هِنآس؛
می گفت :
_نگاه کن منو بالاخره یه روزی از بالای برج میلاد میپرم پایین و همه چی تموم میشه :)!
هدایت شده از ‹ هردودرنھـٰایتمۍمیرند ›
دلش که گرفت از آدم ها دور شد،
دورِ دور...
آنقدر دور که انسان ها ماه صدایش میزدند.
هِنآس؛
برای تمام من برای تو
دراغوشم بگیر و بگذار تمام درد هایم میان بازوان ستبرت چال شود !
±ممنونم خیلی زیباست ؛عاشقشون شدم :)