گفت و نشست پیشم شونه هامو ماساژ میداد دوتاشون پشت هم فقط میپرسیدن چیشده میدونستم اگه قضیه مازیارو بگم واسه خودمم بد میشه با صدایی که به سختی از گلوم در میومد گفتم م وش دیدم ترسی. دم گلی گفت _انبار رفتی چیکار ؟
تو زیور اصن کارت نداشت که
گفتم:
_ نمیدونم انگار کارگره اشتباه کرده بود مهم نیس من میرم بخوابم گلی و زیور هر دو مشکوک نگاهم میکردن خودمو سریع به اتاق رسوندم و پتو رو کشیدم رو سرم گلی اومد تو اتاق نشست رو به روم ولی هیچی نمیگفت فقط نگام میکرد خودمو زدم به خواب و حسابی زیر پتو اشک ریختم هربار یاد کارای مازیار میافتادم حالم بد میشد زیر دلم تیر میکشید و حسابی ترسیده بودم گلی همونجا خوابش برده بود و من هنوز اشک میریختم صدای اومدن بقیه از تو حیاط میومد مادرم به اتاق اومد خودمو به خواب زدم پتویی رو گلی کشید و خودشم واسه خواب آماده شد خیلی دلم میخواست بدونم با نبود مازیار تو جشن چیکار کردن ولی نای حرف زدن هم نداشتم
:👇 تقویم نجومی اسلامی جمعه
✴️ جمعه ۱۲ دی / جدی ۱۴۰۴
۱۲ رجب ۱۴۴۷ | ۲ ژانویه ۲۰۲۶
🏛 مناسبتهای اسلامی و تاریخی
🔥 مرگ معاویه – سال ۶۰ هجری
🏴 وفات حضرت عباس، عموی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
🐪 ورود امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به کوفه پس از جنگ جمل – سال ۳۶ هجری
❤️ شکافته شدن دیوار کعبه و ورود حضرت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام برای ولادت امیرالمؤمنین علیهالسلام
❇️ اختیارات دینی و احکام روز
امروز روز بسیار مبارک و پرفضیلتی برای انجام امور مهم زندگی است.
✅ کارهای مناسب امروز:
امور ازدواجی؛ خواستگاری، عقد و عروسی
خرید و فروش و دادوستد
انتقال جهیزیه عروس و حجلهآرایی
امور زراعی و کشاورزی
شکار و دامگذاری
جابهجایی و نقلوانتقال
مسافرت
افتتاح مغازه و محل کسب
آغاز ساختوساز و بنایی
✈️ مسافرت: بسیار نیک و پربرکت است.
👶 زایمان
برای زایمان بسیار مناسب است.
نوزاد:
عفیف، صالح و عابد
دارای عمر طولانی
آسانتربیت
هرگز فقیر نخواهد شد، انشاءالله
🔭 احکام و اختیارات نجومی
🌗 امروز قمر در برج جوزا قرار دارد و برای امور زیر بسیار مناسب است:
✳️ معامله اسناد، قباله و قولنامهنویسی
✳️ خرید و ارسال کالا به مشتری
✳️ آغاز نگارش کتاب، مقاله و نوشتههای علمی
✳️ تعلیم و تعلم و امور آموزشی
🟣 نوشتن ادعیه، حرز، حکاکی، نماز و بستن حرز نیک و پربرکت است.
💑 مباشرت و انعقاد نطفه
👩❤️👩 امروز:
مباشرت پس از فضیلت نماز عصر استحباب ویژه دارد و نتیجه آن فرزندی خواهد بود:
از دانشمندان مشهور
دارای شهرت جهانی
مفید برای سلامت و جامعه
انشاءالله
💑 امشب (جمعهشب / شب شنبه):
دستور خاصی برای مباشرت وارد نشده است.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت
طبق روایات، اصلاح مو در این روز:
نیکوست
موجب هیبت، وقار و شکوه میشود.
💉 حجامت و خوندادن
حجامت، فصد، خوندادن و زالو انداختن:
موجب سلامتی و تقویت بدن است.
✂️ گرفتن ناخن
جمعه برای گرفتن ناخن:
بسیار خوب و مستحب
افزایش روزی
رفع فقر
طول عمر
سلامتی بدن
👕👚 دوخت و دوز لباس
جمعه برای بریدن و دوختن لباس نو:
بسیار مبارک
موجب برکت در زندگی
سبب طول عمر
✴️ وقت استخاره
بهترین زمان استخاره در روز جمعه:
از اذان صبح تا طلوع آفتاب
بعد از زوال ظهر تا ساعت ۱۶ عصر
😴 تعبیر خواب
خوابی که شب شنبه دیده شود، تعبیر آن طبق آیه ۱۳ سوره مبارکه رعد است:
«وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِیفَتِهِ…»
🔹 مفهوم:
ممکن است امری باعث آزردگی خواببیننده شود؛ صدقه دادن موجب رفع بلا خواهد شد.
(مطابق مضمون خواب خود قیاس شود.)
📖 منبع: تقویم همسران، صفحه ۱۱۵
❇️ اذکار روز جمعه
ذکر روز جمعه:
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم – ۱۰۰ مرتبه
ذکر بعد از نماز صبح:
یا نور – ۲۵۶ مرتبه (موجب عزت در چشم خلایق)
💠 نسبت روز جمعه با امام زمان (عج)
طبق روایات، روز جمعه متعلق است به:
✨ حضرت حجّة بن الحسن العسکری (عج)
سفارش شده اعمال نیک این روز به پیشگاه ایشان هدیه گردد تا ثواب دوچندان حاصل شود.
🌸 زندگیتون مهدوی 🌸
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❄️سلام صبح زمستونیتون بخیر
🌤️ روزتون مملو از آرامش
❄️در اغوش امن الهی باشید....