علم الحدیث
➖معرفي سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت 🔺عنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَص
➖دلیل دلهره پیامبر «صلیاللهعلیهواله» از ابلاغ امر امامت
✍🏻طبق قرآن، پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» هنگام ابلاغ امر الهی دچار دلهره بودند.
اما خداوند با ضمانتی که دادند، این دلهره را برطرف ساختند.
سوال: دلیل دلهره پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» چه چیزی بوده است؟
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿٦٧﴾
[ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می دارد]
🔺و سَأَلْتُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَسْتَعْفِيَ لِي عَنْ تَبْلِيغِ ذَلِكَ إِلَيْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ لِعِلْمِي بِقِلَّةِ الْمُتَّقِينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنَافِقِينَ وَ إِدْغَالِ الْآثِمِينَ وَ خَتْلِ الْمُسْتَهْزِءِينَ بِالْإِسْلَامِ الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ يَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ وَ كَثْرَةِ أَذَاهُمْ لِي فِي غَيْرِ مَرَّةٍ حَتَّى سَمَّوْنِي أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّي كَذَلِكَ لِكَثْرَةِ مُلَازَمَتِهِ إِيَّايَ وَ إِقْبَالِي عَلَيْهِ حَتَّى أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ذَلِكَ قُرْآناً- وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ عَلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ أُذُنٌ- خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ الْآيَةَ وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّيْتُ- وَ أَنْ أُومِيَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ فِي أُمُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ وَ كُلَّ ذَلِكَ لَا يَرْضَى اللَّهُ مِنِّي إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَيَّ ثُمَّ تَلَا ص- يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فِي عَلِيٍّ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس
🔸پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در روز غدیر در خطبه غدیر فرمودند:
«بدانید که من در ابتدا از جبرئیل خواستم که مرا از ابلاغ این مطلب به شما معذور بدارد، زیرا به این نکته آگاه بودم که تعداد اهل نفاق، دغلکاری و دورویی بر پرهیزگاران امت من غالب خواهند بود. همچنین، مسخرهکنندگان اسلام را میشناختم؛ همان کسانی که خداوند در کتاب خود اینگونه وصفشان کرده است: «با دهانهایشان چیزی میگویند که در دلهایشان نیست، و آن را [سخن ناچیز و آسانی] میپنداشتند، در حالی که نزد خداوند، بزرگ و عظیم است.» (توبه: ۶۵).
آزار آنان به من به حدی رسید که مرا “اُذُن” (سراپا گوش) نامیدند و گمان کردند من گوش شنیدنِ هر سخنی هستم، صرفاً به دلیل ملازمت و توجه بیش از حد من به آن موضوع. تا اینکه خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را میآزارند و میگویند: او [سراپا] گوش است. بگو: برای شما گوشِ نیکوست [که به خیر ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق میکند]. او به خدا ایمان دارد و [سخنان] مؤمنان را باور دارد.» (توبه: ۶۱).
سوگند به خدا، اگر بخواهم، میتوانم نام تکتک آنان را بیاورم و با اشارهٔ چشم، به آنان دلالت کنم و خصوصیات کاملشان را شرح دهم. اما به خدا قسم، این کار نه شایستهٔ حال من است و نه مورد رضایت خداوند؛ خداوند از من نمیپسندد مگر اینکه آنچه را به من وحی شده است، ابلاغ کنم.
سپس این آیه را تلاوت کرد: «ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است - در مورد علی بن ابیطالب - برسان، و اگر این کار را نکنی، رسالت او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از [آزار و گزند] مردم نگاه میدارد.» (مائده: ۶۷).»
📚الإحتجاج ج1، ص: 58
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در ابلاغ امامت تقیه کردند؟
🔺قالَ حَدَّثَنِي سَهْلُ بْنُ الْقَاسِمِ النُّوشْجَانِيُّ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّهُ يُرْوَى عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ أَنَّهُ قَالَ تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ هُوَ فِي تَقِيَّةٍ فَقَالَ أَمَّا بَعْدَ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِفَإِنَّهُ أَزَالَ كُلَّ تَقِيَّةٍ بِضَمَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيَّنَ أَمْرَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَكِنَّ قُرَيْشاً فَعَلَتْ مَا اشْتَهَتْ بَعْدَهُ وَ أَمَّا قَبْلَ نُزُولِ هَذِهِ الْآيَةِ فَلَعَلَّهُ.
🔸سهل نوشجانى روايت كرد كه:
مردى به حضرت رضا عليه السّلام گفت: يا ابن رسول اللَّه! از عروة بن زبير نقل كردهاند كه گفته است: رسول خدا در حال تقيّه از دنيا رفت؟
فرمود: امّا بعد از نزول اين آيه:
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»
(اى پيامبر آنچه بر تو فرستاده شده است از جانب پروردگارت بمردم ابلاغ كن كه اگر آن را پنهان نگهدارى و نرسانى رسالت او را انجام نداده اى، خداوند تو را از مردم و دشمنى آنان حفظ خواهد كرد- مائده: 67)
اين آيه هر نوع تقيّهاى را ميان او و مردم بضمان خداوند عزّ و جلّ برداشته است، و امر خدا را ابلاغ فرموده، امّا قريش هر كار كه ميل داشت پس از شهادت او انجام داد.
📚: عيون أخبار ج2، ص: 130
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖هوشياری زیبا و دقیق امام هادی علیهالسلام نسبت به یکی از شیعیان
🔺أنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع كَانَ يَوْماً قَدْ خَرَجَ مِنْ سُرَّ مَنْ رَأَى إِلَى قَرْيَةٍ لِمُهِمٍّ عَرَضَ لَهُ فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْأَعْرَابِ يَطْلُبُهُ فَقِيلَ لَهُ قَدْ ذَهَبَ إِلَى الْمَوْضِعِ الْفُلَانِيِّ فَقَصَدَهُ فَلَمَّا وَصَلَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ مَا حَاجَتُكَ فَقَالَ أَنَا رَجُلٌ مِنْ أَعْرَابِ الْكُوفَةِ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلَاءِ جَدِّكَ عَلِيِ....)۱
🔸نقل شده است:
روزی امام هادی (علیه السلام) از سامرّاء خارج شدند برای امر مهمی و در آنجا کسی به دنبال امام میگشت تا به خدمت ایشان برسد، امام به او گفت:
دنبال چه هستی؟
آن مرد گفت:
مردی از کوفه هستم و از شیعیان جدّت امیر المؤمنین (علیه السلام)
یک بدهکاری سنگینی به گردن من است که زندگی را بر من سخت کردهاست.
امام در آن زمان، خودشان توان پرداخت بدهی آن شخص را نداشتند فلذا نقل شده:
امام هادی (علیه السلام) به دستخط خودشان نوشتند که نسبت به آن مرد، بدهکار هستند و قرار گذاشتند که
وقتی به سامرّاء آمدی، بیا وقتی که من در بین اصحاب خلیفه وقت [متوکل] نشستهبودم؛ این کاغذ را نشان بده و با شدت از من طلب کن؛ آن مرد کوفی آمد و طلب کرد، امام هم مهلت خواستند.
این ماجرا به گوش متوکل رسید.
او دستور داد ۳۰هزار درهم برای امام هادی (علیه السلام) بفرستند.
امام هم تمام آن را به آن مرد دادند و فرمودند:
این مال را بگیر و قرضت را بپرداز و بقیهاش هم خرج خانوادهات کن.
👇نکات👇
1. بر پایهی روایات، تمامی اموال و داراییهای خلافت در اصل به امام معصوم «علیهالسلام» تعلق دارد. از این رو، خلافت عباسی در حکم غصب به شمار میرود. امام «علیهالسلام» نیز به موجب حق شرعی و الهی خویش، آن اموال را به یکی از شیعیان اعطا فرمودند.
2. امام هادی «علیهالسلام» در برابر فشارهای سنگین خلافت عباسی قرار داشت؛ چنانکه خلیفه شبانه سعید الحاجب را برای تفتیش به منزل آن حضرت فرستاد. در چنین شرایطی، امام «علیهالسلام» ناگزیر بود با بهرهگیری از شیوههای گوناگون، خلیفه را قانع سازد که قصد براندازی حکومت ندارد. این تدبیر موجب میشد تا شدت فشارهای عباسیان بر امام و پیروانش کاهش یابد؛ زیرا حکومت بنیعباس بیش از هر فرقهای، شیعیان را تحت فشار قرار میداد و آنان در سختی و تنگنا زندگی میکردند.
1️⃣هجوم شبانه به خانه امام علیهالسلام:
🔺فَسَعَى إِلَيْهِ اَلْبَطْحَائِيُّ اَلْعَلَوِيُّ بِأَنَّ أَمْوَالاً تُحْمَلُ إِلَيْهِ وَ سِلاَحاً فَقَالَ(المتوکل) لِسَعِيدٍ اَلْحَاجِبِ اُهْجُمْ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ وَ خُذْ مَا تَجِدُ عِنْدَهُ مِنَ اَلْأَمْوَالِ وَ اَلسِّلاَحِ وَ اِحْمِلْهُ إِلَيَّ... )2
🔸متوكل بسعيد دربان گفت:
شبانه بر او حمله كن، و هر چه پول و اسلحه نزدش بود، بردار و نزد من بياور.
2️⃣دنیا متعلق به امام است
🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ أَقْطَعَهُ الدُّنْيَا قَطِيعَةً فَمَا كَانَ لآِدَمَ ع فَلِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص.)3
🔸امام باقر عليهالسلام فرمايد:
پيغمبر صلّىاللَّهعليهوآله فرمود: خدا آدم را آفريد و دنيا را باو واگذاشت، پس آنچه از آن آدم عليه السلام بوده، متعلق برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است و آنچه متعلق برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بوده، از آن امامان از آل محمد عليهم السلام است.
3️⃣فشار به شیعیان
🔺عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «وُلْدُ الْمِرْدَاسِ مَنْ تَقَرَّبَ مِنْهُمْ أَكْفَرُوهُ، وَ مَنْ تَبَاعَدَ مِنْهُمْ أَفْقَرُوهُ، وَ مَنْ نَاوَاهُمْ قَتَلُوهُ، وَ مَنْ تَحَصَّنَ مِنْهُمْ أَنْزَلُوهُ، وَ مَنْ هَرَبَ مِنْهُمْ أَدْرَكُوهُ حَتّى تَنْقَضِيَ دَوْلَتُهُمْ»4
🔸«امام صادق علیهالسلام فرمود:
«فرزندان مِرداس (کنایه از بنيالعباس)،
هر کس به آنان نزدیک شود او را کافر میخوانند،
و هر کس از آنان دوری کند او را فقیر میگردانند،
و هر کس با آنان دشمنی ورزد او را میکشند،
و هر کس در برابرشان پناه گیرد او را پایین میآورند،
و هر کس از آنان بگریزد او را درمییابند؛
تا زمانی که دولتشان پایان پذیرد.»
✍🏻: عیسوند
📚منابع:
1: کشف الغمة ج 2 ص 375
2: الکافي: ج 1 ص 449
3: الکافي ج 1 ص 409
4: الکافي: ج 15 ص756
.♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چرا منطقه غدیرخم برای ابلاغ امامت امیرالمومنین «علیهالسلام» انتخاب شد؟ 🔺و لَمَّا قَضَى رَسُولُ ا
➖چرا انصار اولین سنگ بنای انحراف در اسلام را بنا نهادند؟
✍🏻پس از انتشار خبر شهادت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله، نخستین گروهی که در مسیر شکلگیری غصب خلافت گام برداشتند، انصار بودند که در سقیفهٔ بنیساعده گرد آمدند.
آیا انصار اولین گروهی بودند که گمراه شدند؟
🔺(المسألة السادسة عشر) قال السائل إذا صح النص بحديث الغدير و غيره و كانت الأنصار قد سمعت ذلك و عرفته فكيف دعت إلى أنفسها أ تراها أ نسيت ذلك حين اجتمعت على سعد بن عبادة أم عاندت فيه و ما بالهم لما رأوا الأمر خارجا عنهم إلى قريش لم يذعنوا بالحق و يظهروا ما أبطنوه و يردوا الأمر إلى صاحبه و يمنعوا قريشا منه بذكر النص و الاحتجاج به.
و الجواب و بالله التوفيق أن الأنصار لم تنس ذلك النص و لا جهلت معناه و إنما أقدمت على طلب الأمر و الاستبداد به كما يقدم المسلم على ارتكاب محظور على غير الاستحلال له لدواع تدعوه إلى ذلك و شهوات و استعجال اللذات و محبة التأمر في الدنيا و الرئاسات و لا يكون بفعله ذلك ناسيا للشرع و لا معاندا فيه.
(فصل) فأما تركهم الإقرار بالنص عند خروج الأمر عنهم فذلك لأسباب اقتضته.
أحدها طمعهم في نيله من بعد فلو اعترفوا بالنص لأيسوا من الظفر به مع حصوله في المنصوص عليه.
الثاني أنهم كرهوا أن يظهروا ضلالهم فيما سبق منهم من ادعاء الأمر فأمسكوا عن الإقرار بالحق لذلك.
الثالث أنهم اعتقدوا في الإقرار بالنص ظهور باطلهم في الدعوة إلى أنفسهم مع قرب ما يرجونه من إخراج الأمر عن قريش إلى صاحبه و لا يكونون حينئذ قد نالوا غرضا صحيحا في الاعتراف بالنص اللهم إلا أن يريدوا لله عز اسمه و ليس كل واحد يرى الرجوع في كل حال إلى الله تعالى و إنما يرى ذلك من ترتفع عنه دواعي الدنيا و لم تكن مرتفعة عن طائفة من الأنصار فكذلك قاموا على ما كانوا عليه من دفع النص و الإنكار.
🔸مرحوم شیخ مفید:
«(مسألة شانزدهم) پرسشگر گفت:
اگر نص (تصریح پیامبر) در حدیث غدیر و غیر آن صحیح بوده و انصار نیز آن را شنیده و میدانستند، پس چگونه (در ماجرای سقیفه) خواستند که خلافت به خودشان برسد؟
آیا گمان میکنی در آن هنگام که بر (خلافت) سعد بن عباده اجتماع کردند، آن نص را فراموش کرده بودند یا در مورد آن عناد و لجاجت ورزیدند؟ و چرا وقتی دیدند که کار (خلافت) از دستشان خارج شده و به قریش رسیده، تسلیم حق نشدند و آنچه را پنهان کرده بودند آشکار نساختند و با یادآوری نص و احتجاج به آن، مانع از رسیدنِ امر به قریش نشدند؟»
«پاسخ: توفیق از جانب خداوند است؛ انصار آن نص (حدیث غدیر) را فراموش نکردند و معنای آن را نیز جاهل نبودند؛ بلکه آنان اقدام به طلبِ حکومت و استبداد در آن ورزیدند، همانگونه که یک مسلمان اقدام به ارتکابِ عملِ ممنوعی میکند (در حالی که آن را حلال نمیداند)، این اقدام به خاطر انگیزههایی بود که آنان را به آن سو میکشید؛ اموری چون شهوات، عجله برای رسیدن به لذات، حبِ ریاست در دنیا و حکومت کردن. چنین کسی با انجام این کار، نه حکم شرع را فراموش کرده است و نه در آن عناد ورزیده (بلکه به دلیلِ طمع، پا بر روی حقیقت گذاشته است).
اما دلیل اینکه آنان هنگام خروجِ کار از دستشان، به نص اقرار نکردند، به سبب اموری است که اقتضا میکرد چنین کنند:
نخست: طمع آنان در رسیدن به خلافت در آینده؛ چرا که اگر به آن نص اقرار میکردند، امیدشان را برای دستیابی به حکومت از دست میدادند، چون خلافت در (شخصِ) “منصوصعلیه” (یعنی امام علی علیهالسلام) محقق میشد.
دوم: آنان کراهت داشتند که گمراهیِ خود را در آنچه پیشتر انجام داده بودند (یعنی ادعای خلافت برای خودشان) آشکار سازند؛ لذا به همین خاطر از اقرار به حق، خودداری کردند.»
«سوم آنکه:
(انصار) میپنداشتند که اقرار به نص، آشکار شدنِ باطلِ آنان را در دعوت به خویشتن به دنبال دارد؛ با آنکه امید داشتند (در آینده) زمام امور را از قریش گرفته و به صاحبش برگردانند. در نتیجه، اگر در آن زمان به نص اعتراف میکردند، به غرضِ صحیحی در اعتراف به آن دست نمییافتند، مگر اینکه برای خداوند عزوجل چنین میخواستند. و همهٔ افراد در هر حال بازگشت به سوی خداوند را در نظر نمیآورند؛ بلکه این کار را فقط کسانی انجام میدهند که انگیزههای دنیا از آنان برطرف شده باشد. و چنین انگیزهای از گروهی از انصار زدوده نشده بود؛ پس آنان نیز همچنان بر همان کاری که پیشتر انجام میدادند—یعنی دفعِ نص و انکارش—پافشاری کردند.»
📚المسائل العکبرية 63
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖پرونده حقوقی مرحوم علامه امینی به جرج جرداق مسیحی
🔺 قالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَقَدْ حَضَرَ الْغَدِيرَ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ يَشْهَدُونَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَمَا قَدَرَ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ إِنَّ أَحَدَكُمْ يَكُونُ لَهُ الْمَالُ وَ لَهُ شَاهِدَانِ فَيَأْخُذُ حَقَّه
🔸امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«در غدیر، دوازده هزار مرد حضور داشتند که برای علی بن ابیطالب علیهالسلام شهادت میدادند؛ با این حال، او نتوانست حقّ خود را بگیرد.
اما یکی از شما ممکن است مالی داشته باشد و دو شاهد هم داشته باشد، و در نتیجه حقّ خود را بگیرد.»
📚:تفسیرالعیاشی: ج۱ص۳۲۹
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖مطالب پیرامون غدیر
✦. عوامل فراموشی غدیر
✦. چرا نام مبارک امیرالمومنین«علیهالسلام» در قرآن ذکر نشده است؟
✦. معرفی سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت.
✦. چرا منطقهی غدیر خم برای ابلاغ امامت امیرالمومنین علیه السلام انتخاب شد؟
✦. ارادت ویژهی ایرانیان به امیرالمومنین علیه السلام.
✦. دلیل دلهرهی پیامبر از ابلاغ امر امامت
✦. آیا پیامبر در ابلاغ امر امامت تقیه کردند؟
✦. چرا انصار اولین سنگ بنای انحراف در اسلام را بنا نهادند؟
✦. پروندهی حقوق علامه امینی به جورج جرداق مسیحی
✦. اولین واکنش منافقین قریش به منصوب شدن امیرالمومنین «علیهالسلام» به خلافت
✦. چگونگی بیعت زنان در غدیرخم با امیرالمومنین «علیهالسلام»
✦. وقتی منافقین قریش در غدیر به ابلیس لعين کمک کردند!
✦. حسادت دشمنان تشیع در برابر شکوه جشن غدیر
✦. اعمال روز غدیر خم(قسمت اول)
✦. اعمال روز غدیر(قسمت دوم)
✦. اعمال روز غدیر خم(قسمت سوم)
✦.مسجد غدیر و شرح ماجرای منافقین در حجالبلاغ
✦.دشمنی عجیب دشمنان غدیر با غدیر
✦. چرا سران سقیفه خلافت را غصب کردند
✦. سالروز کشته شدن عثمان بن عفان
✦. چرا بنیهاشم جانشینان برحق پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» دانسته میشدند؟
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖اولین واکنش منافقین قریش به منصوب شدن امیرالمومنین «علیهالسلام» به خلافت
✍🏻پیش از غدیر خم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نگرانِ فرصتطلبی منافقان بودند که با ظاهری مسلمان، قصدِ ایجاد تفرقه و گمراهی داشتند.
ایشان بیمناک بودند که این افراد با دستاویز قرار دادنِ انتصابِ حضرت علی (علیه السلام) با بهانه «چرا پسرعمویت را برگزیدی؟»، امرِ الهیِ ولایت را زیر سؤال ببرند.
در حالی که انتصابِ امام، امری صرفاً الهی و خارج از ملاحظاتِ خویشاوندی است، پیامبر (صلی الله علیه و اله) از گمراهیِ امت پس از خود نگران بودند.
لذا با تبیینِ فرمانِ الهی و روشن ساختنِ ابعادِ این امر، تلاش کردند تا راهِ سوءاستفاده و شبههافکنی را بسته و از گمراهیِ افراد بکاهند.
🔺 إِنَّ النَّبِيَّ ص لَمَّا نَصَّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْإِمَامَةِ فِي ابْتِدَاءِ الْأَمْرِ جَاءَهُ قَوْمٌ مِنْ قُرَيْشٍ قَالُوا لَهُ يَا رَسُولُ إِنَّ النَّاسَ قَرِيبُو عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ وَ لَا يَرْضَوْا أَنْ تَكُونَ النُّبُوَّةُ فِيكَ وَ الْإِمَامَةُ فِي ابْنِ عَمِّكَ فَلَوْ عَدَلْتَ بِهَا إِلَى حِينٍ لَكَانَ أَوْلَى فَقَالَ لَهُمُ النَّبِيُّ ص مَا فَعَلْتُ ذَلِكَ بِرَأْيِي فَأَتَخَيَّرُ فِيهِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِهِ وَ فَرَضَهُ عَلَيَّ فَقَالُوا لَهُ فَإِذَا لَمْ تَفْعَلْ ذَلِكَ مَخَافَةَ الْخِلَافِ عَلَى رَبِّكَ فَأَشْرِكْ مَعَهُ فِي الْخِلَافَةِ رَجُلًا مِنْ قُرَيْشٍ يَسْكُنْ إِلَيْهِ النَّاسُ لِيَتِمَّ لَكَ الْأَمْرُ وَ لَا تُخَالِفِ النَّاسَ عَلَيْكَ فَنَزَلَ لَئِنْ
🔸مرحوم سید مرتضی نقل می کند:
«همانا هنگامی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در آغاز کار، بر امامت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تصریح کرد، گروهی از قریش نزد او آمدند
گفتند: ای رسول خدا، مردم [به تازگی از شرک به توحید روی آوردهاند و] عهدشان با اسلام نزدیک است؛ آنان راضی نمیشوند که نبوت در تو باشد و امامت در پسرعمویت؛ پس اگر آن را تا مدتی [به کس دیگری] واگذار میکردی، بهتر بود.
پیامبر (صلیاللهعلیهواله) به آنان فرمود: من این کار را به رأی و نظر شخصی خود انجام ندادهام تا [اختیار] تغییر آن را داشته باشم، بلکه خداوند مرا به آن فرمان داده و بر من واجب کرده است.
آنها گفتند: پس اگر چنین نمیکنی [و نمیتوانی حکم خدا را تغییر دهی]، برای اینکه مردم [در برابر تو] مخالفت نکنند، مردی از قریش را که مردم به او گرایش دارند، در خلافت با او شریک کن تا کار [رهبری] برای تو تکمیل شود و مردم علیه تو شورش نکنند.
پس [در این هنگام] این آیه نازل شد: «لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ» (اگر شرک ورزی، حتماً عملت تباه میشود و از زیانکاران خواهی بود).»
ٍ 🔺عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ وَ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالا أَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَنْ يَنْصِبَ عَلِيّاً لِلنَّاسِ لِيُخْبِرَهُمْ بِوَلَايَتِهِ فَتَخَوَّفَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَقُولُوا جَاءَ بِابْنِ عَمِّهِ وَ أَنْ يَطْغَوْا فِي ذَلِكَ عَلَيْهِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِوَلَايَتِهِ يَوْمَ غَدِيرِ خُم
🔸ابن عباس و جابر بن عبدالله روایت کردهاند:
خداوند متعال به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهواله) فرمان داد تا حضرت علی (علیهالسلام) را به عنوان جانشین و امام مردم معرفی کند و آنها را از مقام ولایت ایشان آگاه سازد.
پیامبر (صلی اللهعلیهواله) از این بیم داشتند که مردم بگویند: «محمد، پسرعموی خود را به این مقام منصوب کرده است.» و این امر موجب سرکشی و مخالفت آنان شود.
در این هنگام، خداوند به پیامبرش وحی فرمود:
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ»
(ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی، رسالت او را ابلاغ نکردهای؛ و خداوند تو را از [گزند] مردم حفظ میکند.)
به دنبال این فرمان الهی، رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در روز غدیر خم، ولایت و امامت حضرت علی (علیه السلام) را به طور رسمی اعلام فرمودند.
📚منابع:
1: تنزيه الأنبياء 120
2: تفسیر العیاشی ج1ص332
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونگی بیعت زنان در غدیرخم با امیرالمومنین «علیهالسلام»
🔺ثمَّ نَزَلَ ص وَ كَانَ وَقْتُ الظَّهِيرَةِ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ زَالَتِ الشَّمْسُ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُهُ لِصَلَاةِ الْفَرْضِ فَصَلَّى بِهِمُ الظُّهْرَ وَ جَلَسَ ص فِي خَيْمَتِهِ وَ أَمَرَ عَلِيّاً أَنْ يَجْلِسَ فِي خَيْمَةٍ لَهُ بِإِزَائِهِ ثُمَّ أَمَرَ الْمُسْلِمِينَ أَنْ يَدْخُلُوا عَلَيْهِ فَوْجاً فَوْجاً فَيُهَنِّئُوهُ بِالْمَقَامِ وَ يُسَلِّمُوا عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَفَعَلَ النَّاسُ ذَلِكَ كُلُّهُمْ ثُمَّ أَمَرَ أَزْوَاجَهُ وَ جَمِيعَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ مَعَهُ أَنْ يَدْخُلْنَ عَلَيْهِ وَ يُسَلِّمْنَ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ فَفَعَلْنَ.
🔸مرحوم شیخ مفید نقل میکند:
سپس پیامبر (صلی الله علیه و اله) در منظقه غدیرخم فرود آمد، در حالی که وقت ظهر بود؛ پس دو رکعت نماز گزارد.
سپس خورشید از وسط آسمان گذشت (وقت نماز ظهر فرا رسید)، پس مؤذنِ ایشان برای نماز واجب اذان گفت.
پس ایشان نماز ظهر را به جماعت بر آنان خواند و پیامبر (صلی الله علیه و اله) در خیمهی خود نشست و به علی دستور داد تا در خیمهای در مقابل او بنشیند.
سپس مسلمانان را دستور داد تا دسته دسته بر او وارد شوند و مقام (امارت) را به او تبریک گفته و به نام امیرالمؤمنین بر او سلام کنند؛ پس مردم همگی چنین کردند.
سپس ایشان به همسران خود و تمامی زنان مؤمن نیز دستور داد که بر او وارد شوند و به نام امیرالمؤمنین بر او سلام کنند، پس آنان نیز چنین کردند.
📚الارشاد ج 1 ص 176
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖معرفي سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت 🔺عنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَص
➖وقتی منافقین قریش در غدیر به ابلیس لعين کمک کردند!
🔺عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِيَدِ عَلِيٍّ ع- يَوْمَ الْغَدِيرِ صَرَخَ إِبْلِيسُ فِي جُنُودِهِ صَرْخَةً فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ أَحَدٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا أَتَاهُ فَقَالُوا يَا سَيِّدَهُمْ وَ مَوْلَاهُمْ «3» مَا ذَا دَهَاكَ فَمَا سَمِعْنَا لَكَ صَرْخَةً أَوْحَشَ مِنْ صَرْخَتِكَ هَذِهِ فَقَالَ لَهُمْ فَعَلَ هَذَا النَّبِيُّ فِعْلًا إِنْ تَمَّ لَمْ يُعْصَ اللَّهُ أَبَداً فَقَالُوا يَا سَيِّدَهُمْ أَنْتَ كُنْتَ لآِدَمَ فَلَمَّا قَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّهُ يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى وَ قَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ أَ مَا تَرَى عَيْنَيْهِ تَدُورَانِ فِي رَأْسِهِ كَأَنَّهُ مَجْنُونٌ يَعْنُونَ رَسُولَ اللَّهِ ص صَرَخَ إِبْلِيسُ صَرْخَةً بِطَرَبٍ فَجَمَعَ أَوْلِيَاءَهُ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنِّي كُنْتُ لآِدَمَ مِنْ قَبْلُ قَالُوا نَعَمْ قَالَ آدَمُ نَقَضَ الْعَهْدَ وَ لَمْ يَكْفُرْ بِالرَّبِّ وَ هَؤُلَاءِ نَقَضُوا الْعَهْدَ وَ كَفَرُوا بِالرَّسُولِ- فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَقَامَ النَّاسُ غَيْرَ عَلِيٍّ لَبِسَ إِبْلِيسُ تَاجَ الْمُلْكِ وَ نَصَبَ مِنْبَراً وَ قَعَدَ فِي الْوَثْبَةِ «1» وَ جَمَعَ خَيْلَهُ وَ رَجْلَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ اطْرَبُوا لَا يُطَاعُ اللَّهُ حَتَّى يَقُومَ الْإِمَامُ وَ تَلَا أَبُو جَعْفَرٍ ع- وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «2» قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَانَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الظَّنُّ مِنْ إِبْلِيسَ حِينَ قَالُوا لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّهُ يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى فَظَنَّ بِهِمْ إِبْلِيسُ ظَنّاً فَصَدَّقُوا ظَنَّهُ.
🔸جابر از امام باقر عليهالسّلام روايت كند:
كه چون رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در روز غدير خم دست على عليهالسّلام را بهدست گرفت (و آن حضرت را براى جانشينى خويش منصوب فرمود) شيطان در ميان لشكريانش فرياد زد،
و هيچ يك از آنها چه در خشكى و چه دريا بجاى نماند جز آنكه بهدنبال فرياد او بهنزدش دويدند، و گفتند:
اى آقا و سرور ما چه بر سرت آمده كه ما تاكنون از تو فريادى وحشتناكتر از اين نشنيده بوديم؟
به آنان گفت:
اين پيغمبر كارى كرد كه اگر بهراستى اين كار سرانجامى بگيرد هرگز كسى خداى را معصيت و نافرمانى نكند!
در پاسخ گفتند:
اى آقاى ما تو همانى كه با آدم ابوالبشر چنان كردى! و چون منافقان (كه در آن انجمن در غديرخم حاضر بودند)
گفتند:
اين مرد (يعنى رسول خدا) از روى هواى نفس و دلخواه خود سخن ميگويد
و يكى از آن دو نفر(دو خلیفه غاصب) به رفيقش
گفت: مگر نمىبينى كه چشمانش
چگونه در كاسه سرش ميچرخد؟
گويا ديوانه شده- و مقصودشان رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود- در اين موقع شيطان فريادى از روى خوشحالى زد،
و دوستانش دوباره گردش را گرفتند، بدانها
گفت:
آيا دانستهايد كه من پيش از اين با آدم ابوالبشر چه كردم؟
گفتند: آرى
گفت: آدم پيمان خود را شكست ولى بخدا كافر نشد، و اينان هم پيمان شكستند و هم بهرسول خدا كافر شدند.
و هنگامى كه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از اين جهان رحلت فرمود و مردم بهجاى على عليهالسّلام ديگرى را بهخلافت نصب كردند شيطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى گذارد و روى بالش نشست،
و پيادگان و سوارگان خود را جمع كرد و به آنان گفت:
شادى كنيد تا روز ظهور امام (آن طور كه بايد) خداى فرمانبردارى نشود.
امام باقر عليه السّلام اين آيه را خواند: «و براستى شيطان گمان خويش را در باره آنها صادق و پابرجا ديد، و بجز گروهى از مؤمنان (همگى) پيروى او را كردند»
(سوره سبأ آيه 20)
امام باقر عليه السّلام
فرمود: تأويل اين آيه هنگامى بود كه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از اين جهان رفت،
و گمان ابليس همان وقتى بود كه در باره رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) گفتند: او از روى هواى نفس و دلخواه خود سخن ميگويد، و شيطان در اين موقع گمانى در باره ايشان برد و آنها گمان شيطان را ثابت و درست كردند.
📚:الكافي ج8، ص: 344
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حسادت دشمنان تشیع در برابر شکوه جشن غدیر
🔺جرت عادة الشيعة في الكرخ و باب الطاق بنصب القباب و تعليق الثياب و إظهار الزينة في يوم الغدير، و إشعال النيران في ليلته ، و نحر جمل في صبيحته، فأرادت الطائفة الأخرى من أهل السنة أن تعمل في مقابلة هذا شيئا فادعت أن اليوم الثامن من يوم الغدير كان اليوم الّذي حصل فيه النبي صلى اللَّه عليه و سلّم في الغار و أبو بكر معه، فعملت فيه مثل ما عملت الشيعة في يوم الغدير
🔸ابنجوزی از علماء اهل تسنن نقل میکند:
رسم شیعیان در کرخ و بابالطاق(بغداد) این بود که در روز غدیر گنبد برافراشتند و زینت خود را عیان میکردند و در شب غدیر آتش میافروختند و شتر ذبح میکردند
و در مقابلِ شیعیان؛ گروه دیگری از اهل سنت ادعاء کردند که هشت بعد از غدیر یعنی روز بیست و ششم ذیالحجه روز ورود ابابکر با پیامبر صلیالله علیهوآله به غار است و در این روز اعمالی که شیعیان در روز غدیر انجام میداند، را انجام میدادند.
(ورود به غار اصلا در ۲۶ ذی الحجه نبوده)
📚:المنتظم في تاريخ الأمم ج 15ص14
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖حسادت دشمنان تشیع بخاطر جشنهای غدیر
🔺قال ابن اثير:و فيها [اي سنة389هجري]عمل أهل باب البصرة (1)يوم السادس و العشرين من ذي الحجّة زينة عظيمة و فرحا كثيرا، و كذلك عملوا ثامن عشر المحرّم مثل ما يعمل الشيعة في عاشوراء، و سبب ذلك أنّ الشيعة بالكرخ كانوا ينصبون القباب،* و تعلّق الثياب للزينة، اليوم الثامن عشر من ذي الحجّة، و هو يوم الغدير، و كانوا يعملون يوم عاشوراء من المأتم، و النوح، و إظهار الحزن ما هو مشهور، فعمل أهل باب البصرة في مقابل ذلك، بعد يوم الغدير بثمانية أيّام، مثلهم و قالوا: هو يوم دخل النبيّ، صلّى اللَّه عليه و سلّم، و أبو بكر، رضي اللَّه عنه، الغار، و عملوا بعد عاشوراء بثمانية أيّام مثل ما يعملون يوم عاشوراء، و قالوا: هو يوم قتل مصعب بن الزبير
🔸ابن اثیر عالم سنی مذهب نقل میکند:
در آن سال [سال ۳۸۹ هجری]، اهل باب بصره (منطقه ای بغداد) در روز بیست و ششم ذیالحجه، جشن عظیم و شادی فراوانی برپا کردند، و همچنین در روز هجدهم محرم مراسمی مشابه آنچه شیعه در عاشورا برپا میکنند، انجام دادند.
دلیل این کار این بود که شیعهها در کرخ، در روز هجدهم ذیالحجه، مقابر ساخته، و لباسهایی برای تزئین آویزان میکردند، و در روز عاشورا عزاداری، نوحهخوانی و اظهار غم و غصه مینمودند.
در مقابل، اهل باب بصره، هشت روز بعد از غدیر، همان مراسم را انجام دادند و ادعا داشتند که آن روز، روز ورود پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ابوبکر به غار است، و بعد از عاشورا، همانند روز عاشورا، عمل میکردند و میگفتند که آن روز، روز شهادت مصعب بن الزبیر است.
📚: الكامل في التاريخ، ج9، ص:155.
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi