سلام
مقدمه نامه ۷۱
یکی از چالشهای امام علی علیهالسلام در حکمرانی ، کمبود کارگزار مجرب و متعهد بود .
یعنی کسی که هم از عهده ی کار بر بیاد و هم متعهد و متقی باشه تا به بیت المال دست اندازی نکنه.
به همین جهت امام مجبور بود از خیر الموجودین استفاده کنن و با توصیه و نصحیت واحیانا تهدید اونا رو مدیریت کنن.
کمبود نیروی متعهد، باعث شد که برخی از کارگزارهای امام که ظاهر الصلاح بودند و به نظر می رسید بتونن به امام در حکومت کمک کنن و ایشون به اونا اعتماد کرده بودند ، از اعتماد امام سوء استفاده کنند و به بیت المال دست اندازی کنند و با دزدی و اختلاس کلان، از پشت به امام خنجر بزنن و با پولی هنگفت به سمت معاویه (= کانادای آن روز) فرار می کردند.
نمونه بارزش ابن عباس هست که فرماندار بصره و کوفه بود و با تصاحب بیت المال به امام پشت کرد .که ما قبلا در نامه های ۴۰ و ۴۱ و ۶۶ به این قضیه پرداخته ایم 👈 اینجااااا
یکی دیگه از این کارگزاریی که تو زرد از آب در اومده شخصی به نام « منذر بن جارود عبدی» هست که گزارش هوسرانی هاش به امام رسیده و ایشونم طی این نامه، ضمن توبیخ شدید،اون رو از سِمتش عزل کردن و به مرکز خلافت احضارش کردند.
پدر منذر ابتداء مسیحی بود . در سال نهم و یا دهم هجرت مسلمان شد و انسان با وجاهت و خوبی بود .اون در شهر بصره زندگی میکرد و عاقبت هم در فارس و یا نهاوند به شهادت رسید .
سلام
صبح جمعتون نورانی و خوش
دعای امام زمان پشت سر همّتون❤️
قرار شد نامه 71 رو واستون بگم
ولی قبلش بد نیست آخر عاقبت این « منذر خان» رو واستون تعریف کنم که شاید درس عبرتی باشه واسه خیلی هامون
گفتم که پدر منذر شخصی بوده به نام جارود که واقعا آدم حسابی بوده و امام در همین نامه 71 به صالح بودن پدرش تصریح می کنند . امام روی حساب پدرش و ظاهر الصلاح بودن خود این منذر ، اون رو والی یه بخش از خوزستان و اهواز می کنند .
اما متاسفانه منذر در بیت المال خیانت می کنه و مقدار 4000 درهم از خراج ها رو واسه خودش بر می داره .امام هم وقتی گزارشش به دستشون می رسه با همین نامه اون رو به کوفه احضار می کنن و ضمن اینکه از مقامش عزلش می کنن اون رو به پرداخت 30000( سی هزار) درهم جریمه و زندان محکوم می کنند .
اون جریمه ها رو پرداخت می کنه و بعد از یه مدتی با کفالت شخصی به نام « صعصة بن صوحان » از زندان آزاد میشه . و تا پایان حکومت امام علی علیه السلام منصبی نداشته .
اما در زمان عبیدالله ملعون دخترش رو به همسری اون میده و دوباره پاش به حکومت و مسئولیت باز میشه و از طرف همین عبیدالله به ولی برخی از مناطق میشه .
در زمانی که امام حسین علیه السلام قیام خودشون رو شروع کردند ، ایشون نامه هائی رو به برخی از بزرگان و کسانی که در مردم نفوذ داشتند می نویسند و از اونا میخان که از « حق» دفاع کنند.
یکی از اونا همین « منذر بن جارود» هست .
شما فکرمی کنید اون در پاسخ به امام چکار می کنه ؟؟؟؟
بله! درست حدس زدید.
اون، نامه و نامه رسون رو تحویل عبید الله میده 😞😞😞
این یعنی عاقبت به شرّی . منذری که یکی از کارگزاران علی علیه السلامه و می تونست در عدالت گستری امام مشارکت داشته باشه و خوش نامی دنیا و اخرت رو داشته باشه، میشه یکی از پادوهای عبیدالله بن زیاد و شریک جنایات اون در فاجعه ی کربلا!!!!!!
اللهم اجعل عاقبت امورنا خیرا
منبع اطلاعات بالا از کتاب « مکاتیب الائمه علیهم السلام» ج1 ص 394
سید رضی رحمة الله در پایان همین نامه 71 حالات روحی منذر رو از قول امام علی علیه السلام اینگونه شرح میده :
منذر اونقدر متکبر شده که مدام به این طرف و اون طرفش نگاه می کنه و حواسش به دو تکه لباسی که به تن داره هست و باهاشون فخر می فروشه و مدام به بند کفشاش فوت می کنه که نکنه گردی به روشون نشسته باشه !!!!