دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود
و پاییز بود و پنجره باز . . .
استاد شفیعی کدکنی رو به دانشجو ها:
خاك بر سرِ دانشجویی که عاشق نشود !
دلم میخاد برم همه آدمای اطرافمو بغل کنم و بابت اینکه کنارشونم ازشون معذرت خواهی کنم و برم خودمو از یه بلندی پرت کنم پایین و تموم .
#واسه_تویی_که_درک_میکنی
نمیدونم شما به کسایی ك کم میارن چی میگید اما حامد ابراهیم پور خیلی قشنگ میگه :
‹ به رقص مرگ میان تنت ادامه بده . . ؛
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده :)!🧜♀️🌸 ›