eitaa logo
حرم
2.7هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
6.9هزار ویدیو
670 فایل
❤﷽❤️ 💚کانال حرم 🎀دلیلی برای حال خوب معنوی شما🎀 @haram110 ✅️لینک کانال جذاب حرم https://eitaa.com/joinchat/2765357057Cd81688d018 👨‍💻ارتباط با ادمین @haram1
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از حرم
🕚🕛🕜..‌در چنین روزی ، در یازدهم محرم سال ۶۱ هجری، عمر سعد ملعون تا وقت ظهر در کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز گزارد و آنان را به خاک سپرد، وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران و نوامیس پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام را بر شتران بی‌‌جهاز سوار کردند و سیدالساجدین علیه‌السلام را نیز با غل جامعه، بر شتر سوار نمودند و به حالت اسارت به طرف کوفه بردند.... (ارشاد ۱۱۴/۲- مقتل الحسین/ابی‌مخنف۲۰۳ و...) ============= حکایت زیر را که داستانی بی‌نظیر است و نشان دهنده اهتمام ورزی اهل بیت علیهم السلام به حضرت زینب سلام الله علیها و نیز غیرت آنان به وجود نازنین عقیله بنی هاشمیان سلام الله علیها است بخوانید! 📜«یحیی المازِنی قال: کنتُ فی جَوارِ امیر المؤمنین علیه السلام فی المدینة مدةً مدیدة و بالقُربِمِن البیت الذی تَسْکنُه زَینبُ اِبنَتُه فلا وَاللهِ ما رأیتُ لَها شخصاً و لا سَمِعْتُ لَها صوتاً وکانَت اِذا اَرادَتِ الخُروجَ لِزیارة جَدِّها رسولِ الله قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم تَخْرجُ لیلاً و الحسنُ علیه السلام عَن یمینها و الحسینُ علیه السلام عن شِمالِها و امیرُالمؤمنین علیه السلام اَمامُها، فاذا قَرِبَتْ مِنَ القبر الشریف سَبَقها امیرالمؤمنین علیه السلام فَاَخْمَدَ القَنادیلَ، فَسَألَهُ الحسنُ مَرّةً عَن ذلک فقالَ علیه السلام: اَخْشی اَن ینْظُرُ اَحدٌ الی شخصِ اُختِک زینبّ» 🔹«یحیی مازنی می‌گوید: من مدت زیادی همسایه حضرت علی (علیه‌السلام) بودم و منزل ما نزدیک خانه‌ای بود که حضرت زینب(سلام‌الله) در آن ساکن بود. به خدا قسم در این مدت نه من زینب را بیرون دیدم و نه صدایش را از داخل خانه شنیدم و هر وقت می‌خواست به زیارت قبر شریف جدش رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌واله) مشرف شود، شبانه از منزل خارج می‌شد در حالی‌که امام حسن(علیه‌السلام) در طرف راست او و امام حسین (علیه‌السلام) در طرف چپش و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در جلو او حرکت می‌کردند و هنگامیکه حضرت زینب به قبر شریف رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌واله) نزدیک می‌شود حضرت علی(علیه‌السلام) جلوتر می‌رفت و نور چراغی را که بالای سر پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌واله) بود کمتر می‌نمود. امام مجتبی(علیه‌السلام) علت این کار را از آن حضرت سئوال نمود، حضرت علی(علیه‌السلام) در جواب فرمود: می‌ترسم (کسی زیارت آمده باشد) و به خواهرت زینب نگاه کند» 📙📘نام کتاب : زينب الكبري نویسنده : الشيخ جعفر النقدي جلد : 1 صفحه : 22 http://lib.eshia.ir/86783/1/22 ___ 💦💦 یا امیرالمومنین و یا حسن و حسین و یا اباالفضل جان عالم به فدایتان، در کربلا، عصر روز یازدهم کجا بودید؟؟ @haram110
هدایت شده از حرم
4_5951729721883492826.mp3
2.05M
🔳 (علیه السلام) مدینه صحن و کبوتر دوست دارم بگن بمیر واسه مادر دوست دارم @haram110
هدایت شده از حرم
4_5891062750481744986.MP3
5.24M
🔊 🎶آب میبینم گریه میکنم ( ) 🎤 کربلایی 😭 لولیڪ الفرج
هدایت شده از حرم
4_6037122910202627160.mp3
4.66M
🔳 (ع) 🌴با یاد کربلا سوزم من هر زمان 🌴از شام بلا گویم من الامان 🎤 👌بسیار زیبا @haram110
هدایت شده از حرم
▪️هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد ▪️او ماند که در کنار زینب باشد ▪️سجّاد که سجّاده به او دل می‌بست ▪️تدبیر خدا بود که در تب باشد 🔳 (ع) وارث نهضت عاشورا تسلیت باد. @haram110
هدایت شده از حرم
🏴💪 💪 "سجاد (ع) با در دارالاماره 👇 ‌ 🔴ابن زیاد رو به امام سجاد (ع) کرد و پرسید: _تو کیستى؟ 🔵حضرت پاسخ داد: _من على بن الحسین هستم. 🔴ابن زیاد گفت: _مگر على بن الحسین را خداوند (در کربلا) نکشت؟ 🔵امام(علیه السلام) فرمود: _من برادرى به نام على بن الحسین (حضرت علی اکبر) داشتم که مردم (ستمگر) او را به قتل رساندند. 🔴ابن زیاد گفت: _نه، او را خداکشت! 🔵امام (ع) با استفاده از آیه ۴۲ سوره زمر فرمود: _«اللهُ یَتَوَفَّى الاَْنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا» (خداوند، جانها را به هنگام مرگشان مى گیرد). (یعنى هر چند خداوند، جان هر کس را هنگام مرگ مى ستاند ولى برادرم را عده اى ستمکار به رساندند). 🔴ابن زیاد که از این جواب دندان شکن خشمگین شده بود، گفت: _تو با جرأت و جسارت پاسخ مرا مى دهى؟! هنوز در تو، توانایى پاسخگویى به من وجود دارد؟ او را ببرید و گردن بزنید!! 🔵 (س) وقتی این وضع را دید، (ع) را در آغوش گرفت و خطاب به ابن زیاد فرمود: _بس است! هر چه خواستى از خون ما بر زمین ریختى. سپس افزود: به خدا سوگند! از او جدا نخواهم شد، اگر مى خواهى او را بکشى، مرا نیز همراه او به قتل برسان! 🔴ابن زیاد به حضرت زینب و (ع) نگاهى انداخت و گفت: _شگفتا از مِهرِ خویشاوندى! به خدا سوگند! گمان مى کنم این زن دوست دارد با برادرزاده اش کشته شود. از او () درگُذرید که گمان مى کنم همین بیمارى براى درد و رنجش کافى است! 🔵امام سجاد (ع) رو به عمه اش کرد و فرمود: _عمه جان! تو آرام باش تا من با وى سخن بگویم. آنگاه رو به ابن زیاد کرد و فرمود: _آیا ما را به قتل تهدید مى کنى؟ مگر نمى دانى که کشته شدن [در راه خدا]، عادت [دیرین] ما و شهادت، مایه کرامت و افتخار ماست؟! ‌ 🔴پس از این گفتگوها ابن زیاد که کاملا شکست خورده بود، دستور داد على بن الحسین (ع) و همراهانش را درخانه اى کنار مسجد اسکان دهند. ‌ 📚لهوف، ص ۲۰۲ ‌ (ع) تسلیت 🏴💔 ‌ @haram110
هدایت شده از حرم
♥️ علیه السلام مردى را ديدند كه مى‏ كند و مى‏ گويد: ▪️بار خدايا ! به من عطا فرما. دستى به شانه او زدند و فرمودند: مى‏ طلبى؟ بگو: 🔻بار خدايا! به من و عطا فرما. 📓الدعوات، ص ۱۱۴، ح۲۶۲ 🔶▪️🔻▪️🔶 ⚫️ @haram110
هدایت شده از حرم
4_5990131415319052655.mp3
7.25M
🍂 ▪️ بر طاق دو ابرو امام ساجدی کن ▫️ ▪️ویژه (ع) ▫️پیشنهاد ویژه دانلود 🏴 @haram110
هدایت شده از حرم
4_5990349818701021956.mp3
14.37M
🍂 فخرالذاکرین استاد ▪️ امام سجاد(ع) ▫️ فوق العاده زیبا و ▪️ ویژه (ع) ▫️پیشنهاد ویژه دانلود 🏴 @haram110
هدایت شده از حرم
✨﷽‌✨ 🔰امام صادق (عليه السلام) فرمودند: ان زين العابدين بكى على اءبيه اءربعين سنة، صائما نهاره، قائما ليله، فاذا حضر الافطار جاء غلامه بطعامه و شرابه فيضعه بين يديه فيقول: كل يا مولاى، فيقول (عليه السلام): قتل ابن رسول الله (عليه السلام) جائعا، قتل ابن رسول الله (عليه السلام) عطشانا، فلا يزال يكرر ذلك و يبكى حتى يبل طعامه بدموعه، و يمزج شرابه بدموعه فلم يزل كذلك حتى لحق بالله عزوجل. 🏴امام زين العابدين (عليه السلام) چهل سال براى پدر بزرگوارش گريه كرد، در حالى كه روزش، روزه دار بود و شبش، شب زنده دارى مى كرد، هنگامى كه وقت افطار مى شد غلامش غذا و نوشيدنى براى او مى آورد و جلويش مى گذاشت و مى گفت: بخور، امام (عليه السلام) مى فرمودند: فرزند رسول خدا (عليه السلام) گرسنه و تشنه شهيد شد اين جمله را تكرار مى كرد و گريه سر مى داد تا اينكه غذايش با اشك چشمش مخلوط مى شد او هموار اينطور بود تا اين كه به جوار رحمت حق شتافت. 📕وسائل الشيعة، ۲، ۹۲۳. @haram110
هدایت شده از حرم
7.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روضه بسیار سوزناک امام سجاد (ع) از حاج حسن خلج @haram110
هدایت شده از حرم
✨﷽✨ 💢 ... ✍از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام... امان از شام ! در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود: ▪️1.ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند. ▪️2.سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت. ▪️3.زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند. ▪️4.از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!» ▪️5.ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند . امروز شما انتقام آن‌ها را از این‌ها بگیرید. ▪️6.ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت. ▪️7.ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم... 📚برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی ‌‌‌‌@haram110