eitaa logo
هِنآس؛
400 دنبال‌کننده
861 عکس
358 ویدیو
1 فایل
[شاید جایی میان ابرها تورا برای ابد و یک روز درآغوش کشیدم و بوسه هایمان فراغ را بلعید :)! "پناهگاه برای تو: @sarina_02 "۱٤۰۲/۳/۲۳"
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر 🌞
من و خورشید، تمامِ شب دلبریِ تورا برای ماه تماشا کردیمُ منتظرِ طلوعِ لبخندت شدیم تا صبح در جهانِ ما بِدمد⁦♥️⁩
آغاز کن تمامِ خودت را برای من  پایان بده به غربتِ بی‌انتهای من  سرکش‌ترین سروده‌ی شبهای شعر باش  فانوس شو به تیرگی از ابتدای من  یکبار هم تصور این را نکرده‌ام  کی میرسی به شهرِ سکوتِ صدای من  کی میرسی به بغض گلوی ترانه‌ها  کی میرسی به سردی حال و هوای من  وقتی که باز هم گره‌ای کور میشوم  ای کاش وا کنی گره از ساق پای من  ذهنم ولی به رفتنت عادت نکرده است  بویت هنوز میرسد از قصه های من...
ومن، من را درکنجِ تنهایی یا شاید در انبوهِ جمعیت روزی سردو دلگیرِ زمستانی یا شاید گرم و طاقت فرسایِ تابستانی برای همیشه ترک کرد!...
هدایت شده از •هیوا✨•
‌‌ این بار، از دستش نخواهم داد ! محکم در آغوش انگشت‌هایم می‌فشارمش .. خشکیده گُلی را، که در لابه‌لای ورق‌های خاطرات آرام جاخوش کرده بود ! شاید این‌جا نبودنت .. کمی بیشتر از همیشه به چشمم بیاید ! ‌‌‌___
‌ وقتی رفتی دنیا را تار میدیدم... مثل "عنکبوت گیر افتاده در لانه خود"
ما درد خویش را به خدا هم نگفته‌ایم تا نشکنیم پیش کسی حرمت شما...
جمعه ها شرحِ دلم یه غزلِ کوتاه است که ردیفش همه دلتنگِ توام می آید!...
من همان خسته ی بی حوصله ی غمزده ام... دختر بدقلقی که رگ خوابش شعر است :)
دقیقاً همینه😂
_ پرسید: چرا عاشقش شدی؟ چی داشت مگه دلتو برد؟ ± گفتم:چشاش شبیه دریا بود ،همونقدر عمیق و ارامش بخش و در عین حال ترسناک و پراز تلاطم . خرمن موهاش شبیه جنگلای شمال بود! دلت که می‌گرفت نیاز نبود بری سفر، یه دست بین پیچ وتابِ موهاش میکردی دلت باز میشد. بغلش کنجِ خلوت وپناهگاه دردای من بود،از هرکسی وهرجا که خسته و درمونده بودی می‌تونستی تو آرامش آغوشش غرق شی وهمه حال بدیاتُ فراموش کنی. "خلاصه بگم برای من معنی واقعی ِ زندگی بود ؛ بعدش نفس کشیدم اما زندگی نکردم"