🐰 عزیزم
تو اگر قرار بود یه شخصیت از بازی های میراث باشی ، جیجی میشدی و اگر قرار بود یه جلد از این مجموعه باشی ، جلد دوم یعنی ارثیه هاثورن بودی!
𑄹 ْᅠ﹍﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎
زمستان خبر از سردی را می اورد ، خبر از دوری ، اما در وسط کولاکی از برف ، کسی انجا با قلبی گرم تر گرمای خورشید ایستاده است ، چه کسی میداند او این گرما را از کجا دزدیده است ؟
هرکسی نداند ، من میدانم ، او گرمای قلبش را از ستاره ها هدیه گرفته است و قهوه اش ، با طعم بوسه های کسی که در انتظار او به سر میبرد ، شیرین شده است .
حتی خبر دارم که موج های دریا ، به ساز او ، میرقصند ، انگار که در تمام جهنم ، او بهشت خودش را دارد ، انگار که اون متعلق به اینجا نیست ، انگار که او ، با همه رهگذران این جهان متفاوت است ، به نظر میرسد که همه میروند ، ولی او تا ابد جاودانه است .
تغذیه گر روح شما ، ساغر .
Sol عزیزم
تو اگر قرار بود یه شخصیت از بازی های میراث باشی ، مکسین/مکس میشدی و اگر قرار بود یه جلد از این مجموعه باشی ، جلد سوم یعنی گامبی نهایی بودی!
𑄹 ْᅠ﹍﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎
در تاریک ترین گوشه شهر ، کسی هست که از جنس خورشید است ، نگاهش افتاب را به یاد می آورد و روحش ، به اندازه پیچ و تاب موهای فر ، زیباست ؛
اون سخن نیست که بگویند
او غزل نیست که بخوانند
او خورشید است .
خورشیدی که نور زیبای طلایی رنگش ، دل هر کودکی را شاد میکند و با هر بوسه ، سگ های کوچک را وادار به خندیدن میکند
هیچکس نمیداند که او اینجاست ، در تاریکی عمیق .
هیچکس نمیداند کسی که زندگیشان را روشن میکند ، کسی است که خود در تاریکی قدم برمیدارد ؛
چرا که او خورشید است .
تغذیه گر روح شما ، ساغر .
امیدوارم خوشتون بیااااد ، اگر کسی رو جا انداختم لطفا برام تگ رو توی ناشناس مخفیگاه بفرسته تا بزارمش )💘