من را به درد خود رها کردی و رفتی
دیدی که با این دل چه ها کردی و رفتی ؟
من با تمام هستی ام دل بر تو بستم
اما تو دل از من سوا کردی و رفتی
به تو خو کردهام ، مانند "سربازی" به "سربندش"
تو معروفی به دل کندن ، مونالیزا به لبخندش !
میڪنم سرفه ڪه منظور ڪنار ٺـو منم !
ڪرده ام جمع حواسم ڪه نلرزد سخنم !
من ، شما ، چیزه ، ببخشید ، خداحافظتان
اۍ خدا باز نشد حرف دلم را بزنم |: