eitaa logo
همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
452 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
411 ویدیو
30 فایل
اى مردم، ما شما را از مردی و زنى بيافريديم. و شما را گروه های پراکنده(شعوب) و پیوسته (قبيله‌ها) كرديم تا همشناسی و هم نیکی کنید هر آينه گرامى‌ترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. خدا دانا و کاردان است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🛢 قیمت نفت را نگاه کنید نه موشک‌ها را! ✍🏻 رابرت کیوساکی (نویسنده آمریکایی) 🔻 جنگ ایران: ایران هدفش را اعلام کرده و من از ۸–۹ روز پیش همین را می‌گفتم! بیشتر مردم خندیدند. 🔻 گفتند: «رابرت، کار ایران تمام است. اسرائیل ۸۰٪ سیستم‌های دفاع هوایی آنها را نابود کرده. جنگ تمام شده.» اما من گفتم: ایران تلاش نمی‌کند که جنگ را ببرد. ایران تلاش می‌کند که بردن جنگ را آنقدر پرهزینه کند که ارزش نداشته باشد. این دو بازی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر مردم هنوز تفاوت آن را درک نمی‌کنند. ایران دیگر فقط برای یک جنگ نظامی نمی‌جنگد. ایران برای یک جنگ اقتصادی می‌جنگد. هدف آنها یک پایگاه نظامی نیست. یک کشتی جنگی هم نیست. حتی اسرائیل هم نیست (البته ممکن است به این اهداف هم حمله کنند، اما من درباره هدف اصلی صحبت می‌کنم — یعنی اینکه پیروزی برای ایران چه شکلی خواهد داشت) 🔻 هدف آنها قیمت نفت است. سپاه پاسداران ایران هدف خود را کاملاً روشن کرده است: ۲۰۰ دلار برای هر بشکه نفت. این همان عدد است. این همان مأموریت است. ایران پیروزی را این‌گونه تعریف می‌کند — نه با سرنگون کردن یک جنگنده اف-۳۵، بلکه با بالا بردن قیمت نفت تا حدی که آنقدر دردناک و ویران‌کننده برای اقتصاد جهان شود که دونالد ترامپ روزانه ۵۰ تماس تلفنی از رهبران جهان دریافت کند که از او بخواهند جنگ را متوقف کند. کمی درباره این استراتژی فکر کنید. 🔻 ایران این گونه آن را اجرا می‌کند: پهپادهای شاهد ۱۵ هزار دلاری که زیرساخت‌های نفتی چند میلیارد دلاری را هدف قرار می‌دهند. مین‌های دریایی در تنگه هرمز — مسیری که حدود ۲۰٪ از کل نفت جهان از آن عبور می‌کند. حمله به خطوط لوله، مراکز ذخیره‌سازی، مراکز لجستیک و پالایشگاه‌ها. 🔻 این حملات تصادفی نیستند. از روی ناامیدی هم نیستند. محاسبه‌شده‌اند. (همان‌طور که گفتم، آنها دهه‌ها برای چنین جنگی آماده شده‌اند.) هر حمله فقط برای یک هدف طراحی شده است: متوقف کردن جریان نفت. 🔻 وقتی جریان نفت متوقف شود، قیمت بالا می‌رود. وقتی قیمت بالا برود، تمام دنیا فریاد می‌زند. منطق ایران بسیار ساده و خشن است: روزی که قیمت نفت به ۲۰۰ دلار برای هر بشکه برسد — ایران برنده شده است. نه به این دلیل که یک هواپیما را سرنگون کرده. بلکه به این دلیل که در قیمت ۲۰۰ دلار، هر کشور عربی فریاد می‌زند، هر رهبر اروپایی با واشنگتن تماس می‌گیرد، و هر رأی‌دهنده آمریکایی از قیمت بنزین خشمگین می‌شود. و در آن لحظه رئیس‌جمهور ترامپ باید تصمیمی کاملاً متفاوت بگیرد. 🔻 ایران تلاش نمی‌کند فقط از جنگ جان سالم به در ببرد. ایران تلاش می‌کند پیروز شدن در جنگ را بدتر از باختن آن کند. این استراتژی آنهاست. 🔻 من ۸–۹ روز است که همین را می‌گویم. موشک‌ها فقط حواس‌پرتی هستند. قیمت نفت سلاح واقعی است. پس قیمت نفت را نگاه کنید، نه فقط تعداد موشک‌ها را... ⚜ *انجمن بین‌المللی دانش اجتماعی مسلمین 🏷 @iaomss*
*مردانِ خدا پردهٔ پندار دریدند* ✍ محمد توکلی علی لاریجانی و محمدعلی فروغی هر دو فیلسوف و سخنور بودند. از خانواده‌ای اهل علم و فرهیخته. با ریش‌های جوگندمی، عینکی به چشم و طمأنینه‌ای در کلام که همگی صورت خردمندان را تداعی می‌کرد. فروغی در مقاطع مختلف تاریخ ایران صاحب‌ِ منصب و نقش بود؛ نخست‌وزیر رضاشاه، وزیر امور خارجه، وزیر اقتصاد و ... اما آخرین فراز نقش‌آفرینی او در جنگ رقم خورد: دورهٔ اشغال ایران در ابتدای دهه ۱۳۲۰. فروغی بعد از سال‌ها گوشه‌نشینی به خواست دولت متجاوز (انگلستان) به نخست‌وزیری بازگشت و مقدمات انتقال پادشاهی و تسلیم و انقیاد دولت و ارتش ایران برای دشمن را فراهم کرد، و یک سال بعد از دنیا رفت. اما لاریجانی؟ او هم در بالاترین سطوح سیاسی بعد از انقلاب حاضر بود؛ ریاست صداوسیما، چند دوره ریاست مجلس شورای اسلامی، و نمایندگی ویژه در پرونده‌های هسته‌ای و چین. و آخرین فصل زندگی او نیز در جنگ رقم خورد. لاریجانی در حساس‌ترین موقعیت ایران پس از انقلاب اسلامی، سکان‌دار شورای عالی امنیت ملی شد. شباهت‌های ظاهری او به فروغی و موقعیت خطرناک ایران که سایهٔ جنگ و اشغال را بالای سر خود داشت، وطن‌فروشان را به این طمع انداخت که از او فروغی دوم بسازند. توقع داشتند لاریجانی هم فرش قرمز را برای متجاوز (این‌بار آمریکا) پهن کند و تسلیم را تئوریزه نماید. اما او پردهٔ پندارها را درید و در این هشت‌ماه مسئولیت تاریخی، مردانه پای ایران و مردم‌‌اش ایستاد و آگاهانه به استقبال شهادت رفت. حالا مقایسهٔ لاریجانی و فروغی، مقایسهٔ سپید و سیاه است و آینهٔ «خدمت و خیانت روشنفکران». 🖌 تصویرساز پوستر؛ محمدرضا دوست‌محمدی 🖋 نوشتار پوستر؛ مجتبی‌حسن‌زاده 🆔 @Sourehmagazine
همشناسی فرهنگی I اسلامی تنها
*مردانِ خدا پردهٔ پندار دریدند* ✍ محمد توکلی علی لاریجانی و محمدعلی فروغی هر دو فیلسوف و سخنور بودند. از خانواده‌ای اهل علم و فرهیخته. با ریش‌های جوگندمی، عینکی به چشم و طمأنینه‌ای در کلام که همگی صورت خردمندان را تداعی می‌کرد. فروغی در مقاطع مختلف تاریخ ایران صاحب‌ِ منصب و نقش بود؛ نخست‌وزیر رضاشاه، وزیر امور خارجه، وزیر اقتصاد و ... اما آخرین فراز نقش‌آفرینی او در جنگ رقم خورد: دورهٔ اشغال ایران در ابتدای دهه ۱۳۲۰. فروغی بعد از سال‌ها گوشه‌نشینی به خواست دولت متجاوز (انگلستان) به نخست‌وزیری بازگشت و مقدمات انتقال پادشاهی و تسلیم و انقیاد دولت و ارتش ایران برای دشمن را فراهم کرد، و یک سال بعد از دنیا رفت. اما لاریجانی؟ او هم در بالاترین سطوح سیاسی بعد از انقلاب حاضر بود؛ ریاست صداوسیما، چند دوره ریاست مجلس شورای اسلامی، و نمایندگی ویژه در پرونده‌های هسته‌ای و چین. و آخرین فصل زندگی او نیز در جنگ رقم خورد. لاریجانی در حساس‌ترین موقعیت ایران پس از انقلاب اسلامی، سکان‌دار شورای عالی امنیت ملی شد. شباهت‌های ظاهری او به فروغی و موقعیت خطرناک ایران که سایهٔ جنگ و اشغال را بالای سر خود داشت، وطن‌فروشان را به این طمع انداخت که از او فروغی دوم بسازند. توقع داشتند لاریجانی هم فرش قرمز را برای متجاوز (این‌بار آمریکا) پهن کند و تسلیم را تئوریزه نماید. اما او پردهٔ پندارها را درید و در این هشت‌ماه مسئولیت تاریخی، مردانه پای ایران و مردم‌‌اش ایستاد و آگاهانه به استقبال شهادت رفت. حالا مقایسهٔ لاریجانی و فروغی، مقایسهٔ سپید و سیاه است و آینهٔ «خدمت و خیانت روشنفکران». 🖌 تصویرساز پوستر؛ محمدرضا دوست‌محمدی 🖋 نوشتار پوستر؛ مجتبی‌حسن‌زاده 🆔 @Sourehmagazine
آن روی دیگر آقای لاریجانی ‌ 🖋فائضه غفارحدادی، نویسنده ‌ این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. ‌ من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند . ‌ 📎منبع: https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan ‌ ✅لینک کانال بله: https://ble.ir/zan_e_farda
آتشی كه دشمنان انقلاب اسلامی بر افروخته‌اند بر ما گلستان شد. جنگ تحمیلی كه آتش نمرودیان بود عرصه‌ای شد كه استعدادهای شگفت‌آور نهفته در درون امت را به فعلیت رساند، وجدان‌های بیدار سراسر سرزمین‌های مسلمان‌نشین را برانگیخت، ضعف کید شیاطین و پوشالی بودن قدرت آنها را برملا كرد و در قبال آن، قدرتی اعجاب‌آور را كه در وحدت مردم نهفته است به مستضعفان شناساند؛ آینه‌ی فطرت‌ها را صیقل داد و اسلام را بعد از قرن‌ها از فراموشكده‌ی تواریخ بیرون آورد و به صحنه‌ی مبارزه با كفر و شرك كشاند. شهید سید مرتضی آوینی ٫ روایت فتح ◾️@avini_andishe
🔴 پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی شهادت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی، فرزند و بعضی از همکاران ایشان ‌ بسم‌الله الرحمن الرحیم ولاتَحسبَنَّ الّذینَ قُتِلوا فی سبیلِ‌اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون ‌ 🔹با کمال تأسف خبر دردناک شهادت آقای دکتر علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی و نماینده رهبری در آن شورا، و فرزند برومند و بعضی همکاران ایشان را دریافت کردم. ایشان فردی عالم، دوراندیش، هوشمند، متعهد و دارای تجاربی متنوع در عرصه‌های گوناگون سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و مدیریتی بودند. قریب پنج دهه نقش‌آفرینی در لایه‌های مختلف نظام اسلامی، از ایشان چهره‌ای ممتاز ساخته بود. ‌ 🔹بی‌شک ترور چنین شخصیتی نشان از میزان اهمیت او و بُغض دشمنان اسلام نسبت به او دارد. اسلام‌ستیزان بدانند ریختن این خونها به‌ پای درخت تناور نظام اسلامی صرفاً آن را قویتر میسازد و البته هر خونی، خون‌بهائی دارد که قاتلین جنایتکار شهیدان باید بزودی آن را بپردازند. اینجانب این ضایعه را خدمت همسر گرامی و سائر فرزندان آن بزرگوار و همچنین سائر وابستگان علی‌الخصوص جناب آیت‌الله آملی لاریجانی صمیمانه تسلیت عرض می‌نمایم و برای آن سفرکردگان از درگاه حضرت حق جلَّ‌وعلا، عُلوّ درجاتشان را خواستارم. ‌ سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای ۲۶/اسفند/۱۴۰۴ ‌ @hamshenasi
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید بهشتی: اگر همه چهره‌هایی که شما به عنوان چهره موثر می‌شناسید نابود کنند، انقلاب با توان بیشتر جلو خواهد رفت . پی‌نوشت: این حرف‌ها را شهید بهشتی زمانی می‌گوید که جمهوری اسلامی یک نهال تازه روییده بود، نه امروز که یک درخت تناور است.
🗒️ *لاریجانی؛ شمایل وزیر ایرانی* ▪️ *یادداشت | سیدحسین شهرستانی*: _«جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است، اگر امروز اجل رسیده است کس بازنتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار، که بزرگتر از حسینِ علی نیم.» حسنک وزیر، به نقل از تاریخ بیهقی _ ➖ امر شهریاری به‌مثابه جوهر سیاست ایرانی، بر دو پایه تکیه دارد: *پهلوان و وزیر.* ➖ وزیر ایرانی دوشادوش پهلوان ایرانی، جهت مهمی از خرد سیاسی در ایران را نمایندگی می‌کند. در شاهنامه این جریان از شهرسپ در دوران طهمورث آغازیده و با بزرگمهر حکیم به کمال می‌رسد و در تاریخ ایران پس از اسلام نیز بخصوص، وزرای ایرانی نقش اساسی در تداوم فرهنگی ایران داشته‌اند. ➖ *وزیر ایرانی از میان اهل سخن و ادب سربرمی‌آورد* و عنصر سخن‌وری و قلم‌ورزی قوام جایگاه اوست. چنانچه دوگانه پهلوان و وزیر در ادب عرب و ادب پارسی با *دوگانه "سیف" و "قلم"* مطابق است. ➖ خصلت مهم وزیر ایرانی اما آن است که خالی از عنصر پهلوانی و شجاعت نیست. *وزیر ایرانی، اساسا خوی پهلوانی و جوانمردی دارد* و حافظ و مکمل آن است. ➖ لذا آنکه قبای وزیر ایرانی را بر تن کرده، مدعی تقابل با "میدان" نمی‌شود، بلکه *خود مرد میدان است*. به همین سبب بسیاری از وزیران ایرانی خود مقتول و شهید شدند. از جعفر برمکی تا حسنک وزیر و رشیدالدین فضل الله همدانی و خواجه نظام و قائم مقام فراهانی و البته امیر کبیر. ➖ علی لاریجانی را باید ذیل شمایل "وزیر ایرانی" شناخت. او برخلاف غالب مدیران معاصر ما که از میان مهندسان برآمده‌اند، اهل علوم انسانی و ادب و فرهنگ بود و بدین ترتیب، پایگاه دبیری که خاستگاه وزارت ایرانی است را واجد بود. همچنین او *نماد میان‌گزینی شاخص در خرد سیاسی ایرانی* بود. اما وجه مهم نهایی، رگ پهلوانی نهان در وزیر ایرانی است که بخصوص در دوره اخیر دبیری شعام در او جلوه کرد و موجب محبوبیت و طریق شهادت او شد. این *خردمندی پهلوانانه* او را بخصوص در جهان عرب و در منطقه به صدر محبوبیت رسانده بود. وزیر ایرانی با خوی پهلوانی، در برهوت سیاست مستقل و مقتدر در منطقه خوش می‌درخشد و البته نهایتا چون امیرکبیرها و قائم‌مقام‌ها و حسنک‌ها آگاهانه به شرف شهادت نایل شد. 🌐 *خانه اندیشه‌ورزان را در [بله](https://ble.ir/khanahouse) | [ایتا](https://eitaa.com/khanahouse) | [روبیکا](https://rubika.ir/khanahouse) | [تلگرام](https://t.me/khane_andishevarzan) | [ایکس](x.com/Khanahouseir) دنبال کنید!*