➖مفادِ برائتنامهای که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) برای ابلاغ به مشرکانِ مکه بردند، چه بود؟
🔺الْكِتَابِ قَالَ: وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يُنَادِي فِي الْمُشْرِكِينَ بِأَرْبَعٍ- لَا يَدْخُلُ مَكَّةَ مُشْرِكٌ بَعْدَ مَأْمَنِهِ وَ لَا يَطُوفُ بِالْبَيْتِ عُرْيَانٌ وَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا نَفْسٌ مُسْلِمَةٌ وَ مَنْ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَهْدٌ فَعُهْدَتُهُ إِلَى مُدَّتِهِ.
🔸مرحون سید بن طاووس به نقل از کتاب تاریخ اِبْنِ أُشْنَاسٍ اَلْبَزَّازِ:
امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در میان مشرکان با چهار اعلامیه ندا دادند:
✦پس از این، هیچ مشرکی حق ندارد وارد مکه شود.
✦هیچکس نباید برهنه طواف خانه خدا کند.
✦جز انسانِ مسلمان، کسی وارد بهشت نخواهد شد.
✦هر کس میان او و رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) پیمانی باشد، آن پیمان تا پایان مدت مقرر، محترم و برقرار است.
👇اخلاق زشت جاهلیت👇
🔺كانت العرب في الجاهلية تطوف بالبيت عراة و يقولون لا يكون علينا ثوب حرام و لا ثوب خالطه إثم و لا نطوف إلا كما ولدتنا أمهاتنا
🔸مرحوم علامه مجلسی:
«عربها در دوران جاهلیت (پیش از اسلام)، خانهٔ خدا (کعبه) را برهنه طواف میکردند و میگفتند: «لباسی نباید بر ما باشد که حرام باشد (یا از نظر ما حرام شمرده شود) و نه لباسی که گناهی (از مشرکان یا غیر آنان) با آن آمیخته باشد؛ و ما تنها همانگونه که مادرانمان ما را زاییده بودند، طواف میکنیم.»
📚منابع:
1: إقبال الأعمال ج ۱، ص ۳۲۰
2:بحار الانوار ج 35 ص250
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چرا فقط امیرالمومنین علیهالسلام شأنیت انتقال برائتنامه به مکه را داشتند؟
🔺كَانَ نَبْذُ الْعَهْدِ مُخْتَصّاً بِمَنْ عَقَدَهُ أَوْ بِمَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ فِي فَرْضِ الطَّاعَةِ وَ جَلَالَةِ الْقَدْرِ وَ عُلُوِّ الرُّتْبَةِ وَ شَرَفِ الْمَقَامِ وَ مَنْ لَا يُرْتَابُ بِفِعَالِهِ وَ لَا يُعْتَرَضُ فِي مَقَالِهِ وَ مَنْ هُوَ كَنَفْسِ الْعَاقِدِ وَ أَمْرُهُ أَمْرُهُ.
🔸مرحوم شیخ مفید:
چون فسخ و اعلام برائت از پیمان، اختصاص داشت به همان کسی است:
✦یا پیمان را بسته بود
✦یا به کسی که در وجوب اطاعت، بزرگی شأن، بلندی مرتبه و شرافت مقام، قائممقام او باشد
✦و یا کسی که در کردار او تردیدی راه نیابد و در گفتارش اعتراضی نشود؛ و کسی که همچون جانِ پیمانبند باشد
و فرمانش همان فرمان او باشد
به گونهای که هرگاه حکمی کند، آن حکم نافذ و استوار گردد و جای هیچ اعتراضی در آن نباشد.
👇🏻توضیح👇🏻
این حقیقت آشکار میسازد که اگر پرچم “اعلام بیزاری از مشرکین” را کسی جز علی بن ابیطالب (علیهالسلام) بر دوش مینهاد، در نگاه مشرکان مکه، وزنی نمییافت.
چرا؟
زیرا تنها کسی که در آن برههی حساس، معادل و عدل پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به شمار میآمد و فرمانش، فرمانِ خودِ ایشان تلقی میشد، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود.
بدون حضور او، این اعلام صرفاً فریادی بیصدا در صحرای سوزان بود؛ اما با علی (علیهالسلام)، این اعلام، صاعقهای بود که ارکان بتپرستی را به لرزه درمیآورد.
زیرا اعلام برائت در سال نهم هجری، یکسال قبل از شهادت پیامبر صلیاللهعلیهوآله بوده است)2
📚منابع:
1: الارشاد ج 1 ص66
2: تفسیر عیاشی ج 2 ص73
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🔺..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔸از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي، ج۴، ص۵۷۵
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖چرا فقط امیرالمومنین علیهالسلام شأنیت انتقال برائتنامه به مکه را داشتند؟ 🔺كَانَ نَبْذُ الْعَهْد
➖واکنش مشرکین مکه به ابلاغ سوره برائت توسط امیرالمومنین علیهالسلام
🔺َ أَنَّهُ لَمَّا وَصَلَ مَوْلَانَا عَلِيٌّ ع إِلَى الْمُشْرِكِينَ بِآيَاتِ بَرَاءَةَ لَقِيَهُ خِرَاشُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَخُو عَمْرِو بْنِ عَبْدِ اللَّهِ [عَبْدِ وُدٍّ] وَ هُوَ الَّذِي قَتَلَهُ عَلِيٌّ ع مُبَارَزَةً يَوْمَ الْخَنْدَقِ وَ شُعْبَةُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَخُوهُ فَقَالَ لِعَلِيٍّ ع مَا تُيَسِّرُنَا يَا عَلِيُّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ بَلْ بَرِئْنَا مِنْكَ وَ مِنِ ابْنِ عَمِّكَ إِنْ شِئْتَ إِلَّا مِنَ الطَّعْنِ وَ الضَّرْبِ وَ قَالَ شُعْبَةُ لَيْسَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ ابْنِ عَمِّكَ إِلَّا السَّيْفُ وَ الرُّمْحُ وَ إِنْ شِئْتَ بدأ [بَدَأْنَا] بِكَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع أَجَلْ أَجَلْ إِنْ شِئْتَ فَهَلُمُّوا
🔸مرحوم سید بن طاووس نقل میکند:
«وقتی مولای ما علی (علیهالسلام) با آیات برائت به سوی مشرکان رسید، خِرَاش بن عبد اللَّه—برادرِ عَمرو بن عبد اللَّه [عبد وُدّ]—به دیدارش آمد. (عمروبن عبدوو همان کسی بود که علی (علیهالسلام) روز خندق، او را در مبارزه رودررو کشت.)
همچنین شُعْبَة بن عبد اللَّه، برادرِ او، نیز نزد علی (علیهالسلام) حاضر شد. پس به علی (علیهالسلام) گفتند:
ای علی، چه میخواهی ما را راحت کنی؟
چهار ماه؟ نه؛ ما از تو و از پسرعموات—اگر هم بخواهی—جز در (حوزهی) نیزه و ضربت، بیزاریم.
شُعْبَة گفت: میان ما و پسرعموات جز شمشیر و نیزه چیزی نیست.
اگر بخواهی، میتوانیم از تو شروع کنیم.
علی (علیهالسلام) فرمود:
آری، آری! اگر خواستی، بشتابید.»
📚:اقبال الاعمال ج 1 ص320
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖کنایه سنگین پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» به ابابکر درباره نالایق بودن برای ابلاغ سوره برائت
✍🏻«زمانی که ابوبکر از عزل شدن خود برای ابلاغ سوره برائت گلایه کرد، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به او فرمودند: «تو همراه من در غار بودی.»
پرسش این است که معنای دقیق این فرمایش پیامبر «صلياللهعلیهوآله» چه بود؟
آیا در مقام مدح ابوبکر بودند یا ذم او؟»
🔺هذا الحديث إن قول النبي ص في الحديث الثاني لأبي بكر أنت صاحبي في الغار لما اعتذر عن إنفاذه إلى الكفار و معناه أنك كنت معي في الغار فجزعت ذلك الجزع حتى أنني «1» سكنتك و قلت لك لا تَحْزَنْ و ما كان قد دنا شر لقاء المشركين و ما كان لك أسوة بنفسي فكيف تقوى على لقاء الكفار بسورة براءة و ما أنا معك و أنت وحدك و لم يكن النبي ص ممن يخاف على أبي بكر من الكفار أكثر من خوفه على علي ع لأن أبا بكر ما كان جرى منه أكثر من الهرب منهم و لم يعرف له قتيل فيهم و لا جريح
🔸مرحوم سید بن طاووس:
«این حدیث که پیامبر «صلياللهعلیهوآله» در حدیث دوم به ابوبکر فرمود: “تو همراه من در غار بودی”، در مقام عذرخواهیِ ابوبکر از اعزام نشدن به سوی کفار [برای ابلاغ سوره برائت] بیان شده است. معنای آن این است که: تو در غار با من بودی و آنچنان ترسیدی که من تو را آرام کردم و گفتم: “لا تَحْزَنْ” (اندوهگین مباش).
در آن زمان، خطری که از ناحیه مشرکان متوجه ما بود، چندان نزدیک نبود و تو [در آنجا] الگویی (اسوه) از جانب من نداشتی [یعنی رفتار من را در مقابله با خطر ندیدی تا از آن درس بگیری]؛ پس چگونه میتوانی در ابلاغ سوره برائت به کفار، تاب و توان داشته باشی، آن هم در حالی که من همراه تو نیستم و تو تنها هستی؟
پیامبر «صلياللهعلیهوآله»از جانب ابوبکر در برابر کفار، بیشتر از علی «علیه السلام» نمیترسید؛ زیرا از ابوبکر جز گریختن از آنان، کار مهمی سر نزده بود و کشتن یا زخمی کردن کسی از آنان توسط او گزارش نشده است. در حالی که این علی «علیه السلام بود که [در ماجرای لیلةالمبیت] با خوابیدن بر بستر پیامبر، جان خود را به خطر انداخت تا پیامبر از شر آنان در امان بماند و او بود که در هر جنگی، جمعی از آنان را از پای در میآورد؛ بنابراین، ترس از کشته شدن علی «علیه السلام» [به دلیل سوابق شجاعت او در مواجهه با کفار] با عقل و منطق سازگارتر بود.»
🔺فإن قوله الأخير: «كيف تؤديها و أنت صاحبي في الغار»، قد جاء على سبيل التقريع و التشنيع و الذم، و بيان السبب و المبرر لهذا الإجراء. و لعل الوجه في ذلك: أن أبا بكر كان في الغار خائفا فزعا، مع أنه كان يرى الآيات الدالة على حفظ اللّه تعالى لنبيه «صلى اللّه عليه و آله»، مثل نسج العنكبوت، و نبات شجرة السدر، و وضع الحمامة الوحشية بيضها، و وقوفها على باب الغار.....
🔸مرحوم سید جعفر مرتضي:
«فراز پایانی [سخن پیامبر «صلياللهعلیهوآله»] که فرمود: «چگونه میخواهی [این سوره را] ابلاغ کنی در حالی که [تنها] تو همراه من در غار بودی؟» بهطور مشخص در مقام سرزنش، تقبیح و مذمتِ [او] بیان شده و تبیینکنندهی علت و توجیه این اقدام [منع ابوبکر از ابلاغ سوره] است.
شاید وجه [این کلام] چنین باشد: ابوبکر در غار سخت هراسان و مضطرب بود؛ با اینکه نشانههای روشنِ حفظ و حراست خداوند از پیامبرش (ص) را به چشم میدید؛ نشانههایی همچون تَنیدنِ تارِ عنکبوت، روییدنِ درختِ سدر، و نشستن کبوتر وحشی و تخمگذاریاش بر درِ غار. [او در حالی ترسیده بود که] در کنار پیامبر «صلياللهعلیهوآله» حضور داشت، از پیامبر رحمت «صلياللهعلیهوآله» آرامش و اطمینان دریافت میکرد و هیچیک از مشرکان نیز از مکان آنان آگاهی نداشت و… با اینهمه، [او در شرایطی که هیچ خطری او را تهدید نمیکرد] اینگونه وحشتزده و ترسان بود.
حال، اگر او در غار و در آن شرایطِ امن به این درجه از ترس و وحشت دچار شده است، [در مأموریت ابلاغ سوره برائت] چه حالی خواهد داشت؟
آنجا که در برابر صدها یا هزاران نفر از مشرکان قرار میگیرد؛ کسانی که او را میبینند، از مکانش آگاهند، او در شهرِ خودشان و در چنگِ آنان است، جمعیتِ انبوهِ دشمن او را محاصره کرده است، پیامبر «صلياللهعلیهوآله» در کنارش نیست تا به او آرامش بخشد، و [علاوه بر همه اینها] خبری از آن آیات و معجزاتِ اطمینانبخش هم نیست.
این در حالی است که مشرکان، کینهای عمیق از اسلام در دل داشتند؛ دینی که بزرگان، پدران، برادران و فرزندان قبایلشان را کشته، سرزمینهایشان را فتح کرده و اموالشان را به غنیمت گرفته بود.»
👇🏻نکته👇🏻
برای فهم دقیق این گزاره، به روایتِ «علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۴۵»، مراجعه شود.
✍🏻عیسوند
📚منابع:
1: اقبال الاعمال ج2 ص 41
2: الصحیح من سیرة ج2ص497
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖نقض پیمان یا اعلام پایان؟
بررسی دستور الهی در سوره برائت
✍🏻طبق آیات ابتدایی سوره مبارکه برائت،
«وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ…»
آیا سخن از نقض پیمانی است که میان پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و مشرکان وجود داشته است؟
آیا خداوند به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دستور پیمانشکنی داده است؟
یا آنکه مقصود این آیه شریفه معنای دیگری است؟
🔺تقول بعض الروايات: «نزلت سورة «براءة» لكي تنقض العهد الذي كان بين رسول اللّه «صلى اللّه عليه و آله» و بين المشركين. ثم بينت: أن المقصود هو العهد العام الذي كان بينه و بين أهل الشرك، و هو: أن لا يصد عن البيت أحد جاءه، و أن لا يخاف أحد في الشهر الحرام.. و كان بين ذلك عهود بين رسول اللّه «صلى اللّه عليه و آله» و بين قبائل من العرب إلى أجل مسمى. فنزلت «براءة» لتنقض العهد العام منها .. و نقول: إن هذا كلام باطل، إذ لم يكن عهد بين النبي «صلى اللّه عليه و آله» و بين أحد، بل فتحت مكة في سنة ثمان، و بقيت الأمور على حالها هذه المدة القصيرة، ثم جاء هذا الحكم الإلهي الصريح، و كان لا بد من إبلاغه و تطبيقه.. و حاشا رسول اللّه «صلى اللّه عليه و آله» أن ينقض عهدا مع أحد، عامّا كان أو خاصّا. بل لقد صرحت الروايات و الآيات: بأن من كان بين النبي «صلى اللّه عليه و آله» و بينهم عهد فعهدهم باق إلى انتهاء مدتهم، لكنه منع من تجديد العهد معهم، و هذا ليس نقضا، كما هو ظاهر. و من لم يكن له عهد فأجله أربعة أشهر. و لعل الهدف من إعطاء هذه المهلة للمشركين هو إفساح المجال لهم للسؤال عن هذا الدين، و العيش مع أهله لكي يحسموا خياراتهم بروية و هدوء، بعيدا عن أي ضغط أو إكراه.
🔸مرحوم سید جعفر مرتضی عاملي:
«برخی روایات بیان میکنند که سوره «برائت» نازل شد تا پیمانی را که میان پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و مشرکان وجود داشت، لغو نماید. سپس گفته شده است که مقصود، پیمان عمومی میان ایشان و اهل شرک است، و آن این است که هیچکس که به سوی خانه (کعبه) آمد، منع نشود و کسی در ماه حرام ترس و وحشتی نداشته باشد. در این میان، پیمانهایی میان پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و قبایلی از عرب تا مدت معین وجود داشت. سپس «برائت» نازل شد تا پیمان عمومی را از ایشان لغو کند…
و ما میگوییم:
این سخن باطلی است، زیرا هیچ پیمانی میان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و هیچکس وجود نداشت، بلکه مکه در سال هشتم هجری فتح شد و امور تا این مدت کوتاه به همین حال باقی ماند، سپس این حکم صریح الهی آمد و ناگزیر بود که ابلاغ و اجرا شود… و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بسیار دور از آن است که پیمانی را با کسی، چه عمومی و چه خصوصی، نقض کند. بلکه روایات و آیات صریحاً بیان کردهاند که هر کس پیمانی میان او و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، پیمانشان تا پایان مدتشان باقی است، اما از تمدید پیمان با آنان جلوگیری شد، و این نقض پیمان نیست، چنانکه روشن است. و هر کس پیمانی نداشت، مهلت او چهار ماه بود. و شاید هدف از دادن این مهلت به مشرکان، فراهم کردن فرصتی برای پرسش در مورد این دین، و زندگی در کنار اهل آن بود تا گزینههای خود را با تأمل و آرامش، دور از هرگونه فشار یا اجبار، تعیین کنند.»
📚الصحیح من سیرة: ج 30ص252
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنران:
شیخ احمد سلمان حفظه الله
موضوع:
امام باقر «علیهالسلام» از معجزات ناگفته پیامبر «صلی اللهعلیهوآله»
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖بشارت پیامبر «صلیاللهعلیهوآله» به امامت امام باقر «علیهالسلام»
🔺عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اَللَّهِ وَ كَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَيْنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ كَانَ يَقْعُدُ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ مُعْتَجِرٌ بِعِمَامَةٍ سَوْدَاءَ وَ كَانَ يُنَادِي يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ يَا بَاقِرَ اَلْعِلْمِ فَكَانَ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ يَقُولُونَ جَابِرٌ يَهْجُرُ فَكَانَ يَقُولُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا أَهْجُرُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنِّي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ اَلْعِلْمَ بَقْراً ....الحدیث...
🔸امام صادق علیهالسلام فرمود:
جابر بن عبداللّٰه انصاری آخرین کس از اصحاب پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله بود که زنده مانده بود و او مردی بود که تنها به ما اهل بیت متوجه بود. در مسجد پیغمبر مینشست و عمامه سیاهی دور سر میبست و فریاد میزد: «یا باقر العلم، یا باقر العلم!»
اهل مدینه میگفتند: جابر هذیان میگوید.
میگفت: «نه بخدا، من هذیان نمیگویم؛ بلکه من از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله شنیدم میفرمود: تو به مردی از خاندان من میرسی که همنام و همشمائل من است و علم را میشکافد و توضیح و تشریح میکند؛ این است سبب آنچه میگویم.»
راوی گوید: روزی جابر از یکی از کوچههای مدینه که در آن مکتبخانهای بود میگذشت و محمد بن علی علیهالسلام (برای کاری) آنجا بود (زیرا در هیچ روایتی و تاریخی نرسیده که امام برای دانشآموزی به مکتب رود). چون جابر نگاهش به او افتاد، گفت: «ای پسر، پیش بیا.»
او پیش آمد. سپس گفت: «برگرد.»
او برگشت.
جابر گفت: «سوگند به آن که جانم در دست اوست که شمائل این پسر، شمائل پیغمبر است. ای پسر، اسم تو چیست؟»
گفت: «اسمم محمد بن علی بن الحسین است.»
جابر به سویش رفت و سرش را بوسید و میگفت: «پدر و مادرم به قربانت؛ پدرت رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله سلام میرساند و چنین میگفت.»
محمد بن علی بن الحسین هراسان به سوی پدر آمد و گزارش را بیان کرد. زینالعابدین علیهالسلام فرمود: «پسر جان، راستی جابر چنین کاری کرد؟»
گفت: «آری.»
فرمود: «پسر جان، در خانه بنشین.» (زیرا او بر خلاف تقیه رفتار کرد، چون دشمنان و مخالفین تو را خواهند شناخت و منزلت و کرامت تو را نزد خدا و پیغمبر خواهند دانست و بر تو حسد خواهند برد).
سپس جابر در هر بامداد و پسین خدمتش میرفت. اهل مدینه میگفتند: «شگفتا از جابر که در هر بامداد و پسین نزد این کودک میرود، در صورتی که او آخرین کس از اصحاب رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله است!»
چیزی نگذشت که علی بن الحسین علیهالسلام درگذشت. آنگاه محمد بن علی به احترامِ مجالستِ جابر با پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله نزدش میرفت و مینشست و از خدای تبارک و تعالی برای آنها حدیث میکرد. اهل مدینه گفتند: «ما جسورتر از این را ندیدهایم» (زیرا با این کودکی از جانب خدا حدیث میگوید).
چون دید چنین میگویند، از پیغمبر صلّى اللّٰه علیه و آله حدیث گفت. اهل مدینه گفتند: «ما دروغگوتر از این مرد را هرگز ندیدهایم؛ از کسی به ما حدیث میکند که او را ندیده است.»
چون دید چنین میگویند، از جابر بن عبداللّٰه حدیثشان گفت؛ آنگاه تصدیقش کردند، در صورتی که جابر خدمت او میآمد و از او دانش میآموخت.
📚:الکافي ج ۱، ص ۴۶۹
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖آیا امام باقر «علیهالسلام» در کربلا حضور داشتند؟
✍️«فاجعه عاشورا در سال ۶۱ هجری رخ داد. با توجه به اینکه امام باقر (علیهالسلام) در سال ۵۷ هجری متولد شدهاند(1)،
ایشان در زمان واقعه عاشورا ۴ سال داشتند.»
🔺قال أبو جعفر: قتل جدي الحسين و لي أربع سنين و إني لأذكر مقتله)2
🔸امام باقر «عليهالسلام» فرمودند:
جدّم امام حسین(علیه السلام) کشته شدند، در حالی که من چهار ساله بودم و کشته شدن او را به یاد می آورم
🔺عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع قَدْ أَدْرَكْتَ الْحُسَيْنَ ع قَالَ نَعَمْ)3
🔸زراره میگوید: «به امام باقر (علیهالسلام) عرض کردم:
آیا (زمان) حسین (علیهالسلام) را درک کردهاید؟ ایشان فرمودند: آری.»
📚:منابع
1: الکافی ج ۱ ص ۴۶۹
2: تاریخ یعقوبی ج2 ص320
3: الکافی ج 4، ص 223
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
علم الحدیث
➖نقض پیمان یا اعلام پایان؟ بررسی دستور الهی در سوره برائت ✍🏻طبق آیات ابتدایی سوره مبارکه برائت،
➖چرا در آغاز، ابوبکر مأمور ابلاغ سوره برائت شد؟ آیا او در ابتدا شایستگیِ ابلاغ داشت و سپس عزل شد؟
🔺«مُوسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الطَّاوُوسِ: اعْلَمْ أَنَّ اللهَ جَلَّ جَلَالُهُ قَدْ كَانَ عَالِمًا قَبْلَ أَنْ يَتَوَجَّهَ أَبُو بَكْرٍ بِسُورَةِ بَرَاءَةَ أَنَّهُ لَا يَصْلُحُ لِتَأْدِيَتِهَا، وَأَنَّهُ يَنْزِلُ عَلَى نَبِيِّهِ (ص) جِبْرَائِيلُ وَيَأْمُرُهُ بِإِعَادَةِ أَبِي بَكْرٍ، وَأَنَّ أَبَا بَكْرٍ يُعْزَلُ عَنْ ذَلِكَ الْمَقَامِ. فَظَهَرَ مِنْ هَذَا لِذَوِي الْأَفْهَامِ إِنَّ قَدْ كَانَ مُرَادُ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ إِظْهَارَ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ لَا يَصْلُحُ لِهَذَا الْأَمْرِ الْجُزْئِيِّ مِنْ أُمُورِ الرِّئَاسَةِ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِلْأَمْرِ الْكُلِّيِّ؟ وَأَنَّهُ لَا يَنْفَعُهُ اخْتِيَارُ صَاحِبٍ لِحَمْلِ الْآيَاتِ مَعَهُ، فَكَيْفَ يَنْفَعُهُ اخْتِيَارُ بَعْضِ أَهْلِ السَّقِيفَةِ لَهُ؟ وَأَنَّ اللهَ لَمْ يَسْتَصْلِحْهُ لِآيَاتٍ مِنْ كِتَابِهِ، فَكَيْفَ يُسْتَصْلَحُ لِجَمْعِ الشَّتَاتِ؟ وَأَنَّ اللهَ أَظْهَرَ عَزْلَهُ عَلَى الْيَقِينِ، فَكَيْفَ يَجُوزُ الِاخْتِيَارُ لِوِلَايَتِهِ عَلَى الظَّنِّ مِنْ بَعْضِ الْمُسْلِمِينَ؟ وَأَنَّهُ لَمْ يَصْلُحْ لِلْإِبْلَاغِ عَنِ اللهِ تَعَالَى وَرَسُولِهِ (ع) لِفَرِيقٍ مِنَ النَّاسِ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِجَمِيعِهِمْ؟ وَأَنَّهُ لَمْ يَصْلُحْ لِبَلَدٍ وَاحِدٍ، فَكَيْفَ يَصْلُحُ لِسَائِرِ الْبِلَادِ؟ وَفِي هَذَا الْحَدِيثِ الْمَعْلُومِ كَشْفٌ لِأَهْلِ الْعُلُومِ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) يَسُدُّ مَسَدَّ رَسُولِ اللهِ (ص) فِيمَا لَا يُمْكِنُ الْقِيَامُ فِيهِ بِغَيْرِ نَفْسِهِ الشَّرِيفَةِ، وَفِيهِ تَنْبِيهٌ وَتَصْرِيحٌ صَرِيحٌ عَلَى وِلَايَةِ عَلِيٍّ (ع) مِنَ اللهِ.»
🔸مرحوم سید بن طاووس:
«بدان که خداوند جلّ جلاله، پیش از آنکه ابوبکر با سوره برائت راهی مکه شود، میدانست که او شایستگیِ ابلاغِ آن را ندارد؛ و [میدانست] که جبرئیل بر پیامبرش نازل میشود و او را به بازگرداندنِ ابوبکر فرمان میدهد و [بدین ترتیب] ابوبکر از آن جایگاه عزل میشود.
پس برای خردمندان از این واقعه آشکار شد که مرادِ خداوند جلّ جلاله، نشان دادنِ این نکته بود :
که ابوبکر برای این امرِ جزئی از امور ریاست شایستگی ندارد، پس چگونه برای امرِ کلی شایسته باشد؟
و [نشان داد] که انتخابِ او توسط پیامبر برای حمل آیات به او سودی نرساند، پس چگونه انتخابِ عدهای از اهل سقیفه برای او، میتواند به وی سود برساند؟
و [نشان داد] که خداوند او را برای رساندنِ آیاتی از کتابش صالح ندانست، پس چگونه برای جمعوجور کردنِ امور پراکنده [امت] صالح باشد؟
و [نشان داد] که خداوند عزلِ او را به یقین آشکار ساخت، پس چگونه جایز است که ولایتِ او بر اساس ظن و گمانِ برخی از مسلمانان انتخاب شود؟ و [نشان داد] که او برای ابلاغِ پیام از سوی خدا و رسولش به گروهی از مردم صالح نبود، پس چگونه میتواند برای همه آنان صالح باشد؟
و برای یک شهر صالح نبود، پس چگونه برای سائر بلاد شایسته است؟
در این حدیثِ معروف، برای اهلِ علم کشف شد که علی بن ابیطالب «علیه السلام» جای خالیِ رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله» را در اموری که جز توسط شخصِ شریفِ خودِ پیامبر قابل انجام نبود، پر میکند
و در آن تنبیه و تصریحِ آشکاری بر ولایتِ علی علیه السلام» از جانب خداست
و نیز هشداری است بر آنچه این ولایت در بر دارد: از عزت بخشیدن به دینِ خدا، آشکار کردنِ ناموسِ اسلام، و برداشتنِ تقیه و خواری از آنچه از شریعت و احکام، پیش از آن پوشیده مانده بود.»
📚اقبال الاعمال ج 1 ص322
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi
➖چگونگی دلالت ابلاغ سوره برائت بر حقانیت امیرامومنین «علیه السلام»
🔺مَا ذَكَرَهُ أَصْحَابُنَا رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَمْ يُوَلِّ أَبَا بَكْرٍ شَيْئاً مِنَ الْأَعْمَالِ مَعَ أَنَّهُ كَانَ يُوَلِّيهَا غَيْرَهُ، وَ لَمَّا أَنْفَذَهُ لِأَدَاءِ سُورَةِ بَرَاءَةَ إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ عَزَلَهُ وَ بَعَثَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ لِيَأْخُذَهَا مِنْهُ وَ يَقْرَأَهَا عَلَى النَّاسِ، وَ لَمَّا رَجَعَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لَهُ : لَا يُؤَدِّي عَنِّي إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنِّي.
فمن لم يصلح لأداء سورة واحدة إلى أهل بلدة كيف يصلح للرئاسة العامّة المتضمّنة لأداء جميع الأحكام إلى عموم الرعايا في سائر البلاد؟!
🔸مرحوم علامه مجلسي:
“بدانید که یاران ما، رضی الله عنهم، از ماجرای عزل ابابکر برای ابلاغ سوره برائت به عنوان دلیلی بر جانشینی مولای ما، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ناشایستگی ابوبکر برای آن استفاده کردند.
آنها گفتند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابوبکر را به هیچ سمتی منصوب نکرد، در حالی که دیگران را منصوب کرده بود.
و هنگامی که او را برای ابلاغ سوره برائت به مردم مکه فرستاد، او را برکنار کرد و علی (علیه السلام) را فرستاد تا آن را از او بگیرد و برای مردم بخواند.
پس چگونه کسی که شایستگی ابلاغ یک سوره به شهر خودش را ندارد، شایسته رهبری عمومی باشد که شامل ابلاغ تمام احکام به عموم رعایا در تمام بلاد است.”
📚بحار الانوار ج 30 ص411
♻️کانال: علم الحدیث
@mirasehadisi