❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج زانوهام میلرزید همش چشم میچرخوندم و منتظر بودم فکر میکردم فر
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
هر سه با دیدن عمو دست از کت. ک کاری برداشتن عمو نفری یدونه زد تو گوششون که با صداش ح. س کردم صورت منم سوخ ت با عصب. انیت رو بهشون گفت:
مگه نگفتم حق ندارین از اتاقاتون بیاین بیرون ؟ همتون دست به یکی کردین تا ابروی منو ببرین اره؟
گمشین برین تو اتاقاتون تا اینا برن خدمتتون برسم
سیمین و سوسن ترسیده پا تند کردن سمت اتاقشون گلی همونجور که دستش رو صورتش بود دا. د زد :
من که بالاخره میفهمم چه غلطی کردین خودم دستتونو رو میکنم مطمئن باشین
عمو خیز برداشت سمت گلی و من سریع رفتم جلوش تا به گلی نرسه
گلی همونجور که اشک میریخت زل زد تو چشمای عمو و گفت :
اگه آقاجونم بود نمیزاشت شما اینجوری مارو بدبخت کنید بغ ضش شکست و دویید رفت سمت اتاقمون
دلم واسه گلی کباب بود
از من کوچیکتر بود ولی چقدر پشتم بهش گرم بود حالا که قرار بود برم بدون گلی چقدر تنها بودم
عمو رو به کارگرا داد زد برین رد کارتون چیو نگاه میکنین؟
همه سریع پراکنده شدن
دست منو گرفت و رفت طرف مهمونخونه درو باز کرد و وارد شدیم
مهمونا به احترام عمو نیم خیز شدن و دوباره نشستن
خان بابا و سکینه بانو بالای مهمونخونه با اخمای در هم نشسته بودن و خان بابا طبق عادت تسبیح تو دستشو میچرخوند
مادرم با چهره ای گرفته و زنعمو با صورتی شاداب سمت راست نشسته بودن
سمت چپ دوتا مرد و دو تا زن بودن
یکی از مردها مسن تر بود پس داماد اونی میشد که جوونتر بود ناخوداگاه نگاهم رفت سمت دماغش راست میگفت سوسن با اینکه سرشو انداخته بود پایین اما دماغ بزرگ و عقابی شکلش باز هم تو چشم بود عمو منو با خودش برد بالای مهمونخونه کنار سکینه بانو و خودش هم کنار آقاجون نشست همه نگاها سمت من بود سکینه بانو ویشگونی ازم گرفت و گفت سرتو بنداز پایین مثلا تازه عروسی
آخه من کجام به تازه عروسا میخورد؟
نه خ جالت میکشیدم مثل بقیه دخترا و نه حتی ا ضطراب داشتم با این حال سرمو انداختم پایین و باز فرهاد اومد جلوی چشمم
جو سنگینی بود صدا از کسی در نمیومد
صدایی از پایین اتاق اومد پیرمردی ریش سفید با کلاه سبز رنگ رو سرش که تازه توجهم بهش جمع شده بود رو به خان بابا گفت:
خب اینم از عروس خانوم
خان بخونم خطبه رو؟
خان بابا سرشو تکون داد و گفت بخون سید
#نکات_همسرانه 🩵🤍
🌸🍃با همسرتون باكلاس صحبت كنيد
به جای اینکه بگوئید میخوام فلان کار را انجام دهم
#بگوئید : میخواستم نظر تو رو در مورد انجام فلان کار بپرسم
به جای آینکه بگوئید این چیه پوشیدی ؟
اگر #خانم هستید به همسر خود #بگوئید فلان لباس بیشتر بهت میاد
اگر #آقا هستید به همسر خود بگوئید به نظر من فلان لباس خیلی خوشگلترت میکنه
🌸🍃به جای اینکه بگوئید می آیی دنبالم ؟
#بگوئید : دوست دارم تو راه برگشت با تو باشم میتوانی بیائی ؟
به جای اینکه بگوئید بریم خرید ؟
#بگوئید : دوست دارم خریدم با سلیقه تو باشه
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
این رابطه ها بیمارت میکنند
- رابطه ای که برای دریافت عشق و توجه باید همه جوره سرویس بدی و هر لحظه تلاش کنی
- رابطه ای که همیشه تو مقصر شناخته میشی و فقط تو مجبوری و باید عذرخواهی کنی
- رابطه ای که راحت نمیتونی از اشتباهاتت بگی یا درددل کنی، چون بعدا توسط حرف های خودت کلی سرزنش و مسخره میشی
- رابطه ای که تو و احساساتت فهمیده نمیشید و مجبوری همه چی رو درون خودت بریزی
- رابطه ای که براحتی خط قرمزهای تورو زیر پا میذاره و تورو به حساسیت بیش از حد هم متهم میکنه
- رابطه ای که برای اینکه ناراحتش نکنی هیچوقت نتونستی درست از خواسته هات و نیاز هات بگی.
#سیاست_رفتاری
اگر کاری برای همسرتون و ابراز عشقتون انجام میدید
سعی کنید زبونی هم بگید.❣
مثلا بگید به خاطر شوهر گلم که از سرکار اومده
و برای رفاه حال منو بچه هام کار کرده😘😍
یه چایی میارم که بدونه چقدر کارش برام ارزش داره❤️
اگه هنوز خوب قری نشدید و این حرفا براتون سخته کم کم شروع کنید. 💋💋💋
❤️باید یخ رابطه بشکنه و دوباره مثل دوران شیرین نامزدی شیطون و مهربون بشید.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
با کسانی که قهر بودیم آشتی می کردیم کسانی رو که خیلی وقت بود پیام نداده بودیم و زنگ نزده بودیم ندیده بودیم رو پیام میدادیم زنگ میزدیم و می رفتیم از نزدیک همدیگه رو می دیدیم
با کسانی که رفت و آمد داشتیم و با کسانی که رفت و آمد نداشتیم به همه جا و همه کس میرفتیم سر میزدیم می رفتیم از نزدیک همدیگه رو می دیدیم و بغل می کردیم باهم حرف میزدیم حرف های دلمون می گفتیم تمامی حرف های نگفته ای که چندین بار از ذهنمون گذرونده بودیم که میگیم رو به زبون میاریم
هر جایی که دلمون می خواسته بریم می رفتیم هرکاری که دلمون می خواست انجام بدیم توی دلمون مونده بود انجام میدادیم مثل داد و فریاد زدن توی زیرگذر توی کوه و دشت و باغ و مثل راه رفتن روی جدول عابر پیاده ها مثل راه رفتن توی جاهای و مکان های شلوغ بازارها و پاساژ ها مثل راه رفتن توی جاها و مکان های خلوت و ساکت توی کوچه ها توی پارک ها مثل چای خوردن یا قهوه خوردن ☕☕توی باکن نگاه کردن منظره کتاب خوندن و گوش دادن به موسیقی که می خوایم و رفتن به گشت و گذارها و باغ ها و ویلا ها و هتل ها و مسافرت ها و بازارها و پاساژها و مراکز تفریحی و باشگاه ها و استخر ها و رفتن به کافی شاپ ها و رستوران ها و🍔🥪🥙🥓🍟....
پس بیایم تا خیلی دیر نشده به جشن ها و مراسمات و دعوت کردن به ناهار و شام و دعوت کردن به خونه همدیگه به جاهایی که ما رو دعوت کردن و ما اشتباه کردیم نرفتیم و چشمشون به در مونده انتظار کشیدن و دل اون ها از ما شکسته زنگ بزنیم و بگیم که شما به همه مراسمات و جشن های ما اومده بودین ولی ما به مراسمات و جشن های شما نیومدیم ببخشید الان زنگ زدیم بگیم که ما خانوادگی داریم میایم به دیدنتون اون موقعه همه کینه ها و نفرت ها و کدورت ها و ناراحتی ها و دل شکستن ها از بین میره و مثل سابق رفت و آمد می کنیم و.....
هر روز فکر کنیم که امروز آخرین روز زندگیمون هست اون وقت می فهمیم که دنیا ارزش این همه جنگ و دعوا و کینه و نفرت و کدورت و ناراحتی و دل شکستن و زخم زبان و غیبت و قضاوت و دروغ و ...... رو نداره
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹💐💐💐💐💐💐💐💐💐
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
گاهی باید گفت: ول کن جهان را، چایت یخ نکند😊❤️
چای آخر شب با خانواده ، یعنی جریان عشق و آرامش تو خونه.
نمیدم دل به این درد دنیا، تموم غصه ها مال فردا
و فردا هم همین شعر رو میخونم.
پاشو بانو . حال دلت رو خوب کن. با غصه رو غصه گذاشتن، هیچی درست نمیشه.هر آدمی توی این دنیای بزرگ یه درد و مشکلی تو زندگیش داره حتی اون آدم های خیلی معروف و خیلی خیلی پولدار .حالا بعضی ها دردهاشون رو میگن و بعضی ها پنهان میکنند. پس فقط تو دچار مشکلات و سختیها نیستی .هر صبح که بیدار میشی، اتفاقات تلخ دیروز و گذشته ها رو از ذهنت پاک کن. فکر کردن به گذشته ، مثل دویدن به دنبال باده. همون قدر بی ثمر و بی فایده.
زندگیتو با دلخوشی های کوچک بساز.شاکر خدا و مثبت نگر و مادر و همسری لبخند بر لب و مهربان باش.
تا خدا هست ، غمی نیست چون خدا بزرگتر از غصه های ماست🌺
جهت ارسال حرفای دلتون وپاسخ و...
با جون و دل میشنوم🥺👇
🧚♀🕊 ♥️ @Delviinam
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
📚داستان کوتاه
در گذشته، پیرمردی بود ڪه از راه ڪفاشی گذر عمر می ڪرد ...
او همیشه شادمانه آواز می خواند، ڪفش وصله می زد و هر شب با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.
و امّا در نزدیڪی بساط ڪفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛
تاجر تنبل و پولدار ڪه بیشتر اوقات در دڪان خویش چرت می زد و شاگردانش برایش ڪار می ڪردند، ڪم ڪم از آوازه خوانی های ڪفاش خسته و ڪلافه شد ...
یڪ روز از ڪفاش پرسید درآمد تو چقدر است؟
ڪفاش گفت روزی سه درهم
تاجر یڪ ڪیسه زر به سمت ڪفاش انداخت و گفت:
بیا این از درآمد همه ی عمر ڪار ڪردنت هم بیشتر است!
برو خانه و راحت زندگی ڪن و بگذار من هم ڪمی چرت بزنم؛ آواز خواندنت مرا ڪلافه ڪرده ...
ڪفاش شوڪه شده بود، سر در گم و حیران ڪیسه را برداشت و دوان دوان نزد همسرش رفت.
آن دو تا روز ها متحیر بودند ڪه با آن پول چه ڪنند ...!
از ترس دزد شبها خواب نداشتند، از فڪر اینڪه مبادا آن پول را از دست بدهند آرامش نداشتند، خلاصه تمام فڪر و ذڪرشان شده بود مواظبت از آن ڪیسه ی زر ...
تا اینڪه پس از مدتی ڪفاش ڪیسه ی زر را برداشت و به نزد تاجر رفت،
ڪیسه ی زر را به تاجر داد و گفت:
بیا ! سڪه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده.
"خوشبختی چیزی جز آرامش نیست"
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💟همسرانه
خانم گلم اگه قدردانی اتفاق بیفته،
مرد حس میکنه که تلاشهــــاش
بیفایده نبوده؛
پس دلگرم میشه تا بیشتر تلاش کنه
و به همسرش هم بیشتر محبت میکنه و احترام میذاره،
مجددا خانم خونه قدردانی
میکنه و...🥰😍
♻️ و این چرخه و تعامل دوسویه ادامه
داره و پیوند زناشویی رو تقویت و تثبیت
میکنه👌🏻
💯 اینجاست که محیط خونه و خونواده
محیط آرامش و عشق و محبت میشه❤️
❤️