پرسید :
_حالت خوبه؟
بغض را با خون جمع شده در دهانش فرو داد،
اشک را به بهانه ی گرد و خاک از چشمانش زدود؛
و با درد خندید!
«خنده مهر شد روی لب های ترک خورده اش :)
اما کسی نفهمید هر لحظه برای حفظ سکوت و آرام کردن ذهن پراز التهابش
تا مرز جنون میرود »
#ناگفته_ها
#برای_تو
ميگم دلبر
از بقيه كه تاريخ تولدمو بپرسى
قد و قواره مو كه نگاه كنى
شناسنامه مو كه ببينى
همه يه تاريخ مشترك از
چند سال پيش رو ميگن!!
اما از خودم كه بپرسى..
آدرس اون روز عصرى رو بهت ميدم
كه با چشمآت خنديدى
و منو به
دنيآىِ روشنِ خوشبختى آوردى!!
دِلبَر
من متولدِ هزآر و روشن چشمآىِ تواَم..
#رادیو_چهرازى
تهران پادکستقرص ابی!.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
_ این روزا خوبم !
یعنی از وقتی فراموشت کردم خوبم ...
" صبح تا شب به دیوار نگاه میکنم به همه چی فکر میکنم غیر تو "
شبم قرص آبی مو میخورم ، خوابم نمیبره :)
| #پادکست |
بيا در لابلای ورقه های اين كتاب
همديگر را ببوسيم.
نگران آبرو هم نباش؛
اينجا هيچكس كتاب نميخواند...
#احمد_شاملو