eitaa logo
هیئت مجازی 🚩
3.9هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
2.8هزار ویدیو
421 فایل
ˇ﷽ شبیھ بوی گُـل است این‌جا؛ براے پروانگےهاے تو در مسیرِ او...🦋 💚˹ از ؏ـشق بخوان @ASHEGHANEH_HALAL ˼ ‌ ‌‌🛤˹ پل ارتباطے @Khadem_Daricheh ˼ 💌˹ تبادلات و تبلیغ @Daricheh_Ad ˼ . . شما براے ما نعمتید...😌🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
[• ☺️ •] 🍃🌹🍃🌹🍃 [🌹]دست به دامن خدا ڪه میشوم...... چیزی آهسته درون من به صدا در می آید ڪه نترس! ✨از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...✨ خــدا رو احساس ڪن👇 [•🕊•] @Heiyat_Majazi
[• 📿 •] . . 😇 امام صادق عليه‌السلام: بهترين صله‌رحم، خوددارى از آزار و اذيت خويشاوندان است. 📚 بحارالأنوار، ج۷۴، ص۸۸ ، ح۱ . . پاتوق نخبگـــان😌👇 [•⏳•] @Heiyat_Majazi
هیئت مجازی 🚩
[• #خانمےڪه_شماباشے👜•] . . من دنبال #آزادے✌️ هستم... #آزادے_جنـســــے😎..... #تســـــــاوی حقوق زن👱🏻
[• 👜•] . . من دنبال ✌️ هستم... 😎..... حقوق زن👱🏻‍♀ و مرد👨🏻. . . گفت : ما حتے در زمینه حـجـــاب هم بـد برخورد ڪردیم. ۴۰سال هست ڪه یڪ سیاست را در پیش گرفتیم 👈 این سیــاست شڪســت خــورده است . . . این سیاست رو باید بدیم👉 گفتم : 🙄 بحث حجاب چه ربطے به یا بحران جنسے داره⁉️ گفت : مثل دژے ست ڪه حجاب در داخل این دژ تعریف میشه و حجاب مانند دَر🚪 این قلعه است. ما دَر🚪 این قلعه رو محڪم چسبیدیم با سیاستهاے اشتـــبـاهمون، بعد دشمن از در و دیوار قلعه داره میاد توی قلعه و همه جا را تغییر میده‼️‼️😑 گفتم :😨 گفت : باید سیاست ها و مان را تغییر بدهیم. مثلا همین اینستاگرام به تنهایی خودش جریان سازے میڪند. یا در ⇜ ۲۰ڪشور اولی که بیشترین جستجوی عبارت های پورن و... رو دارن، همین ڪشورهاے اتوڪشیده اروپایی هستن😏 . . . ✅ . . یہ عالمہ نڪتہ؛ جانمونے😍👇 [•👒•] @heiyat_majazi
sabad sabad gole narges.wav
479.5K
📱🍃 •[ #ڪد_عاشقــے☎️ ]• 💞🍃 سبد سبد گل نرگــــس فداے صبح نگاهتــــــ . ‌. . همــراه اول ⬅️ ارسال کد 67349 به شماره ۸۹۸۹ ایراݩــسل⬅️ ارسال کد 4413527 بہ شماره۷۵۷۵ رایتــل⬅️ ارسال کد on4009002 بہ شماره ۲۰۳۰ 📱🍃 @heiyat_majazi
[• 😎 •] . . ♦️نمیشد این برنامه به تعویق بیفتد؟ آقای روحانی، وقتی تا اتاقت هم کسی را راه نمیدهی، افتتاح این اتوبان در این شرایط بحرانی چه توجیهی دارد؟ . . ⛔️ 🍃 با مغــزبـــانے، بصیـــــــرت دهیـــد👇 [•📡•] @Heiyat_Majazi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیئت مجازی 🚩
💚🍃 🍃 #خـادم_مجـازے سلام و صد سلام بر کاربران عزیز و بزرگوآر هیئت مجازے🌸 اینجانب ☺️خآدم #مهدیار به
[• 👳🏻•] ☺️👇🏻: سلام ببخشید میگفتن هرموقع اسم حضرت محمد بیاد باید صلوات بفرستی حتی اگه سر نماز باشی ولی بعد از تشهد چون و عجل فرجهم نمی گیم باید صلوات بفرستیم؟چون یه جا شنیدم بعد از صلوات حتما و عجل فرجهم بگید تا لازم نشه به خاطر اسم حضرت محمد هه ی دوباره صلوات بفرستی. ✅👇🏻: سلام صلوات در تشهد واجب می باشد ولی گفتن عجل فرجهم بعداز صلوات واجب نمی باشد وطبق نظرآیت الله مکارم احتیاط آن است در تشهد نماز (عجل فرجهم )گفته نشود و مطابق آنچه در رساله ها آمده است عمل نمایید. 👇🏻: @khademr_S_mir . . ⛔️ 🍃 هیچ شبهـه‌اےبے پاسخ نمونده😉👇 [•📖•] @Heiyat_Majazi
[•🌸 ☺️🦋] ‌ توے دلت بگو نگاهم میکنه نگاهم میکنه حتی اگه اینطور نباشه خدا به حسیـن میگه: حسیـنم... نگاه کن این بندمو خیـلی دلش خوشه ! نکن.. یه نگاهیـم بهش بنداز این خیـلی مطمئن حرف میزنه‌ها! خــدا رو احساس 👇 [•🕊•] @Heiyat_Majazi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیئت مجازی 🚩
[• #قصه_دلبرے📚•] #اینڪ_شوڪران¹ ↯ #قسمت_بیستم😍🍃 به چشم من که منوچهر یه مومن واقعی بود، سید بودنش به
[• 📚•] ¹ ↯ 😍🍃 نزدیک عملیات بدر، عراق اعلام کرد دزفول رو میزنه. دزفولیها می رفتن بیرون از شهر. می گفتن: "وقتی میگه، میزنه...". دو سه روز بعد که موشک بارون تموم میشد برمیگشتن. بچه هاي لشکر می خواستن خانماشونو بفرستن شهر هاي خودشون، اما کسی دلش نمیومد بره... دستواره گفت: "همه برون خونه ما، اندیمشک." من نرفتم... به منوچهر هم گفتم، ادعا داشتم قوي هستم و تا آخرش می مونم... هرچی بهم گفتن، نرفتم... پاي علی میخچه زده بود نمیتونست راه بره... بردمش بیمارستان نزدیک بیمارستان رو زده بودن. همه شیشه ها ریخته بود. به دکتر پای علی رو نشون دادم... گفت"خانم تو این وضعیت براي میخچه پای بچت اومدي؟ برو خونت". ! برگشتم خونه... موج انفجار زده بود در خونه رو باز کرده بود. هیچ کس نبود، توي خونه چیزي براي خوردن نداشتیم... تلفن قطع بود... از شیر آب گل میومد... برق رفته بود... باعلی دم در خونه نشستیم یه تویوتا داشت رد می شد آرم سپاه داشت، براش دست تکون دادم. از بچه هاي لشکر بودن. گفتم: "به برادر صالحی بگید ما اینجا هستیم، برامون آب و نون بیارید". آقاي صالحی مسئول خونواده ها بود. هرچی می خواستیم به اون می گفتیم. یکی دو ساعت بعد اومد. نذاشت بمونیم. ما رو برد خونه ي دستواره... 《با چند تا از خانم ها رفته بود بیمارستان براي کمک به مجروح ها، که گفتند منوچهر آمده. پله ها را دو تا یکی دوید. از وقتی آمده بود دزفول، یک هفته ندیدن منوچهر برایش یک عمر بود. منوچهر کنار محوطه ي گل کاری بیمارستان منتظر ایستاده بود. فرشته را که دید، نتوانست جلوي اشکهایش را بگیرد... گفت: "نمیدانی چه حالی داشتم. فکر میکردم مانده اید زیر آوار. پیش خودم می گفتم حالا جواب خدا را چه بدهم" فرشته دستش را دور گردن منوچهر حلقه کرد و گفت: "واي منوچهر، آن وقت تو می شدي همسر شهید ."!!! اما منوچهر از چشمهاي پف کرده اش فقط اشک می آمد...》 • • ادامھ‌ دارد...😉♥ • • 🖊:نقل از همسر شهید منوچهر مدق 😌🖐 ⛔️⇜ ...⛔️ [•📙•] @Heiyat_Majazi