🦋 وقتی با نظر همسرتون موافق نیستید، مستقیم مخالفت نکنید.
بهجاش یک پیشنهاد تازه مطرح کنید.
بعد، پیشنهاد خودتون و نظر او رو کنار هم بذارید و با هم بررسی کنید؛ ببینید هرکدوم چه مزایا و چه مشکلاتی دارن.
در نهایت، با گفتوگو به یک تصمیم مشترک برسید.
این روش باعث میشه اختلافها به جای اینکه تبدیل به دلخوریهای عمیق بشن، به فرصتی برای حل شدن و نزدیکتر شدن تبدیل بشن 💞💑
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
رازهایــی دربارهی مــردان
*آقایان زودتر از خانمها بیخیال میشوند.
خانم ها مدت زمان طولانیتری نسبت به آقایان تجربیات بد و منفی خود را به یاد خواهند داشت و استرس، اضطراب و غم را زود فراموش نمیکنند. در مقابل، آقایان کمتر روی رویدادهای ناخوشایند میمانند و سعی میکنند زود آنها را فراموش کنند.
بنابراین وقتی شما سعی میکنید در مورد بحث دیشب سر حرف را باز کنید، همسرتان آن را کاملاً فراموش کرده است.
*آنها به سپاسگزاری پاسخ میدهند.
نشان دادن مراتب سپاسگزاری از او در نحوهی برخورد و رفتار او تأثیر بسیار بزرگی میگذارد.
*مطالعات نشان دادهاند که مردان وقتی همسران شان از کمک آنها سپاسگزاری میکنند، بیشتر به آنها کمک میکنند.
*آقایان ایما و اشاره و کنایههای شما را درک نمیکنند.
*آقایان ممکن است سیگنالهایی مانند لحن حرف زدن یا ایما و اشارههای شما را متوجه نشوند. به خصوص این كه آنها از روی چهره شما نمیتوانند غمگین بودنتان را تشخیص دهند.
*اگر میخواهید پیام خود را به او برسانید، باید مستقیماً در مورد پیامی که می خواهیدبدهيد حرف بزنید
رابطه زناشویی👩❤️👨
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
بسیار زیبا و خواندنی 🍂🍃
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
" عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود!
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.
نوشته بود "عطر حس هایي را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"...!
⚘|❀ ❀|⚘
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی مازیار بهم حم له کرد انگار واقعا حالیش نبود چیکار میکنه حرکاتش دست خودش
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
فردای اون روز با سردرد بدی از خواب بلند شدم چشمام و صورتم حسابی پف کرده بود مادرم با نگرانی اومد سمتم و گفت:
_ خاک به سرمچیشدی بهار؟
صدامو صاف کردم گفتم :
_هیچی دیشب رفتم تو حیاط موش دیدم ترسیدم مادرم گفت وا بهار تو که از موش نمیترسیدی گفتم
_اخه یدفعه از جلوم رد شد ترسیدم گلی اومد وسط حرفمون و گفت مامان دیشب چه خبر بود مامانم لبخند محوی زد و گفت هیچی همه چی به خوبی گذشت واسه مهریه عروس دوتا از زمین های بالایی رو انداختن پشت قبالش عروسی هم به امید خدا ماه دیگس فقط نمیدونم این مازیار چرا حالش خوش نبود گلی گفت _یعنی چی حالش خوش نبود؟
مادرم در حالی که بلند میشد گفت نمیدونم مادر از خوشی زیاد زده بود به سرش یا چیز دیگه انگار چیزی خورده بود حالش دستخودش نبود وسط مراسمم یه دفعه غی ب شد همینم باعث شد عموتون و خان بابا تو راه برگشت باهاش جر و بحث کنن
مادرم که رفت بیرون گلی نگاه مشکوکی به من کرد و گفت :
_عجیبه
_ چی؟
_ رفتارای مازیار
_ ول کن گلی به ما چه پاشو بریم دست و صورتمونو بشوریم
اولش قصد داشتم برم فرهادو ببینم و ازش بخوام زودتر بیان تا از شر مازیار و این عمارت راحت شم ولی باز پیش خودم گفتم برم چی بگم بهش آخه بعدا نمیگه تو دوس داشتی زودتر زن من بشی دلم آشوب بود زیر دلم هنوز درد میکرد و بدنم از ف. شار دستای مازیار کوفته بود منتظر بودم ظهر بشه برم ته باغ شاید با دیدن فرهاد آروم بشم ولی اون روز فرهاد نیومد نه تنها اون روز بلکه تا یک هفته خبری از فرهاد نبود دلم مثل سیر و سرکه میجوشید همش تو خودم بودم و حوصله هیچ کسی رو نداشتم نگاه های تمسخر آمیز سوسن و سیمین و حتی نگاه های مشکوک گلی عصبیم میکرد نمیفهمیدم چرا اینحوری نگام میکنن تو باغ نشسته بودم و تکیه داده بودم به درخت نارنج تو فکر فرهاد بودم صداهایی از عمارت میومد ولی حوصله اینکه برمببینم چبشده رو نداشتم یکم که گذشت حس کردم یکی با سرعت داره میاد سمتم..
#آقایون!! 👇
🔹 توجه بیش از حد به کار؛
یکی از مشکلات رایج زندگی های زناشویی این است که زوجین احتمالا ساعات کاری زیادی را بیرون از خانه صرف کار و قرارهای کاری می کنند.
این ساعات زیاد کاری می تواند مشکل ساز شود چرا که به مرور باعث جدایی عاطفی زوجین از یکدیگر و حتی از فرزندان می گردد. برای جلوگیری از ایجاد چنین وضعیتی...
👈 بهره وری خود را در محیط کاریتان افزایش دهید تا راس زمان معینی از محل کار خارج شوید.
🍃 برخی از وقتهای آزاد خود را برای بودن با همسرتان برنامهریزی کنید.
👈 تلاش کنید توجهی را که مورد نیاز همسرتان است از وی دریغ نکنید.
🍃 حتما بخش عمده تعطیلات اواخر هفته به خانوادهتان اختصاص داده شود
ناامنی سایهایست که در بسیاری از رابطهها، حتی پیش از ازدواج، همراه ما میشود 🤍
طبیعیست اگر دل آدم پیش از این پیمان بزرگ، آرامِ مطلق نباشد؛ ذهن همیشه میپرسد، همیشه مقایسه میکند.
اما وقتی این سایه بدل به اضطرابی بیپایان، ترسی از رها شدن، چسبندگی افراطی یا تردیدی همیشگی شود، دیگر نمیتوان آن را ساده گرفت.
اگر این نگرانیها آرامش را میربایند، باید به آنها نگاه جدی داشت ⚠️
چون ازدواج معجزهای برای درمان ناامنی نیست.
امنیت حقیقی نه با کنترل و نه با وابستگی ساخته میشود 🚫
بلکه از جایی آغاز میگردد که انسان روی خویشتن، بر زخمهایش و بر هویت خویش کار کند 🌱
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
@daneshanushe
تلنگر
ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻭﻣﺤﺒﺖ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺁﺩﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ بهشت می رفت...
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺎﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪ.
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﻪ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ
ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ.
ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕﻧﺎﻣﻪ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﺕ
ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺍﺭﺩ
ﺷﻮﺩ .ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪ .
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﺎﺧﺸﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﯾﻘﻪ ﭘﻄﺮﺱ ﻗﺪﯾﺲ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﭘﻄﺮﺱ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ
ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .. ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ .ﺩﻭﺯﺥ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﻧﯿﺴﺖ !!! ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲﺑﮕﯿﺮﯾﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍﻭﯼ ﻗﺼﻪ ﺍﺵ ﺭﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ )): ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﺸﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ
ﺑﻨﺎ به ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ... ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ...
(( ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﻠﯿﻮ))
#خانمانه
اعتماد همسرتان را جلب کنید.
بدقولی از مهمترین دلایل بی اعتمادی زوجین است.
مراقب باشید اگر میخواهید مورد اعتماد باشید حتی کوچکترین قول ها را نشکنید!
°• همسرانه❤️
گاهی به همسرتان سفارش کنید؛ هوای مادرش را داشته و بیشتر از قبل جویای حالش باشد.
این کار هم همسرتان را به شما دلگرم میکند هم محبت و احترام مادرش را به شما بیشتر میکند
◽️از خانواده خود بخواهید دست از حمایت شوهر بی مسئولیتتان بردارند.
▫️با حمایت های مادی از سوی خانواده ها شوهر بی مسئولیت شما به این اوضاع عادت کرده و روز به روز بی مسئولیت تر خواهد شد زیرا نیازی در خود برای تلاش برای زندگی و تامین مخارج نخواهد دید و از این رو حمایت های والدانه به بی مسئولیتی او دامن خواهد زد و اوضاع را بدتر خواهد کرد.
▫️از این رو بهتر است از خانواده ها بخواهید تا از این گونه کمک های مادی دست برداشته و این مسئولیت را به عهده شوهر تان بگذارید در این صورت او با مشکلات روبرو شده و برای انجام وظایفی که به عهده دارد تلاش خواهد کرد.
•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
یکی از بزرگترین مشکل زوجها در روابط شان، نداشتن مهارت لازم در گفتگوی موثر با یکدیگر است.
هنگام ناراحتی به یکدیگر اجازه گفتگوی سالم و منطقی نمیدهند و اغلب با داد و فریاد و زورگویی یا لجبازی سعی در محکومکردن و خاموشکردنِ طرف مقابل دارند.
باید بدانید که بیاهمیتی به این موضوع باعث میشود زندگیتان در جهت مخالف از یکدیگر شروع به رشد و شکلگیری کند.