صد و یک شبه که بچههامون ایران رو بیشتر از همیشه دوست دارن و اولویت نقاشی کشیدنشون پرچم ایرانه🇮🇷🎨
◀️روایت شبهای موکب
📸| @hayati_text
ساعت ۹ صبح طی معجزهی الهی خاص، چشم میگشایم. برای منی که ساعت ۴ خوابیدم عجیب است.
سرحال سرحالم. کتاب شعر، انگیزهی بقیه روزم را تأمین میکند. با این که سخت از آن دل می کنم اما ناچارم از او خداحافظی کنم. به او قول میدهم که روزی تمام غزل هایش را حفظ میکنم. اما آن زبان بسته بجز نوشته ای که از قبل در آن نوشته شده، چیز دیگری نمیگوید.
میروم سمت لبتاب. پانصد_ششصد کلیپ و فایل را از گوشی به آن منتقل میکنم. میدانم موبایلم نفس راحتی می کشد و میگوید: «آخیش! سبک شدم.» زمانی که فایل ها منتقل میشوند اتاق آرام است اما دیگر نمیخواهم اینگونه باشد، در همین فاصله موسیقی مرا صدا میزند و میگوید: «نوبت من است، مرا بشنو.» برای تغییر مود و احساسم پیشنهادش را میپذیرم.
تنهایم! اما تنها نیستم. هرکدام از ابزارهای تکنولوژی دوستان خوب من هستند. موبایل، رفیق فابریکم؛ لبتاب، دنیا بدون او هرگز و موسیقی، همدم و تلطیف کنندهی روحیهام.
خوشحالم و بعد می اندیشم اگر آن ها نبودند چه میکردم؟
✍🏻مهدیه حیاتی
#روز_نوشت
📝| @hayati_text
هم آری و هم نه!
«هوش مصنوعی» فقط کار را سریعتر پیش میبرد اما بهجای ما فکر نمیکند.
درکش از «محرم» همین است و البته غلط غولوط هایی که بعد از خروجی گرفتن اصلاح میشوند.
به او میگویم با فونت یکان بنویس، نمیتواند
با فونت هستی بنویس، عاجز است
با تایپوکار، هنگ میکند.
رخ و پیدا و سوفی را تست کن، غریبه میشود.
نهایتاً دو فونت همیشگی را تکرار میکند.
نیمی از تلاش طراح، انتخاب فونت است.
با این حال، یادگیری #Ai لازم است و عدم فراگیریاش در قرن بیست و یک، ضعف.
👩🏻💻| @hayati_text
تحویل سال به وقتِ مُحَرّم است
حَوّل قلـُوبَنا بِه بُکاءُ عَلیالحُسَین
هدایت شده از جارچی 🇮🇷|
«علیالاصول!»
(نوسروده برادر عزیزم، شاعر آیینی، میلاد عرفانپور، برای پیام امام، آقاسیدمجتبی)
علیالاصول، یکی تنگه را رها کردهاست
میان معرکه بر ترس، اقتدا کردهاست
علیالاصول یکی برخلاف رأیِ ولی
برای وعدهٔ دشمن، حساب وا کردهاست
علیالاصول، یکی وقت رزم در میدان
به اجتهاد خود اینگونه پابهپا کردهاست
علیالاصول، یکی پشت پا زده به اصول
یکی به جادهٔ خاکی زده، جفا کردهاست
اگرچه از سر دلسوزی است و حسن نظر...
در این نبرد، کم آورده و خطا کردهاست
چه سود میبَرد آنکس که دور از این مردم
بر این معامله اصرار نابجا کردهاست؟!
چه حاصل است از این نامه با چنین گرگی
که نانوشته دریدهاست و نقضها کردهاست
...و جنگ راه خطیریاست، مرد میطلبد
...و جنگ، جوهر افراد برملا کردهاست
و صلح نیست از این رستخیز، راه گریز
چنانکه عافیتاندیش، ادعا کردهاست
علیالاصول، امام شهید، خامنهای
برای مردم ما صبح و شب دعا کردهاست
علیالخصوص همین بعثت خیابانی
برای دیدن خورشید، کوچه وا کردهاست
علیالاصول، خداوندِ مردم مبعوث
شگفتمعجزهای گاه با عصا کردهاست
عصای معجزه، امروز نیست جز فریاد
عصای معجزه عشق است و کارها کردهاست
✍️ #میلاد_عرفانپور
@jaarchi
شب پنجم محرم است. نمیتوانم نروم. مهمان آمده اما اولویت من بچههای مسجد است. خداحافظی میگیرم و قدم هایم را دوتا یکی میکنم تا سریعتر برسم. وارد که میشوم دخترها را محکم در آغوش میگیرم گویی محبتشان را سالهاست در سینه دارم.
«آجی دلمون برات تنگ شده بود» «آجی این چند شب چرا نیومده بودی؟» «امشب بازی داریم یا کاردستی؟»
نمیدانم اول به کدام سؤال پاسخ دهم. رکعت دوم نماز مغرب را میخوانند، دیر رسیدم و یک گوشه به بهانهی خواندن نماز میروم.
باید جبران این چند شب نبودم را کنم. دست بچه های کوچکتر را میگیرم و حلقه تشکیل میدهیم:« یک و یک و یک... دو و دو و دو... سه و سه و سه...» همینطور تا ده. بعد میگویم:«استپ» و بازی رنگ ها را انجام میدهیم (که توضیحش بماند برای بعد)
ازخدایِ امام حسین(ع) میخواهم به من توفیق دهد تا شبهای دیگر هم خادم بچهها باشم.
✍🏻 مهدیه حیاتی
◀️ #روایت_شبهای_مسجد
📝| @hayati_text