امواج آرام دریاچه ، آبی نیلگون آسمان را به تاراج برده بودند .
رنگارغوانی آسمان مانند نوازش لطیف صبحگاهی بر چهره طبیعت نشسته بود . شاخه های رنگ باخته شکوفه ها ی گیلاس دستان شان را به سمت آب های پاکِ نقره ای گرفته بودند.
گل برگ های که عمرشان به اتمام رسیده بود با شاخه کبود گیلاس وداع کرده بودند و مدفنی بر روی دریاچه ساخته بوده اند..."
در تلوتلو های آفتاب بر جای مانده یِ روی سنگ فرش ها، انعکاس آبی سرولین بر رویشان نقش بسته بود.
در زیر نور بی فروغ خورشید شبنمِ روی علف ها به مخمل کم رنگ می زد.
شاخه های درخت افرا که گل برگ هایشان آبیِ آسمان را در بر گرفته بودند همدیگر را در آغوش گرفته بودند..."