📪 پیام جدید
بچه ها ذات رمان همینه مخصوصا رمان جذابی مثل هموطن که شما هرچقدر میخونید بازم میگید پارت بده چون معمولا پارت در زمان های حساسی تموم میشن، مطمئن باشین امروز پارت بعدی هم فرستاده بشه باز میگین میشه پارت بعدی هم بفرستی و... تا اخر رمان
پیشنهادم اگه امتحان دارین در درجه اول کنار گذاشتن گوشیه و اگرم نمیتونید پس حداقل صبر کنید پارت هارو چند تا چند تا برای خودتون بخونید مثلا پارت فردا رو نگه دارین تا چند پارت بعد، بعد از یه امتحانتون به عنوان جایزه بخونین و اگه این کارو کردین به نظرم تا پارت 80 نگه دارین یه جا بخونین اونجا پارت توی یه جای نسبتا ارومی تموم میشه
و به نظرم حتماااااا 77 و 78 رو پشت سرهم بخونین اگه میخواین حالتون بد نباشه و ذهنتون درگیر نباشه و صریح بگم از حجم هیجان سکته نکنین
#دایگو
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/hamvatanunknown/2343
در مورد تحلیل این دوستمون یه چیزی میخواستم بگم
به نظرم رستم محمد ه
چون اون تیری که با صدا خفه کن به رسول خورده بود از اسلحه ی محمد بوده
و بنظرم سهراب رسوله
ولی خب رسول م قوی تر از این حرفاس که با یه تیر تو پهلوش بمیره
خلاصه که درگیرم با خودم😅😮💨
#دایگو
📪 پیام جدید
نکنه رستم محمده و سهراب رسول که اگر اینطور باشه الفاتحه مع صلوات
#دایگو
ناشناس هموطن
یه نفر بیاد بهش پیدیاف هدیه بدیم🤫 اولین نفری که پیام بده❤️
حالا،
یکی دیگه بیاد😎
📪 پیام جدید
خب حالا که به پارتی که مربوط به رمز بود رسیدین رمز گشایی رو میزارم😁
رمز اول:فرستاده در درک چابهار کنار بیشه ستوده میشود.
فرستاده:رسول
ستوده میشود:محمد
بیشه:جنگل
درک چابهار هم جایی هست که کویر و دریا به هم میرسن و اینجا مجاز از رسیدن هست.
نتیجه:رسول و محمد در جنگل به هم میرسن.
به همین آسانی😁
و رمز دوم:خدنگی با جنب پیام آور دیدار کرد.
خدنگی:تیر
جنب:پهلو
پیام آور:رسول
دیدار کرد:برخورد کرد
نتیجه:تیر به پهلوی رسول برخورد کرد.
واقعا به همین راحتی😊
#دایگو
📪 پیام جدید
بالاخره رسیدیم به این پارت
بوی باروت...خاک بارون خورده..بوی خون...
و حالا دوباره باید صبر کنیم تا برسیم به پارت ۷۷ و ۷۸ که اون دوستمون گفتن و بازم از لحظهای که پارت تموم میشه تا لحظهای که پارت جدید رو بگیریم تو همون حجم آدرنالین همیشگی غرق میشیم
#دایگو