°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🙏 #تمثیل های خدایی🙏6⃣5⃣ ☺️مثل مداد رنگی‼️ ➖➖✏️➖➖ 🔹اگر مداد رنگی ها دائم رنگ عوض می کردند هیچ نقاشی،
🙏 #تمثیل های خدایی 🙏7⃣5⃣
🔻زخم زبان :
- دست را که در آب بگذاری موج ایجاد می شود !
بعضی آدمها موج برمی دارند ؛ اخلاقشان عوض می شود .
👈با این تیپ آدم ها جز صمت (سکوت ) هیچ رفتاری نباید کرد !
یعنی اگر شما در آن لحظه دخالت کنی و ورود نمائی بدتر می شود که بهتر نمی شود !
این نسخه ای ست که امام رضا علیه السلام پیچیده ست ؛
🔹امام رضاعلیه السلام فرمودند :
اگر شما در یک چنین موقعیتی سکوت کنی و دخالت نکنی نه تنها او خوب می شود بلکه این نوسانی که پیدا کرده رفع می شود ؛ آن صفائی را که از دست داده برمی گردد ؛
بلکه حتی زمینه ی عشق و محبت او نسبت به شما هم خواهد شد !
🔸امام رضا علیه السلام فرمودند :
سکوت ، محبت را به دست می آورد ؛
بنابراین راهش آنگونه ای که از روایات و آیات می گیریم این است که این طور موقع ها آدمها باید صبر و تحمل کنند !
خود این سکوت شما ، سرعت گیر ست !
🔹شما وقتی برخورد می کنی و جواب می دهی او تیزتر می شود و بیشتر ادامه می دهد !
مثل یک کارد؛ که شما وقتی به آن سوهان می زنی چون سوهان خشن ست سبب برنده تر شدن کارد می شود !
🔸ولی وقتی نه ، شما با این کارد به نرمی برخورد کنی مثلا پنبه ای یا پشمی به این کارد بکشی کندتر می شود .
اصلا این سکوت او را کند می کند ؛
برخلاف تصور بعضی ها که می گویند اگر جوابش را ندهیم پر رو تر می شود ؛ اینطور نیست ❗️
#درمحضراهل_بیت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🙏 #تمثیل های خدایی 🙏7⃣5⃣ 🔻زخم زبان : - دست را که در آب بگذاری موج ایجاد می شود ! بعضی آدمها موج
🙏 #تمثیل های خدایی 🙏8⃣5⃣
🎶 مثل نسیم 🎶
💠غنچه ها گل می شوند، یعنی باز و شکفته می شوند اما با کمک نسیم .
و نسیم اگر چه بی مزد و بی منت گره از کار فروبسته غنچه ها می گشاید اما خود بی نصیب نمانده و خود نیز عطرآگین می شود .
♦️خوشا به احوال آن مردمی که مثل نسیم ، مثل باد بهار گره از کار خلق خدا می گشایند ..
چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گرهگشا می باش
🔷 البته خود نیز بی بهره نمی مانند.
بهره ی آنها همین بس که یا در کارشان گره نمی افتد، یا به چشم برهم زدنی گشوده خواهد شد .
🌺 نخواهی که باشی پراکنده دل
پراکندگان را ز خاطر مهل🌺
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🙏 #تمثیل های خدایی 🙏8⃣5⃣ 🎶 مثل نسیم 🎶 💠غنچه ها گل می شوند، یعنی باز و شکفته می شوند اما با کمک نسی
🙏 #تمثیل های خدایی 🙏9⃣5⃣
🌹مثل بوی گُل‼️
➖➖➖➖➖➖➖➖
👋دستم بوي گل مي داد، مرا به جرم چيدن گل ملامت كردند!!
💠كسي اما فکر نکرد شايد گلي كاشته باشم.
#پینوشت:
در مورد افراد زود قضاوت نکنیم
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
➡️✅مطلب را انتشار دهید...
#شهیدهمت به روایت همسرش1
#قسمت_هفدهم
فــراق
از این که ما منتظر پایان جنگ بودیم دلگیر میشد😒. میگفت: «این خواسته و آرزوی مردم عادی است که عمق و ارزش واقعی جنگ را نمیفهمند. خداوند بندهاش را که خلق کرده او را در معرض آزمایش و امتحان قرار میدهد و امتحان در راحتی و راحتطلبی نیست، بلکه در سختی است.»☝️
با ناراحتی گفت: «این را مطمئن باش روزی که جنگ ایران و عراق تمام شود، آن روز اولین روز فراق ما خواهد بود.🙂 چرا که در آن صورت وضعیت فرق خواهد کرد. اگر الآن جنگ در اینطرف مرز است، بعد از نابودی حکومت بعث عراق، جنگ به آنطرف مرزها کشیده میشود.»اینها، همه نشانه عشق او به شهادت بود🕊.برای او دو چیز مهم بود: «امام( رحمت الله علیه ) » و «شهادت.»💔یک بار میگفت: «من دو آرزو دارم. اولین آرزویم شهادت است و دومی که مهمتر از آرزوی اولم است، اینکه لحظهای بعد از امام نفس نکشم😞. همیشه در دعاهایم از خداوند درخواست کردهام برای لحظهای هم که شده، مرا زودتر از امام پیش خودش ببرد.»🕊🕊
راوی:همسرشهید
#محمد_ابراهیم_همت
#ادامهدارد...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
💙🍃🦋
🍃🍁
🦋
🔆دنیا مانند گردویی است بی مغز!
🌕ملا مهرعلی خویی، روزی در ڪوچه دید دو ڪودڪ بر سر یڪ گردو با هم دعوا میڪنند...
به خاطر یڪ گردو یڪی زد چشم دیگری را با چوب ڪور کرد.
یڪی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس چشم درآوردن،
◀️گردو را روی زمین رها ڪردند و از محل دور شدند...
✅ ملا رفت گردو را برداشت و شڪست و دید، گردو از مغز تهی است. گریه ڪرد.
🔅پرسیدند تو چرا گریه میڪنی؟!
گفت: از نادانی و حس ڪودڪانه، سر گردویی دعوا میڪردند ڪه پوچ بود و مغزی هم نداشت...
🔘 دنیا نیز چنین است، مانند گردویی است بدون مغز! که بر سر آن میجنگیم و وقتی خسته شدیم و آسیب به خود رساندیم و یا پیر شدیم، چنین رها ڪرده و برای همیشه میرویم...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🦋 ❤️
🍃🍁
💙🍃🦋
#پست_ویژه
🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃
هدیه امام حسین(ع)به خانواده همت....
💐مےخواستم برم #كربلا زيارت #امام_حسين(ع) .
🌿همسرم سه ماهه حاملـہ بود. التماس و #اصرار كه منوهم ببر، مشكلـے پيش نمی آيد.هر جوری بود #راضيم كرد. با خودم بردمش.
💐اما سختـے سفر به شـدّت مريضش ڪرد. وقتی رسيديم #كربلا، اول بردمش #دكتر .
🌿دكتر گفت: احتمالا جنين #مرده . اگر هم هنوز #زنده باشه، اميدی نيست. چون علايم #حيات نداره. 😔
💐وقتي برگشتيم مسافرخونه، خانم گفت: من اين داروها رو نميخورم! بريم #حرم .😍 🌿هرجوري كه ميتوانی منو برسون به #ضريح #آقا .💔
💐زير بلغهاش رو گرفتم و بردمش كنار #ضريح .تنهاش گذاشتم و رفتم يه گوشهای واسه #زيارت .
🌿با حال #عجيبی شروع كرد به #زيارت . بعد هم خودش بلند شد و رفت تا دم در #حرم .💞
💐صبح كه براي #نماز بيدارش كردم. با خوشحالے بلند شُـد و گفـٺ: چه #خواب شيرينی بود. الان ديگہ مريضی ندارم.
🌿بعد هم گفت: توی خواب #خانمی (حضرت زهرا"س") رو ديدم كه نقاب به صورتش بود، يه #بچه زيبا رو گـذاشت توی #آغوشم .😍
💐بردمش پيش همون پزشك. 20 دقيقهای معاينه كرد. آخرش هم با تعجب گفت: يعني چه؟ موضوع چيه؟ ديروز اين بچه #مرده بود. ولی امروز كاملا #زنده و سالمه! اونو كجا برديد؟ كي اين خانم رو #معالجه كرده؟ باور كردنے نيست، امكان نداره!؟ 😳
🌿خانم كه جريان رو براش تعريف كرد، #ساكت شد و رفت توے فڪـر.
💐وقتے #بچه به دنيا اومد، اسمش رو گذاشتيم.محمد ابراهيم.
«#محمدابراهيم_همت »
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊
#شهیدهمت به روایت همسرش 1
#قسمت_هجدهم
رزق آخرت
وقتی پیکر مطهر #شهیدهمت را تشییع کردند، همه دوستان و علاقهمندانش دور تابوت جمع شده بودند💔. یکی از دوستان صمیمیاش را در میان جمع دیدم. جلو رفتم سلام و علیک و احوالپرسی کردم🍃. پرسیدم: «شما وقت شهادت #حاجی، با ایشان بودید؟»
گفت: «لحظه شهادت نه، ولی چند لحظه قبل از شهادت، چرا.»😔
گفتم: «آخرین باری که او را دیدی، چه وضعیتی داشت؟»
گفت: «حدود نیم ساعت قبل از شهادت، آمد توی سنگر ما.
میخواست به بچهها سرکشی کند. شنیده بودم که چند روزی است چیزی نخورده و لحظهای هم نخوابیده است.😞 چهرهاش این مسأله را نشان میداد. خسته و گرفته بود و دیگر رمقی برایش نمانده بود. گفتم بیا چیزی بخور. شنیدهام چند روزی است غذایی نخوردهای. گفت: نمیخورم، خدا رزق دنیا را به روی من بسته است. من دیگر از این دنیا سهمی ندارم.😔
این حرف مرا متأثر کرد. تا به حال چنین سخنی از #حاجی نشنیده بودم. دلم لرزید. این حرف رنگ و بوی دیگری داشت، بوی شهادت میداد😭. تمام رفتار، کردار و سخنان #حاجی در آن لحظات، خبر از حادثه قریبالوقوعی میداد که دلمان را به لرزه درمیآورد.🍁 زیاد داخل سنگر نماند. بعد از این که آن حرف را زد، رفت.»😔😢
راوی:همسرشهید
#محمدابراهیمهمت.
#ادامهدارد...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
#شهیدهمت به روایت همسرش1
#قسمت_نوزدهم
خواهران را مقدم می داشت✨
وقتی که ما در پاوه بودیم، ساختمان🏢 خواهران از محل برادران جدا بود. وقتی #حاجهمّت در شهر بود، همیشه اوّلین کسانی که غذا می گرفتند، خواهران بودند🙂، وقتی که ایشان بود، حتماً برای خواهران چای می آوردند یا اگر میوه بود، اول از همه به آنان می دادند.😌🌹
راوی:همسرشهید
#محمد_ابراهیم_همت
#ادامهدارد...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باکاروان عشق:
تا کجا باید جنگید؟
💐🌷🌹💐🌷🌹💐🌷🌹💐🌹
شهید #محمد_ابراهیم_همت ، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به خوبی تشریح میکند که ما به عنوان مردم یک جامعه اسلامی باید تا کجا بجنگیم؟
خیلے قشنگہ👌👌👌
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صحبت های شهیدهمت در مورد مذاڪره با دشمن💢♨️
پیشبینے دقیق #شهید_همت💯
#ڪلیپ_تصویری
#صداےشهید🎤
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
#شهیدهمت به روایت همسرش1
#قسمت_بیستم
همیشه نان و پنیر می خوردیم!
وقتی ازدواج کردیم، وضع مادّی ما خیلی خراب بود🙁. اوایل در خانه اجارهای بودیم و مجبور بودیم کرایه خانه هم بدهیم. پس از مدتی،به یک ساختمان دولتی🏢 رفتیم. منطقه ناامن بود. دمکراتها از کنار همین ساختمان، به داخل بیمارستان رفته بودند😥. وضع مالی مان، آن قدر خراب بود که همیشه نان و پنیر می خوردیم. یک بار کسی به شوخی به من و #حاجهمّت گفت: «شما همیشه نان و پنیر می خورید یا وقتی به ما می رسید، نان و پنیر می خورید؟»😂😐
راوی:همسرشهید
#محمدابراهیمهمت
#ادامهدارد...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f