نامهای به Charli.
برای دیدار لحظهای ناب از گوشهی پرتگاهِ گذرگاه؛
در ضلعهای دایرهی افراد، در کوتاه ترین زاویه به مرکز، در ضلع سوم به افق صمیمیت راهیافت.
عشق جاوید میماند هنگامی که فاصله را زمان کوتاه میکند، برای سراغی از احوال پروانهوار میمیرد؛
بر براندازی آخرین تشکر شکرانهای بر نهایی ترین کوه مینشیناند.
اگر وجب وجب فاصله راه یافته است، قدم قدم فاصله را میپیماید؛
تا زمانی که آغوشی از درد او را تصاحب کرده باشد او را یافت کند و خود آغوشی برای خمار کردن اغوش درد باشد تا تسکین دوران سنگین باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از طرف کسی که...
سلام وقت بخیر
به مناسبت روز دختر فردا شب دوباره تقدیمی داریم و چند نفر به طور رندوم از کانال و چند نفر از جاهای دیگه به طور اتفاقی انتخاب میکنیم و مثل سری قبل یه نامه کوتاه تقدیمشون میکنیم.
کسایی که تا الان درخواست نامه توی ناشناس گذاشتند ولی نامهای براشون نوشته نشده به طور مجدد درخواست رو توی ناشناس بگن یا بیان پیویم اطلاع رسانی کنند
@Cassilor_Navis
نامهای به violet.
رنگ باختگی یک توهم به چیزی اوزان میشود که رنگی تازه دریافت کند؛ رنگِ لایهیِ بیرنگیِ خیال، رنگی تازه است..
برای زمانی که با دستهای از گل های بنفشه به دیدار بیرنگیاش میروی و دسته گل پژمردهات را روی اوراق بنفش مانندش میگذاری.
نامهای به لیوای...
آسایش جایگاه متوهم، زمانی به کرسی مینشیند که در اندوه دگر لبخند نهفته نباشد؛
اندوه زمانی دردش کمی مینشیند که نیازی نباشد در هنگام رنجشِ مرگ لبخند بنماید،
اندوهی که زمانی را برای اندوهگین بودن خود ندارد دردناک تر از علل اندوه است؛
اندوهگین باشید به هنگام سوار اندوه بودن زیرا که انسان ز اندوه زاده شده دلیلی بر پنهان نمودن نیست.
نامهای به Helen.
درنگ از آسمان میبارد،
برای لحظهای که توقف به ایستگاه لبخند، آرامش مینمود؛
لبخندی که مدتی در آغوش لب ها به سر میبرد،
حال سرگردان بر آوار ها قدم میزند و غم زخمی بر لبان بیشه نهاده، جایی که انگار از آوار ها گریز کرده و خانه ای بر خانهی پیشین لبخند بنا نموده است.