eitaa logo
❤️هم دلی❤️
17.8هزار دنبال‌کننده
11هزار عکس
2.5هزار ویدیو
30 فایل
💫﷽💫 منتظر دریافت پیامای زیباتون هستم😍😍😍 @Delviinam . . . . تبلیغات پربازده https://eitaa.com/joinchat/624099682C3e1a6dd3b9
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ 🔴دیگران را ببخشید… بی عقلی، تهمت ها، خیانت و بی ادبی نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست. انسان های نارس این موارد را زیاد دارند؛ شما انسانی رسیده باشید! با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید، و بدون اینکه از این حرفها ناراحت شوید… از کنار این ها رد شوید… اگر هوای دلتان ابری شد و چشمهایتان باریدند، بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند برای انها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است. اینجاست که دل بخشنده شما چشمه جوشانی می شود که به منبع عظیم لطف خدا متصل شده است چه خوب است مانند پيشوايان دين مان با گذشت باشيم. امام رضا عليه السلام: ما خاندانى هستيم كه گذشت را از آل يعقوب و سپاسگزارى را از آل داوود، به ارث برده است ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج دریا بقچه نونی که تو دستش بود و گرفت سمتم و گفت: _ داشت یادم
یه جورایی ارش ترسیده بودم نشست لب حوض دستاشو شست بعد دست کرد تو جیب شلوارش دسته ای پول در آورد و گذاشت رو تخت جلوی ننه ننه با دیدن پول ها گل از گلش شکفت _اون دوتا خونه ای که کار بنایی شونو انجام دادم امروز تسویه کردن ننه زیر چش می نگاهی به من کرد و پولارو گذاشت تو جورابش سفره شام رو بردم بالا و پهن کردم بنظر خودم خوب شده بود ولی ثریا تا تونست ایراد گرفت بعد از شستن ظرف ها بالا که رفتم ننه داشت زیر گوش جواد پچ پچ میکرد میتونستم حدس بزنم موضوع صحبتشون منم چون تا رفتم حرفشو قطع کرد ثریا رختخوابارو آورد و من زیر نگاه تیز بین ننه باز رفتم تو اتاقذ جواد که اومد تو اتاق اخماشو تو هم کرد وگفت: _ این چه وضعشه _دیشب چرا رفتی اونجا ؟ _خوابم نمیبرد رفتم‌یکم‌بشینم نفهمیدم کی خوابیدم _سعی کن یکم با ننه بیشت تر مدارا کنی خوشش نمیاد کسی جوابشو بده ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
خدایا …. ستاره هاى آسمانت را سقف خانه دوستانم کن تا زندگیشان مانند ستاره بدرخشد ….. “شب بخیر”🌙 ❥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تقویم نجومی اسلامی ✴️ یکشنبه👈12 بهمن/ دلو 1404 👈 12 شعبان 1447👈اول فوریه 2026 🏛 مناسبت های دینی و اسلامی. 🍀ورود امام خمینی ره به کشور پس از پانزده سال تبعید. و آغاز دهه فجر انقلاب. ⭐️احکام دینی و اسلامی. ❇️امروز روز خوبی برای امور زیر است: ✅خواستگاری عقد و ازدواج. ✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن. ✅شرکت زدن و امور شراکتی. ✅دکان باز کردن و افتتاح کسب. ✅امور زراعی و کشاورزی. ✅استحمام. ✅نقل و انتقال و جابجایی. ✅خرید و فروش. ✅بردن جهاز عروس و حجله آرایی. ✅مسافرت. ✅و شکار و صید و دام گذاری خوب است. 👼مناسب زایمان و نوزاد شایسته و صالح و عفیف و عمرش دراز خواهد بود. 🚘سفر: مسافرت خوب است. 🔭 احکام نجوم. 🌓امروز :قمر در برج اسد است و از نظر نجومی برای امور زیر نیک است: ✳️ورود به خانه نو و شهر جدید. ✳️خواستگاری عقد و ازدواج. ✳️انجام امور دائمی و همیشگی. ✳️خرید ملک و خانه و‌ آپارتمان. ✳️تعهد و پیمان گرفتن از رقیب. ✳️امضاء معاهده و پیمان نامه ها. ✳️خرید حیوان و چارپایان. ✳️و آغاز درمان و معالجه نیک است. 🟣 امور مربوط به کتابت ادعیه و حرز و نماز حرز خوب است. 💇‍♂ اصلاح سر و صورت: طبق روایات ، (سر و صورت) در این روز از ماه قمری ،باعث هیبت و شکوه می شود. 💉🌡حجامت. یا انداختن در این روز، از ماه قمری، موجب سلامتی می شود. 💑مباشرت: مباشرت امشب: فرزند حافظ قرآن شود. 😴😴تعبیر خواب: خوابی که شب "دوشنبه" دیده شود طبق آیه ی 13 سوره مبارکه "رعد" است. یسبح الرعد بحمده و الملائکه من خیفته... و چنین استفاده میشود که چیزی باعث ملال خاطر خواب بیننده گردد صدقه بدهد تا برطرف شود. ان شاءالله و به این صورت مطلب خود رو قیاس کنید... 💅 ناخن گرفتن: یکشنبه برای ، روز مبارک و مناسبی نیست و طبق روایات ممکن است موجب بی برکتی در زندگی گردد. 👕👚 دوخت و دوز: یکشنبه برای بریدن و دوختن روز مناسبی نیست. طبق روایات موجب غم واندوه و حزن شده و برای شخص، مبارک نخواهد بود‌(این حکم شامل خرید لباس نیست) ✴️️ استخاره: وقت در روز یکشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ و بعداز ساعت ۱۶ عصر تا مغرب. ❇️️ ذکر روز یکشنبه: یا ذالجلال والاکرام  ۱۰۰ مرتبه ✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۴۸۹ مرتبه که موجب فتح و نصرت یافتن میگردد. 💠 ️روز یکشنبه طبق روایات متعلق است به و . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌞 صبح است یاس را باید کاشت در گلدانی ظریف، پر از عطر خدا 🌸 پرده‌ها را پس بزن و به خورشید فضا بده ☀️ امروز برایت دلخوشی‌های بسیار آرزو می‌کنم تا اگر غمگین شدی یکی از آن خوشی‌های کوچک لبخندی عمیق بر لبت بنشاند 💛 سلام صبح زیبای یکشنبه تون بخیر ❤️❤️❤️❤️❤️
🌸🌸🍃🍃🍃🍃🍃 مهمون ناخوانده و خوانده که می رسید گلی خانم چُست و چابک می شد ، چادرِ نخی طرح ترمه اصفهان ش رو سرش می کرد ، پا تند می کرد از مهمونخونه به آشپزخونه ...ظرف میوه بهشتی ش رو پر از میوه می کرد و تا وقتی چای توی قوری گلسرخی ش دم بکشه ، میامد کنار مهمونش میشست و نفسی تازه می کرد و شروع می کرد به تعارف کردن که: خوش اومدین خونه مون و منور کردین چشم و دلمون و روشن کردین قربونه قدمتون قدم به چشم ما گذاشتین داشتم به آقا بزرگ می گفتم عصر جمعه ای کاش یکی دَر این خونه رو بزنه بیاد تو ، دلمون باز بشه بفرمایید ناقابلِ ، تو رو خدا تعارف نکنید .... بعد تند تند با دستهای خودش میوه پوست می گرفت و میذاشت توی پیشدستیهای گل سرخی 🌹😇
❤️هم دلی❤️
#سرگذشت #برشی_از_یک_زندگی #بهارنارنج یه جورایی ارش ترسیده بودم نشست لب حوض دستاشو شست بعد دست کر
دوماهی از اومدن من به اون خونه میگذشت تو اون مدت فهمیده بودن ننه بشدت ادم خسیسیه جواد از صبح میرفت سر کار و تقریبا غروب برمیگشت هرچی درآمد داشت میداد دست ننه چون میگفت خرج زندگی با اونه ولی در واقع ننه خرجی نمیکرد اون باغی که کنار خونه بود واسه کبری خانوم بود و به ننه هم‌ اجازه داده بود ازش استفاده کنه ولی بنظرم‌ننه سو استفاده میکرد خودش هیچ کاری تو باغ نمیکرد همه کارای کاشت و رسیدیگی به باغ با کبری خانوم و شوهرش بود و من میدیدم‌کبری خانوم چقدر زحمت میکشه اونجا ننه فقط هرچی میخواست میرفت برمیداشت و میومد میدیدم‌ بعضی وقت ها هم غر میزد که چرا بادمجوناشون کوچیکه چرا گوجه ها نرسیده حتی یه روز شاکی بو که چرا انقدر خیار چیدن من دیروز رفتم خیارا بیشتر بود و من واقعا تعجب میکردم از رفتارش درحقیقت بیشتر خرج زندگی ما از همون باغ بود شاید تو اون دو ماهه دو یا سه بار برنج و گوشت و مرغ خورده بودیم و همه غذاهامون ساده و بیشتر سبزیجات بود خودم احساس میکردم چقدر لاغرتر شدم و وزن کم کردم تقریبا همه کارای خونه با من بود جز لباسا که دو هفته یک بار ثریا میبرد لب چشمه و آبی که صبح به صبح میاورد هنوز احساس میکردم ثریا و ننه از من خوششون نمیاد اگر کاری رو درست انجام نمیدادم تا میتونستم غر میزدن و بد رفتاری میکردن حالا که خبر از خانوادمم نبود دیگه ننه هرچی دلش میخواست بهم میگفت از فر. ار کردنم که دیگه قشنگ به روم میاورد تا جاهاز نیاوردنم یادمه یه روز تازه حیاط و جارو کرده بودم و ننه ثریا بالا بودن دستامو شستم منم رفتم تا کمی استراحت کنم درو که باز کردم‌ ندیدمشون صداشون از اتاق ما میومد آروم رفتم سمت در و ننه و ثریا رو پای صندوق لباسا دیدم
دوماهی از اومدن من به اون خونه میگذشت تو اون مدت فهمیده بودن ننه بشدت ادم خسیسیه جواد از صبح میرفت سر کار و تقریبا غروب برمیگشت هرچی درآمد داشت میداد دست ننه چون میگفت خرج زندگی با اونه ولی در واقع ننه خرجی نمیکرد اون باغی که کنار خونه بود واسه کبری خانوم بود و به ننه هم‌ اجازه داده بود ازش استفاده کنه ولی بنظرم‌ننه سو استفاده میکرد خودش هیچ کاری تو باغ نمیکرد همه کارای کاشت و رسیدیگی به باغ با کبری خانوم و شوهرش بود و من میدیدم‌کبری خانوم چقدر زحمت میکشه اونجا ننه فقط هرچی میخواست میرفت برمیداشت و میومد میدیدم‌ بعضی وقت ها هم غر میزد که چرا بادمجوناشون کوچیکه چرا گوجه ها نرسیده حتی یه روز شاکی بو که چرا انقدر خیار چیدن من دیروز رفتم خیارا بیشتر بود و من واقعا تعجب میکردم از رفتارش درحقیقت بیشتر خرج زندگی ما از همون باغ بود شاید تو اون دو ماهه دو یا سه بار برنج و گوشت و مرغ خورده بودیم و همه غذاهامون ساده و بیشتر سبزیجات بود خودم احساس میکردم چقدر لاغرتر شدم و وزن کم کردم تقریبا همه کارای خونه با من بود جز لباسا که دو هفته یک بار ثریا میبرد لب چشمه و آبی که صبح به صبح میاورد هنوز احساس میکردم ثریا و ننه از من خوششون نمیاد اگر کاری رو درست انجام نمیدادم تا میتونستم غر میزدن و بد رفتاری میکردن حالا که خبر از خانوادمم نبود دیگه ننه هرچی دلش میخواست بهم میگفت از فر. ار کردنم که دیگه قشنگ به روم میاورد تا جاهاز نیاوردنم یادمه یه روز تازه حیاط و جارو کرده بودم و ننه ثریا بالا بودن دستامو شستم منم رفتم تا کمی استراحت کنم درو که باز کردم‌ ندیدمشون صداشون از اتاق ما میومد آروم رفتم سمت در و ننه و ثریا رو پای صندوق لباسا دیدم
هر دو بخوانید! 💠 زمان برای مردها به سرعت می‌رود ولی برای زنها خیلی کند جلو می‌رود. دقیقاً مثل این است که مردی برای یک کاری می‌رود بیرون پنج شش ساعت بعد برمی‌گردد،برای خانمش این چند ساعت خیلی طول کشیده ولی برای مرد انگار فقط چند دقیقه طول کشیده است!!! 💠 کلمه‌ی (تازه) برای آقایان از چند دقیقه تا چند سال قبل، مورد استفاده قرار می‌گیرد: 🔸مثال: مگه تازه فرش نخریدیم؟ (۵سال قبل) مگه تازه مامانت اینجا نبود؟ (۳ماه قبل) مگه تازگیا باهم نرفتیم بیرون؟ (۶هفته قبل) 💠 توصیف کلمه‌ی(زیاد) برای آقایان از یک چیزِ زیاد تا چیزهای خیلی کم متغیر است. 🔸مثال: چرا گله می‌کنی من که وقتی بیرون یا سرکارم خیلی بهت زنگ میزنم (حداکثر ۱ بار در روز) 💠 این تفاوت بین زن و مرد ممکن است باعث سوءتفاهم و ناراحتی بین زن و شوهر شود. پس تفاوت‌های یکدیگر را بشناسیم! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
‌⚜️ اگه چند وقتیه با یه نفر آشنا شدی و به قصد ازدواج دارید میرید جلو و نمی‌دونی به چی باید بیشتر دقت کنی و چی رو باید بپرسی!؟ 📌 اینجا واست یه مجموعه سوالات مهم و نکاتی که "تو آشنایی‌هایی پیش از ازدواج" باید به اونها زیاد دقت کرد رو خلاصه کردم؛ ‌+ سوال اول؛ تو تمام این مدت که با هم بودید اختلاف نظری به وجود اومد!؟، اگر آره چطور حل شد! ۲. اصلا حل شد!، اگر آره، محترمانه بود؟، یا کار به توهین و تحقیر و قهر و دعوا رسید! ۳. کلا سبک حل مسئله شما چطوریه!؟، "حرف زدن، گوشه‌گیری، فاصله‌ گرفتن، دعوا یا..." ‌۴. در مورد علائق شخصی و زمانی که هرکس نیاز داره تا به اونها برسه صحبت کردید!؟ ۵. می‌شناسید علائق هم رو!، با هم کنار میایید! ۶. نظرتون در  مورد ارتباطات دوستانه با جنس مخالف چیه!؟ ۷. در مورد میزان و نحوه رابطه با رفقا و همکاران بین شما توافق وجود داره!؟ ‌۸. آیا ممکنه یه نفر برای روابط دوستانه‌ش اولویت بیشتری قائل بشه! ۹. در مورد برنامه‌ریزی برای وقت‌های آزادتون صحبت کردید!؟ ۱۰. آیا می‌تونید برنامه مشترکی رو بچینید که هردوتون ازش لذت ببرید ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli
🔆توجه به یتیم نوازی پسر بچه اى نزد پيامبر آمد و گفت : اى پيامبر خدا پدرم از دنيا رفته و خواهر و مادر هم دارم ، آنچه خداوند به شما عنايت فرموده به ما كمك كن . پيامبر به بلال فرمود: برو به خانه ما گردش كن هر چه غذا پيدا كردى بياور. بلال به حجره هايى كه مربوط به پيامبر صلى الله عليه و آله بود آمد و پس از جستجو 21 خرما پيدا كرد و به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر به آن پسر فرمود: هفت عدد آن مال خودت ، هفت عدد مال خواهرت و هفت عدد مال مادرت باشد. در اين هنگام يكى از اصحاب بنام معاذ دست نوازش بر سر آن يتيم كشيد و گفت : خداوند تو را از يتيمى بيرون آورد و جانشين پدرت سازد! پيامبر به معاذ فرمود: محبت تو نسبت به اين يتيم را ديدم ، بدان كه هر كس ‍ يتيمى را سرپرستى كند و دست نوازش به سر او بكشد، خداوند به هر موئى كه زير دست او مى گذرد، پاداش شايسته اى به او مى دهد و گناهى از گناهان او را محو مى سازد و مقام او را بالا مى برد. 📚داستانها و پندها 4/160 - مجمع البيان ·‌ ・ ┉┅━━━⋅.♥️.⋅━━━━┅┉ ・ ·‌ ✦𝐉𝐨𝐢𝐧⇝︎ 𐏓@HammDeli