حرم
* 💞﷽💞 #قسمتپنجاهویکم #نمنمعشق یاسر یک ساعت از کارکردن بچه ها گذشته بود که سروان جاویدی به سم
* 💞﷽💞
#قسمتپنجاهودوم
#نمنمعشق
مهسو
با بسته شدن در ،دل منم ریخت....
حس خوبی نداشتم...دلشوره ی عجیبی داشتم...
مهسوجان
به سمت طناز برگشتم....
باغم نگاه میکرد..
_طناز....حالم خوب نیست
بغلم کرد و گونه ام رو بوسید...
بریم یکم استراحت کن توی اتاق...بریم که دست ماامانتی خواهری
لبخندی زدم و همراهش رفتم...
*
باصدای زنگ تلفنم سراسیمه ازخواب پریدم...
_الویاسر؟
مهیارم آبجی...منتظریاسربودی
با من و من گفتم
_ها؟آها،آره خب ...منتظربودم...
اهاببخشید.زنگ زدم احوالتوبپرسم..
_ممنونداداشی...شماهاخوبین؟
مامخوبیم...شماچطورین؟
_میگذره....ممنون
بعدازکمی حرف زدن بامهیار تلفن رو قطع کردم...و دوباره روی تخت ولوشدم...
صدای درزدن اومد...
ناخودآگاه شالم رو درست کردم و گفتم
_بفرمایید
طناز وارداتاق شدوگفت
مهسوجان،پاشو بیاناهار...
_ناهار؟!مگه ساعت چنده؟
الهی فداتشم آبجیم ازدیشب تاحالا خوابی
با خجالت بلندشدم و گفتم
_ببخشیدتروخدا
این چه حرفیه مهسو ؟من و تو این حرفاروداریم؟پاشوقربونت برم
**
حس غربت زیادی داشتم،دلم خونه ی خودمومیخواست...
خونه ی خودم؟آره خونه ی خودم....
خونه ای که برای اولین بار توش حس کردم مهمم...
حس کردم آرومم....
هنوز چندساعت نگذشته بود دلم اینجور برای خونه تنگ بود،چه برسه بخوام ترکیه هم برم....
فقط خونه؟.....
آره فقط خونه...
وارد پلی لیست گوشیم شدم...
به عادت نوجوونی هام نیت کردم و پخش تصادفی رو زدم....
باپخش شدن آهنگ بغض کردم....
با تک تک جملاتش اشک ریختم....
به یکی از تیکه هاش که رسیدم صدای هق هقم بلندشد....
#توبامنباشویهکاریکنبره
#یادشازدنیایدیوونهیمن
#بزاراینخونهبهمنحسیبده
#کهبشهصداشکنمخونهیمن
(عشقدوم،احسان خواجه امیری)
توی دلم اعتراف کردم...دلتنگیه من برای صاحب اون خونه است....
#ایمرگبراینساعتبیهمبودن
#محیاموسوی
ادامه دارد....
لایک❤فراموش نشه😉 _ *
🥀بسم رب الحیدر کرار علیه السلام🥀
#قصهشب
#قسمتپنجاهودوم
✍ حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میخواهد حضرت فاطمه سلام الله علیها را در پارچه بهشتی که پیامبر صلی الله علیه و آله به او داده است، کفن نماید . او دارد بندهای کفن را میبندد . ناگهان چشمش به فرزندانش میافتد . آنها دوست دارند برای آخرین بار مادر خود را ببینند .
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام آنها را صدا میزند و میگوید: «عزیزانم ! بیایید و برای آخرین بار ، مادر خود را ببینید»
یتیمان جلو میآیند و با مادر سخن میگویند: «مادر ، سلام ما را به پیامبر برسان»
صدای گریه آنها سکوت شب را شکسته است . خدای من ! چه میشنوم ؟
این صدای ناله حضرت فاطمه سلام الله علیها است که به گوش من میرسد . ناگهان، بندهای کفن باز میشود .
حضرت فاطمه سلام الله علیها دستهای خود را باز میکند و فرزندانش را به سینه میچسباند .
صدای گریه حضرت فاطمه سلام الله علیها با صدای گریه یتیمان درهم میآمیزد . در آسمان غوغایی به پا میشود . فرشتگان بیتاب میشوند .
صدایی از آسمان به گوش میرسد: «ای علی ! یتیمان را از مادر جدا کن ، فرشتگان از دیدن این منظره به گریه افتادهاند».
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام جلو میآید و یتیمان را از مادر جدا میکند . اکنون حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ، رو به فرزندش، امام حسن علیه السلام میکند و از او میخواهد تا برود و به ابوذر خبر بدهد که وقت تشییع جنازه حضرت فاطمه سلام الله علیها فرا رسیده است .
آری ، حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میخواهد حضرت فاطمه سلام الله علیها را شبانه دفن کند . امام حسن علیه السلام همراه با امام حسین علیه السلام به خانه ابوذر میرود .
ابوذر هم به خانه سلمان ، مقداد ، عمّار ، عبّاس (عموی پیامبر) و حُذَیفه میرود و به آنها خبر میدهد .
این شش نفر در تاریکی شب به سوی خانه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میآیند . آنها برای نماز خواندن بر پیکر حضرت فاطمه سلام الله علیها میآیند .
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام جلو میایستد و این شش مرد پشت سر او صف میبندند ، یتیمان حضرت فاطمه سلام الله علیها و سَلمی و فضه هم به صف ایستادهاند .
نگاه کن ! فرشتگان ، فوج فوج به این خانه میآیند ، جبرئیل را ببین ، همه آمدهاند تا بر پیکر حضرت فاطمه سلام الله علیها نماز بخوانند .
اکنون این سیزده نفر میخواهند بدن حضرت فاطمه سلام الله علیها را تشییع کنند .
صبر کن !
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میخواهد دو رکعت نماز بخواند .
مولایت به نماز ایستاده است . حضرت نماز علی علیه السلام تمام میشود ، او دستهای خود را رو به آسمان میگیرد و دعا میکند . به راستی او با خدای خود چه میگوید ؟
پیکر حضرت فاطمه سلام الله علیها را در تابوتی (که به دستور خود او ساخته شده است) قرار میدهند .
اکنون ، حضرت علی علیه السلام دستور میدهد تا دو شاخه درخت خرما را آتش بزنند و در جلو تابوت حرکت بدهند .
تشییع جنازه آغاز میشود . صدایی به گوش میرسد : «او را به سوی من بیاورید»
خدایا ! این صدا از کجاست ؟
این صدای قبری است که قرار است حضرت فاطمه سلام الله علیها در آنجا دفن شود .
آنجا قبری آماده است ، تابوت را همانجا به زمین میگذارند
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام میخواهد پیکر حضرت فاطمه سلام الله علیها را داخل قبر بنهد . دو دست ظاهر میشود و بدن حضرت زهرا سلام الله علیها را تحویل میگیرد . هیچکس نمیداند این دستهای کیست .
حضرت علی علیه السلام با قبر حضرت فاطمه سلام الله علیها سخن میگوید: «ای قبر ! من امانت خودم را به تو میسپارم ، این دختر پیامبر است»😭😭
( ادامه دارد ان شاء الله...)
#گزارشتحلیلیهجوم به بیت وحی🥀
الهی بِحَقِ السّیدة زِینَب ْسَلٰام ُاَللّهْ عَلَیْها َّعَجّل لِوَلیکَ الغَریبِ المَظلومِ الوَحید الطرید الشرید الفَرَج🤲🏻