یه کمی رفت توی فکر و توی ذهنش دنبال جواب می گشت . یهو گفت :
فرش هم بلاخره از زمین درست شده .
پس حکم همون زمین رو داره .
بهش گفتم :
عه. پس از نظر شما منظور پیامبر این بوده که « زمین و هر چه متعلق به زمینه» . درسته ؟
گفت : بله .
گفتم : و از نظر شما فرش ، گرچه زمین نیست ولی از متعلقات زمینه و طبق این حدیث میشه روش سجده کرد . درسته ؟
با قاطعیت گفت : بله
منم با یه لحن شیطنت آمیزی بهش گفتم:
دوست عزیز ! این حدیث رو که نمیشه نصفه و نیمه بهش عمل کرد . یا به همّش عمل کن و یا به هیچیش .
گفت چطور ؟
گفتم : حدیث رو یه بار دیگه با هم بخونیم .
پیامبر فرموده : زمین ( و هر چه از زمینه ) واسه من برای سجده و تیمم قرار داده شده .
گفت: خوب ؟؟؟
گفتم : حالا که از نظر شما بر اساس این حدیث میشه روی فرش سجده کرد پس قاعدتا باید بشه روی اون هم تیمم کرد . چون دوتائیش رو حضرت پیامبر کنار هم گفته و نه جدا جدا ( عطف کرده)
بعدش ازش پرسیدم:
واقعا میشه روی فرش تیمم کرد ؟؟؟
گفت: نه
گفتم : پس سجده هم نهههههههه
حسابی رفت توی فکر 😉
فک کنم دنیای نماز و عبادتش رو ریختم بهم 🙈🙈
بنده خدا هی به ریش هاش دست می کشید و هی با خودش زمزمه می کرد .
نمی دونم داشت به من فحش می داد و یا به خودش و یا...😁😁😁.
بله دوستان طبق این حدیث و احادیث دیگه سجده فقط روی زمین و هر چه که مستقیم در ارتباط با زمین باشه و خوراکی و یا پوشاکی نباشه ، درسته ولا غیر
پس میشه روی :
خاک ، سنگ، چمن، پوست درخت ، برگی که خوراکی نباشه و این چیزا هم سجده کرد و هم تیمم
حالا داستان مهر چیه که ماها استفاده می کنیم؟
داستانش اینه که اولا چون قرار ما روی زمین سجده کنیم و نمیشه توی خونه و زندگی مدام یا فرش رو کنار زد و یا یه خورده خاکی چیزی دنبالمون باشه و ثانیا توی احادیث اومده که مثلا سجده بر تربت و خاک کربلا مستحبه، واسه همین ما یه کم خاک رو ازش مهر درست کردیم که هم حمل و نقل و نگهداریش راحت باشه و هم بشه از تربت کربلا و یا مشهد مثلا استفاده کنیم .
این کارما نه تنها شرک وگناه نیست، بلکه کاری بسیار عاقلانه است.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شستوشوی ضریح علوی در آستانۀ عید غدیر
@FarsMaaref 💠
ا8️⃣2️⃣2️⃣
حکمت دویست و بیست و هشتم 🍀🍀
قسمت قبلی: ⏪ اینجااااااا
----------------------------------------------------------------
قسمت دوم:
قائد غُرّ المحجّلین، آقا امیر المومنین علیه السلام فرمودند:
...هر کی از مصیبت و گرفتاری که به سرش اومده شکایت کنه، در واقع داره از خدا شکایت می کنه.
وقتی مصیبیتی سر آدم میاد، اولا آدم باید صبر و تحمل مواجهه ی با اون رو داشته باشه . زود از کوره در نره و فک نکنه که دنیا به آخر رسیده.
ثانیا باید ببینه که چی باعث شد که گرفتار بشه ، عوامل و ضعف ها و کاستی ها رو پیدا کنه تا بتونه از تکرار دوباره ی اون جلوگیری کنه.
آدمای ضعیف و تنبل، و آدمایی که به خدا و قدرتش ایمان کافی ندارند، به جای اون کارها زبان شکایت باز می کنن و فقط و فقط غر می زنن و از زمین و زمان شکایت دارن
(مَنْ أَصْبَحَ يَشْكُو مُصِيبَةً نَزَلَتْ بِهِ، فَقَدْ أَصْبَحَ يَشْكُو رَبَّهُ)
قسمت بعدی⏪. اینجااااااا
#حکمت
#امام_علی
#نهج_البلاغه
⊰❀🌹❀⊱━━━╮
@harfe110 ╰━━━⊰❀🌸❀⊱
روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست.
آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند.
سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله.
در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت:
جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.)
عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد.
سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند.
وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند.
علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش)
خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست.
عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند :
دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟!
سلطان گفت: او عالِم است.
دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید.
آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟
علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام میکردند و خدای تعالی نیز فرموده است :
(چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.)
از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است.
پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای
نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست.
پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟
علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید.
علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد.
علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود.
احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است.
علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند.
علامه گفت:
پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند.
در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند...
سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند
آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد.
سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود
پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟
علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید
سلطان گفت: نه! علامه گفت:
در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند.
ارسال به دیگر گروه ها ترویج امر ولایت و امامت است لطفا از ارسال دریغ نکنید.
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ
اعلام مراسم/ ویژه برنامه عید سعید غدیر خم🎉💐
🔹استندآپ کمدی
🔹سخنرانی و مولودی خوانی
🔹اجرای سرود و خواننده
🔹نمایش های فرهنگی_هنری
🔹موکب نذر خدمت هلال احمر
🔹برگزاری قرعه کشی کمک هزینه سفر به کربلای مقدس
🔶 همراه با شگفتانه های ویژه
🔸چهارشنبه و پنجشنبه: 13 و 14 خردادماه
🔹 از ساعت 20:30
🔺چهارراه شیخ صدوق
🔹هیئت الشهید اصفهان
🔹موکب مردمی شهید میثم رضوان پور
🔹موکب مردمی ایران پیروز
#همه_باهم_برای_ایران✌️🇮🇷
آدرس کانال:
@ashahid99
@IRAN0313a
@irane_pirooz
سلام به دوستان عزیز
یه ذکر منقبت از حضرت علی علیهالسلام به نقل از مهمترین کتاب اهل سنت👇👇👇