❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج جمله آخر مازیارو انگار هیچ کس نشنید جز من الان چه وقت غش کر
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
اگه میخواستم برم الان وقتش
ولی آخه کجا؟
تا قبل از این دلم میخواست موقعیتی پیش بیاد تا. فر. ار کنمالان که پیش اومده بود جراتشو نداشتم
اون سری به امید فرهاد رفتم الان که دیگه امیدی نداشتم نمیتونستم تنها از پس خودم بر بیام
نباید وسوسه میشدم بدون فرهاد که دیگه مهم نبود میخواد چی بشه
زنعمو انگار بهوش اومده بود رفتم جلو تا هم ببینم چه خبره هم حرفای گلی دو دلم نکنه
سیمین و سوسن دو طرف زنعمو نشسته بودن و شونه هاشو می. مال. یدن مازیار با نگرانی و عمو با اخم به زنعمونگاه میکردن و مادرم جلوش نشسته بود سعی داشت محتویات لیوان توی دستشو به خورد زنعمو بده
خان بابا که دید زنعمو چشماشو باز کرده به بچه ها گفت :
_مادرتونو ببرین تو اتاق تا استراحت کنه بعد رو به مازیار گفت :
_ خدمت تو هم بعدا میرسم
زنعمو دستشو دراز کرد سمت مازیار که با نگرانی داشت نگاهش میکرد تا کمکش کنه
مازیار به کمک عمو زنعمو رو بلند کردن زنعمو دست مازیارو سفت گرفت و بهش تکیه داد و ازش خواست ببرش تو اتاقش لیلا و سوسن و سیمین هم پشتشون رفتن
با رفتن اونا سکوت عمارتو گرفت جواد انگار با رفتن مازیار جون گرفت و از طرفیم میخواست زودتر بره
اومد جلو از عمو و خان بابا خداحافظی کرد و گفت :
_ما دیگه رفع زحمت کنیم
مردی که باهاشون بود هم همین کار تکرار کرد
عمو و خان بابا هر دو به تکون دادن سرشون اکتفا کردن
یکی از خانوم ها که جوون تر بود و به شدت شبیه جواد بود اومد دست منو گرفت و گفت:
_ توام بیا دیگه عروس خانوم
انقدر دستمو محکم گرفته بود دردم گرفت
نگاهی به مامانمو گلی انداختم مثل اینکه دیگه چاره ای جز رفتن نبود حداقل به خواستم رسیدم دستمو آزاد کردم و گلی رو سخت در آغدد وش گرفتم
بهش گفتم:
_ مراقب خودت باش تو بجای من خوشبخت شو
از بقیه هم خداحافظی زیر لبی کردم و با شونه هایی خمیده و پاهایی که به زور کشیده میشدن دنبالشون راه افتادم
👌💕شیوه صحیح انتقاد از همسر :
💕زمان انتقاد :
زمانی انتقاد کنیم که همسر ، آمادگی روحی و ذهنی لازم برای شنیدن انتقاد را داشته باشد.
💕مکان انتقاد :
هیچگاه در جمع ، انتقاد ، نکنیم
💕زبان انتقاد:
با رویی گشاده و گفتاری دوستانه و لحنی مهربانانه ، انتقاد کنیم
👌شکل انتقاد :
تا حد ممکن انتقادها را به صورت غیرمستقیم بگوییم.
👌میزان انتقاد:
انتقادات زیاد موجب می شود که همسر مان احساس کند ما فردی عیب جوییم و فقط به دنبال نقص های او می گردیم.
👌گفتن خوبی ها در کنار انتقاد :
باید ، پیش و پس هر عیبی ، خوبی های همسرمان را هم به او یادآوری کنیم.
👌قالب انتقاد:
گاهی می توان در قالب یک نامه یا پیامک ، انتقاد کنیم.
👌نیت انتقاد:
انتقاد ، تنها و تنها باید برای اصلاح عیب همسر ، بیان شود.
👌حفظ حریم خصوصی در انتقاد :
نباید انتقاد از یک فرد را به کسی دیگر به جز خود او گفت.
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
#همسرانه
برای کنترل عصبانیت خود و دیگران چیکار کنم ؟🔻
از صدای آروم و آهسته استفاده کن، این کار باعث می شه او هم آهسته تر صحبت کنه
🔹حرف مخاطب را گوش بده : آدمها وقتی احساس می کنندمخاطب به حرفشون گوش نمی ده عصبانی می شوند
👈 بنا براین برای آرام کردن فرد عصبانی می تونی از جمله هایی مانند " حرفهایت را می شنوم ، متوجه هستم که عصبانی هستید ، فکر نکن متوجه نمیشم " ، استفاده کن
👌 حتی اگر حرفی که فرد عصبانی به زبان می آورد درست نیست هم اصلا" با او بحث نکن
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💫حکایت های زیبا و آموزنده 💫
در زمان عباسیان مردی با همسرش بحث کرد و با عصایی که بر سرش زد از بد حادثه، زن همان لحظه جان سپرد. طایفهٔ همسرش بسیار قوی و پرزور بودند، مرد ترسید که بفهمند و او را بکشند. نزد قاضی شهر آمد و مشکل خود گفت و مشورت خواست. قاضی گفت: برو جوانی زیباروی به خانهٔ خود ببر و او را بُکش و نزد همسرت جنازۂ او را بخوابان، و مرا صدا کن و بگو که همسرت با این پسر جوان خلو.ت کرده بود و من هر دو را کشتم.
🍁مرد به خانه رفت و سریع نقشهٔ قاضی را اجراء کرد و شکایت به قاضی برده و قاضی را برای ثبت شهادت به خانه کشید و مبلغی سکّهٔ طلا به قاضی داد. قاضی گفت: برو و پدر و برادر همسرت را صدا کن. وقتی آنها آمدند، ملحفهای روی جنازه بود، قاضی گفت: بروید و قدر این داماد باغیرت خود را بدانید، آبرویِ شما را خرید.
با دیدنِ حادثه، خشم خانوادۂ همسر مرد قاتل فروکش کرد. قاضی چون ملحفه از صورت جوان کشید، زانوهایش لرزید و در دم جان سپرد، چون مقتول کسی نبود جز پسرش!!!
✨📖✨ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً يَکُنْ لَهُ نَصيبٌ مِنْها وَ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً سَيِّئَةً يَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها (85 - نساء)
⚡️هرکس وساطت و شفاعتی نیکو کند وی را از آن بهرهای باشد و هرکس وساطت بدی کند او را نیز از آن سهمی باشد و خدا بر همه چیز مقتدر و نگهبان است
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
بررسی و چک کردن همسر؟!
روزی که شما به خودتان این اجازه را میدهید که کسی را چِک کنید، باید آماده پرداخت هزینه هایش هم باشید و عواقبش را هم بپذیرید!
اما اشکال کار اینجاست که ما گاهی فقط به این دلیل دنبال چِک کردن دیگری میرویم که هم خودمان و هم او را رنج دهیم وگرنه کسی که درباره چیزی تحقیق میکند، باید بر مبنای آن تحقیق عمل هم کند.
👈من اگر متوجه شدم این میوه گندیده است نمیخورمش اما اگر حرف من این باشد که میخواهم چِک کنم ببینم این میوه گندیده است یا نه... اما با وجود اینکه متوجه شدم این میوه گندیده است باز هم آن را میخورم...
خُب، اشکال کار اینجاست...
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
🍃🌺🍂
🍂🍃
🌸
#توصیه_های_قرار_عاشقی
💝لازم نیست طبق میل همسرتون خرید کنید ...
مهم اینه که در مقابل نظراتش چه عکس العملی نشون میدین.
فوراً انتخاب هاشو رد نکنید و یا مسخره نکنید
بهتره اول انتخابش رو تایید کنید و حسن هاش رو بگویید و بعد از گذشت مدت زمانی(به تشخیص خود)، با استدلالاتی انتخابش رو رد کنید.
مثلاً :
👈 مرحله اول: درست میگویی، آفرین، انتخابت خوبه، خیلی خوبه، این مبل قشنگه.
👈 مرحله دوم: به نظرم یک کم بزرگ هست و تمام فضای اتاق رو میگیره و قیمتش هم خیلی گرون هست، مشکل پیدا میکند
♡••࿐
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج اگه میخواستم برم الان وقتش ولی آخه کجا؟ تا قبل از این دلم
#سرگذشت
#برشی_از_یک_زندگی
#بهارنارنج
بعد از بیرون اومدن از عمارت برگ جدیدی از زندگی به روم باز شد که هیچ وقت فکرشم نمیکردم زندگی من قراره انقدر بالا و پایین داشته باشه
جواد بهش میخورد ده سالی از من بزرگ تر باشه صورت کشیده ای داشت اون دماغ عقابی بزرگ هم بدجور تو چشم میزد کت شلوار بد قواره ای پوشیده بود سمت چپ صورتش اندازه یه عدس رفته بود تو انگار که جای نیش زنبور باشه ابرو های پرپشت داشت و ریش های یکی در میون
دوباره چهره فرهاد اومد تو ذهنم من چجوری میتونستم این مرد رو جایگزین فرهادی که دخ. ترا به انت. ظارش میشستن لب چش. مه کنم؟
خدایا اگه قرار نبود به هم برسیم کاش اصلا هیچ وقت سر راهم قرارش نمیدادی ،
سعی کردم حواسمو از خیال فرهاد دورکنم از این به بعد باید همین کارو میکردم نباید میزاشتم فکر فرهاد بیاد تو سرم و گن. اه کنم
دوبار زل زدم به جواد که جلوتر از ما با اون آقایی که دیگه فهمیده بودم داییشونه در حال صحبت بود
صداشونو نمیشنیدم ولی مطمئن بودم حتما راجع به اتفاق های عمارت صحبت میکردن خدا میدونه الان با حرف های مازیار چه فکر هایی راجع بهم میکنن
مامان جواد که بهش ننه سیما میگفتن با دخترش پشت من میومدن من یجورایی وسطشون بودم
برگشتم نگاهی بهشون انداختم اونا هم غرق صحبت بودن انگار که اصلا من وجود نداشتم
خواهر جواد اسمش ثریا بود شباهت زیادی به جواد داشت همون قد بلند و پوست تیره و دماغ عقابی اما ننه سیما از بچه هاش قشنگتر بود با اینکه قد کوتاه و هیکل تپلی داشت ولی از نظر قیافه ازشون سر تر بود حدس زدم جواد و ثریا باید به باباشون رفته باشن
حس کنجکاویم گل کرده بود سعی کردم جوری که متوجه نشن سرعت قدم هامو کم کنم تا نزدیکشون بشم و حرفاشونو بشنوم
ففط شنیدم ثریا گفت:
_ حیف شد ماجرای پسر عموشو دیر فهمیدیم وگرنه میتونست خیلی بیشتر به نفعمون باشه.....
تقویم نجومی اسلامی چهارشنبه
✴️ چهارشنبه 👈8 بهمن /دلو 1404
👈8 شعبان 1447 👈28 ژانویه 2026
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️ امروز روز خوبی برای امور زیر است:
✅خرید و فروش.
✅دیدار با مسولین.
✅میهمانی دادن.
✅دیدار با قاضی و درخواست از او.
✅ورود بر روسا و قضات و مسئولین.
✅و شروع به کار و شغل خوب است.
👶 زایمان: نوزاد با برکت و روزی دار است.
🚘مسافرت : سفر خوب نیست و مکروه است و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌗 امروز قمر در برج جوزا و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️شروع به نگارش کتاب و مقاله.
✳️نو نوار شدن و لباس نو پوشیدن.
✳️خرید کالا و اجناس.
✳️آغاز تحصیل و تدریس و امور آموزشی.
✳️معامله املاک و خانه.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️سند زدن و قولنامه و قرار داد نوشتن.
✳️و دیدار با مسولین خوب است
👩❤️👨 حکم مباشرت.
امشب ( شب پنج شنبه ) ، فرزند یا عالم شود یا حاکم.
💉💉 حجامت:
خون دادن و فصد سبب درد سر می شود.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت باعث بیماری می شود.
😴😴تعبیر خواب.
خوابی که (شب پنجشنبه) دیده شود تعبیرش طبق آیه ی 9 سوره مبارکه "توبه" است.
اشتروا بایات الله ثمنا قلیلا...
و مفهوم آن این است که دو نفر برای قطع معامله ای نزد خواب بیننده بیایند و از این قبیل امور .ان شاءالله و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاءالله
✴️️ وقت #استخاره در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد
💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
💠حضرت امام رضا(ع) می فرمایند:
هر کس این دعارا پس ازنمازصبح بخواند،خداوندحاجات اوراکفایت کند.
💥بِسْمِ اللّه ِوَصَلَّى اللّه ُ عَلى مُحَمَّدٍوَ آلِه،وَاُفَوِّضُ اَمْرى اِلَى اللّه ِ اِنَّ اللّه َ بَصيرٌ بِالْعِبادِ،فَوَقاهُ اللّه ُ سَيِّئاتِ مامَكَرُوا.لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ.حَسْبُنَا اللّه ُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ، فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّه ِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ. ماشاءَ اللّه ُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه ِ،ماشاءَ اللّه ُ لاما شاءَ النّاسُ،ماشاءَ اللّه ُ وَاِنْ كَرِهَ النّاسُ،حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبينَ،حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ،حَسْبِىَ الرّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقينَ،حَسْبِىَ اللّه ُ رَبُّ الْعالَمينَ. حَسْبى مَنْ هُوَ حَسْبى،حَسْبى مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبى،حَسْبى مَنْ كانَ مُذْكُنْتُ (لَمْ يَزَلْ) حَسْبى،حَسْبِىَ اللّه ُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ،عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَرَبُّ الْعَرْشِ العَظیمِ.
🌸شب وروزتون مهدوی در پناه حضرت حق 🌸
🍃«یا ربَّ الحُسَین بِحَقِّ الحُسَین اِشفِ صَدرِ الحُسَین بِظُهورِ الحُجَّة»🍃
🕊 اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَ 🕊
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹
سـ❄️ـلام
حضرت خورشید سـ☀️ــلام 🌸🍃
🗓 امروز چهارشنبه
☀️ ۸ بهمن ۱۴۰۴ ه. ش
🌙 ۸ شعبان ۱۴۴۷ ه.ق
🌲 ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶ ميلادی
روز وروزگارتون خوش
─┅─═इई🌸🌺🌸ईइ═─┅
۵۱ روز تا پایان سال ۱۴۰۴ شمسی
•🍃🔘•
🕊💞این داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید. مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت.
🍂داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
🥀او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد. به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند . کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
💫سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
🍃 حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چارهای نداشت جز اینکه فریاد بزند:
🌱“خدایا کمکم کن”.
💕ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ – نجاتم بده. – واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم. – البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی. – پس آن طناب دور کمرت را ببر برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!
👌و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟
💕هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نکنید. هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است. هیچگاه تصور نکنید که او از شما مراقبت نمیکند و به یاد داشته باشید
😍خدا همواره مراقب شماست👌
· ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·
✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli