eitaa logo
هِنآس؛
400 دنبال‌کننده
861 عکس
358 ویدیو
1 فایل
[شاید جایی میان ابرها تورا برای ابد و یک روز درآغوش کشیدم و بوسه هایمان فراغ را بلعید :)! "پناهگاه برای تو: @sarina_02 "۱٤۰۲/۳/۲۳"
مشاهده در ایتا
دانلود
زیر سُرم بودم، یه پرستار خانوم اومد بالاسرم گفت وضعیتت خوبه؟ گفتم اره ماشین دارم، خونه و کار هم دارم:) به تزریقاتیه گفت یه ارام بخش دیگه بهش بزن!
یک دکمه رها کرد و اندوهِ زمستان رفت؛ در یک شبِ پاییزی ، آورد بهارم را
میخواستم آن گل را ، پرپر نکنم خود خواست من چشم بر او بستم ، او راهِ فرارم را
میمردم و می‌خندید، میدید و نمی‌دیدم ؛ چشمانِ خمارش را ، چشمان خمارم را
گفت هزار بارم که برگرده، یه دفعه میبینی بار هزار و یکم دیگه برنگشت، آدمه دیگه، خسته میشه، آدم خسته هم دیگه برنمیگرده، میره یه جایی گم و گور میشه برای خودش.
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه می فهمی چی به سرت اومده !
ما را شکست خورده ما را با اشک‌هایمان رها کردند و رفتند و از آن روز بود که ما بخشیدن را از یاد بردیم...
:)))))
چون سرخ‌ ترین سیب در آغوش درختی سخت است تو را دیدن و از شاخه نچیدن:)
به من مى گفت: چشم هاى تو مرا به این روز انداخت. این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده. تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم. نمى دیدى که چشم بر زمین مى دوختم؟ به او گفتم: در چشم هاى من دقیق‌تر نگاه کن! جز تو هیچ چیزى در آن نیست... "بزرگ علوی_چشم هایش"
و گاهی چنان از فرطِ نبودنت به خود پناه می‌برم که گویی بدونِ تو اندکی دیگر نخواهم بود !