🔺ماجرای ابلاغ سورهی برائت توسط امیرالمومنین علیه السلام و عزل ابابکر از مأموریت ابلاغ
✦ سالروز منع ابابکر از ابلاغ سورهی برائت
✦ فضیلت منحصر به فرد سورهی برائت برای امیرالمومنین علیه السلام
✦چرا پیامبر ابابکر را از ابلاغ سورهی برائت منع کردند؟
✦چرا در آغاز، ابوبکر مأمور ابلاغ سوره برائت شد؟ آیا او در ابتدا شایستگیِ ابلاغ داشت و سپس عزل شد؟
✦فرمان خدا در ابلاغ سورهی برائت برای پاکسازی حریم مکه از مشرکان
✦مفاد نامهای که امیرالمومنین علیهالسلام برای ابلاغ به مشرکان مکه بردند، چه بود
✦چرا فقط امیرالمومنین علیه السلام شأنیت انتقال برائت نامه به مکه را داشتند؟
✦واکنش مشرکان مکه به ابلاغ سورهی برائت توسط امیرالمومنین علیه السلام
✦کنایهی سنگین پیامبر به ابابکر دربارهی نالایق بودن برای ابلاغ سورهی برائت
✦نقض پیمان یا اعلام پایان ؟ بررسی دستور الهی دربارهی سورهی برائت
✦چگونگی دلالت ابلاغ سوره برائت بر حقانیت امیرالمومنین «علیه السلام»
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🔺..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔸از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
**عوامل فراموشی غدیر**
✍سال گذشته بحثی با عنوان **«عوامل فراموشی غدیر»** آغاز کردیم که الحمدلله به بحثی بسیار خوب، دقیق و مستند تبدیل شد و در آن از منابع معتبر شیعه و سنی استفاده شد.
تا کنون **۲۱ قسمت** از این بحث ارائه شده است؛ از جمله:
- ادعای نسخ
- کینهٔ قریش
- حسادت قریش
- تهدید
- ارعاب
- تخریب شخصیت
و اینک، برای آغاز مجدد بحث غدیر و ادامهٔ آن، ابتدا لینک بحث سال گذشته را خدمت دوستان ارسال میکنیم؛
سپس انشاءالله ادامهٔ مباحث نیز بهزودی بیان خواهد شد.
**بهشدت توصیه میکنم این بحث را با دقت مطالعه فرمایید.**
نظرات:
https://abzarek.ir/service-p/msg/4502175
✍عیسوند
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖عوامل فراموشی غدیر❗️
1. دروغگویان
دروغ گویان؛ معماران اصلی فراموشی غدیر
2. ادعای نسخ
✦ادعای نسخ، اولین گام در فراموشی غدیر
✦پاسخ به ادعای نسخ؛ حقیقتی برخاسته از قرآن
✦بررسی ادعای نسخ در پرتوی شورای شش نفره
3. دشمنی قریش
✦غربت غدیر؛در سایهی دشمنی قریشیان
✦شکایت امیرالمومنین از دشمنی بیحصر قریش
✦ریشهی دشمنی قریش؛ سختی شمشیر امیرالمومنین علیهالسلام
✦آتش خشمی که پس از سالها خاموش نشد
✦چرا پیکان کینهی قریش امیرالمومنین را هدف گرفت؟
✦کینهای که منجربه ترور امام بیداری نشد
✦ردپای کینهی قریش در منابع مخالفین شیعه
4. حسادت قریشیان
✦حسادتی که خلافت را غصب کرد
5. تهدید قریشیان
✦ تهدید؛ راه قریش برای نیل به اهداف شوم
✦تهدیدی که به مرحلهی عمل رسید؛ قتل سعد بن عباده
✦ تحکیم پایههای نفاق؛ قتل مالک بن نویره
6. ارعاب قریشیان
✦ارعاب راهی برای خنثی سازی اعتراضات اهل مدینه
✦شکستن بیعت در فرهنگ جاهلی؛ ننگی مطلق بر پیشانی عرب
7. تخریب شخصیت
✦ دستاویز سقیفه برای نفی خلافت؛ جوانی امیرالمومنین
✦مقایسهی سن؛ توجیه سقیفه برای خلافت ابابکر
✦ابیقحافه و پاسخ دندانشکن به ادعای خلافت ابابکر
✦چگونه شوخ طبعی امیرالمومنین دستاویزی برای دشمنان شد؟
ادامه دارد انشاءالله تعالی
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖معرفي سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت
🔺عنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْماً كَئِيباً حَزِيناً فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع مَا لِي أَرَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَئِيباً حَزِيناً فَقَالَ وَ كَيْفَ لَا أَكُونُ كَذَلِكَ وَ قَدْ رَأَيْتُ فِي لَيْلَتِي هَذِهِ أَنَّ بَنِي تَيْمٍ وَ بَنِي عَدِيٍّ وَ بَنِي أُمَيَّةَ يَصْعَدُونَ مِنْبَرِي هَذَا يَرُدُّونَ النَّاسَ عَنِ الْإِسْلَامِ الْقَهْقَرَى فَقُلْتُ يَا رَبِّ فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَالَ بَعْدَ مَوْتِك)1
🔸«از زراره، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق علیهما السلام) نقل شده که فرمود:
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) روزی را در حالی آغاز کردند که غمگین و اندوهگین بودند.
امام علی (علیهالسلام) به ایشان عرض کردند: «چرا شما را غمگین و اندوهگین میبینم، ای رسول خدا؟»
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «چگونه غمگین نباشم، در حالی که امشب در رؤیای خود دیدم که بنیتیم و بنیعدی و بنیامیه بر این منبر من بالا میروند و مردم را به قهقرا (به عقب، به دوران جاهلیت) از اسلام بازمیگردانند.»
(پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ادامه نقل میکنند که)
گفتم: «پروردگارا، (این اتفاق) در زمان حیات من رخ میدهد یا پس از مرگ من؟»
(خداوند) فرمود: «پس از مرگ تو.»»
👇 نکته اول👇
ابوبکر از طایفۀ بنیتیم
عمر از طایفۀ بنیعدی
معاویه از طایفۀ بنیامیه
که این سه طایفه زیرمجموعۀ طایفۀ قریش هستند.
👇نکته دوم👇
🔺هذا الخبر مما روته العامة أيضا إلا أنهم حذفوا منه لفظتي بني تيم و بني عدي)2
🔸مرحوم ملا محسن فیض کاشانی:
«این روایت را عامه (اهلسنت) نیز نقل کردهاند، با این تفاوت که آنان دو واژه «بنیتیم» و «بنیعدی» را از آن حذف کردهاند.»
👇نکته سوم👇
در منابع، مخالفین بهطور گسترده دو گونه حذف صورت گرفته است:
اول: حذف فضائل اهلالبیت «علیهمالسلام»
دوم: حذف مطاعن دشمنان اهلالبیت «علیهمالسلام»، مثل حدیث فوق.
✦اما سزای واقعی این منافقین چه بود؟
🔺جَمِيلٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ يُقَالَ إِنَّ مُحَمَّداً اسْتَعَانَ بِقَوْمٍ حَتَّى إِذَا ظَفِرَ بِعَدُوِّهِ قَتَلَهُمْ لَضَرَبْتُ أَعْنَاقَ قَوْمٍ كَثِير
🔸«جمیل از زراره، او از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق علیهما السلام) از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل میکند که فرمود:
«اگر ناگوار نمیدانستم که گفته شود محمد (صلی الله علیه و آله) از قومی کمک گرفت تا زمانی که بر دشمن خود پیروز شد، آنها را بکشد، گردنِ افرادِ بسیاری را میزدم.»»
👇🏻نتیجه👇🏻
«مرحوم کلینی در کتاب شریف الکافی، این دو روایت را پشت سر هم آورده تا به روشنی مشخص شود که رسولالله (صلیاللهعلیهوآله) چه کسانی را مستحق مجازات میدانستند و چه کسانی مستحق اعدام بودند.
این چینش روایات، به خوبی قاعده «عموم به خصوص» را نشان میدهد.»
📚: منابع
1:الكافي ج8، ص: 345
2: الوافي، ج2، ص: 189
3: الكافي ج8، ص: 345
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا منطقه غدیرخم برای ابلاغ امامت امیرالمومنین «علیهالسلام» انتخاب شد؟
🔺و لَمَّا قَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص نُسُكَهُ شَرِكَ عَلِيّاً فِي هَدْيِهِ وَ قَفَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ مَعَهُ فَانْتَهَى إِلَى غَدِيرِ خُمٍّ فَنَزَلَ حِينَ لَا مَوْضِعَ نُزُولٍ لِعَدَمِ الْمَاءِ وَ الْمَرْعَى وَ نَزَلَ الْمُسْلِمُونَ مَعَهُ وَ كَانَ سَبَبَ نُزُولِهِ أَنَّهُ أَمَرَ بِنَصْبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ خَلِيفَةً فِي الْأُمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَقَدَّمَ الْوَحْيُ إِلَيْهِ فِي ذَلِكَ مِنْ غَيْرِ تَوْقِيتٍ فَأَخَّرَهُ إِلَى وَقْتٍ يَأْمَنُ فِيهِ الِاخْتِلَافَ وَ عَلِمَ أَنَّهُ إِنْ تَجَاوَزَ غَدِيرَ خُمٍّ انْفَصَلَ عَنْهُ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ إِلَى بِلَادِهِمْ وَ أَمَاكِنِهِمْ وَ بَوَادِيهِمْ فَأَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَجْمَعَهُمْ لِسَمَاعِ النَّصِّ وَ تَأْكِيدِ الْحُجَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ يَعْنِي فِي اسْتِخْلَافِ عَلِيٍّ وَ النَّصِّ عَلَيْهِ بِالْإِمَامَةِ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ فَأَكَّدَ الْفَرْضَ عَلَيْهِ بِذَلِكَ وَ خَوَّفَهُ مِنْ تَأْخِيرِ الْأَمْرِ وَ ضَمِنَ لَهُ الْعِصْمَةَ وَ مَنَعَ النَّاسَ مِنْه
🔸مرحوم اربلی نقل می کند:
«و هنگامی که رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» مناسک حج خود را به پایان رساند، علی «عليهالسلام» را در قربانیاش شریک کرد و همراه او به سوی مدینه بازگشت.
چون به غدیر خم رسید، در جایی فرود آمد که به دلیل نبودِ آب و چراگاه، جای مناسبی برای توقف نبود و مسلمانان نیز همراه او فرود آمدند.
علتِ توقف ایشان در آن مکان، این بود که خداوند به وی دستور داده بود تا امیرالمؤمنین (علی) را به عنوان جانشین خود در میان امت منصوب کند.
پیش از آن نیز وحی در اینباره به پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» رسیده بود، اما زمانی برای آن تعیین نشده بود؛ از اینرو پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» اجرای آن را به زمانی موکول کرد که از بروز اختلاف در امان باشد. ایشان میدانست که اگر از غدیر خم بگذرد، بسیاری از مردم از او جدا شده و به سوی شهرها، مناطق و بیابانهای خود پراکنده میشوند؛ لذا خداوند اراده کرد که آنان را برای شنیدن این نصّ (فرمان صریح) و تکمیلِ حجت گرد هم آورد.
پس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، [به مردم] ابلاغ کن»؛
یعنی [ابلاغِ امرِ] جانشینی علی و نصّ (تصریح) بر امامت او؛ «و اگر چنین نکنی، رسالت او را نرساندهای و خداوند تو را از [شرّ] مردم حفظ میکند.»
بدین ترتیب، خداوند این تکلیف را بر پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» مؤکد ساخت و ایشان را از تأخیر در این امر برحذر داشت و ضمانتِ حفظِ جانِ ایشان را در برابر مردم داد.»
📚کشف الغمة ج 1 ص 237
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖ارادت ويژه ایرانیان به امیرالمومنین «علیهالسلام»
🔺النَّطَنْزِيُّ فِي اَلْخَصَائِصِ قَالَ دَاوُدُ بْنُ سُلَيْمَانَ : رَأَيْتُ شَيْخاً عَلَی بَغْلَةٍ قَدِ اِحْتَوَشَتْهُ اَلنَّاسُ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا 👈شَاهَانْشَاهُ اَلْعَرَبِ 👉هَذَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ .
🔸داوود بن سلیمان گفت:
مردی را دیدم که بر چهارپایی نشسته بود و مردم او را احاطه کرده بودند.
پس پرسیدم: این کیست؟
گفتند: این «شاهنشاه عرب» است؛ این علی بن ابی طالب است.»
👇نکته👇
«در واقع، هنگامی که پرسشگر از حاضران میپرسید، پاسخ میدادند که او “شاهنشاه عرب” است.
بهکارگیری واژه “شاهنشاه” که اصطلاحی ویژهی ایرانیان است، گویای آن است که اطرافیانِ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از میان ایرانیان بودهاند.»
📚مناقب ابن شهرآشوب ج 3 ص113
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖معرفي سه طایفهی کلیدی در بازگرداندن اسلام به جاهلیت 🔺عنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَص
➖دلیل دلهره پیامبر «صلیاللهعلیهواله» از ابلاغ امر امامت
✍🏻طبق قرآن، پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» هنگام ابلاغ امر الهی دچار دلهره بودند.
اما خداوند با ضمانتی که دادند، این دلهره را برطرف ساختند.
سوال: دلیل دلهره پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» چه چیزی بوده است؟
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿٦٧﴾
[ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت [درباره ولایت و رهبری علی بن أبی طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام)بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی پیام خدا را نرسانده ای. و خدا تو را از [آسیب و گزند] مردم نگه می دارد]
🔺و سَأَلْتُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَسْتَعْفِيَ لِي عَنْ تَبْلِيغِ ذَلِكَ إِلَيْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ لِعِلْمِي بِقِلَّةِ الْمُتَّقِينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنَافِقِينَ وَ إِدْغَالِ الْآثِمِينَ وَ خَتْلِ الْمُسْتَهْزِءِينَ بِالْإِسْلَامِ الَّذِينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ يَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ وَ كَثْرَةِ أَذَاهُمْ لِي فِي غَيْرِ مَرَّةٍ حَتَّى سَمَّوْنِي أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّي كَذَلِكَ لِكَثْرَةِ مُلَازَمَتِهِ إِيَّايَ وَ إِقْبَالِي عَلَيْهِ حَتَّى أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ذَلِكَ قُرْآناً- وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ عَلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ أُذُنٌ- خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ الْآيَةَ وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّيْتُ- وَ أَنْ أُومِيَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ فِي أُمُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ وَ كُلَّ ذَلِكَ لَا يَرْضَى اللَّهُ مِنِّي إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَيَّ ثُمَّ تَلَا ص- يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فِي عَلِيٍّ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس
🔸پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در روز غدیر در خطبه غدیر فرمودند:
«بدانید که من در ابتدا از جبرئیل خواستم که مرا از ابلاغ این مطلب به شما معذور بدارد، زیرا به این نکته آگاه بودم که تعداد اهل نفاق، دغلکاری و دورویی بر پرهیزگاران امت من غالب خواهند بود. همچنین، مسخرهکنندگان اسلام را میشناختم؛ همان کسانی که خداوند در کتاب خود اینگونه وصفشان کرده است: «با دهانهایشان چیزی میگویند که در دلهایشان نیست، و آن را [سخن ناچیز و آسانی] میپنداشتند، در حالی که نزد خداوند، بزرگ و عظیم است.» (توبه: ۶۵).
آزار آنان به من به حدی رسید که مرا “اُذُن” (سراپا گوش) نامیدند و گمان کردند من گوش شنیدنِ هر سخنی هستم، صرفاً به دلیل ملازمت و توجه بیش از حد من به آن موضوع. تا اینکه خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: «و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را میآزارند و میگویند: او [سراپا] گوش است. بگو: برای شما گوشِ نیکوست [که به خیر ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق میکند]. او به خدا ایمان دارد و [سخنان] مؤمنان را باور دارد.» (توبه: ۶۱).
سوگند به خدا، اگر بخواهم، میتوانم نام تکتک آنان را بیاورم و با اشارهٔ چشم، به آنان دلالت کنم و خصوصیات کاملشان را شرح دهم. اما به خدا قسم، این کار نه شایستهٔ حال من است و نه مورد رضایت خداوند؛ خداوند از من نمیپسندد مگر اینکه آنچه را به من وحی شده است، ابلاغ کنم.
سپس این آیه را تلاوت کرد: «ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است - در مورد علی بن ابیطالب - برسان، و اگر این کار را نکنی، رسالت او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از [آزار و گزند] مردم نگاه میدارد.» (مائده: ۶۷).»
📚الإحتجاج ج1، ص: 58
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» در ابلاغ امامت تقیه کردند؟
🔺قالَ حَدَّثَنِي سَهْلُ بْنُ الْقَاسِمِ النُّوشْجَانِيُّ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِلرِّضَا ع يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّهُ يُرْوَى عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ أَنَّهُ قَالَ تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ هُوَ فِي تَقِيَّةٍ فَقَالَ أَمَّا بَعْدَ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِفَإِنَّهُ أَزَالَ كُلَّ تَقِيَّةٍ بِضَمَانِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيَّنَ أَمْرَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَكِنَّ قُرَيْشاً فَعَلَتْ مَا اشْتَهَتْ بَعْدَهُ وَ أَمَّا قَبْلَ نُزُولِ هَذِهِ الْآيَةِ فَلَعَلَّهُ.
🔸سهل نوشجانى روايت كرد كه:
مردى به حضرت رضا عليه السّلام گفت: يا ابن رسول اللَّه! از عروة بن زبير نقل كردهاند كه گفته است: رسول خدا در حال تقيّه از دنيا رفت؟
فرمود: امّا بعد از نزول اين آيه:
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»
(اى پيامبر آنچه بر تو فرستاده شده است از جانب پروردگارت بمردم ابلاغ كن كه اگر آن را پنهان نگهدارى و نرسانى رسالت او را انجام نداده اى، خداوند تو را از مردم و دشمنى آنان حفظ خواهد كرد- مائده: 67)
اين آيه هر نوع تقيّهاى را ميان او و مردم بضمان خداوند عزّ و جلّ برداشته است، و امر خدا را ابلاغ فرموده، امّا قريش هر كار كه ميل داشت پس از شهادت او انجام داد.
📚: عيون أخبار ج2، ص: 130
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖هوشياری زیبا و دقیق امام هادی علیهالسلام نسبت به یکی از شیعیان
🔺أنَّ أَبَا الْحَسَنِ ع كَانَ يَوْماً قَدْ خَرَجَ مِنْ سُرَّ مَنْ رَأَى إِلَى قَرْيَةٍ لِمُهِمٍّ عَرَضَ لَهُ فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْأَعْرَابِ يَطْلُبُهُ فَقِيلَ لَهُ قَدْ ذَهَبَ إِلَى الْمَوْضِعِ الْفُلَانِيِّ فَقَصَدَهُ فَلَمَّا وَصَلَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ مَا حَاجَتُكَ فَقَالَ أَنَا رَجُلٌ مِنْ أَعْرَابِ الْكُوفَةِ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلَاءِ جَدِّكَ عَلِيِ....)۱
🔸نقل شده است:
روزی امام هادی (علیه السلام) از سامرّاء خارج شدند برای امر مهمی و در آنجا کسی به دنبال امام میگشت تا به خدمت ایشان برسد، امام به او گفت:
دنبال چه هستی؟
آن مرد گفت:
مردی از کوفه هستم و از شیعیان جدّت امیر المؤمنین (علیه السلام)
یک بدهکاری سنگینی به گردن من است که زندگی را بر من سخت کردهاست.
امام در آن زمان، خودشان توان پرداخت بدهی آن شخص را نداشتند فلذا نقل شده:
امام هادی (علیه السلام) به دستخط خودشان نوشتند که نسبت به آن مرد، بدهکار هستند و قرار گذاشتند که
وقتی به سامرّاء آمدی، بیا وقتی که من در بین اصحاب خلیفه وقت [متوکل] نشستهبودم؛ این کاغذ را نشان بده و با شدت از من طلب کن؛ آن مرد کوفی آمد و طلب کرد، امام هم مهلت خواستند.
این ماجرا به گوش متوکل رسید.
او دستور داد ۳۰هزار درهم برای امام هادی (علیه السلام) بفرستند.
امام هم تمام آن را به آن مرد دادند و فرمودند:
این مال را بگیر و قرضت را بپرداز و بقیهاش هم خرج خانوادهات کن.
👇نکات👇
1. بر پایهی روایات، تمامی اموال و داراییهای خلافت در اصل به امام معصوم «علیهالسلام» تعلق دارد. از این رو، خلافت عباسی در حکم غصب به شمار میرود. امام «علیهالسلام» نیز به موجب حق شرعی و الهی خویش، آن اموال را به یکی از شیعیان اعطا فرمودند.
2. امام هادی «علیهالسلام» در برابر فشارهای سنگین خلافت عباسی قرار داشت؛ چنانکه خلیفه شبانه سعید الحاجب را برای تفتیش به منزل آن حضرت فرستاد. در چنین شرایطی، امام «علیهالسلام» ناگزیر بود با بهرهگیری از شیوههای گوناگون، خلیفه را قانع سازد که قصد براندازی حکومت ندارد. این تدبیر موجب میشد تا شدت فشارهای عباسیان بر امام و پیروانش کاهش یابد؛ زیرا حکومت بنیعباس بیش از هر فرقهای، شیعیان را تحت فشار قرار میداد و آنان در سختی و تنگنا زندگی میکردند.
1️⃣هجوم شبانه به خانه امام علیهالسلام:
🔺فَسَعَى إِلَيْهِ اَلْبَطْحَائِيُّ اَلْعَلَوِيُّ بِأَنَّ أَمْوَالاً تُحْمَلُ إِلَيْهِ وَ سِلاَحاً فَقَالَ(المتوکل) لِسَعِيدٍ اَلْحَاجِبِ اُهْجُمْ عَلَيْهِ بِاللَّيْلِ وَ خُذْ مَا تَجِدُ عِنْدَهُ مِنَ اَلْأَمْوَالِ وَ اَلسِّلاَحِ وَ اِحْمِلْهُ إِلَيَّ... )2
🔸متوكل بسعيد دربان گفت:
شبانه بر او حمله كن، و هر چه پول و اسلحه نزدش بود، بردار و نزد من بياور.
2️⃣دنیا متعلق به امام است
🔺عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ أَقْطَعَهُ الدُّنْيَا قَطِيعَةً فَمَا كَانَ لآِدَمَ ع فَلِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص.)3
🔸امام باقر عليهالسلام فرمايد:
پيغمبر صلّىاللَّهعليهوآله فرمود: خدا آدم را آفريد و دنيا را باو واگذاشت، پس آنچه از آن آدم عليه السلام بوده، متعلق برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است و آنچه متعلق برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بوده، از آن امامان از آل محمد عليهم السلام است.
3️⃣فشار به شیعیان
🔺عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «وُلْدُ الْمِرْدَاسِ مَنْ تَقَرَّبَ مِنْهُمْ أَكْفَرُوهُ، وَ مَنْ تَبَاعَدَ مِنْهُمْ أَفْقَرُوهُ، وَ مَنْ نَاوَاهُمْ قَتَلُوهُ، وَ مَنْ تَحَصَّنَ مِنْهُمْ أَنْزَلُوهُ، وَ مَنْ هَرَبَ مِنْهُمْ أَدْرَكُوهُ حَتّى تَنْقَضِيَ دَوْلَتُهُمْ»4
🔸«امام صادق علیهالسلام فرمود:
«فرزندان مِرداس (کنایه از بنيالعباس)،
هر کس به آنان نزدیک شود او را کافر میخوانند،
و هر کس از آنان دوری کند او را فقیر میگردانند،
و هر کس با آنان دشمنی ورزد او را میکشند،
و هر کس در برابرشان پناه گیرد او را پایین میآورند،
و هر کس از آنان بگریزد او را درمییابند؛
تا زمانی که دولتشان پایان پذیرد.»
✍🏻: عیسوند
📚منابع:
1: کشف الغمة ج 2 ص 375
2: الکافي: ج 1 ص 449
3: الکافي ج 1 ص 409
4: الکافي: ج 15 ص756
.♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چرا منطقه غدیرخم برای ابلاغ امامت امیرالمومنین «علیهالسلام» انتخاب شد؟ 🔺و لَمَّا قَضَى رَسُولُ ا
➖چرا انصار اولین سنگ بنای انحراف در اسلام را بنا نهادند؟
✍🏻پس از انتشار خبر شهادت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله، نخستین گروهی که در مسیر شکلگیری غصب خلافت گام برداشتند، انصار بودند که در سقیفهٔ بنیساعده گرد آمدند.
آیا انصار اولین گروهی بودند که گمراه شدند؟
🔺(المسألة السادسة عشر) قال السائل إذا صح النص بحديث الغدير و غيره و كانت الأنصار قد سمعت ذلك و عرفته فكيف دعت إلى أنفسها أ تراها أ نسيت ذلك حين اجتمعت على سعد بن عبادة أم عاندت فيه و ما بالهم لما رأوا الأمر خارجا عنهم إلى قريش لم يذعنوا بالحق و يظهروا ما أبطنوه و يردوا الأمر إلى صاحبه و يمنعوا قريشا منه بذكر النص و الاحتجاج به.
و الجواب و بالله التوفيق أن الأنصار لم تنس ذلك النص و لا جهلت معناه و إنما أقدمت على طلب الأمر و الاستبداد به كما يقدم المسلم على ارتكاب محظور على غير الاستحلال له لدواع تدعوه إلى ذلك و شهوات و استعجال اللذات و محبة التأمر في الدنيا و الرئاسات و لا يكون بفعله ذلك ناسيا للشرع و لا معاندا فيه.
(فصل) فأما تركهم الإقرار بالنص عند خروج الأمر عنهم فذلك لأسباب اقتضته.
أحدها طمعهم في نيله من بعد فلو اعترفوا بالنص لأيسوا من الظفر به مع حصوله في المنصوص عليه.
الثاني أنهم كرهوا أن يظهروا ضلالهم فيما سبق منهم من ادعاء الأمر فأمسكوا عن الإقرار بالحق لذلك.
الثالث أنهم اعتقدوا في الإقرار بالنص ظهور باطلهم في الدعوة إلى أنفسهم مع قرب ما يرجونه من إخراج الأمر عن قريش إلى صاحبه و لا يكونون حينئذ قد نالوا غرضا صحيحا في الاعتراف بالنص اللهم إلا أن يريدوا لله عز اسمه و ليس كل واحد يرى الرجوع في كل حال إلى الله تعالى و إنما يرى ذلك من ترتفع عنه دواعي الدنيا و لم تكن مرتفعة عن طائفة من الأنصار فكذلك قاموا على ما كانوا عليه من دفع النص و الإنكار.
🔸مرحوم شیخ مفید:
«(مسألة شانزدهم) پرسشگر گفت:
اگر نص (تصریح پیامبر) در حدیث غدیر و غیر آن صحیح بوده و انصار نیز آن را شنیده و میدانستند، پس چگونه (در ماجرای سقیفه) خواستند که خلافت به خودشان برسد؟
آیا گمان میکنی در آن هنگام که بر (خلافت) سعد بن عباده اجتماع کردند، آن نص را فراموش کرده بودند یا در مورد آن عناد و لجاجت ورزیدند؟ و چرا وقتی دیدند که کار (خلافت) از دستشان خارج شده و به قریش رسیده، تسلیم حق نشدند و آنچه را پنهان کرده بودند آشکار نساختند و با یادآوری نص و احتجاج به آن، مانع از رسیدنِ امر به قریش نشدند؟»
«پاسخ: توفیق از جانب خداوند است؛ انصار آن نص (حدیث غدیر) را فراموش نکردند و معنای آن را نیز جاهل نبودند؛ بلکه آنان اقدام به طلبِ حکومت و استبداد در آن ورزیدند، همانگونه که یک مسلمان اقدام به ارتکابِ عملِ ممنوعی میکند (در حالی که آن را حلال نمیداند)، این اقدام به خاطر انگیزههایی بود که آنان را به آن سو میکشید؛ اموری چون شهوات، عجله برای رسیدن به لذات، حبِ ریاست در دنیا و حکومت کردن. چنین کسی با انجام این کار، نه حکم شرع را فراموش کرده است و نه در آن عناد ورزیده (بلکه به دلیلِ طمع، پا بر روی حقیقت گذاشته است).
اما دلیل اینکه آنان هنگام خروجِ کار از دستشان، به نص اقرار نکردند، به سبب اموری است که اقتضا میکرد چنین کنند:
نخست: طمع آنان در رسیدن به خلافت در آینده؛ چرا که اگر به آن نص اقرار میکردند، امیدشان را برای دستیابی به حکومت از دست میدادند، چون خلافت در (شخصِ) “منصوصعلیه” (یعنی امام علی علیهالسلام) محقق میشد.
دوم: آنان کراهت داشتند که گمراهیِ خود را در آنچه پیشتر انجام داده بودند (یعنی ادعای خلافت برای خودشان) آشکار سازند؛ لذا به همین خاطر از اقرار به حق، خودداری کردند.»
«سوم آنکه:
(انصار) میپنداشتند که اقرار به نص، آشکار شدنِ باطلِ آنان را در دعوت به خویشتن به دنبال دارد؛ با آنکه امید داشتند (در آینده) زمام امور را از قریش گرفته و به صاحبش برگردانند. در نتیجه، اگر در آن زمان به نص اعتراف میکردند، به غرضِ صحیحی در اعتراف به آن دست نمییافتند، مگر اینکه برای خداوند عزوجل چنین میخواستند. و همهٔ افراد در هر حال بازگشت به سوی خداوند را در نظر نمیآورند؛ بلکه این کار را فقط کسانی انجام میدهند که انگیزههای دنیا از آنان برطرف شده باشد. و چنین انگیزهای از گروهی از انصار زدوده نشده بود؛ پس آنان نیز همچنان بر همان کاری که پیشتر انجام میدادند—یعنی دفعِ نص و انکارش—پافشاری کردند.»
📚المسائل العکبرية 63
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi