از شدت مودی بودنم اینو بگم که هم میخوام با همه حرف بزنم
هم وقتی یه مکالمه رو شروع میکنم دیگه حرفی برای ادامه ندارم 🚶
نشست روبروم و زل زد تو چشام،
عادت داشت وقتی میخواد حرفای جدی بزنه یا سوال بپرسه انگشتاشو پیچ میداد بهمُ دوتا تیله ی عسلیش رو میدوخت به موج موهام !
گفت:
_ چه جوری ثابت میکنی که واقعا دوستم داری ؟
یادته گفتی همه جوره منو میشناسی ؟
چشامو بستم و از تصور تک تک خصوصیاتش بیشتر از قبل عاشقش شدم :)
نمیدونست که من تمام وقتایی که ازش دورم همون دیدار کوتاه رو هزار بار مرور میکنم :)
± میدونی که مثل کف دستم حفظم تورو....
حتی بیشتر از خودم مدل تورو بلدم....
مثلا وقتی میخندی رو گونه ی راستت چال میوفته ؛
وقتی ناراحتی دست چپتو مشت میکنی ؛
وقتی خیلی ذوق داری همش دستتو میکنی بین فر موهات ؛
وقتی کلافه و سردرگمی تند تر راه میری ؛
میدونی چیه اصلا دلبرک خلاصه بگم که بی خبر اومدی و دنیام شدی:)♥️
#ناگفته_ها
#برای_تو
روزی کافه گردی
قدم زدن زیر باران
نجوای عاشقانه های شاملو
قهوه را تلخ سر کشیدن
کنارتو همه چیز معنی زندگی میداد ...
اما حالا که نیستی منه مجنون چه کنم؟
جز با سیگار ها درد دل برایم ممکن نیست ...
غیر از تو کسی اینجا حال مرا نمی فهمد !
446163458.MP3
زمان:
حجم:
10.4M
فکر کنم اینبار جای سجاد افشاریان من باید برای چشم هایت وان یکاد بخوانم ! 🔗♥️
| #پادکست |
می شود مگر تو باشی و باران ببارد
با طنین صدای دلنوازت نامم را به زبان برانی و
من برای دلبری کردنت نمیرم ؟!