هدایت شده از علم الحدیث
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖پرونده حقوقی مرحوم علامه امینی به جرج جرداق مسیحی
🔺 قالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَقَدْ حَضَرَ الْغَدِيرَ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ يَشْهَدُونَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَمَا قَدَرَ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ إِنَّ أَحَدَكُمْ يَكُونُ لَهُ الْمَالُ وَ لَهُ شَاهِدَانِ فَيَأْخُذُ حَقَّه
🔸امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«در غدیر، دوازده هزار مرد حضور داشتند که برای علی بن ابیطالب علیهالسلام شهادت میدادند؛ با این حال، او نتوانست حقّ خود را بگیرد.
اما یکی از شما ممکن است مالی داشته باشد و دو شاهد هم داشته باشد، و در نتیجه حقّ خود را بگیرد.»
📚:تفسیرالعیاشی: ج۱ص۳۲۹
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
سلام به دوستان عزیز
وقتتون بخیر باشه و عیدتونم مبارک
حال حوصله ی بررسی یه سوال و شبهه رو دارید یا نه ؟
امشب میخوام یکی دیگه از خاطره های مکه رو واستون تعریف کنم که در ضمنش یه سوالی رو هم جواب بدم .
سوالمون رو نمی گم تا با خوندن خاطره خودتون متوجه بشید 🙊😜
یه روز توی مدینه نزدیک قبر حضرت پیامبر نشسته بودم تا نماز ظهر بشه .
یه جوونی که بعدا فهمیدم الجزایریه اومد پیشم نشستم . جوون رعنا و خوش تیپی بود . صورتی سفید با ریشائیی طلائی .
خیلیم خوش رو و مهربان به نظر می رسید
من واسه این که سر صحبت رو باهاش باز کنم ، از یه حدیث استفاده کردم
بهش گفتم :
من شما رو خیلی دوست دارم !!!
گفت چرا ؟
گفتم ما یه امامی داریم اسشمون « حسن » هست .
ایشون گفتند : أن احسن الحَسَن خُلقَ الحَسَن
یعنی بهترین خوبیها ، خوش اخلاقیه
بنده خدا تا این رو شنید ، و به خصوص که حدیثه یه جورائیی گیرا بود ، یخش باهام باز شد و دیگه هم کلام شدیم
حرفهای مختلفی باهام زدیم تا بلاخره اذان ظهر شد و باید آماده نماز می شدیم . من دخترمم که شیرخواره بود پیشم بود .
از اونجائی که ما روی فرش نشسته بودیم و قاعدتا من نمی تونستم روی فرش سجده برم، خواستم که جام رو با یکی دیگه که روی سنگ فرشها نشسته بود عوض کنم.
این دوست الجزایریمون تعجب کرد که چرا من جام رو عوض کردم . ولی من چیزی نگفتم و رفتیم واسه اقامه نماز.
بعد از نماز رفتم دوباره رفتم پیشش و سر صحبت رو با این سوال باز کردم .
گفتم : فهمیدی چرا من واسه نماز جام رو عوض کردم ؟؟؟
اول گفت نه . بعدش گفت فک کنم به خاطر دخترون رفتی که کنار ستون بشینه. درسته ؟؟؟؟
گفتم نه
خلاصه یه چندتا حدس دیگه هم زد و منم جواب منفی بهش دادم . بعدش بهش گفتم :
دلیلش این بود که « پیغمبر به من گفت جام رو عوض کنم» !!!!!
آقا تا این رو گفتم از تعجب چشماش رو گشاد کرد گفت :
پیغمبر به شما گفت جاتون رو عوض کنی ؟؟؟؟!!!!!!
بنده خدا فکر کرد من دارم می گم صدای پیامبر رو شنیدم که به من چنین دستوری داده 🙃😊😉
گفتم الان که نگفت .
1400 پیش فرموده که : « جُعِلَت لیَ الارضُ مسجداً و طهوراً »
یعنی زمین رو واسه من، برای سجده و تیمم قرار دادند .
اینم بگم این حدیثیه که سنّی هام قبولش دارند
گفت : خب؟؟
گفتم منم می خواستم نماز بخونم دیدم اینجا که فرشه و زمین نیست . رفتم اونجا که زمین بود نماز خوندم
فهمید منظورم چیه . رفت توی فکر .
بهش گفتم طبق فرمایش حضرت پیامبر، شمام باید جاتون رو عوض می کردی و روی زمین نماز می خوندی .
نماز روی فرش باطله 🙃
یه کمی رفت توی فکر و توی ذهنش دنبال جواب می گشت . یهو گفت :
فرش هم بلاخره از زمین درست شده .
پس حکم همون زمین رو داره .
بهش گفتم :
عه. پس از نظر شما منظور پیامبر این بوده که « زمین و هر چه متعلق به زمینه» . درسته ؟
گفت : بله .
گفتم : و از نظر شما فرش ، گرچه زمین نیست ولی از متعلقات زمینه و طبق این حدیث میشه روش سجده کرد . درسته ؟
با قاطعیت گفت : بله
منم با یه لحن شیطنت آمیزی بهش گفتم:
دوست عزیز ! این حدیث رو که نمیشه نصفه و نیمه بهش عمل کرد . یا به همّش عمل کن و یا به هیچیش .
گفت چطور ؟
گفتم : حدیث رو یه بار دیگه با هم بخونیم .
پیامبر فرموده : زمین ( و هر چه از زمینه ) واسه من برای سجده و تیمم قرار داده شده .
گفت: خوب ؟؟؟
گفتم : حالا که از نظر شما بر اساس این حدیث میشه روی فرش سجده کرد پس قاعدتا باید بشه روی اون هم تیمم کرد . چون دوتائیش رو حضرت پیامبر کنار هم گفته و نه جدا جدا ( عطف کرده)
بعدش ازش پرسیدم:
واقعا میشه روی فرش تیمم کرد ؟؟؟
گفت: نه
گفتم : پس سجده هم نهههههههه